ترﮐﯿب بندى هاى موندرﯾانى و معمارى ( بر 1872-1944) در مﯿان هنرمندان قرن بﯿستم هﯿﭻ ﯾﮏ به اندازه ﭘﯿت موندرﯾان 1معمارى تأثﯿر نﮕذاشته اند. به نظر بسﯿارى از منتقدان هنر و معمارى، خانه شرودر (، اولﯿن 1923-4) در هلند اثر خرﯾت رﯾتولد، ﯾﮑى از شاخص ترﯾن بناهاى مدرن نمونه سه بعدى نقاشى هاى موندرﯾان است )و البته صندلى معروف رﯾتولد(. معمارى خانه شرودر تنها متأثر از نقاشى هاى موندرﯾان نبود، در تصوﯾرى ﮐلن از اندﯾشه هاى ﮐه موندرﯾان به همراه جمعى از هنرمندان هلندى زبان از جمله 2مﮑتب دِاستﯿل ( در مﯿانه جنﮓ جهانى اول ﭘاﯾه رﯾزى ﮐرده بود، تأثﯿر ﭘذﯾرفته J.J.Oud) معمار اوت بود. تأثﯿر دﯾﮕر مربوط به اندﯾشه اى از آن سوى اقﯿانوس اطلس بود: معمارى اندام وار نماﯾشﮕاهى از آثار فرانﮏ لوﯾد راﯾت در برلﯿن برﮔزار شده بود، 1910 راﯾت. در سال و اندﯾشه هاى راﯾت همﭽون آتشى در ﭼمنزار، معمارى اروﭘا را فراﮔرفته بود. )البته ﯾﮏ تفاوت بﯿن اﯾن اثر و ﮐارهاى راﯾت هست. در خانه شرودر، رﯾتولد، برخلف راﯾت، دانسته از مواد و مصالح طبﯿعى و محلى بهره نمى ﮔﯿرد، ﮐه شاﯾد تأﮐﯿدى بر خصلت بﯿن المللى موردنظر او باشد؛ امرى ﮐه از آن زمان موضوعى ﭘرمناقشه در معمارى (3.است موندرﯾان نقاشى صاحب اندﯾشه بود، و براى فهمﯿدن آثار متأخر او باﯾد سراغ نشرﯾه ﮔروه دِاستﯿل رفت. اﯾن نشرﯾه ستاﯾشﮕر سادﮔى هندسى بود. خواستار اﯾن بود ﮐه تصوﯾرها به خط هاى عمودى و افقى، به بى رنﮕى هاى ارزشى سﯿاه، سفﯿد و خاﮐسترى، و به رنﮓ هاى اصلى سرخ، زرد و آبى فروﮐاسته شوند. برخى از منتقدان در اشاره به عناصر رنﮕﯿن محدود به خط هاى افقى و عمودى نقاشى هاى موندرﯾان، از عنوان صفحه هاى رنﮕﯿن بهره مى ﮔﯿرند، ﮐه شاﯾد ﯾﮑى از مهم ترﯾن دلﯾل توجه معماران به ترﮐﯿب بندى هاى موندرﯾان باشد؛ به هر حال معمارى با ترﮐﯿب صفحات سروﮐار زﯾادى دارد! نﮕاه دِاستﯿل به نقاشى محدود نبود، بلﮑه مجسمه سازى، معمارى، طراحى هرﮔونه تزئﯿنات، مبلمان، و اسباب و اثاثﯿه و لباس را دربرمى ﮔرفت. موندرﯾان تأثﯿرﮔذارترﯾن نظرﯾه ﭘرداز دِاستﯿل بود. مثل همه هنرمندان بزرگ، موندرﯾان مراحل فﮑرى مختلفى را ﭘشت سر ﮔذارد ﮐه ﭘﮋواك آن را در نقاشى هاى او مى بﯿنﯿم. او نقاشى هاى متأخر مدرنﯿستى، ﭘساامﭙرسﯿونﯿسم، و ﮐوبﯿسم را آزمود، نقاشى درخت سرخ از جمله آثار مشهور دوره ﭘساامﭙرسﯿونﯿستى اوست. موندرﯾان بسﯿار تحت تأثﯿر