مشخصات طرح
معمار: حسین شیخزینالدین / مهندسان مشاور باوند
محل: مجموعه سعدآباد، تهران
مساحت: حدود ۲۰٬۰۰۰ مترمربع
مدت ساخت: حدود ۲ سال
مجری طرح: مجری طرح ساختمانهای ویژه، وزارت مسکن و شهرسازی
مدیر اجرا: جلال صادقی
مسئول پروژه: محمدجواد اسماعیلپور
سرپرست کارگاه: محمدرضا موشحی عصر
مدیر تجهیز ساختمان: ملیحالسادات کریمی پایدار
در بخش ساخت و صنعت به طرح ساختمان حافظیه، اقامتگاه سران کشورهای اسلامی پرداختهایم که در این شماره بخش نقد را نیز به آن اختصاص دادهایم. از جمله ویژگیهای این طرح که معمار را بر آن داشت بخش ساخت و صنعت را به بررسی آن اختصاص دهد، کیفیت مطلوب اجرای طرح در مدتی نسبتاً کوتاه (حدود دو سال) با هزینهای حدود سه میلیون ریال برای هر مترمربع بوده که رقمی بسیار مناسب است و خبر از سازماندهی پرتوان و کارآمدی میدهد.
در گفتگویی با دستاندرکاران اجرای طرح — مهندس جلال صادقی، مجری طرح و مدیر اجرا؛ مهندس محمدجواد اسماعیلپور، مسئول پروژه؛ مهندس محمدرضا موشحی عصر، سرپرست کارگاه؛ و مهندس ملیحالسادات کریمی پایدار، مدیر تجهیز ساختمان — ابتدا از آنها خواستیم که علاوه بر توضیح درباره جنبههای مهم مدیریتی و روشهای سازماندهی اجرای طرح، چگونگی حصول به کیفیت مطلوب اجرایی را که برای صنعت ساختمان کشور دستاوردی محسوب میشود، برای خوانندگان معمار تشریح کنند.
مجری طرح ساختمانهای ویژه
جلال صادقی
پیش از اینکه به شیوههای مدیریت، سازماندهی و دستاوردهای اجرایی این طرح بپردازیم، مختصری درباره پیشینه بهوجود آمدن مجری طرح ساختمانهای ویژه توضیح میدهم. به این وسیله بخش عمدهای از سوال شما پاسخ داده میشود.
دلیل اصلی شکلگیری مجری طرح ساختمانهای ویژه در بخش سازمان مجری ساختمانها و تأسیسات دولتی و عمومی وزارت مسکن و شهرسازی، مسائل خاص برخی از پروژههای ساختمانی بود که اجرای آنها را به طرق مرسوم و مطابق با ضوابط و مقررات جاری و فهرست بهای معمول، ناممکن میساخت. برای مثال، مرمت مجلس شورا به دلیل حساسیت موضوع و اهمیت تاریخی بنا، و یا موزه قرآن و فرهنگسرای نگارستان به دلیل پیچیدگیهای فنی سازه آنها و لزوم استفاده از مصالح خاص، و ساختمان حافظیه — نهتنها به دلیل شرایط خاص کاربری آن (پذیرایی از میهمانان عالیرتبه خارجی دولت)، بلکه به این دلیل که باید در مدتی بسیار کوتاه بهطور همزمان طراحی و اجرا میشد — از جمله این طرحها بودند که میبایست توسط مجری طرح ساختمانهای ویژه اجرا شوند.
در هنگام آغاز کار ساختمان حافظیه، با توجه به اهمیت کاربری، میدانستیم باید ساختمانی بسازیم که از نظر کیفیت در حد استانداردهای بینالمللی باشد و به نوعی بتواند خلأ ساخت ساختمانهای نفیس و خوب در دهههای اخیر را پر کند.
فرصت کوتاه ما برای طراحی و اجرای همزمان، خود مسائل خاصی را پدید میآورد. مهمترین آنها این بود که دیگر نمیتوانستیم به شیوههای مرسوم ساخت ساختمانهای دولتی عمل کنیم. یعنی نمیتوانستیم نقشهها یا طرح معماری را برای واحدهای فنی موجود بفرستیم تا طرح در آنجا کنترل، تأیید و تصویب شود و بعد به اجرا درآید؛ گو اینکه شخصاً با این گونه کنترل نیز موافق نیستم و اعتقاد دارم در بعضی موارد طرح عمیقاً بررسی نمیشود.
