بناهای تاریخی خوزستان

سهیلا بسکی·معمار ۶۱
اشتراک‌گذاری
بناهای تاریخی خوزستان

اسكلة رسمي حقانيHaqqani official dock اسكلة غيررسمي اما علني در كنار اسكلة رسمي حقاني و هتل هماAn unutorized dock در اينجا استعاره نيست، منطقة قاچاق درست كنار اسكلة موقت حقاني است. خانه هاي فقيرانة كنار اسكلة قاچاق نقش انبار كال را بازي مي كنند. گرچه خيلي وقت ها هم به انبار نيازي نيست، چون خريداران با ماشين ها و وانت هايشان از قبل منتظر قايق ها هستند. كارگران باربر هم در خدمت اند. با پاچه هاي بالزده يا نزده به آب مي زنند تا كارتون هاي جنس و لستيك هاي قاچاق را بر دوش بگذارند و به ساحل ببرند. اهالي به اين كار، يعني قاچاق، مي گويند چتربازي. اسكلة باهنر در منتهي اليه غرب شهر، قبل از بندر بهشتي و رجايي، سر و رويي بازمي گردد 50 به سامان تر و ضبط و ربطي بسيار بهتر دارد. سابقة ساخت آن به دهة كه ظاهراً قرار بوده شهبندر )نام سابق اسكلة رجايي( تا لنگه ادامه پيدا كند. اسكله و بارانداز آن را انگليسي ها ساخته اند. ساختمان اصلي آن هم بنايي خوشايند و معقول است كه ظاهراً طراحي آن كار ايراني ها بوده. اما ساخت اين ساختمان ها با وقوع انقلب صورت گرفته است. بناي اصلي 1374 به تعويق افتاده و بهره برداري از آن در سال عنوان سالن بين المللي را دارد و خدمات مسافرتي به دوبي را ارائه مي دهد، اما بسيار خلوت و كم رفت وآمد است. ظاهراً بيشتر مسافران سفر با هواپيما را ترجيح مي دهند. ساختماني بسيار كوچك تر در كنار اين ساختمان، سالن قشم ناميده مي شود كه به انبوه مسافران عازم قشم خدمات مي دهد. وضعيت امروز اين خدمات از چند سال پيش، كه براي نخستين بار از بندرعباس به قشم رفتم، بهتر شده است. حال سكويي چوبي براي سوار شدن مسافران به لنج ها و اتوبوس هاي دريايي با نوارهايي براي شكل دادن به صف مسافران، تدارك ديده اند و تخته اي پلكاني هم براي سوار شدن هست كه مسافران را از دست هاي محرم و نامحرم براي سوار و پياده شدن بي نياز مي كند. به نظر مي رسد استقبال مسافران عازم خريد از منطقة آزاد قشم، نقش خود را در بهبود وضعيت ايفا كرده. و اما هرچه از خيابان ساحلي بيشتر به سمت شرق مي رويم، اوضاع از نظر ظاهر بهتر مي شود. در بخشي از ساحل، اتوباني هم ساخته شده با سرعت گيرهاي قدم به قدم، تا امكان عبور قايق داران ساكن خانه هاي فقيرانة ساحلي و قايق هايشان را بدهد. گويا در هنگام ساخت اتوبان تظاهرات و درگيري هايي هم رخ داده و سرعت گيرها فعلً به طور موقت! مشكل را حل و البته اتوبان را هم از سرعت اتوباني محروم كردند. گويا