چند سالیست که احداثِ واحدهای مسکونی و تجاریِ شهری به یکی از عمدهترین صنایعِ کشور تبدیل شده و بخشِ بزرگی از نیرویِ کار و تولیدِ کشور را به خود اختصاص داده است. طراحانِ معمار، سازه و تأسیسات در ردههای نسبتاً خوب و متوسط با انجام دادنِ پروژههای فراوان سعی در نشان دادنِ هنر و دانشِ خود دارند. هر روز شاهدِ ساخته شدنِ طرحهای معماریِ جدید و انواعِ اسکلتهای بهکار رفته در ساختمانهای بلندِ متعدد با سقفِ گنبدی یا کارتهای جدیدِ دیگر هستیم که یکی پس از دیگری ظهور میکنند. نمای ساختمانها، که زمانی در آجرِ سهسانتیِ یکدست خلاصه شده بود، اکنون به نمای شیشهـسنگ یا ترکیبِ سنگ و شیشه تغییر یافته است؛ و همه، از ریز و درشت، از بلوکِ مرکزی گرفته تا ساختمانهای درجهسهی بساز و بفروش، نماهایی شبیه به هم دارند.
اسکلتِ ساختمانها هم دچارِ تغییر و تحول شده است. به طوری که به جای اسکلتِ فلزیِ با تیرهای خورجینی که سالهای سال رواج داشت، اکنون شاهدِ طیفِ وسیعی از اسکلتِ فلزی با تیرِ خورجینی تا اتصالاتِ گیردار و جزئیاتِ بسیار دقیقِ پیچ و مهره یا جوشی هستیم. انواعِ اسکلتِ بتنی از تیر و ستون تا دیوارِ برشی و حتی اسکلتِ مرکبِ فلزی با هستههای مرکزیـبتنی در سطحِ شهر مشاهده میشود. همه چیز حاکی از آن است که ایدههای جدیدِ معماری و دانشِ فنی سازه به تدریج اشاعه پیدا میکند. حتی در رشتهٔ تأسیسات شاهدِ بهکارگیری انواعِ پکیجهای تأسیساتی در واحدهای ساختمانی هستیم: یونیتِ سردکننده، یونیتِ آبِ گرم و بالاخره یونیتِ سرد و گرم.
اما آنچه در این میان کاملاً به دستِ فراموشی سپرده شده و به آن توجه نمیشود سفتکاریِ ساختمان است. معمار به فکرِ زیبا کردنِ ساختمان است، مهندسِ محاسب به فکرِ استحکامِ بنا است، مهندسِ تأسیسات نیز به فکرِ تأسیسات. اما اگر به هر ساختمانی که از کارِ ساختِ اسکلت فارغ شده و عملیاتِ سفتکاری در آن شروع شده است ــ از گرانقیمتترین تا معمولیترینِ آنها ــ مراجعه کنید، استفادهٔ بیرویه از سنگ در کف و دیوار، استفاده از نخالهٔ ساختمانی برای ایجادِ اختلافِ سطح در طبقات، درگیر نکردنِ دیوارهای جداکننده با اسکلتِ ساختمان در بالا، پایین و طرفینِ دیوار، تسطیحِ کفها با مصالحِ سنگین، ایجادِ سقفهای کاذب و متعدد با تزییناتِ و احجامِ بزرگ، و استفاده از شیشههای معمولی با در و پنجرههای آلومینیومی را مشاهده میکنید.
سازندگان و فروشندگانِ واحدهای مسکونی در برجهای مرتفع و گرانقیمت دربارهٔ نمای شیشه و سنگ، کفهای سنگ و دیوارهای سنگ ــ به خصوص از نوعِ گرانیت ــ تبلیغ میکنند؛ خریدارانِ متشخّص نیز با تفاخر به دوستان و آشنایانِ خود میگویند: «تمامِ کف سنگِ گرانیت است».
در چندین ساختمانِ معتبرِ در حالِ ساختِ شمالِ شهرِ تهران به استفاده از نخاله برای ایجادِ اختلافِ سطح در کفها برخوردم. در سقفِ طبقهٔ اول (رویِ همکف)، از یک طرف کفِ کاذب با نخاله و از طرفِ دیگر سقفِ کاذب به عمقِ بیش از یک متر مشاهده شد. در بسیاری از ساختمانها ــ به خصوص ساختمانهای دولتی ــ سنگهای ماسیو علاوه بر کفها، دیوارِ راهروهای ساختمان را نیز پوشانده است.