علاوه بر این، حساسیت کار بهرغم اعتقاد به اینکه طرح معماری بسیار خوب و مناسب بود، بهدلیل نبود فرصت برای اصلاحات احتمالی، مستلزم آن بود که هیئتهای کارشناسی برای بررسی اجزاء مختلف طرح در هنگام اجرا تشکیل دهیم. این هیئت در طول اجرای طرح حدود هفتاد جلسه تشکیل داد که آخرین آن تقریباً دو هفته قبل از تحویل کار و شروع بهرهبرداری برگزار شد. در این جلسات همه جزئیات معماری و معماری داخلی و انتخاب مصالح و تجهیزات مورد بحث کارشناسی قرار میگرفت و تصمیم نهایی اعلام میشد.
علاوه بر این هیئت، که شاید بشود نام آن را شورای تصمیمگیری یا شورای راهبری طرح گذاشت، در همه زمینهها تا حد ممکن با اهل فن مشاوره کردهایم. برای مثال، در مورد مصالح سنگی از معاونت کانیهای غیرفلزی وزارت معادن خواستیم که صاحبنظرانی را به ما معرفی کنند و آنها نیز در جلسات متعدد به ما یاری رساندند. همین روش را در عرصههای دیگر از قبیل طرحها و تجهیزات امنیتی، سیستمهای صوتی-تصویری و ترجمه همزمان و سایر تجهیزات مورد نیاز ساختمان که میبایست در حدی بالاتر از یک هتل پنج ستاره باشد به کار بردیم. لازم است در اینجا از کارشناسان محترم سازمان صدا و سیما و معاون محترم امنیتی وزارت کشور که در این زمینهها ما را یاری کردند صمیمانه تشکر کنم.
در مورد تجهیزات اقامتگاه، حتی در یافتن مراجع قابل اتکا مشکلاتی داشتیم، چراکه در بیست سال اخیر هتل مهمی نساختهایم و در این زمینه از دنیا بسیار عقب هستیم. در برخی موارد مثل طراحی داخلی که در واقع برای نخستین بار تجربه میکردیم، به دلیل فرصت کم با مشکلات زیادی برخورد کردیم، زیرا مطابق روال مرسوم در کشور، اجرای معماری داخلی و تجهیز ساختمان در اواخر کار — یعنی یکسال و دو سه ماه پس از شروع ساخت — به ما ابلاغ میشد. در حالی که به اعتقاد من طراحی داخلی، تجهیز و طراحی معماری باید همزمان با هم صورت گیرد تا در هنگام اجرای کار مجبور به دوبارهکاری نشویم. تجهیز ساختمان نیز میبایست مطابق روال معمول در دنیا همزمان با کار طراحی معماری صورت گیرد. اما در ایران مرسوم است که ابتدا ساختمان طراحی و اجرا و تحویل بهرهبردار میشود و بهرهبردار آن را تجهیز میکند، گاه نیز این تجهیز به شکلی انجام میشود که تمامی مبانی موردنظر طراح را مخدوش میکند. جالب است بدانید که ساختمان به مجرد اتمام ساخت و تجهیز، با ظرفیت صددرصد شروع به بهرهبرداری شد.
اینها شمهای از مسائل خاص ساخت و اجرای طرح ساختمان اقامتگاه سران بود که برای فتح باب بحث مطرح کردم. آقایان و خانم مهندس کریمی نیز میتوانند در مورد زمینه کار خودشان در این پروژه توضیحاتی بدهند.
