معماری معاصر

مهمانسرای حافظیه

حسین شیخ زین‌الدین, کامران افشار نادری, سیروس باور, مجید غمامی·عکس: کامران جنتی, علیقلی ضیائی, کامران عدل·معمار ۱ — نخستین شماره
مهمانسرای حافظیه
منظر جنوبی ساختمان حافظیه در مقابل باغ سعدآباد
منظر جنوبی ساختمان حافظیه در مقابل باغ سعدآباد. عکس: کامران جنتی

نقد معماری نیز مانند هرگونه نقد دیگری، به‌خودیِ خود، مخصوصاً در ایران، تاریخ مدوّنی نداریم و در نتیجه مسیر تحول تاریخی آن و مشخصه‌های دوره‌های مختلف ناشناخته و بی‌نام و نشان و بی‌نظریه‌اند؛ و اگر معدودی از خواص برای خود نظری دارند، عدم انتشار آنها لااقل در مدارس معماری و در میان اهل حرفه، باعث شده است که تقریباً هیچ‌گونه ملاک و معیار و شاهد و مثال و مفاهیم مشترکی که بتوان در یک بحث نقد به آنها استناد کرد ساخته و تدوین نشده باشد. پس باید با دست خالی کار را شروع می‌کردیم. امیدواریم به همت صاحب‌نظران این فاصله طولانی زود طی شود.

◆ ◆ ◆
معرفی طرح به قلم طراح
حسین شیخ زین‌الدین

زمین انتخاب شده برای ساختمان، بخش انتهایی و بی‌درخت باغ سعدآباد بوده است. قبلاً زمین بازی نیروی انتظامی بوده است. در جلو آن یک مجموعهٔ آموزشی و یک ساختمان اداری قرار داشت که برای احداث باغ ایرانی در نظر گرفته شد. شیب زمین از شمال به جنوب است با دو بریدگی اصلی: اولی در شمالی‌ترین بخش زمین به ارتفاع حدود ۳ متر و دومی در میانه به ارتفاع حدود ۵ متر. این دو پله یا دو افت شیب، در بخش یکپارچهٔ زمین واقع شده است. بعد از آن شیب زمین همچنان رو به جنوب ادامه پیدا می‌کند ولی قطعات کوچک خانه‌ها که حیاط هرکدام بنا به موقعیت و وضعیت مالکان آنها در سطحی متفاوت قرار داشت.

چنین زمینی امکانات و محدودیت‌های خاصی دارد که با زمین صاف و بکر قابل مقایسه نیست. بنا باید بر این زمین می‌نشست، با بریدگی‌های آن جفت و جور می‌شد و از پستی و بلندی آن سود می‌برد. تعامل کارکردهای داخلی را به بهترین وجه تسهیل کند و بسیاری از اصول و آموزه‌های هندسی نیز در ترکیب با افت و خیز زمین محفوظ و پایدار باقی بماند.

«شکل بنا را بیش از همه شکل خاص زمین تعیین کرده است. همیشه اگر حرفی را که زمین دارد و با ما می‌زند درست بشنویم، کار طراحی در مسیر صحیح هدایت می‌شود و نتیجهٔ دلپذیر و منطقی از کار درمی‌آید. ترانهٔ زمین نغمهٔ اصلی موسیقی ساختمان شود.»

فکر کالبدی تالار اجتماعات در درجهٔ اول تحت تأثیر ۱۰ متر افت ارتفاع از خیابان شمالی زمین به‌دست آمد و سپس با ترکیب با عوامل دیگر به صورت نهایی خود رسید.