آیا سازندگانِ ساختمانهای شهری میدانند که استفاده از شیشه در نمای ساختمان با جزئیاتِ در و پنجرهٔ آلومینیومی و جزئیاتِ متداولِ دیگر کاملاً نادرست است و این کار حتماً باید با جزئیاتِ ایمنیِ خاص که بسیار گرانقیمتاند انجام گیرد؟ طیِ پانزده سالِ گذشته آییننامههای مقابله با خطراتِ زلزله در سرتاسرِ دنیا دچارِ تغییر و تحولِ کلی شده است و به همین مناسبت در نقاطِ زلزلهخیز، ساختمانهایی که بر اساسِ آییننامههای قدیمی طراحی و ساخته شدهاند به تدریج ترمیم و تقویت میشوند. از جملهٔ این تغییرات در پارهای از ساختمانها، برداشتنِ دیوارهای داخلیِ سنگین و استفاده از دیوارهای سبک به جای آن است. در جاهایی که این ترمیم و تقویتها انجام شده است ــ مانندِ شهرهای ژاپن یا آمریکا ــ طیِ چند سالِ گذشته زلزلههای شدیدی به وقوع پیوسته، ولی عدمِ تخریبهای کلی در آنها نشاندهندهٔ راهِ صحیحِ ترمیم و تقویت بوده است. درست در چنین شرایطی است که علیرغمِ منعِ اکیدِ آییننامههای زلزله، استفاده از مصالحِ دکوراتیوِ بسیار سنگین در ساختمانهای ما ــ که بهخصوص مهندسینِ محاسب برای ایجادِ ایمنی در ساختمان طراحی کردهاند ــ کلِ زحمتِ آنها را نقش بر آب میکند.
این مسئله ــ که در زمانِ سفتکاری معمولاً مهندسِ سازه در کارگاه حضور ندارد ــ باید مد نظر قرار گیرد، زیرا: اولاً اولین سیاست در تألیفِ آییننامههای زلزله، سبک کردنِ ساختمان است، در صورتی که بارِ مردهٔ ساختمان در زمانِ سفتکاری بر ساختمان اعمال میشود؛ ثانیاً مهندسِ محاسب در هنگامِ طراحی فقط بارهای کلیِ ساختمان را مدِ نظر قرار میدهد، نه بارهای جزئی را که احتمالاً به تدریج در حینِ اجرای کار بر بارهای کلی اضافه میشوند. بارهای جزئیِ ساختمان همانهایی هستند که خردهخرده در زمانِ سفتکاری در هر گوشه از ساختمان اضافه میشوند.
ثالثاً در کشورِ زلزلهخیزِ ایران و بهخصوص در شهرِ تهران، آنچه مهم است سبکیِ ساختمان است، نه حُسنِ آن. آنچه سنگِ گرانیت ــ که گرانترین سنگ به شمار میرود ــ به علتِ وزنِ مخصوصِ زیادِ آن بزرگترین عیبِ ساختمانهای بلند خواهد بود. این را باید به خاطر سپرد که بهخصوص سنگِ رویِ دیوارِ ساختمانهای بلندمرتبه در هنگامِ زلزله به سنگِ قبرِ آدمی تبدیل میشود.
رابعاً استفاده از نخالهٔ ساختمانی برای ایجادِ اختلافِ سطح در کفِ آپارتمانها باعثِ تجمعِ تنش در یک نقطه از ساختمان میشود و محاسباتِ مهندسِ سازه را نقش بر آب میکند. شیشهٔ معمولی با در و پنجرههای آلومینیومی در نمای ساختمان درست مانندِ استفاده از اسلحهای سرد است که منتظرِ وقوعِ زلزله است تا به هر سو پرتاب شود و جانِ افراد را در معرضِ خطر قرار دهد.
طبقِ آمارِ زلزلههای اخیرِ شهرهای توکیو و لسآنجلس، بیش از یکسومِ خساراتِ وارده به شهر، ریختن و شکستن یا خسارت دیدنِ وسایلی بوده که بر رویِ قفسههای داخلِ ساختمانها قرار داشته است. به همین مناسبت، در حالِ حاضر در این شهرها، که دارای ساختمانهای امنی هستند، وسایلی ساخته شده و به بازار آمده است تا قفسهها و وسایلِ موجود در آنها را در زمانِ وقوعِ زلزله بر سرِ جای خود نگه دارد و مانع ریختن و خرد شدنِ آنها شود. این وسایلِ ایمنی میتوانند از یک گلدانِ گل رویِ میز تا کتابها و کامپیوتر و وسایلِ چینی و غیره را از خطرِ ریزش حفظ کنند. ولی ما برعکس، برای گرانتر فروختنِ آپارتمانهای لوکسِ خود در شمالِ شهر، داخلِ آن را از سنگینترین سنگِ درجه یکِ گرانیت میپوشانیم!