مدیریت پروژه و برنامهریزی زمانی
محمدجواد اسماعیلپور
درباره وظایفم باید بگویم که کار پروژه را با تجهیز کارگاه شروع کردیم و در حین حرکت با توجه به مشخص شدن رئوس کلی کارها، سازماندهی کار و نیروها به صورت کلی آغاز شد. حجم کار و ظرافتهای لازمه آن از یک طرف و زمان بسیار فشرده از طرف دیگر، یک چیز را از روز اول حکم میکرد و آن تدوین برنامه زمانبندی پروژه بود؛ برنامهای که پایان آن یک زمان کاملاً مشخص، قطعی و حتمی بود. بنابراین، هرگونه تأخیر در اجرای هر قسمت از برنامه به هر دلیل میبایست سریعاً در قسمت بعدی جبران میشد و این به شکل خطی میسر نبود، زیرا میزان کار دوره بعدی مورد به مورد از قبل تعیین شده بود. این اصلاحات حدود هر هفته یکبار اتفاق میافتاد. بنابراین برنامه زمانبندی پروژه نه یک برنامه ایستا، که برنامهای کاملاً پویا براساس متغیرهایی از هر نوع و به هر شکل بود.
سازماندهی کار، نیروها، تدارکات و امور مالی همگی مدام دستخوش تغییرات بودند. بهعنوان سرپرست پروژه، هدایت این مسائل به عهده من بود که عمدتاً در خلال عمل شکل میگرفت. بهطور کلی، اهم وظایف من عبارت بودند از: سازماندهی نیروی کار، راهاندازی خطوط کاری متعدد به موازات یکدیگر، انجام عملیات خارج از موعد برنامه برای جبران کمبودهای بعدی، و همچنین بهکارگیری نیروهای متخصص و مخلص که به غیر از منافع شخصی، مسائلی از قبیل حیثیت ملی و دفاع از توان و قدرت مهندسی و موارد مشابه آن برایشان مطرح باشد.
اجرای کارگاهی
محمدرضا موشحی عصر
من به دلیل مسئولیتی که در کارگاه داشتم بیش از سایر همکاران با جزئیات اجرا سروکار پیدا میکردم. همزمانی طرح و اجرا در حوزه فعالیت ما مسائل خاصی را بهوجود میآورد که عمدتاً مربوط به سرعت کار طراحی و تصمیمگیری درباره جزئیات اجرا بود که تدقیق آنها برخلاف روشهای معمول در هنگام بررسی طرح میسر نبود. به همین دلیل نیز در حین کار چه بسا اعلام میشد مشخصات کاری که اجرا کرده بودیم و از به پایان رسیدن آن خوشحال بودیم درست نبوده و باید تغییر کند.
موضوع مهمی که در حوزه کاری من به ویژه مطرح میشد، بهکارگیری صحیح مهارتهای فردی و گروهی نیروی انسانی در عملیات مختلف اجرایی بود که بالطبع این برنامهریزی و راهبری شامل مهندسان، تکنسینها، کارگران فنی و حتی کارگران ساده میشد.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم مدیریت اجرایی که از عوامل مؤثر و موفق در پیشبرد کار محسوب میشد، نظم و انضباط کاری بود که بر کارگاه حکمفرما بود و خود به نوعی موجب ارتقای سطح کیفیت نیز میشد. جمعآوری، بهکارگیری و حفظ نیروهای اجرایی برای انجام کارهای مختلف اعم از چوبی، نقاشی، فلزی، بنایی، گچکاری، تأسیساتی و دیگر فعالیتها — با توجه به شروع عملیات بازسازی هتلها در کل سطح تهران و همچنین ساختمانهایی که به طریقی به اجلاس سران کشورهای اسلامی مرتبط میشدند بویژه در شش ماه آخر — یکی از بزرگترین مشکلات این دوران بود، که با توجه به اینکه در بسیاری از موارد فوق گروههای متعدد بر طبق سیاستی از پیش اتخاذ شده به موازات یکدیگر حرکت میکردند، توانستیم بخشی از این فشارها را از بین ببریم.
تجهیز ساختمان
ملیحالسادات کریمی پایدار
رضایت نهایی از یک ساختمان منوط به کارکرد صحیح همه اجزای آن است که تجهیزات ساختمان آخرین حلقه تکمیلکننده آن محسوب میشود. این بخش از کار که در ایران معمولاً مورد توجه قرار نمیگیرد، آنقدر اهمیت دارد که میتواند کارآیی و جنبههای زیباییشناختی طرح معماری را کاملاً مخدوش کند. در ساختمان حافظیه بهدلیل کاربری خاص آن، ناگزیر به این وجه از طراحی نیز هرچند با تأخیر توجه شد. ما تجهیز ساختمان را از بهمنماه ۷۵ آغاز کردیم. در ابتدا میبایست فهرست کاملی از تجهیزات مورد نیاز یک اقامتگاه مناسب میهمانان عالیرتبه رسمی کشورمان تهیه کنیم.
