تهران با حدود ۵۰۰ سال پیشینهٔ پرفرازونشیب، شهری است که از مرکز تاریخی آن یعنی هستهٔ ابرشهر کنونی تا روستای شمیران در دامنهٔ البرز که از دیرباز جزو ییلاقات ری باستان بوده، با نامهایی که طراوت، زیبایی و سر زندگی را به یاد میآورند پیوند خورده. در محلهٔ عودلاجان که نقطهٔ شروع شکلگیری تهران است و در میانهٔ گذر امامزاده یحیی، میدانچهٔ باغ پسته بیگ واقع شده. روی تابلویی کمی پایینتر از میدان محمدیه نوشته شده، کوچهٔ باغ انگوری، و کوچهٔ باغ ایلچی نیز در حدود گذر حاج قاسم در محدودهٔ بازار، برای تهرانیها نامی آشناست. با حرکت از مرکز تهران به جهات مختلف جغرافیایی، به نام باغهایی با قدمت بیش از ۱۰۰ سال برمیخوریم، به این ترتیب نام صدها باغ در تاریخ تهران ثبت شده.
اعتمادالسلطنه از رجال بانفوذ دورهٔ قاجار نام برخی از این باغها را در روزنامهٔ خاطرات، عهد ناصری، ذکر کرده. اگر آن باغها حفظ میشدند، تهران امروز بزرگترین باغ شهر جهان لقب میگرفت.
یاکوب ادوارد پولاک¹، پزشک ناصرالدین شاه، در کتاب خاطرات خود میگوید: «باغهای شهر تهران برحسب مساحتی که ماژور کرشیش تهیه کرده است ۱۴۴۰۰۰ مترمربع بالغ میشود.» این آمار تنها در مورد باغهای داخل حصار صفوی است، که با افزایش جمعیت، این باغها نیز از میان رفتند. اعتمادالسلطنه در کتاب المآثر و الآثار میگوید: «اراضی خاصه دیوانی واقعه در سنگلج را که خانههای جناب… معیرالممالک و غیره آنجا است و به باغ خسروخان و باغ قورخانه و باغ امانالله خان اشتهار دارد، به جهت توسعه بر مردم دارالخلافه تهران و اخراج ایشان از تنگنای ضیق مکان به رعایا انتقال فرمودند و از این جهت بر آبادیهای جدید چندین هزارجریب… بیفزودند.»
از آن حدود ۱۴/۵ هکتار باغ به جز معدودی که در اختیار دولت بودند، همچون کاخ گلستان که کمتر از نیمی از آن باقی مانده، و خانهٔ وزیرمختار روس که هم اکنون در انتهای خیابان پامنار به سمت شمال قرار دارد و به امور بازرگانی فدراسیون روسیهٔ فعلی اختصاص یافته، و مختصری از درختان این باغها در خانههای حیاطدارِ باقیمانده در گوشه و کنار مرکز شهر، دیگر اثری دیده نمیشود. از درختان چنار محدودهٔ حصار صفوی هم که برخی سیاحان از آن یاد کردهاند و باقیماندهٔ درختان تهران اولیه در زمانی بودند که ساکنان آن در خانههای زیرزمینی زندگی میکردند و در شکلگیری تهران صفوی مؤثر بودند، دیگر حتی یک درخت سبز هم دیده نمیشود.
یکی از این سیاحان، کلاویخو²، سفیر اسپانیا، که در سال ۸۰۶ ق./ ۱۴۰۴ م (۱۰۰ سال قبل از حصارکشی) از تهران میگذشته، در یادداشتهایش آورده: «شهر تهران محلی است بسیار پهناور، برگرد آن دیواری نیست و جایگاهی خرم و فرحزاست.»
پیترو دلا واله³، سیاح ایتالیایی نیز در سفرنامهٔ خود از سفری که همراه شاه عباس بوده میگوید: «تهران شهر بزرگی است، تمام این شهر از باغهای بسیار بزرگ پوشیده شده و همه رقم میوه در آن یافت میشود، در تمام عمر خود هیچ وقت تعداد به این زیادی چنارهای تنومند و زیبا ندیدهام. من باید تهران را شهر چنار بنامم.» این گفتهها نشان میدهند که تهران از گذشتههای دور مکانی پرآب و درخت بوده و به این دلیل مورد توجه تیمور و سپس شاه طهماسب واقع شده.