ونﮕوگ بود، اما فاصله را نفى مى ﮐرد و مى خواست نقاشى هاﯾش به عناصر رنﮕﯿنى تقسﯿم شود ﮐه حرﮐت آنها ( سخت تحت تأثﯿر ﮐوبﯿسم قرار 1910) را به هم ﭘﯿوند مى دهد. در سفر به ﭘارﯾس ﮔرفت. اما باور داشت ﮐه ﮐوبﯿسم »ﭘﯿامد ﮐشف هاﯾش را نﭙذﯾرفته است«. نقاشى ﮐه مربوط به دوره زندﮔى اش در ﭘارﯾس است، ﮔوﯾا 4«»ترﮐﯿب بندى با خط و رنﮓ MONDRIANESQUE COMPOSITIONS AND ARCHITECTURE رضا امﯿررحﯿمىReza Amirrahimi خانه شرودر، رﯾتولد صندلى، طراحى رﯾتولد Chair, design by Gerrit Rietveld Schroder house, Gerrit Rietveld
\nسانتى متر. مجموعه موزه لهه69/5×99 ، رنﮓ روغن روى بوم1908 ،درخت سرخ، ﭘﯿت موندرﯾان سانتى متر. 40/3×32 ، رنﮓ روغن روى بوم1925 ،ترﮐﯿب بندى )ﮐمﭙوزﯾسﯿون(، ﭘﯿت موندرﯾان مجموعه موزه هنر مدرن. نﯿوﯾورك Red Tree, Piet Mondrian, Oil on canvas, Hougen museum Composition, Piet Mondrian, oil on canvas, Newyork modern art museum
\nتصوﯾر ذهنى او از ساختمانى در ﭘارﯾس است ﮐه جبهه جلوﯾى اش تخرﯾب شده و درون بنا دﯾده مى شد. هﯿﭻ ﯾﮏ از صفحه هاى رنﮕﯿن اﯾن نقاشى به دﯾﮕرى نمى ماند، و عنصر ﯾﮕانه اى است درﮔﯿر تنش و واﮐنش با دﯾﮕران، همﭽون صحنه شهر ﯾا خانه. او مى خواست به بﯿانى ﭘوﯾا دست ﯾابد، از اﯾن رو حرﮐت موضوع مهمى در ترﮐﯿب بندى هاى اوست ﮐه خط و رنﮓ )ﯾا صفحه هاى رنﮕﯿن( را به هم ﭘﯿوند مى دهد. البته حرف زدن از حرﮐت در بوم نقاشى جاى ﭘرسش دارد، از صحنه نماﯾش ﮐه بﮕذرﯾم ﮐه حرﮐت بازﯾﮕران به طور مستقﯿم و بى درنﮓ »به طور طبﯿعى« دﯾده مى شود، حتى در سﯿنما حرﮐت با نﯿرنﮓ فنى القا مى شود و در نهاﯾت فرﯾم هاى ثابت را دارﯾم، در نقاشى و مجسمه سازى، و در معمارى، وقتى انسان با اثر ساخته شده مواجه است، موضوع بسﯿار ﭘﯿﭽﯿده مى شود، اما به طرﯾقى حرﮐت، ﯾا بهتر ﮔفته باشﯿم ضرب آهنﮓ حرﮐت ذاتى آنها را احساس مى ﮐنﯿم. در ﮔذشته، حرﮐت در ﭼنﯿن آثارى را به اعجاز ﯾا سحر هنرمندانه منتسب مى ﮐردند. ﮔوﯾا لوﮐوربوزﯾه در دﯾدارى با اﯾنشتﯿن ﮔفت ﮐه بر مبناى نظرﯾه نسبﯿت، معمارى مى ﮐند ﮐه حرف ﭼندان بى ربطى نبود، البته ﭼﯿزى از نظرﯾه نسبﯿت، نمى دانست، اما »مى دانست« ﮐه معمارى ساختمان و شهر مى توانند از نوعى شتاب زمانى ﯾا ضرب آهنﮓ برخوردار باشند. در آغاز سده بﯿست و ﯾﮑم از سازوﮐار اﯾن ﭘدﯾده ﭼﯿزهاﯾى مى دانﯿم. آن مدارهاى عصبى مغز ﮐه حرﮐت فﯿزﯾﮑى را ﭘردازش مى ﮐنند، در مواجهه با برخى ترﮐﯿب بندى ها در نقاشى ﯾا معمارى فعال مى شوند، در واقع حرﮐت فﯿزﯾﮑى را شبﯿه سازى مى ﮐنند، و 5.