متأسفانه، با توجه به فقدان تجارب کافی در ایران — که در زمینه هتلداری و توریسم از بسیاری کشورهای اروپایی و حتی آسیایی که پیشرفت زیادی در جلب توریست داشتهاند عقبتر است — با مشکلات بسیاری مواجه شدیم. براساس نظر کارفرما، تجهیز ساختمان میبایست با توجه به مهارتها و توان بالقوه صنعت و هنر ایرانی صورت گیرد، با این دیدگاه که آنچه در بازار موجود است ارتقای کیفیت داده شود و با هدایت سازندگان و تولیدکنندگان و کارخانههای ایرانی، نمایشگاهی دایمی از بهترین محصولات و تولیدات کشور در ساختمان حافظیه شکل بگیرد.
مشکل دیگر، وجود فضاهای متنوع در ساختمان بود که با یک هتل تفاوتهای اساسی داشت. اتاقهای تک، سوئیتها، تریاها و رستورانها، سالنهای کنفرانس، فضاهای ورزشی، اتاقهای ملاقات خصوصی — هر یک به تجهیزات خاصی نیاز داشتند که برای تأمین آنها میبایست بررسیها و بحثهای کارشناسی صورت میگرفت. بنابراین، ناچار شدیم برای هر فضا بهطور جداگانه شناسنامهای تنظیم کنیم، بعد مشخص کنیم از هریک از اشیاء به چه میزان نیاز داریم و تصمیم بگیریم که اشیای مورد نیاز را طراحی یا فقط انتخاب کنیم و سفارش دهیم. بنابراین اشیاء را در چند گروه تحت عناوین خدماتی، منسوجات، ظروف، تجهیزات، تزئینات، مبلمان، کفپوشها و انتشارات دستهبندی کردیم. در جریان کار بالطبع بعضی از اجناس مورد نیاز طراحی شد و بعضی را انتخاب کردیم و سفارش دادیم که ذکر جزئیات آن نیازمند فرصتی جداگانه است. فقط اشاره میکنم در مواردی بهطور خاص به هدف ارتقای کیفیت و مهارتهای بالقوه صنعتگران ایرانی نائل شدیم — از جمله در برخی منسوجات از قبیل پارچه و پتو، کارهای برنزی، ساخت اثاثیه از قبیل مبل و صندلی، سنگفرش کف و دیوار، تولید کاشی و سرامیک، سرویسهای بهداشتی، چینیآلات و کارهای چرمی، که اگر لازم شد درباره آنها در دور بعدی توضیحاتی خواهیم داد.
معمار: صحبتهای دور اول به خوبی نشان داد که سازمان مدیریت و اجرای ساختمان حافظیه بسیار وسیع و گسترده بوده و نهایتاً توانسته است در مدت مقرر کار را با کیفیت خوب به انجام برساند که خود تجربه بسیار مهمی است. پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که با توجه به جوانی شما که عناصر اصلی این سازمان مدیریتی و اجرایی بودهاید، و به نظر نمیرسد در گذشته فرصت کسب تجاربی مشابه را داشتهاید، چگونه به انجام چنین کاری نائل شدید؟ غیر از طرح کلی، سازه و تأسیسات که خود مستلزم سازماندهی هماهنگ بسیاری از استادکاران و مهارتهای خاص در رشتههای مختلف است، مسائل بسیار بیشتری هم داشته است. به عبارت دیگر، دستیابی به کیفیت اجرای ساختمان هم در نما، هم در داخل و هم در محوطه — علاوه بر بهکارگیری تعداد زیادی استادکار که میبایست کار تکتکشان خوب باشد — مستلزم مدیریتی هماهنگکننده، صاحبنظر و آشنا به کیفیت مطلوب در هریک از جزئیات نیز بوده است که با توجه به جوانی شما درک چگونگی آن مشکل به نظر میرسد. در پروژه سالن همایش کنفرانس سران، اغلب دستاندرکاران — اعم از مدیران اجرایی و طراحی — مسنترین و باتجربهترین مهندسان کشور ما بودند و درک اینکه آنها توانسته باشند گروههای کاری را سازمان دهند، کیفیت کار را مشخص کنند و کار را تحویل بگیرند آسانتر است تا در پروژه شما که این همه جوان مینمایید. در عین حال شاید برای بسیاری جالب باشد که استادکاران و صنعتگران پروژه شما را بشناسند.