برخی از درختان کاخ گلستان که کف بر شدهاند و تنهٔ خشکیدهٔ یک درخت در بازار تهران، کوچهٔ غریبان، که چندی پیش خشک شد، تنها بازماندهٔ درختان چناریاند که دلا واله از آن یاد کرده است. پس از توسعهٔ تهران و تخریب حصار طهماسبی، تهران ناصری با وسعت بیشتر و برج و باروی جدید شکل گرفت. بنابراین برخی از باغهایی که بیرون حصار قدیم مانده بودند، درون حصار جدید قرار گرفتند.
از قدیمیترین این باغها، نگارستان است که از دورهٔ صفویه بر جای مانده بود (مجموعه آینهٔ تهران) و فتحعلیشاه آنجا را به باغی باشکوه تبدیل و چند عمارت زیبا در آن بنا کرد. اکنون تنها اثر بازمانده از آن باغ بزرگ، که به حوضخانهٔ فتحعلیشاهی معروف است، در لابهلای ساختمانهای سازمان برنامه و بودجهٔ سابق از نظرها پنهان مانده. ضلع شمالی این باغ در دورهٔ رضاشاه به دانشسرای عالی تبدیل شد و در اختیار دانشگاه تهران قرار دارد.
یکی دیگر از باغهای حصار ناصری که تنها نامش بر یکی از خیابانهای معروف تهران باقی مانده، لالهزار است. این باغ بسیار بزرگ بود و شاهان قاجاری هر یک عمارتی در آن بنا کرده بودند که در مجموع شش باغ بزرگ و کوچک را شکل میدادند. در نقشهٔ ۱۳۰۶ که احتمالاً توسط بَغایری تهیه شده است، جای بیشتر باغهای اطراف تهران ناصری مشخص است. هم اکنون تعداد انگشتشماری از این باغها وجود دارند که یا در اختیار ارگانهای نظامی و مراکز دولتی و یا سفارتخانههای خارجی هستند. باغ بهارستان (مجلس)، باغ ضلالسلطان (مسعودیه)، باغ امیر اتابک (سفارت روسیه)، باغ عشرت آباد (پادگان سپاه)، باغ ایلخانی (بانک ملی مرکزی)، باغ ملک الکتاب رشتی (سفارت آلمان) در کنار باغ سفارت ترکیه در چهارراه استانبول، از معدود باغهاییاند که بخشهایی از آن تا به امروز برجای ماندهاند.
دوستعلی خان معیرالممالک در یادداشتهای خود از دو باغ به نامهای امیریه و منیریه نام برده و نوشته است: «نایب السلطنه کامران میرزا عمارت امیریه را به نام خود و عمارت منیریه را به نام مادرش بنا نهاد. وسعت این دو باغ که در غرب حصار قرار داشتند بیش از هفتصدهزار مترمربع بود. باغ امیریه در دورهٔ پهلوی به دانشکدهٔ افسری تبدیل شد که با تغییراتی همچنان باقی است. در شرق نیز باغ امینالدوله، با نقشهٔ غیر ایرانی، مقابل باغ نگارستان قرار داشت که ضلع شمالی آن حدود خیابان فخرآباد بود و از آن فقط یک سردر ورودی مقابل مسجد فخرالدوله باقی مانده است. این باغ به پارک امینالدوله معروف بوده و در آن قایق سواری میکردهاند.»
گسترش تهران به سمت شمال شهر از دورهٔ قاجار شروع شد که چند دلیل داشت. اول اینکه تا روزگاری نه چندان دور، حدود ۵۰۰ رشته قنات در تهران دایر بودهاند که باید آن را با تعداد آبادیهایی که پیرامون حصار ناصری و در فاصلهٔ ری تا شمیران گسترده شده بودند مرتبط دانست. این آبادیها به افراد ثروتمند، درباریان و شاهزادگان قاجار و حکومت تعلق داشتند و بیشتر به شکل ارباب و رعیتی اداره میشدند. در این میان روستاهایی از گذشته وجود داشتند که جزو آبادیهای ری باستان به شمار میرفتند و همچنان تا امروز نام و نشانی از برخی از آن روستاها باقی مانده که از مهمترین این روستاهای تاریخی، مهران، ونک، تجریش، چیذر، دزاشیب، سوهانک، نارمک، اوین، کن، قیطریه و… را میتوان نام برد.