منظر عمومی از باغ ایرانی و محوطه‌سازی
منظر عمومی از باغ ایرانی و محوطه‌سازی. عکس: علیقلی ضیائی

عامل درجه دومی که نمی‌بایست از نظر دور بماند، انطباق محور اصلی ساختمان با محور باغ و اضلاع آن با خیابان‌ها و عناصر مجاور بود. زمین شکل هندسی منظمی نداشت؛ محور شمالی که خیابانی بود پردرخت و نه‌چندان پهن، کاملاً بر ترکیب حجمی و پیش‌فضاهای بخش شمالی مسلط بود، درحالی که محور یا میان‌کرت باغ ایرانی واقع در جنوب زمین — که عنصر اصلی و ستون شکل‌دهندهٔ طرح کلی بود — در زاویهٔ مناسب با خیابان بالا قرار نداشت. بخش میانی نیز به سبب وجود چند ساختمان با اهمیت محدودیت داشت و نمی‌شد زوایای دلخواه را در ارتباط با آنها به آسانی برگزید.

چارهٔ کار انتخاب شکل‌هایی بود که بیش از همه تغییر محور و پیچش ساختمان را پذیرا باشند. شکل نیمدایرهٔ تالار اجتماعات کار چرخش محور را بسیار تسهیل کرد، و حجم ورودی به اتاق گهواره‌ای نیز مانند لولایی دو عنصر بدنهٔ داخلی و تالار اجتماعات را به هم متصل کرد؛ پیچش حجم‌ها بدون آنکه چندان آشکار باشد انجام پذیرفت.

در اتصال محور باغ به ساختمان نیز در محوطه یک حوض دایره‌شکل و مجسمهٔ مربوط به آن همین پیچش و اتصال دو محور را انجام می‌دهد.

بدین ترتیب، ساختمان به فرمان زمین و در موافقت با طبیعت خود را در دل زمین جای داده و با ظرافت و دقت در سطح گسترده کرده تا ترکیب موزون و متنوعی از حجم و زمینه به‌وجود آید. رسیدن به این هماهنگی در یک زمین صاف مقدور نبود، با آنکه کار بسیار آسان‌تر می‌شد.

منظر عمومی از نمای جنوبی با کوه‌های البرز
منظر عمومی از نمای جنوبی (سالن کنفرانس) با کوه‌های البرز. عکس: کامران عدل

ساختمانی با حدود ۲۰ هزار مترمربع وسعت، ساختمان کوچکی نیست و به سبب حجم زیاد محیط خود را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. رابطهٔ ساختمان با زمین و شیب‌ها و ساختمان‌های اطراف، خیابان‌ها و بخصوص درختان و وضعیت عمومی باغ اگر رابطه‌ای متوازن و متواضعانه نباشد نه‌تنها موقعیت محیط را بر هم می‌زند بلکه محاسن و زیبایی‌های خود ساختمان را نیز از بین می‌برد و منظر بدی برای استفاده‌کنندگان ایجاد می‌کند.

در شمال ساختمان اقامتگاه خیابانی پر از درخت و نه‌چندان پهن است که بیشتر ساختمان‌های مجاور آن دو یا سه طبقه‌اند. درختان به تناسب در حدود ۷ تا ۱۲ متر ارتفاع دارند؛ ورودی تالار اجتماعات در این خیابان است. برای رعایت مقیاس مرکزی و نیز شکل احجام و احترام به خلوت خیابان پردرخت، بنای تالار به‌صورت نیمدایره‌ای از کنار خیابان عقب‌نشینی کرده و میدان متناسبی را ایجاد کرده است که با دیواره‌اش به ارتفاع ۷ متر هماهنگی کامل دارد. این میدان علاوه بر آنکه نیاز پیاده و سواره شدن و دور کردن اتومبیل‌ها را از خیابان برآورده می‌کند، فاصلهٔ لازم برای دیدن ساختمان و نزدیک شدن تدریجی به آن را نیز فراهم می‌آورد، به‌طوری که هر عابری که از این خیابان بگذرد با دیدن این عقب‌نشینی درمی‌یابد که ساختمان مهمی بعد از میدان قرار دارد. ارتفاع کم آن نیز هیچ حجم بزرگ، خشن و نامناسبی را به درختان و خیابان تحمیل نمی‌کند.

