همدان، کهن شهری غنوده در دامان کوهی ستبر

اشتراک‌گذاری
همدان، کهن شهری غنوده در دامان کوهی ستبر

کهن شهرى غنوده در دامان کوهى ستبر

\\n\\n

همدان یا به بیانى دیگر »هگمتانه« باستانى را به درستى باید خاستگاه و پایتخت نخستین امپراتورى بزرگ ایرانى برشمرد ، هگل فیلسوف آلمانى در توصیف تاریخ تمدن در ایران چنین نگاشته است : »ایرانیان نخستین امپراتورى قانونمند را در جهان پایه گذارى کرده اند« و به این اعتبار همدان نخستین پایتخت اولین امپرتورى قانونمند در جهان به شمار مى آید . بر اساس اسناد تاریخى شکل گیرى هگمتانه به دوران »دیـااکو« بنیان گذار شاهنشاهى مادها باز مى گردد و به روایت باستان شناسان نزدیک به سه هزاره از پیدایش این شهر کهن سپرى شده است ، شهرى که از همان ابتدا در دامان کوهپایه هاى الوند یکى از شاخص ترین قله هاى سلسله کوه هاى زاگرس جاى گرفته است ، الوندى که سخاوتمندانه دامان گسترده تا ماًمن و بسترى براى انسان هاى متمدن و سخت کوشى باشد که از دیرباز در طبیعت سخت و سرد این سرزمین تاب آورده و سکنى گزیده اند . از منظرى دیگر الوند شاید مهم ترین عارضه و پدیده اى باشد که مسافران در سفر به همدان از هر جانب و هر زاویه اى که رهسپار این شهر شوند ، در بادى امر با آن مواجه مى شوند ...، زیرا از مسافتى بسیار بعید شاید به اندازه ده ها فرسنگ نرسیده به شهر ، قله الوند بر بلنداى مجموعه کوه هایى به هم پیوسته و یکپارچه با ابهتى فراموش نشدنى رخ مى نماید ، تا هر تازه واردى بداند به محضر چه بزرگ موجودى

\\n\\n

وارد شده است . به واقع باید اذعان کرد که الوند یک نشانه طبیعى است که هیچ انسان آگاهى نمى تواند آن را ببیند و در مقابل آن بى تفاوت بماند . این کوه عظیم در زمستان هایى طولانى ، تمامى دار و ندارش را که حاصل نگاه دارى بارش هاى سنگین برف در یخچال هاى عمیق طبیعى است صبورانه حفظ مى کند ، تا هنگام فرا رسیدن بهار دیررس همدان شود ، پس آن گاه از خواب و رخوت زمستانى بر مى خیزد ، قلبى تپنده مى شود و با هر تپشى به جارى ساختن آب در نهر ها و رودهاى فراوان از کوهپایه هاى بلند به سمت دره هاى بزرگ و دشت ها مى پردازد ، بى دریغ تا پاسى از سال گذشته آبى گوارا در اختیار همدان و دیگر زیستگاه هاى جاى گرفته در دامانش قرار مى دهد تا به کار سیراب کردن مزارع و کشتزار هاى پهناور و باغ هاى سرسبز فراگردش بیاید و اسباب حاصلخیزى خاك را چنان فراهم سازد که همدان سرسبزترین طبیعت ایران را پس از نوار ساحلى دریاى مازندران دارا باشد . و همچنان در سایه این موهبت آسمانى و بخشش رایگان ، زندگى مردمان حاضر در دامانش را در جوش و خروش و تکاپوى دائم نگاه دارد . ... با پایان یافتن زمستان الوند هم زمان با آب شدن برف ها براى پوشیدن لباس بهارى ، قباى تمام سفید خود را به کنارى مى زند و تنها عرقچینى سفید را بر سرنگاه مى دارد ، دامانى پرچین و مخملین بر تن مى کند که به غایت سبز است