یکی از قدیمیترین این روستاها مهران بوده. حسین کریمان در کتاب ری باستان میگوید: «به عهد ساسانیان مرزبانی ری با خاندان مهران بود، خاندان مهران… از دیه مهران برخاستند.»
به نوشتهٔ اعتمادالسلطنه قنات مهران مربوط به هزار سال قبل بوده که نشان از پایدار بودن قناتها در دورههای تاریخی و نگهداری خوب آنها دارد. در دورهٔ قاجار این قنات را به سمت ارک منحرف کردند «پس از ساخته شدن باغ و عمارت سپهسالار سه دانگ از آب این قنات وقف باغ سپهسالار شد» (قناتهای تهران در سال ۱۳۴۵، شمارهٔ ۷۵)، که همچنان از زیر آن میگذرد و به حمام گلشن در مقابل بقعهٔ سیداسماعیل میرسد و سپس به سمت چهارراه سیروس و بازار امینالسلطان میرود. متأسفانه این قنات امروز پر از فاضلاب شهری است. نگارنده در روند پروژهٔ مرمت حمام گلشن، قناتی که از زیر حمام میگذشت را دیده است. گاه جلوی قنات را با صفحهای چوبی میبستند تا استخر حمام پشت آن پر آب شود و شاهزادههای قاجار در ماه رمضان در آن آب تنی میکردند.
روستای مهران در حد واسط روستاهای مبارک آباد و ضرابخانه و در شمال قصر قاجار بوده که دیگر اثری از آنها باقی نیست به جز نام محلات. بنابراین از گذشته شمال تهران مورد توجه بوده، ولی پس از شکلگیری تهران به عنوان شهر، و به خصوص از دورهٔ قاجار، آبادیهای جدیدی اطراف تهران ساخته شدند که در آنها برای تأمین نیاز شهر، کشاورزی، سبزیکاری و صیفیکاری میشد، و روستاهای دامنهٔ کوه که از آب رودخانههای هفتگانهٔ تهران آبیاری میشدند، پوشیده از باغ و درختان میوه بودند.
حجت بلاغی در کتاب تهران، شمال، مضافات آورده است: «قصبهٔ رستمآباد علیا و سفلی در چهارکیلومتری جنوب شرقی امامزاده صالح و سه کیلومتری شرق قلهک است. سکنهٔ آن چهارصدتن است، قصبه در دامنه و سردسیر، و آبش از دو رشته قنات و در بهار از رودخانهٔ دارآباد، و محصولش غلات و میوههاست.» (رستم آباد یکی از آبادیهای شکل گرفته در دورهٔ قاجار است.)
خوش آب و هوا بودن ارتفاعات شمالی تهران و وجود هفت روددره که عامل اصلی هوای خوب و اختلاف دمای این منطقه با تهران محسوب میشد، شاهان قاجار را بنا بر عادت ییلاق و قشلاق علاقمند کرد که از گرمای طاقتفرسای تهران در فصل تابستان به دامن کوه پناه ببرند. همراه با توسعهٔ تهران، قصرهای قاجاری نیز فاصلهٔ بیشتری نسبت به شهر پیدا میکردند. تعدادی از این باغ قصرها در دورهٔ فتحعلیشاه ساخته شدند مانند باغ لالهزار و قصر قاجار که بعد به زندان قصر تبدیل شد و از بناهای آن فقط یک کوشک هشت وجهی در وسط باغ و چند درخت از ۵۰ هکتار باغ آن باقی مانده است. محمدشاه نیز قصری به نام محمدیه در شمیران در محلهٔ محمودیه که نام بعدی قصر بود، واقع در بَرِ غربی خیابان ولیعصر بنا کرد. از آن باغ امروز اثری باقی نمانده. مظفرالدین شاه نیز قصری در دارآباد ساخت که هم اینک بخشی از آن بیمارستان مسیح دانشوری است.