این حساسیت مقیاس و تواضع در اندازه‌ها در مورد ساختمان‌های کناری نیز رعایت شده است. ساختمان چهارگوش و بلندمرتبهٔ شمالی که به ساختمان تابلو معروف است هنوز همان ابعاد و مقیاسی را دارد که از روز اول احداث داشته و ساختمان جدید چنان دقیق طراحی شده که آن را تحت تأثیر قرار ندهد. با آنکه حجم و تنوع ساختمان جدید به مراتب از ساختمان قدیمی بیشتر است، با ایجاد حیاط‌ها و محوطه‌های متناسب ساختمان قدیمی را هم بهتر به محیط خویش وابسته کرده است.

دقت خاصی مبذول شده تا منظرهای متنوع ساختمان که پس‌زمینه‌ای از کوه‌های زیبای البرز و درختان باشکوه سعدآباد را دارد همواره از این پس‌زمینه سود جوید؛ بنابراین ارتفاع ساختمان‌ها طوری است که با ارتفاع درختان تناسب داشته باشد و درختان را به‌عنوان عنصر اصلی طبیعی محیط کوچک جلوه ندهد. به همین مناسبت و با استفاده از شیب‌های موجود، بخش قابل توجهی از ساختمان طوری در دل زمین پنهان شده که نور و هوا و دسترسی خود را از اطراف حیاط مرکزی دریافت کند ولی هیچ تظاهر حجمی در خارج نداشته باشد تا حجم ساخت و ساز روی زمین هم متنوع و پاره‌پاره شود و از یک حجم سنگین یکپارچه احتراز گردد و هم به همهٔ نیازهای عملکردی پاسخ مناسب داده شود و هم درختها از بیشتر زوایا منظر ساختمان را تکمیل کنند.

در باغ‌سازی نیز درخت‌ها مورد توجه فراوان قرار گرفتند، و این امر با توجه به طبیعت هندسی باغ کار بسیار دشواری بود. همان‌طور که قبلاً نیز گفته شد، باغ ایرانی جلو ساختمان از ترکیب و تجمیع تعدادی از قطعات کوچک خانه‌ها به‌وجود آمد، قطعاتی که درختان موجود هرکدام بنا بر سلیقهٔ خاصی و در امتداد خاصی کاشته شده بودند و سطح حیاط هر واحدی با سطح واحد دیگر تفاوت داشت. بعد از یکپارچه‌سازی، رسیدن به نظمی در نامنظم درختان، به طوری که مجموعه به‌صورت یک باغ ایرانی یکپارچه و هماهنگ جلوه کند، کار بسیار دشواری بود که با موفقیت انجام شد.

فکر اصلی با الهام از معماری سنتی به‌دست آمد و در حقیقت باغی منظم در درون محیط طبیعی شکل گرفت. اگر این تلفیق انجام نمی‌پذیرفت، اتصال باغ منظم به مجموعهٔ سعدآباد بسیار مشکل می‌شد؛ و درختان کهن و زیبای بسیاری در مجموعه جای مناسبی پیدا نمی‌کرد.

در تمام عملیات باغ‌سازی هیچ درختی بجز چند درخت نزار و بدشکل قطع نشد و هشت درخت نیز به علت تعارض هندسهٔ منظم باغ با بی‌نظمی کاشت قبلی در موقع مناسب و با تمهیدات قبلی جابه‌جا شد.

◆ ◆ ◆
نقد
کامران افشار نادری

نقد صحیح مستلزم توجه به سه جنبه است: مقایسهٔ اثر با سایر آثار داخل کشور؛ پاسخ اثر به اهداف مورد انتظار؛ و مقایسهٔ اثر با آثار قبلی طراح که نشان‌دهندهٔ سیر تحول حرفه‌ای اوست. چون بررسی سایر آثار طراح برای من مقدور نبود، فقط به دو جنبهٔ اول و دوم می‌پردازم.