دستاوردها و سوابق اجرایی
جلال صادقی
متشکریم که ما را جوان خطاب کردید. اما شاید در اینجا لازم باشد به پروژههای ملی که تاکنون در کشور اجرا کردهایم اشارهای کنیم: خوابگاههای بیمارستان طالقانی تهران (۱۶٬۰۰۰ مترمربع)، پروژه لاکان رشت (۱۸٬۰۰۰ مترمربع)، بیمارستان بزرگ شهید بقایی اهواز (۶۰٬۰۰۰ مترمربع)، بیمارستان طالقانی آبادان (۲۳٬۰۰۰ مترمربع)، بیمارستان ولیعصر خرمشهر (۲۴٬۳۰۰ مترمربع)، بیمارستان الزهرا خرمشهر (۵٬۷۰۰ مترمربع)، دانشکده مامایی آبادان (۲٬۸۰۰ مترمربع)، مرمت ساختمان مجلس شورای ملی سابق (۶٬۰۰۰ مترمربع)، فرهنگسرای نگارستان — موزه قرآن — (۱۲٬۰۰۰ مترمربع) و ساختمان حافظیه (۲۰٬۰۰۰ مترمربع).
اینها همه به صورت امانی اجرا شدهاند و مجموعاً زیربنایی افزون بر یکصد و نود و هشت هزار مترمربع را دربر میگیرند که پشتوانه تجربی این گروه جوان است. یعنی اینکه بنده و همکارانم در طول ۱۵ سال گذشته روزانه ۳۲۷ مترمربع بنای مطرح تولید کردهایم. و اگر شما به روند ارجاع این کارها توجه کنید متوجه خواهید شد که هرچه در زمان پیش رفتهایم پروژههای ارجاع شده مهمتر شدهاند.
در عین حال ما هم میتوانیم یک سؤال طرح کنیم: بالاخره چه وقت باید به گروههای جوان فرصتی برای انجام کار داد؟ اما حقیقتش را بخواهید، اگر کار ما موفق ارزیابی میشود به این سبب است که از همان آغاز کارمان حل این معما را مدنظر قرار دادیم: چرا ما ایرانیها نمیتوانیم مثل دیگران ساختمان بسازیم؟ چرا با وجود داشتن مشاوران، معماران، گروههای نظارت، سازمان برنامه و بودجه و دفترهای فنی عریض و طویل، هنوز نمیتوانیم سنگ را مثل اروپاییها و آمریکاییها یا دستکم مثل همسایگانمان صیقل بزنیم؟ فقط تصمیم گرفتیم به تکنیکهای معمول ساخت و ساز در کشور قانع نباشیم. و بنده اعتقاد راسخ دارم که دلیل توفیق نیز همین بوده که به آنچه هست قناعت نکنیم و یک پله بهتر از آن بسازیم.
جالب اینکه تمام کارهایی که بنده اشاره کردم همگی به صورت امانی اجرا شدهاند، یعنی اینکه ما هم نقش کارفرما را بهطور کامل، بخشی از نقش مشاور و تمام نقش یک پیمانکار را در پروژهها ایفا کردهایم. یعنی یک مجری طرح سنتی که برای پروژه خود مشاور و پیمانکار دارد و پروژه را از راه دور به صورت ادواری نظارت میکند نبودهایم و راساً در اجرای کار درگیر بودهایم. به همین دلیل بنده همیشه اعتقاد داشتهام که دفتر کار بنده و بقیه همکارانم در محل کارگاه باشد نه در ساختمان مرکزی وزارتخانه.