اما ناصرالدین شاه به دلیل طولانی بودن دوران حکومتش و امنیت نسبی کشور و همچنین خصلت خوشگذرانی که داشت، در اطراف تهران قصرها و باغهای بسیاری را بنیان گذاشت یا تصاحب کرد. از قصر عشرت آباد که نزدیک حصار بود تا سلطنت آباد در ضلع شرقی محلهٔ اختیاریهٔ کنونی، دوشان تپه، قصرهای فیروزه و یاقوت (سرخ حصار) در شرق و کاخ نیاوران در شمال شرقی و دهها باغ و عمارت دیگر از آثار اوست. اعتماد السلطنه در یادداشتهای خود میگوید: «چون ناصرالدین شاه زیر چادر به دنیا آمده بود لذا نمیتوانست در شهر زیر سقف اتاق زندگی کند و همیشه سر به صحرا میگذاشت.»
درباریان و شاهزادگان قاجار نیز با تأسی به او باغهای زیادی در تهران و اطراف آن خصوصاً به سمت شمیران ساختند. این باغها اغلب نزدیک جادههایی که مسیر قصرهای شاهان قاجار بود ساخته میشدند. باغ صبا یکی از این باغها و متعلق به فتحعلی خان صبا ملکالشعرای فتحعلیشاه بود که بعد حاج کاظم ملک تجار (پدر حاج حسین آقای ملک) آن را خرید و تا چندی پیش جزو املاک ورثهٔ او به شمار میرفت. این باغ در بر غربی جادهٔ قدیم شمیران (خیابان شریعتی) بالاتر از سه راه ملک کنونی قرار داشت که در سالهای اخیر باقیماندهٔ درختان این باغ نیز قطع و ساخت و سازهای گستردهای در آن شد.
کنت دوگوبینو⁴، سفیر فرانسه در ایران عهد قاجار، مینویسد: «اعیان و اشراف و تجار اراضی خارج شهر را به بهای ارزان خریداری نموده و خیابان و باغ به وجود میآورند و عمارات کوچک و بزرگ میسازند، به طوری که میتوان گفت اراضی تهران اصلاً صاحب ندارد.» این موضوع دومین عامل توسعهٔ تهران به شمار میآید.
یکی از ملاکین بزرگ دورهٔ ناصرالدین شاه، مستوفیالممالک، آبادیهای زیادی در تهران و اطراف شهر به وجود آورد، از جمله بهجتآباد و یوسف آباد که در شمال شرقی تهران ناصری صدها هکتار وسعت داشتند. بخش عمدهای از زمینهای ده ونک نیز به او تعلق داشت. او جادهای در میان باغها و مزارع خود از بالادست امیرآباد تا یوسف آباد ساخت که اطراف آن درخت و گل کاری شده بود. (ر.ک. به نقشهٔ خیابان امیرآباد.) از باغهای دیگر، باغ جلالیه متعلق به جلالالدوله فرزند ظلالسلطان در کنار ضلع غربی املاک مستوفی واقع شده بود که در دورهٔ پهلوی اول در بخشهایی از باغ از خیابان فاطمی تا انقلاب به موزهٔ فرش، هتل لاله، پارک لاله و دانشگاه تهران تبدیل شد. خیابان امیرآباد (کارگر) از بدنهٔ غربی این باغ میگذشت و در حد فاصل باغ شاه تا باغ امیرآباد کشیده شده بود.
دکتر فووریه⁵، طبیب ناصرالدین شاه، در کتاب سه سال در دربار ایران خود آورده: «راه صاحبقرانیه در دروازه شمیران است و عشرت آباد و قصر قاجار و ضرابخانه و باروتخانه و باغ بزرگ سلطنت آباد همه در طرف دست راست جادهاند.» حجت بلاغی نیز در تاریخ تهران آورده است: «در سال ۱۲۷۸ ق راه سلطنت آباد تحت نظارت علیقلی میرزا اعتمادالسلطنه و میرزاسعیدخان انصاری وزیرخارجه به مباشرت مسیو کاسکرخان مهندس اطریشی شوسه شد و آن راه به نام خیابان شمیران مشهور گشت.» هم او میگوید: «قریه جماران در دو کیلومتری شرقی امامزاده صالح در کنار راه شوسهٔ تجریش به نیاوران است.»