قرار است اين اتوبان از غرب تا شرق تا فرودگاه و ناحية اعيان نشين برود؛ اما به نظر نمي رسد به عمر ما قد بدهد. و سرانجام نمي شود بدون ذكر خيري از هتل هما در بندرعباس از اين شهر بيرون برويم، اين هتل غنيمتي است كه نيمي از شهرهاي ديگر ما از آن بي نصيب اند؛ با كاركناني خوش رفتار و همراه، اتاق هايي متناسب با وسايل نظيف و راحت، محوطة زيبا و پاكيزه، غذا و سرويس خوب و اينترنت پرسرعت در همة اتاق ها. البته مشكلتي هم هست، اما رفع بيشتر آن ها در قدرت خود هتل نيست. يكي از آن ها خيابان بسيار بد منتهي به هتل، پر از مغازه هاي بدمنظر تعمير قايق و موتور و فروش لوازم يدكي است. اين خيابان هم مثل تمام خيابان هايي كه در مركز و غرب بندرعباس ديدم پر از زباله و چاله ها و جوي هاي پر از آب لجن آلود است. دومي، چشم انداز دو اسكلة كنار هتل است، كه گردشگاه مسافران هتل محسوب مي شوند؛ يكي همان محل قاچاق كال در كنار اسكلة حقاني است. حجم زبالة انباشته در آنجا، كه دستخوش جزر و مد گاهي در آب شناور و گاهي روي زمين انباشته مي شود، به قدري است كه جز روي گرداندن از آن چاره اي براي آدم نمي ماند. در طرف ديگر، كه محل پارك قايق هاست، حجم زباله كمتر است، اما آن قدر هست كه آدم تصور كند اگر اين شهر شهرداري هم نداشت مسلماً اوضاع از اين بدتر نمي توانست باشد. و شايد بد نباشد بعد از هتل هما، به يك موضوع خوشايند ديگر بندرعباس هم به عنوان حسن ختام اشاره كنيم: لباس سنتي كه تعداد زيادي از زنان شهر مي پوشند و شامل پيراهن هاي بلند از پارچه هاي رنگي با گل هاي درشت و چادرهاي توري گلدار با رنگ هاي درخشان چشم نواز و شلوارهاي رنگي با دمپايي هاي تزئين شده با گل و پولك است. حتي برقع برقع پوشان، كه اغلب زنان كهنسال اند، قرمز و طليي است. بيراه نيست اگر اضافه كنيم كه رفتار آن ها هم مثل لباس هايشان متفاوت است؛ جسورانه تر و آزادتر است. گرچه اين تفاوت، در رفتار جوانان بومي هم كه خيلي هايشان آشكارا به سر و رو و چشم و ابرويشان رسيده اند، ديده مي شود، و شايد نتيجة خون جوشان معروف جنوبي باشد كه در بلند حرف زدن و زياد حرف زدن و زياد خنديدن تجلي مي كند، شايد هم در رانندگي عجيبي كه نظير آن را در هيچ كجاي اين سرزمين، كه رانندگي بد در آن پديده اي كمياب نيست، نديده ام. و خدا به حال شما رحم كند اگر در بندرعباس پياده باشيد. رانندگان عملً به قصد زير گرفتن پيادة گستاخي كه سر راهشان قرار گرفته نزديك مي شوند؛ و باور نكردني اينكه حتي موتورسوارهايي كه به پياده روها مي زنند از حضور پياده ها در آنجا عصباني مي شوند!!

