عنوان عنصر درجه دو و گاه درجه سه در معماري توجه كرده و هرگز از آن به عنوان يك عنصر شاخص در محور اصلي استفاده نكرده. در حالي كه در هر سه بنا به خصوص در بناي ديوانخانة عمارت مسعوديه، پله با استقرار در محور اصلي، به عنوان عنصر درجه يك در معماري مطرح شده است. فضاى وسيع دور حوض دايره اى شكل جلوى كاخ ديوانخانه محل دور زدن كالسكه بوده است. پيش آمدگى طبقة بالى ديوانخانه روى مجموعه اى از ستون ها نيز بدعتى بوده كه شايد براى توقف كالسكه در زير آن طراحى شده است. در اين بخش بر عكس معمارى ايرانى، كه تناسب و سلسله مراتبى از سنگينى به سبكى را از پايين تا بالى نما رعايت مي كرده، ديوارهاى تالر آينه و حجم سنگين طبقة اول روى چند ستون، كه سبكي را القا مي كند قرار دارند، بدعت ديگر كه در دورة ناصرى و دقيقاً از كارت پستال هاى اروپايى برداشت شده و حتى عملكرد مناسب خود را نيز پيدا نكرده. پلة ورودى به سرسرايى منتهى مى شود كه با وجود قطاربندى، سرستون ها، خطاطى منسوب به ميرزا غلمرضا، خطاط معروف دورة قاجار با آينه كارى و گچ برى هاى گلويى، يك كله فرنگى به شيوة اروپايى بر بالى سر دارد كه امكان ورود نور به سرسرا و روشنايى پله را فراهم مى كند. تالر آينه در بالي پله ها، سقف و گلويى مقرنس آينه كاري و اُرسى درهاى چوبى مليله كارى شده با برنج و عاج دارد. اين فضا با الگوى پنج درى يا پنج تايى، شاه نشين يا تالر آينه خوانده مى شود. اتاق هاى شرقى و غربى اين سرسرا و تالر به عملكردهاى جنبى ادارى و ديوانى اختصاص داشته، و تالر آينه محل ملقات هاى رسمى و تشريفاتى بوده. در طبقة پايين و همكف اين بنا دو مسير و راهرو عبورى در دو طرف، و اتاق هايى كه مستقيم به حياط باز مى شود، فضاهايى را براى اقامت خدمتكاران، نظاميان، كالسكه چى ها و ... فراهم كرده. نماى تالر آينه گچبرى پركارى دارد كه با تغييرات ايجاد شده درچند دوره، ردپايى از سه دورة قاجارى، پهلوى و بعد از انقلب اسلمى را در بر خود دارد. هكتاري در بافت كنونى تهران 1/5 بررسى نقش شهرى اين مجموعة مى تواند موضوعى در خور اهميت براى پژوهش قرار گيرد تا با توجه به قابليت هاى بنا، عملكردى مناسب براى آن در نظر گرفته شود كه مطمئناّ در بال بردن سطح فرهنگى و آسايش نه تنها در مناطق اطراف بلكه در سطح شهر تهران مثمر ثمر خواهد بود. پانوشت ها: 1- Pietro Della Valle 2- Olivier در تبريز، فارغ التحصيل دانشگاه آزاد اسلمى تبريز1353 * سيد وحيد افصحى متولد است. مرمت مجموعة تاريخى كردشت، خانة تاريخى حيدرزاده تبريز، ساماندهى تپه هاى تاريخى اردبيل، مرمت و احياي عمارت تاريخى مسعوديه در سازمان ميراث فرهنگى، از جمله پروژه هاي او هستند. او رتبة اول مسابقة طراحى داخلى بناهاي تاريخى و رتبة اول مسابقة طراحى سردر باغ ملى گياه شناسى را به دست آورده. (سردر كالسكه رو )دورة ناصري سقف و داخل كله فرنگي سرسراي ديوانخانه نماي داخلي هشتي سردر پياده سقف آينه كاري اتاق آينه )عمارت ديوانخانه( مليله كاري درهاي اتاق آينه )عمارت ديوانخانه(Entrance for carriages (Naseri era) Mirror ceiling of the Divankhaneh Mirror work, Divankhaneh Divankhaneh interior Pedestrian gate, inside