از گفتههای بلاغی و فووریه میتوان نتیجه گرفت که ناصرالدین شاه فاصلهٔ بین دارالخلافه و قصر باغهای خود در شمیران را با راه شوسه به هم رسانیده و بنابراین مقدمات توسعه و پیوند تهران با روستاهای مسیر به سمت شمیران نیز از طریق این راهها هموارتر شده و همچنان باغها و آبادیهای بیشتری در کناره و پیرامون این راهها شکل گرفته، بنابراین سومین عامل توسعهٔ تهران به سمت شمال شهر را میتوان وجود این راهها دانست.
روی نقشهای متعلق به سال ۱۲۸۶ قمری مقارن با اواسط سلطنت ناصرالدین شاه، عوارض طبیعی، باغها، زمینهای کشاورزی و ساخت و سازهای عصر ناصری نشان داده شده. همچنین ارتباط بین تهران و شمیران که از طریق جادههای مالرو (خاکی) و با خط و نقطه مشخص شده، دیده میشود. این نقشه نشان میدهد که بخشهایی از خیابان شریعتی و ولیعصر از محدودهٔ همین راهها میگذرد. در این نقشه برخی باغها که تا آن زمان ساخته شده بودند مشخص شده است. به مرور، باغهای زیادی در بخش شمالی شهر شکل گرفتند و دامنهٔ آن تا قریه تاریخی امامزاده قاسم نیز کشیده شد. باغهای مهم این محدوده را اعتمادالسلطنه در یادداشتهای خود معرفی کرده. او در یادداشت روز جمعه ۷ ذیحجه ۱۳۰۷ ق مینویسد: «امروز شاه، باغ ملک که در امامزاده قاسم است،
مهمان» هستند. در یادداشت روز دوشنبه ۱۴ رجب ۱۲۹۲ ق نیز میگوید: «امروز شاه، باغ نصرت الدوله که در امامزاده قاسم دارد، با حرم مهمان… هستند. سه از دستهٔ گذشته [یعنی سه ساعت از ظهر گذشته] شاه طرف امامزاده قاسم از زیر جماران تشریف بردند… عصر که مراجعت شد باغ درویش را که بین امامزاده قاسم و نیاوران است، قبلهٔ عالم به من بخشیدند که آباد نمایم.»
از دیگر باغهای مهم عصر ناصری، باغ فرمانیه متعلق به عبدالحسین میرزا فرمانفرما بود که توسط ورثهٔ او به سفارت ایتالیا به مبلغ ۱۰۰ هزار تومان فروخته شد. این باغ به عنوان اقامتگاه سفیر ایتالیا هنوز در بَرِ جنوبی خیابان فرمانیه قرار دارد و عمارت قدیم آن نیز به زیبایی مرمت شده و باقی است. جای تأسف است که تنها باغهای باقیمانده از تهران قدیم باغهای سفارتخانهها باشند و ایرانیان خود اهمیتی به حفظ و نگهداری از این باغها و عمارات نداده باشند و همچنان نیز ندهند.
باغ آجودانیه یکی دیگر از باغهای دورهٔ ناصری است. حجت بلاغی در کتاب تاریخ تهران میگوید: «آجودانیه آباد کردهٔ آقارضاخان اقبالالسلطنه وزیر قورخانه است.» از این باغ نیز فقط نام آن باقی مانده. اعتماد السلطنه در المآثر و الآثار آورده است: «و کامرانیه، بلوک شمیران واقعه در شمال شهر طهران از پیرامن کوه مشهور به البرز، که عمارت ییلاقی حضرت مستطاب والا کامران میرزا امیر کبیر وزیر جنگ… است. در این اثر بزرگ باغچهبندیها و گلکاریها به طرز فرنگستان موجب حیرت نظارگیان است.»