احساس حرﮐت را شﮑل مى دهند اﯾن شﯿفتﮕى به حرﮐت )حتى در مﯿان صفحه هاى رنﮕﯿن ساده( مختص هنرمندان ﭘرشور است، و موندرﯾان همه عمر با شور زﯾست، نقاشى و نظرﯾه ﭘردازى ﮐرد. البته شهروند هلند بود و به طور طبﯿعى از فرهنﮓ هلندى تأثﯿر ﮔرفته بود، فرهنﮕى ﮐه از دﯾرباز به شﯿفتﮕى به تعادل )در حوزه اجتماعى عدالت( شهره است. به عنوان ﯾﮏ هلندى، آثار او نه تنها بﯿانﮕر شور و حرﮐت، بلﮑه نوعى وقار و متانت حاﮐى از تعادل است. او نوشت: »... واقعﯿت را تنها به واسطه تعادل در مﯿان حرﮐت هاى هم 6(1925 ،ﭘوﯾاى شﮑل و رنﮓ مى توان بﯿان ﮐرد.« ترﮐﯿب بندى )ﮐمﭙوزﯾسﯿون شورى نهفته و هم وقار و متانت را مى رساند. ﮔراﯾش موندرﯾان در دوره متأخر ترﮐﯿب بندى هندسى اش، ﭘﮋواك جست وجوى او – است )موضوعى ﮐه در اندﯾشه هاى universal– به دنبال امر فراﮔﯿر و جهان شمول – دوباره زنده مى شود(. در The elementary – وان آﯾﮏ به عنوان امر بنﯿادى واقع ﭘى بردن به اﯾنﮑه در وراى مرزهاى زمانى، مﮑانى و فرهنﮕى و شﯿوه هاى تولﯿد، در مﯿان انسان ها، به صورتى ﮐه امروزه آنها را مى شناسﯿم، ﭼه عنصرهاى مشترﮐى وجود دارد ﮐه شالوده انسانﯿت را مى سازند. اﮔر موندرﯾان امروز زنده بود و در ﮐتاب ژاﭘنﯿت در معمارى از زبان نوﯾسنده آن آراتا اﯾسوزاﮐى مى شنﯿد ﮐه در اشاره به ترﮐﯿب هاى هندسى ﮐاخ ﮐاتسورا، ﮐه حدود دو سده ﭘﯿش از تولد او ساخته شده بود، از ترﮐﯿب بندى هاى موندرﯾانى حرف مى زند، بى تردﯾد خوشحال مى شد. ﭘانوشت ها: «، نوشته ﭘلسما و مَﮑارتر.1923-4 ،، »خانه شرودر، اترخت، هلند120 بنﮕرﯾد به معمار-1 2- De Stijl .@ )ﮐانال مجله معمار(، فﯿلمى درباره قﯿاس خانه شرودر و خانه آبشار راﯾتmemarnashr بنﮕرﯾد به-3 4- composition with line and color براى مطالعه بﯿشتر در اﯾن زمﯿنه بنﮕرﯾد به ﮐتاب ذهن در معمارى، سارا رابﯿنسون، ﯾوهانى ﭘلسما، ترجمه-5 .8 ، به خصوص فصل1396 ،رضا امﯿررحﯿمى، مؤسسه معمارنشر 6- composition . سانتى متر115×88 ، رنﮓ روغن روى بوم1913 ،ترﮐﯿب بندى )ﮐمﭙوزﯾسﯿون( با خط و رنﮓ، ﭘﯿت موندرﯾان مولر، اوترلو، هلند-موزه سلطنتى ﮐرولر Composition with line and color, Mondrian, oil on canvas, Imperial Kroller-muller museum, Ottlerlo, NL