\\nدور مكاني پرآب و درخت بوده و به اين دليل مورد توجه تيمور و سپس شاه طهماسب واقع شده. برخي از درختان كاخ گلستان كه كف بر شده اند و تنة خشكيدة يك درخت در بازار تهران، كوچة غريبان كه چندي پيش خشك شد، تنها بازماندة درختان چناري اند كه دل واله از آن ياد كرده است. پس از توسعة تهران و تخريب حصار طهماسبي، تهران ناصري با وسعت بيشتر و برج و باروي جديد شكل گرفت، بنابراين برخي از باغ هايي كه بيرون حصار قديم مانده بودند، درون حصار جديد قرار گرفتند. از قديمي ترين اين باغ ها، نگارستان است كه از دورة صفويه بر جاي مانده بود )مجموعه آينة تهران( و فتحعلي شاه آنجا را به باغي باشكوه تبديل و چند عمارت زيبا در آن بنا كرد. اكنون تنها اثر بازمانده از آن باغ بزرگ، كه به حوضخانة فتحعلي شاهي معروف است، در لبه لي ساختمان هاي سازمان برنامه و بودجة سابق از نظر ها پنهان مانده. ضلع شمالي اين باغ در دورة رضاشاه به دانشسراي عالي تبديل شد و در اختيار دانشگاه تهران قرار دارد. يكي ديگر از باغ هاي حصار ناصري كه تنها نامش بر يكي از خيابان هاي معروف تهران باقي مانده، لله زار است. اين باغ بسيار بزرگ بود و شاهان قاجاري هر يك عمارتي در آن بنا كرده بودند كه در مجموع شش باغ بزرگ و كوچك را شكل مي دادند. كه احتمال توسط بَغايرى تهيه شده است، جاي بيشتر 1306 در نقشة باغ هاي اطراف تهران ناصري مشخص است. هم اكنون تعداد انگشت شماري از اين باغ ها وجود دارند كه يا در اختيار ارگان هاي نظامي و مراكز دولتي و يا سفارتخانه هاى خارجى هستند. باغ بهارستان )مجلس(، باغ ضل السلطان )مسعوديه(، باغ امير اتابك )سفارت روسيه(، باغ عشرت آباد )پادگان سپاه(، باغ ايلخاني )بانك ملي مركزي(، باغ ملك الكتاب رشتي )سفارت آلمان( در كنار باغ سفارت تركيه در چهارراه استانبول، از معدود باغ هايي اند كه بخش هايي از آن تا به امروز برجاي مانده اند. دوستعلي خان معيرالممالك در يادداشت هاي خود از دو باغ به نام هاي اميريه و منيريه نام برده و نوشته است: »نايب السلطنه كامران ميرزا عمارت اميريه را به نام خود و عمارت منيريه را به نام مادرش بنا نهاد. وسعت اين دو باغ كه در غرب حصار قرار داشتند بيش از هفتصدهزار مترمربع بود. باغ اميريه در دورة پهلوي به دانشكدة افسري تبديل شد كه با تغييراتي همچنان باقي است. در شرق نيز باغ امين الدوله، با نقشة غير ايرانى، مقابل باغ نگارستان قرار داشت كه ضلع شمالي آن حدود خيابان فخرآباد بود و از آن فقط يك سردر ورودي مقابل مسجد فخرالدوله باقي مانده است. اين باغ به پارك امين الدوله معروف بوده و در آن قايق سوارى مى كرده اند.« گسترش تهران به سمت شمال شهر از دورة قاجار شروع شد كه چند دليل رشته قنات در تهران 500 داشت، اول اينكه تا روزگاري نه چندان دور، حدود داير بوده اند كه بايد آن را با تعداد آبادي هايي كه پيرامون حصار ناصري و در فاصلة ري تا شميران گسترده شده بودند مرتبط دانست. اين آبادي ها به افراد ثروتمند، درباريان و شاهزادگان قاجار و حكومت تعلق داشتند و بيشتر به شكل ارباب و رعيتي اداره مي شدند، در اين ميان روستاهايي از گذشته وجود داشتند كه جزو آبادي هاي ري باستان به شمار مي رفتند و همچنان تا امروز نام و نشاني از برخي از آن روستاها باقي مانده كه از مهم ترين اين روستاهاي تاريخي، مهران، ونك، تجريش، چيذر، دزاشيب، سوهانك، نارمك، اوين، كن، قيطريه و ... را مي توان نام برد. يكي از قديمي ترين اين روستاها، مهران بوده. حسين كريمان در كتاب ري باستان مي گويد: »به عهد ساسانيان مرزباني ري با خاندان مهران بود، خاندان مهران... از ديه مهران برخاستند.« باغ نگارستانNegarestan garden
\n