یکی دیگر از قصرهای سلطنتی باغ اقدسیه بود. حجت بلاغی در تاریخ تهران میگوید: «باغ اقدسیه در مشرق صاحبقرانیه است و آن از بناهای ناصرالدین شاه قاجار است. نام آن قبلاً حصار مُلّا بود و شاه مزبور آنجا را به نام اقدسالدوله یکی از زنان خود اقدسیه نامید.» این نمونهها بخشی اندک از باغهای دورهٔ قاجار است که جز تعدادی انگشتشمار از آن باقی نمانده.
همزمان با شکلگیری خیابان ولیعصر در دورهٔ رضاشاه، توسعهٔ تهران به سمت شمیران شدت گرفت، ولی در کنارههای خیابان ولیعصر به جز باغ فردوس و باغ محمودیه که در دورهٔ قاجار شکل گرفتند، به دلایلی باغهای مرسوم دورهٔ قاجار ساخته نشد: اول اینکه بخش بزرگی از املاک مستوفی الممالک در میانهٔ خیابان امیرآباد تا ده ونک قرار داشت (در شرق و بالادست خیابان ولیعصر) و کسی نمیتوانست در آن بسازد. دوم وضعیت خیابان ولیعصر بود که امکان کشاورزی و باغداری را با وجود پستی و بلندیهای زیاد فراهم نمیکرد. همچنین سیلگیر بودن بعضی نقاط آن مزید بر علت، و موجب شده بود که در دورهٔ قاجار به این مسیر چندان توجهی برای ساخت و ساز نشود. برای روشن شدن این موضوع کافی است به وضعیت کنونی خیابان ولیعصر از سه راه عباس آباد تا حدود میدان ونک نگاه کنیم. بدنهٔ غربی خیابان ولیعصر اختلاف سطح زیادی با بدنهٔ شرقی آن دارد، به شکلی که ارتباط با بدنهٔ غربی در طول این مسیر به ناچار با پلکانهای زیادی برقرار میشود، به ویژه در محدودهٔ پارک ساعی که نسبت به خیابان ولیعصر در گودی قرار گرفته و در گذشته از نقاط سیل گیر بود. این وضعیت و همچنین اختصاصی بودن خیابان ولیعصر در ابتدا به منظور ارتباط سریع و راحتتر بین کاخ مرمر و سعدآباد، موجب شد پیرامون خیابان ولیعصر کمتر ساخت و ساز شود.
هنگامی که توسعهٔ شهر شتاب بیشتری گرفت و بدنههای خیابان ولیعصر نیز به تبعیت از شیوههای جدید زندگی و روشهای مدرن معماری شکل گرفتند، به مرور ساختمانهای ویلایی حیاطدار جای کوشک باغهای بزرگ عصر قاجار را گرفت. تحولات اجتماعی آن دوره در شیوهٔ شهرسازی و معماری نیز تأثیر گذاشت و دوران گذر از سنت به مدرنیسم در این دوره به اوج خود رسید. از جمله بناهای مسکونی از حالت بسته و درونگرا که بیشتر به دلیل مسائل امنیتی و اعتقادی به وجود آمده بود (خانههای اندرونی و بیرونی که کمترین ارتباط را با فضای بیرون داشتهاند) به حالت برونگرا و ارتباط با فضای پیرامونی تغییر یافت که از تأثیرات این تحول عظیم در تاریخ معماری و شهرسازی ایران بوده. حیاط به عنوان بخشی از طبیعت و در قالب باغچههای پیرامونِ یک حوض و آبنما در معماری مسکونی نقشی دیرپا داشته، و بدین ترتیب بناهای یک و دو طبقهٔ ویلایی با طرحها و سبکهای متنوع و مصالح جدید بازتعریفی از معماری تحول یافته و مدرن ایرانی شدند. بنابراین عامل چهارم توسعه و از مهمترین عوامل افزایش جمعیت تهران، به خصوص از دورهٔ پهلوی دوم بود که موجب رشد سریع تهران به ویژه به سمت ارتفاعات شمالی شد.