نمای جنوبی ساختمان حافظیه
نمای جنوبی

این طرح در مقایسه با سایر کارهای انجام شده در تهران، چه بناهای عمومی و چه ساختمان‌های خصوصی، بسیار خوب است. در محیط آلودگی مفرط بصری تهران سادگی آشکار این اثر قابل تحسین است. ندرت در اجرا در مقایسه با امکانات موجود طلب توجه می‌کند. محاسن و مقیاس یک اثر قوی تنها در شرایط عادی به موقعیتی خاص و ممتاز تبدیل می‌شود. اکثر تجارب ما در ایران، به عکس، موقعیت‌های خاص و ممتاز به وضعیت معمولی تبدیل شده‌اند.

تأکید بر طراحی متقارن بنا نقشی محوری به محور اصلی بخشیده؛ ولی به طراحی ارتباط بین این محور و محور باغ توجهی نشده است.

مدولاسیون پنجره‌ها، نوع سنگ‌های به کار رفته، و تناسب آنها با سنگ‌های کف، انتخاب خوب مصالح مس برای بام و چوب و سنگ برای نما — بسیار موفق است. ساختمان حافظیه از این حیث اثری موفق و دارای تناسبات خوشایند است.

طراحی داخلی نشان از اشتباهات اساسی در ادراک فضاست. مسیر حرکت‌های داخلی با توجه به تنوع فضاها ایجاد سردرگمی می‌کنند. محل عبور شبکهٔ تأسیسات و تجهیزات قابل دسترسی برای انجام تعمیرات نیست. به‌طور کلی سطح طراحی داخلی نسبت به معماری بنا بسیار پایین است.

یکی از مشکل‌ترین مسائل معماران این است که فرم را روی کاغذ به آسانی می‌توان کنترل کرد ولی کنترل تناسبات واقعی بر روی زمین کار آسانی نیست. تشخیص اینکه یک طرح مثلاً برای ارتفاع ۱۰ متر خوب طراحی شده یا ضعف دارد نیازمند تجربهٔ زیادی است. ضعف چنین تشخیصی در تجربهٔ تهران بسیار محسوس است. بسیاری از ساختمان‌های جدید مثل ماکت بزرگ به نظر می‌آیند که دلیلش ناتوانی در کنترل تناسبات واقعی است.

شیخ زین‌الدین، طراح، از خود می‌گوید: «شکل بنا را بیش از همه شکل خاص زمین تعیین کرده است.» و یا «فکر کالبدی تالار اجتماعات در درجهٔ اول تحت تأثیر ۱۰ متر افت ارتفاع از خیابان شمالی زمین به‌دست آمد و سپس با ترکیب با عوامل دیگر به صورت نهایی خود رسید.» و نیز در جایی دیگر و در ادامهٔ بحث خاطرنشان می‌کند که «عامل درجه دومی که نمی‌بایست از نظر دور بماند، انطباق محور اصلی ساختمان با محور باغ و اضلاع آن با خیابان‌ها و عناصر مجاور بود. زمین شکل هندسی منظمی نداشت.» این سخنان نشان می‌دهد که طراح بنا را به‌خوبی به حساب زمین آورده است.

نکتهٔ دیگر، موفقیت طراح در استفاده از امکانات و چیرگی بر مشکلات بوده است، آن هم در فرصتی کوتاه که حتی به یک سال نمی‌رسد.

سرسرای ورودی و سالن انتظار
سرسرای ورودی و سالن انتظار
سرسرای ورودی و سالن انتظار — زاویهٔ دیگر
سرسرای ورودی و سالن انتظار — زاویهٔ دیگر

اگر از جزئیات درگذریم، آنچه به نظر می‌رسد این است که حجم‌ها و فضاهای این ساختمان، چه برونی و چه درونی، خاصه در نمای جنوبی آن بسیار سنگین و حجیم است. محتمل در توجیه این دوگانگی که تضاد طراح خواسته بنایی با شأن و وقار باشد و هم در انطباق با سلیقه و روحیهٔ طراح که ساختمان‌های شیشه‌ای معماری مدرن را قبول ندارد، بگوید تأثیری را می‌آورد که زیگورات‌ها بر ناظر می‌گذارند. ممکن است این سخن به راستی توجیهی باشد که بتوان از برخی جهات آن را پذیرفت. اما پرسشی که باقی می‌ماند این است که آیا وقار و متانت نقش و شأن ساختمان را تنها با حجم‌های سنگین می‌توان به‌وجود آورد یا فی‌المثل مانند پل ورسک با ظرافت و دلیری در سازه؟ وقار و متانت زیگورات‌ها تا چند قرن می‌تواند معیار صلابت و سنگینی باشد؟ حتی اگر این سنگینی به بهای مسدود کردن دید فضاها به دورنمای زیبای البرز باشد و فرصت دیدار باغ ایرانی مقابل ساختمان را زایل کند؟