\\n\\n

بهار طبیعت در دامان الوند، نقاشى از: استاد ولى سوداگر

\\n\\n

و بسیار معطر، نشان بى مانند شور زندگى و تولدى دیگرباره در طبیعت ، بدین روال در میانه هاى بهار طیف چشم نوازى از رنگ هاى زمردین علفزارها با عطر تند گل هاى وحشى و صخره هاى خاکسترى رنگ خارا ترکیب مى شود و بدین ترتیب کوهپایه هاى پرشمار پیرامون الوند آن قدر مستى آور و دلربا مى گردند که چشم از آنها به راحتى نمى توان برگرفت . کوه الوند بین که در پیرى گل به سینه زده است همچو جوان دامنش پر ز لاله و سوسن وز سرش گل شکفته تا دامان غمام همدانى در سایه چنین طبیعت غنى و زیبایى قرن هاست که تیره هاى مختلف عشایر کوچ رو از ایل هاى گونا گونى چون شاهسون، لک ، ترك و... به گاه پایان زمستان و آغاز بهار از مناطق مختلف گرمسیر در غرب کشور براى چراى دام هاى خود به همدان به مراتع سرسبز و گسترده در کوهپایه هاى خوش آب و هواى الوند روى مى آورند و در کوچ عمودى خود تا پایان تابستان از مواهب این ارتفاعات بى نظیر بهره مى برند . در حکایتى خوانده ام که عشایر کوچ رو در بهار به هنگام ورود به حریم طبیعى این کوه مقدس و پربرکت به پاس آنچه الوند سالخورده از دیرباز در اختیار آنان

\\n\\n

و اجدادشان گذارده ، با اتراق کوتاه مدتى در پاى کوه با احترام مراسمى آیینى بجا مى آورده اند . مردم همدان از دیرباز به سلوك رفتار، میهمان پذیرى و جوانمردى معروف بوده اند و هم از این رو جدا از کوچ روان یاد شده ، شمار بسیارى از اقوام ترك ، کرد و لر در این محدوده جغرافیایى و در روستا هاى مختلف سکنى گزیده اند و باز در همین راستا از گذشته هاى دور اقلیت هاى دینى مختلفى چون یهودیان، مسیحیان اعم از ارمنى و آشورى و شمارى از زرتشتیان در صلح و آرامش در کنار هم و در همدان زیسته اند و آزادانه هر آنچه نیاز داشته اند همچون نیایشگاه ها ، اماکن مقدس و مدارس را در آنجا بنا نهاده اند . بناى آرامگاه بسیار کهن سالى به نام بزرگان یهودى »استر و مردخاى« با قدمتى بیش از دو هزار سال در همدان و آرامگاه پیامبرى به نام »حیقوق نبى« در شهر تویسرکان از جمله ارجمند ترین بنا هاى . 1مقدس براى یهودیان سراسر جهان محسوب مى شوند و باز از پس گذار هزاره ها ، الوند چونان مادرى مهربان و سالخورده ، نظاره گرى آرام و خاموش است بر گذشته هاى بسیار دور همدان ، شاهدى است بر سرگذشت پرفرازونشیب پادشاهى مادها و هخامنشیان در هگمتانه باشکوه و فاخر ، شاهدى است بر زندگانى و مرگ بزرگانى چون بوعلى سینا ، باباطاهر ، خواجه رشید الدین فضل االله ، عین القضات همدانى ، عارف قزوینى و بسیارى دیگر ... ، همچنین شاهدى بار یورش هاى وحشیانه ، غارت و کشتار بى امان مردم مقاوم و 7 است بر حداقل آزاده این شهر توسط مهاجمان و بیگانگان از سرزمین هاى دور و نزدیک ، از سپاه بخت النصر گرفته تا لشکریان خونخوار مغول و از محاصره و قتل عام ترکان عثمانى گرفته تا خون ریزى هاى آقا محمد خان قاجار . بى تردید اشاره به هر یک از این وقایع و بازخوانى سرگذشت مقاومت هاى دلیرانه مردم ساکن در حاشیه الوند تنها با حسرت و افسوس فراوان همراه خواهد بود و از مجال این چند خط فراتر . واقعیت آن است که به جرئت مى توان گفت کمتر شهرى در تاریخ سراسر حادثه شهر هاى کهن سال ایرانى به این میزان از جنگ هاى خانمان سوز آسیب دیده ، منهدم شده و باز ققنوس وار از دل آتش و خاکستر ویرانه هایش سر برآورده است... . دست آخر اشاره به این نکته ضرورى است که خاطره الوند از ذهن هیچ همدانى اصیلى در هر حال و هوایى و در هر کجاى عالم که باشد ، زدوده نمى شود ، همچنان که عین القضات همدانى عارف و اندیشمند بزرگ قرن ششـم هنگامى که حــلاج وار در زندان بغداد در انتظار مرگ توسط تاریک اندیشان زمان خویش بود ، از آن به مثابه آرزویى تحقق نیافتنى به زیبایى تمام یاد کرده است :

\\n\\n

»اى کاش مى دانستم که چشمانم بار دیگر دو قله شکوهمند الوند همدان را خواهند دید . اى همـدان ، باران از میان شهرها تو را زنده دارد ... و اى اقلیـم »ماوشـان« از میان دشت ها تو را سیراب گرداند.«

\\n\\n

در تورات از همدان به نام »اخمثا« یاد شده است، به معناى شهر و مکان دوستى.-1

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.