\\n

ساحل خليج فارس، بين بوشهر و بندرعباس، عكس از كتاب ايران، نصراالله كسرائيان Persian Gulf coast, between Bushehr and Bandar-Abbas, N. Kasraian

\\n

هرمز هرمز كوچك به صدفي گلرنگ، سالم و نشكسته مي ماند كه به جاي ساحل، روي درياست. شايد همين كوچكي و جمع وجوري باعث مي شود آدم به اين فكر بيفتد كه چطور ممكن است اين تكه خشكيِ به اندازة كف دست، چند هزار سال يا بيشتر، تا اعماق دريا محكم و استوار ايستاده باشد. اسكلة كوچك سنگي هم كه در آن پياده مي شويم و لنج هاي كهنة نارنجي رنگ كنارش لنگر انداخته اند، هزار ساله به نظر مي رسد، اگر قايق كوچكي را كه ما را در عرض نيم ساعت به هرمز آورده و پر از جعبه هاي چيپس، نوشابه و سيب زميني و پياز است و اتاقك كوچك سفيدروي فروش بليت را، كه بال روي اسكلة سنگي ساخته اند، ناديده بگيريم. در واقع اسكلة هرمز آن قدرها هم اسكله نيست. چند قدم كه از آن دور مي شويم به يك محوطة خلوت و خالي مي رسيم كه قلعة معروف پرتغالي ها چشم انداز آن است. قلعه واقعاً به رنگ پرتقال است. رنگ لنج ها هم نارنجي است و خاك جزيره هم در خيلي جاها فام نارنجي دارد. همين رنگ است كه آن را به صدفي نازك و زيبا مانند مي كند. در كنار درگاه قلعة پرتغالي يك توپ قديمي سياه هست كه ظاهراً بايد از چند قرن پيش آنجا مانده باشد و چه عجيب است اگر اين طور باشد! قلعه نگهباني با نام جالب حسن درياپيما دارد كه راهنماي بسيار خوبي است. ديوارهاي قلعه سرپايند و كليساي غم انگيز آن، كه با چند پله به زيرزمين مي رود، كاملً سالم است. تصور اينكه زماني در اينجا كساني دعا مي خوانده اند و عبادت مي كرده اند، آن را غم انگيز كرده است. قلعه از يك سو مشرف به درياست كه در اينجا به رنگ آبي پررنگ، تركيب چشم نوازي با قلعة نارنجي مي سازد و از سوي ديگر مشرف به يك ساختمان آجري قرمز و زيبا. آقاي درياپيما مي گويد كه اين ساختمان يك مهمانسراي قديمي است كه بعد از انقلب مركز استقرار سپاه شده و حال مركز هيئت رزمندگان اسلم است. از قلعة پرتغالي تا مركز هرمز راهي نيست و در همين راه سرانجام يك ماشين مي بينيم. سوار مي شويم و در چند خيابان هرمز مي گرديم. در اينجا هم از آن بلوارهاي جاودانه، پارك هاي جاودانه كه سردر هم دارند و البته ميدان هاي جاودانه هست كه در يكي از آن ها يك توپ گذاشته اند تا معلوم شود اينجا هرمز است، نه ساوه. اما پرنده هم در آن ها پر نمي زند، هرچند آثار گذر پرندگاني كه زماني آنجا پريده اند، كاملً مشهود است. كوچه ها و خيابان هاي هرمز كوچك و خلوت هم پر از زباله هاي پراكنده است. در كوچه ها هم از ماشين و موتور چندان خبري نيست، حتي به صورت پارك شده. در كنار خانه هاي خاموش كم وبيش فقيرانه، كه شبيه همة خانه هاي فقيرانة همة شهرها از جمله جنوب تهران هستند و با همان مصالح هم ساخته شده اند، اغلب به جاي ماشين قايقي پارك شده و گاهي بزهايي چند هم كنار خانه ها آرام و بي سروصدا لميده اند. راننده مي گويد اينجا بعضي ها مرغ دارند، اما »رجكوه« يا راسو دشمن خوني اين مرغ هاست. به گفتة او آن هايي كه از ميناب به هرمز آمدند راسو را براي قلع و قمع موش ها آوردند، اما حال تعداد آن ها چند برابر موش هاست. در هرمز تعداد محل هاي كسب اندك است، اما در ميان آن ها پيتزا فروشي هم هست. شهر بازار ندارد. به گفتة راننده تازه دارند بازاري در آنجا مي سازند. او مي گويد جزيره آب شيرين هم ندارد و آب با لوله كشي زير آب از بندرعباس به آنجا مي رسد! ظاهراً شغل بيشتر اهالي جزيره ماهيگيري است. كنار دريا، در محل پارك قايق ها، مردي تنها و بي حركت مثل مجسمه نشسته است. حالت نشستن او جوري است كه به فكرم مي رسد انگار تصوير زندگي در اين جزيرة صدفي شكل كوچك فقط در قالب داستاني شبيه رابينسون كروزئه يا گمشدگان در دريا كه از جزيره اي دورافتاده در ميان اقيانوس سر در مي آورند ممكن است. آخرين چيزي كه در هرمز مي بينيم فرش ماسه اي در ساحلي بيرون از شهر است كه طبيعت پيرامونش به همان زيبايي فرش نقش شده. طبيعت هرمز مثل قشم اساطيري نيست، ساده تر، متواضع تر، ظريف تر و به نحوي مطبوع تر است. رنگ هاي گلگون زمين و پستي و بلندي ها، سبزي درخشان درختان نازك، آبي تند دريا و ابرهاي سپيد، بر متن سكوتي ژرف، به راستي آرام بخش و دلنشين است. ساختمان مهمانسراي قديمي و مركز هيئت رزمندگان امروز اسكلة هرمز چشم انداز قلعة پرتغالي هرمز از دريا An old hostel Hormoz dock Portuguese castle view from the sea