◆ ◆ ◆
نقد
سیروس باور

به اعتقاد من مسئلهٔ مهمی که در این طرح در اولین نگاه به چشم می‌خورد دوگانگی طرح است. یک حجم نیمدایره‌ای یا استوانه‌ای وجود دارد و یک حجم مکعبی که در پشت آن قرار می‌گیرد و نوع عملکرد و معماری آن متفاوت است. نحوهٔ اتصال این دو حجم به هم از طریق گودال باغچه حالت بسیار پویایی به طرح داده است.

منظر کلی از سالن اجلاس
منظر کلی از سالن اجلاس
ورودی شمالی
ورودی شمالی

ساختمان از طرف جنوب به شمال بلندتر نیست و حتی به ارتفاع درخت‌های اطراف هم نمی‌رسد و میدانگاهی از طرف جنوبی به‌صورت نیمدایره دعوت‌کننده و جذاب است. در حالی که اگر یک حجم مکعبی از خیابان عقب نشسته بود، این حالت به‌وجود نمی‌آمد.

مسئلهٔ مهم دیگر نحوهٔ قرارگیری این اجسام در زمین است. در این زمین دو زاویهٔ شکننده وجود داشته است: یکی شیب زمین و یکی زاویهٔ زمین نسبت به خیابان اصلی. به عبارت دیگر، یک زاویه در مقطع و یک زاویه در پلان. مهندس طراح برای ایجاد هماهنگی مکعب‌های مختلف را چنان در زمین جای داده که یک منظر شهری پدید آورده است. در این جای‌دهی، چشم‌انداز کوه‌های البرز، زاویهٔ تابش آفتاب و عوامل دیگر نیز به‌خوبی در نظر گرفته شده است.

◆ ◆ ◆
نقد
مجید غمامی

فارغ از بررسی‌های فنی و حساب شده، هر ساختمانی در برخورد اول احساسی به‌وجود می‌آورد که معیار مهمی در ارزیابی طرح است. بنای حافظیه در اولین نگاه وقار و متانت و سلیقهٔ پخته به کار رفته در آن را نشان می‌دهد. اینکه از نظر شباهت‌های سبکی به دهه‌های ۷۰ و ۸۰ تعلق داشته باشد از ارزش آن نمی‌کاهد. در محیط بصری آشفتهٔ شهر تهران این وقار و متانت، به کمک صرفه‌جویی در تنوع رنگ و مصالح و اجرای خوب و پاکیزه، بسیار با ارزش است.

هماهنگی طرح و مصالح بنا و محوطه بسیار با ارزش است. جز اینکه حجم سرپوشیدهٔ ورودی از لحاظ جدا و خارج شدن از ساختمان و شکل استوانه‌ای آن در مقابل شکل مکعبی بنای اصلی صراحت و سادگی فرم اصلی را کمی مخدوش می‌کند، بخصوص در مقابل فصل مشترک مستقیم و ممتدی که بدنهٔ ساختمان با محوطه ایجاد کرده وجود این زایده جلب توجه می‌کند.

در یک ارزیابی دیگر، در مقابل حالت نرم و دعوت‌کنندهٔ نیمدایرهٔ جلو ساختمان، نمای جنوبی قدری سنگین و سخت جلوه می‌کند.

برش A-A برش B-B نقشهٔ مجموعه
برش A-A · برش B-B · نقشهٔ مجموعه
مجلهٔ معمار
شمارهٔ ۱ · تابستان ۱۳۷۷