ادوارد پولاک میگوید: «هیچ خانهای در تهران پیدا نمیشود که حیاط نداشته باشد و هیچ حیاطی بدون باغچه و درخت نیست.» شکلگیری گستردهٔ بناهای مسکونی به این شیوه موجب شد هر خانوادهٔ تهرانی حیاطی کوچک با باغچههای پرگل و درخت داشته باشد و ارتباط با طبیعت و هوای پاک از این طریق برای ساکنان فراهم شود. تهران به این شکل رشد و توسعه یافت و هنوز هم در گوشه و کنار ابر شهر کنونی نشانههایی از این خانهها دیده میشود. به عنوان نمونه در سراسر خیابان نیاوران، بخشهایی از خیابان ولیعصر و خیابان شریعتی به ویژه در قسمتهای شمالی و دیگر نقاط شهر، این خانهها در طرفین خیابانها با حیاطهای پردرختی که پارهای از آن باقیماندهٔ باغهای قبلی تهراناند، ضمن زیبایی بخشیدن به منظر شهر، نقش مهمی در تلطیف هوا دارند.
تهران بیش از هر زمانی به پاکی و سرزندگی نیاز دارد و باید قبل از آنکه خیلی دیر شود برای حفظ این شکل زندگی چارهای اندیشید، پیش از آنکه شیوهٔ رایج آپارتمان و برجسازی این باقیماندهٔ اندک را نیز از میان ببرد که در آن صورت تهران بیش از پیش صرفاً به کانالهایی برای عبور خودرو تبدیل خواهد شد. آنچه از باغهای تاریخی تهران باقی مانده باارزش است و مدیران شهری میبایست با بازشناسی، احیا و حفاظت آن برای هویت بخشی و ارتقای کیفی فضاهای شهری بیش از پیش بکوشند.
منابع:
- اعتمادالسلطنه، محمدحسنخان. المآثر و الآثار، به کوشش ایرج افشار، اساطیر، ۱۳۶۳.
- اعتمادالسلطنه، محمدحسنخان. روزنامهٔ خاطرات، به کوشش ایرج افشار، امیرکبیر، ۱۳۵۶.
- پولاک، یاکوب ادوارد. سفرنامه، ترجمهٔ کیکاوس جهانداری، خوارزمی، ۱۳۶۸.
- خوانساری، مهدی؛ مقتدر، محمدرضا؛ یاوری، مینوش. باغ ایرانی بازتابی از بهشت، ترجمهٔ مهندسان مشاور آران، سازمان میراث فرهنگی، ۱۳۸۳.
- دلا واله، پیترو. سفرنامه، ترجمهٔ شجاعالدین شفا، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۸.
- فووریه. سه سال در دربار ایران، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، علمی، ۱۳۶۳.
- کریمان، حسین. قصران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۶.
- کریمان، حسین. تهران در گذشته و حال، دانشگاه شهید بهشتی، چاپ دوم، ۱۳۷۱.
- کلاویخو. سفرنامه، ترجمهٔ مسعود رجبنیا، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۳۷.
- گوبینو، کنت دو. سه سال در ایران، ترجمهٔ ذبیحالله منصوری، از انتشارات روزنامهٔ کوشش، بیتا.
- معتمدی، محسن. جغرافیای تاریخی تهران، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، چاپ اول، سال ۸۱.
- نجفی، ناصر. طهران عهد ناصری، عطار، ۱۳۶۳.
- هدایت، مهدیقلیخان. خاطرات و خطرات، زوار، ۱۳۶۳.
پانوشتها:
۱ـ Jakob Eduard Polak
۲ـ Ruy Gonzalez de Clavijo
۳ـ Pietro Della Valle
۴ـ Joseph Arthur de Gobineau
۵ـ Feuvrier
* مهدی معمارزاده کارشناس ارشد بناها و بافتهای تاریخی و کارشناس میراث فرهنگی استان تهران است. ناظر پروژههای مرمتی میراث فرهنگی بوده و مقالات و پژوهشهای فرهنگی او در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و مجلات میراثی چاپ شدهاند.