\\n

است. پل ايذج در ميانة راه اصفهان به اهواز ـ كه با سنگ روي بستر رودخانه اي خشك و بسيار عميق بنا شده است ـ اشكفت سلمان، كول فره، خونگ اژدر اثر مربوط به سلسله هاي قبل ميلد( و گورستاني با شيرهاي سنگي 14 ً)جمعا در شاهسوار متعلق به دورة صفوي، از آثار تاريخي ايذه اند. انديمشك اين شهر در دامنه هاي جنوبي كوه زاگرس و در كنارة خرابه هاي شهر »لور« واقع است. »لور« در دوران ساساني شهري آباد بوده كه جغرافي نويساني چون اصطخري و مقدسي از آن نام برده اند. گويا اين شهر تا قرون وسطي رونق داشته و پس از آن رو به ويراني نهاده است. بناي اولية انديمشك در دوران قاجار نهاده شد. از آثار تاريخي اين شهر مي توان به ويرانه هاي شهر ساساني »لور«، بقعة شاهزاده احمد در »مازو« و ويرانه هاي شهر ايلمي در دشت زعفران اشاره كرد. بهبهان كيلومتري شهر تاريخي ارجان ـ 10 اين شهر در جنوب شرقي استان و در كه ساخت آن را به قباد، پادشاه ساساني، نسبت داده اند ـ واقع شده است. از جاذبه هاي تاريخي اين منطقه مي توان آرامگاه ارجان، نقش برجسته هاي دورة اشكاني در درة سروك، حمام دورة سلجوقي، خرابه هاي دو پل و يك بند، خرابه هاي آتشكدة خيرآباد و راستة بازار را نام برد. خرمشهر 15 خرمشهر در كنار رود كارون و در محل برخورد آن با اروندرود و در فاصلة كيلومتري آبادان واقع شده است. رود كارون، شهر را به دو ناحية شمالي و جنوبي تقسيم كرده است. اين شهر به دفعات مورد حمله قرار گرفته، تخريب هجري قمري به دليل برخورداري 1215 و مجدداً بازسازي شده است. در سال از اهميت تجاري و رونق اقتصادي و تحت الشعاع قرار دادن بندر بصره، به دست تركان عثماني تصرف و ويران شد. اين شهر تا قبل از جنگ ايران و عراق )سال ( اهميت خود را به عنوان بزرگ ترين بندر تجاري ايران حفظ كرده بود. 1359 متأسفانه، تقريباً تمام ساختمان هاي واقع در محله هاي قديمي شهر آسيب ديده يا به كلي تخريب شده اند. در قسمتي از بافت قديمي شهر، كه تسطيح نشده، بين محلة بازار صفا و فلكة دروازه، تعدادي واحد مسكوني قديمي وجود دارد. اين ساختمان ها درون گرا و غالباً يك يا دوطبقه اند. در بافت قديمي، همة ساختمان ها بدون استثناء حياط مركزي نسبتاً كوچكي دارند كه فضاهاي مختلف دور آن را احاطه كرده اند. شكل ساختمان ها در پلن و در مجموعه بسيار فشرده است. نسبت مساحت زيربناي هر واحد مسكوني به مساحت زمين آن بسيار زياد است. شكل اين ساختمان ها شباهت زيادي به ساختمان هاي مناطق كويري دارد. تفاوت عمدة بين اين دو، وجود سرپوشيده هاي عريض در ساختمان هاي اين شهر است كه نماهاي مشرف به حياط را در مقابل تابش آفتاب تابستاني محافظت مي كند. بام ها مسطح اند و عموماً به وسيلة دست انداز بلند و مشبكي محصور شده اند. اين دست اندازها از ديده شدن فضاي پشت بام جلوگيري مي كنند، اما مانع برقراري جريان هوا در اين فضا نمي شوند. در نتيجه، مي توان از پشت بام به عنوان فضايي بيروني، هنگام عصر يا شب و به طور كلي در مواقعي كه شرايط بيروني مناسب است، استفاده كرد. فضاهاي اصلي از حياط ها نور مي گيرند. البته در مواردي كه خصوصيات محيط اطراف ساختمان مناسب بوده، پنجره ها به سمت كوچه هم باز شده اند. به طور مثال، در جايي كه ساية ديواري بلند روي ديوار غربي يك ساختمان مي افتد، پنجره هايي در اين ديوار، پيش بيني شده است. مساحت دهانة درها و پنجره ها نسبتاً زياد است، اما قسمت اعظم اين سطوح با تخته پوشيده شده، بنابراين، با وجود آنكه پنجره ها سطح نسبتاً بزرگي دارند، سطح نورگير آن ها بسيار محدود است. نورگير درها و پنجره ها در قسمت فوقاني آن ها پيش بيني شده است. دزفول متري از سطح دريا در دشت پهناوري قرار گرفته كه تا فاصلة 147 اين شهر در ارتفاع كيلومتري آن كوهي مشاهده نمي شود. رود دز، كه از زردكوه سرچشمه مي گيرد، 25 طاق و چشمه روي رود دز12 كنار شهر قرار دارد. وجه تسمية دزفول پلي است كه با نمونة يك، طبقة همكف نمونة دو، طبقة همكف نمونة سه، طبقة همكف نمونة چهار، طبقة همكف نمونة سه، طبقة اول Sample No.1, ground floor Sample No.2, ground floor Sample No.3, ground floor Sample No.4, ground floor Sample No.3, First floor چند نمونه از خانه هاي سنتي بافت قديمي خرمشهر، برگرفته از كتاب اقليم و معماري خوزستان شهر سنگي، ايذه مسجد رنگوني ها، آبادان كتيبه هاي اشكفت سلمان، ايذه Stone city, Izeh Ranguniha mosque, Abadan Inscriptions, Izeh