موضوع دیگر اینکه مدیریت حافظیه و پذیرایی نیز در زمان برگزاری به ما واگذار گردید و ما ساختمانی را که تا چند روز پیش در آن کارگران ساختمانی مشغول به کار بودند، به بهرهبرداری کامل رساندیم و پذیرای ۲۴ هیئت و شخصیت عالیرتبه جهانی شدیم. این نشانگر این است که کیفیت اجرا آنقدر بود که بدون انجام دورههای آزمایشی بتوانیم بهرهبرداری کنیم — گو اینکه علیرغم تمام اطمینانها در آن چند روز به حدی غیرقابل تحمل مضطرب و نگران بروز حوادث پیشبینی نشده بودیم.
محمدجواد اسماعیلپور
سؤال شما ظاهراً این است که حتی اگر یک سری استادکار خوب یا متوسط در اختیار داشته باشیم، چه تجربهای؟ چون همه استادکارهای خوب که همهجا و همیشه کار خوب ارائه نمیدهند. واقعیتش را بخواهید، هدایتکننده اصلی این پروژه مدیریت اجرایی آن بوده است؛ مدیری که با دقت و وسواس به تمامی جزئیات و مسائل ریز اجرایی میپرداخته؛ در وزارت مسکن و شهرسازی حدود ۱۵ سال سابقه کار در پروژههای ویژه و دارای ضربالاجل داشته؛ شیوه خاص مدیریت متمرکز و در عین حال مبتنی بر کسب نظر کارشناسی را اعمال کرده که در جریان آن تمامی جزئیات مورد بررسی و تصمیمگیری قرار میگرفته و یک هدف معین را پیشرو قرار داده است: آنچه میسازیم بهتر از همه چیزهایی باشد که ساخته شده است.
به همین دلیل، همیشه از ما خواسته میشد که برای یافتن روشهای مناسبتر روی اجرای جزئیات کار کنیم — هرچند که سبب میشد شروع هرکاری در ابتدا وقتگیرتر شود و گاهی نیز تا دستیابی به روش بهینه متوقف بماند. بارها افراد مختلف به ما میگفتند که از این جزئیات دست بردارید، اما ما تا آنجا که توان و امکاناتمان اجازه میداد با دقت روی جزئیات کار کردیم. بهترین نمونه آن قرنیزهای سنگی و سنگهای کف است که در این ساختمان کار کردهایم و شاید با این حجم در ایران سابقه نداشته است.
در این ساختمان خود ما سنگ را از کار درآوردیم. خواست معمار این بود که نما سنگ باشد ولی جلا و برق سنگ را نداشته باشد. برای نیل به این منظور معمولاً سنگ را تیشهای میکنند که اغلب حاصل کار یکنواخت و مطلوب نیست. روش جدید انجام این کار در کشورهای پیشرفته گداخته کردن سطح تمامی سنگ است که ما نیز برای اولین بار در کشور این روش را به کار گرفتیم و در اوایل کار، گاهی از بیست مورد سنگ گداخته شده ۱۹ مورد مردود میشد تا سرانجام مهارت و فن انجام کار، کیفیت قابل قبول پیدا کرد.
مورد قابل توجه دیگر در کارهای سنگی، قرنیزهای ابزار زده شده در وسعتی بود که میبینید — به هیچ عنوان با روشهای متداول یعنی تراش با دست امکانپذیر نبود و نمیتوانست دقت و ظرافت لازم را داشته باشد. ناگزیر برای انجام آن، دستگاههای خاص طراحی و ساخته شد که حاصل آن تولید سنگهای ابزار زده شده دقیق و متحدالشکل و در مقادیر بالا بود که به غیر از این امکانپذیر نمیشد. خوب است آقای مهندس صادقی در این زمینه توضیحات بیشتری بدهند.
جلال صادقی
توضیح من فقط این است که در ایران در رشتههای مختلف اجرای ساختمان هنرمندان ارزنده فراوان داریم. به این موضوع اعتقاد راسخ دارم. انشاءالله اگر به آنها میدان داده شود، قابلیتهایشان را نشان خواهند داد.
معمار: بنابراین میتوانید ادعا کنید که روشهای تازهای به جای روشهای متداول به اصطلاح سنتی به کار گرفتهاید که ممکن است در دنیا متداول باشد، اما چون در کشور ما نبوده، خود گامی به سوی صنعتی کردن ساختمان محسوب میشود. شاید این امر به نوعی هم با بحث قبلی مربوط باشد که نباید تصور کرد همه کارها را فقط آدمهایی میتوانند انجام دهند که سی سال کار کرده باشند. شاید این خصوصیت جوانی است که وقت کار میتواند به نحو دیگری به موضوع کار و راهحلهای احتمالی نگاه کند. خواهشمندیم درباره کامیابیهای خودتان در این زمینه برای خوانندگان معمار توضیح بدهید.
نوآوری در مصالح و تکنیکها
جلال صادقی
موارد متعددی در ساختمان حافظیه وجود دارد که هریک را میتوانیم جداگانه توضیح دهیم. مورد اول مربوط به کاربرد چوب برای پنجرههاست. در کشور ما و در تهران که زمستانهای سرد و تابستانهای گرم داریم، استفاده از چوب چندان متداول نیست. کما اینکه در طرح ساختمان حافظیه ابتدا قرار بود از پنجرههای آلومینیومی سکو استفاده شود. ولی آقای مهندس شیخزینالدین، طراح ساختمان، مایل بودند پنجرهها چوبی باشند. در این مورد بحث کردیم که کشورهای دیگر چطور از چوب استفاده میکنند. شیوه معمول، عمل آوردن چوب است: چوبهای سنگین از قبیل چوب بلوط را در کورهها و دیگهای خیلی بزرگ میجوشانند و دیگر مواد چوب را که موجب زنده بودنش میشود خارج میکنند و بدین ترتیب چوب تبدیل به یک جسم مرده مثل فلز میشود که میتوان از آن در و پنجره ساخت. ما این کار را انجام دادهایم. البته چون این کار برای اولین بار در ایران انجام میشد ممکن است نتیجه کامل نباشد، ولی اگر ادامه پیدا کند مهارت لازم بهدست خواهد آمد.
در زمینه کاشی هم همینطور عمل کردیم. به سراغ تولیدکنندگان قدیمی کاشی نرفتیم. به یک گروه جوان مراجعه کردیم که فارغالتحصیلان سرامیک دانشکده هنرهای زیبا هستند و طرحها و نقشههای سنتی را با تکنولوژی امروزی میپزند. لعاب سرب قدیمی به کار نمیبرند و از لعابی استفاده میکنند که در تولید سرامیک صنعتی به کار میرود و عمرش بیشتر است. نمیتوانستیم به کاشیپزهای سنتی مراجعه کنیم، چون محصولات کار آنها برای پشتبام یک گنبد مناسب است ولی برای دستشویی که از فاصله پنجاه سانتیمتری دیده میشود خوب نیست. به هرحال، بعد از تماس با این جوانان کمکشان کردیم کورهها را افزایش دهند و نحوه تهیه لعاب را تصحیح و تقویت کنند و سفارش ما را انجام دهند.
در مورد سنگها نیز برای نخستین بار کوشش کردیم سنگها را مطابق نمونهای که آقای مهندس شیخزینالدین نشان دادند از کار دربیاوریم. در واقع برای اولین بار گداخته کردن سنگ را انجام دادیم. دستگاه را از ایتالیا وارد کردیم. این دستگاه در واقع مشعلی است که روی سنگ حرکت میکند و دو سه میلیمتر سطح سنگ را میترکاند، جلای سنگ را میگیرد و رنگهای غیرقابل تقلیدی پدید میآورد. همانطور که آقای مهندس اسماعیلپور اشاره کردند، ابتدا مشکلات زیادی در این مورد داشتیم: زبر کردن سطح سنگ از طریق گداخته کردن باعث میشد ابعاد سنگها کمی قوس بردارد. ما دستگاه را در محل کارگاه مستقر کردیم. ابتدا محصول کارمان چندان خوب نبود، بعد کم کم بهتر شد.
برای تولید سنگهای ابزار خورده برای قرنیزها و موارد مشابه، دستگاهی ساختیم. معمولاً این کار را کارگران با سنگ فرز و دست انجام میدهند، ولی تولید انبوه و متحدالشکل امکانپذیر نیست. استدلالمان نیز این بود که ایتالیاییها که این کار را در مقادیر زیاد انجام میدهند حتماً دستگاهی دارند و با دست انجام نمیدهند. بنابراین ما نیز دستگاهی طراحی کردیم و ساختیم.
یک مورد دیگر باز هم در مورد سنگ، اجرای سنگ نما بدون استفاده از دوغاب بود که این نیز تازگی داشت.
محمدجواد اسماعیلپور
در ابتدا سعی کردیم آقای مهندس صادقی را قانع کنیم که به همان شیوه دوغاب اکتفا کند، چون میدانستیم برای این کار هر چقدر نیروی انسانی لازم باشد میتوانیم پیدا کنیم. اما ایشان قبول نکردند. اول این روش را امتحان کردیم که سنگها را به صورت پانلهای مونتاژ شده با جرثقیل بالا ببریم و مثل تابلو روی نما کار بگذاریم. در واقع ما در کنار کارگاه یک بخش تحقیقات کارگاهی هم داشتیم. در آنجا این آزمایش را کردیم ولی به این نتیجه رسیدیم که با توجه به عقب بودن تکنولوژی ساخت ایران، این کار شاید هنوز کمی زود باشد. به همین دلیل، به شیوه متداول در کشورهای پیشرفته برگشتیم، یعنی نصب سنگ با بست فلزی. بعد در عمل دیدیم که این شیوه چقدر سریعتر و بهتر از دوغابریزی است و در شرایط آب و هوای نامناسب — یعنی گرما یا سرمای زیاد — کار را متوقف نمیکند. و بعداً نیز هر کدام از سنگها را میتوان به راحتی تعویض کرد. تا آنجا که اطلاع دارم از آن زمان به این طرف چندین ساختمان به این روش اجرا شده است.
جلال صادقی
امروزه در دنیا نصب سنگ را به شیوههای پیشرفتهتر از ما نیز انجام میدهند. مسلماً ما نیز در پروژههای بعدی از روشهای بهتری استفاده خواهیم کرد. در سایر زمینهها و جزئیات ساختمانی، اغلب کشورها — حتی پاکستان یا دوبی — از تکنیکهای بهتر و منضبطتری استفاده میکنند. برای مثال، ما معمولاً همیشه در تقدم و تأخر لولهکشی و آجرچینی در یک ساختمان مشکل داریم: دیوار را میسازیم، بعد شیار میزنیم و لولهها را کار میگذاریم و دیوار را ضایع میکنیم؛ یا اول لوله را کار میگذاریم و بعد دیوار میکشیم، و وقت آجرچینی، آببندی لولهها ضایع میشود. به هرحال، در اتخاذ تکنیکهای مختلف فقط بحث نیازها و شرایط اقتصادی نیست که ما را ناچار میکند روشهای قدیمی و سنتی را به کار بگیریم — عدم آشنایی با شیوههای جدید هم هست. وقتی سنگ نمای ساختمان حافظیه را کار میکردیم، مهندسان و سازندگان زیادی به سراغمان آمدند و جزئیات را کپی کردند و شروع به استفاده از این روش کردند. شما میتوانید تصور کنید که برای کسی که میخواهد سنگ گرانیت کار کند و نمیخواهد سوراخش کند چقدر مهم است که ناچار نباشد دوغاب بریزد و سنگ را سوراخ کند و با سیم به ملاط پشت متصل کند.
خلاصه دستاوردها
به هرحال اگر بخواهیم صحبتهایمان را جمعبندی کنیم، در ساخت ساختمان حافظیه موفق به انجام موارد زیر شدیم که بعضی از آنها تازگی داشت:
- استفاده از شوراهای مختلف برای راهبری و ارتقای کیفیت کارها.
- استفاده از معمار داخلی برای طراحی داخلی ساختمان.
- استفاده از چند روش جدید در صنعت ساختمانسازی.
- بهکارگیری روشهای جدید برای تولید مصالح سنتی.
- ارتقای کیفیت تعداد کثیری از تولیدات داخلی.
- تعیین رکورد جدید در میزان استفاده از مصالح سنگی در ساختمانی با این استاندارد و کیفیت.
معمار: از شما متشکریم که در این گفتگو شرکت کردید.