\\n

در زمان شاپور ساساني ساخته شده. در قرن چهارم هجري قمري اين شهر به »قصر روناش« معروف بوده و مقدسي از آن به »قنطره« يعني پل ياد كرده است. دزفول به زراعت نيل جهت رنگ آميزي و پرورش قلم ني شهرت دارد. از قديمي ترين آثار تاريخي شهر مي توان به محوطه هاي پيش از تاريخ، شهر دهانة اصلي و 14 قديمي جندي شاپور )اولين مركز دانشگاهي ايران(، پل ساساني با دهانة فرعي، بافت زيباي معماري سنتي، آسياب ها، بقعة سبز قبا، بازار قديم شهر، 12 ،بقعة محمد ابن جعفر طيار و آثار خرابة كاخ آجري عظيمي متعلق به دورة ساساني كيلومتري شهر اشاره كرد.18 به نام ايوان كرخه، در بقاياي پل بندپاي پل و پل دزفول در كنار رودخانة كرخه و جادة دهلران، و شمال پل آهني جديد واقع شده اند و احتمالً به دورة ساساني تعلق دارند. در اين شهر بندهاي قديمي ديگري هم وجود دارد كه با فواصلي از هم در جانب شمال غربي و غرب قرار گرفته اند. پل دزفول، كه روي رودخانة دز و در مسير جادة قديم دزفول ـ انديمشك واقع شده، از ديگر بندهاي دزفول است. مسجد جامع دزفول در ميدان مركزي شهر واقع شده و بناي اولية آن به قرن سوم يا چهارم هجري تعلق دارد كه در قرن هفتم، دورة صفويه و قاجار تعمير شده است. بناي كنوني مسجد مشتمل بر سردر ورودي، صحني وسيع، ايوان ها و شبستان هاي جنوبي و ( ساخته 1157) هجري قمري12 شرقي است. سردر ورودي شمال غربي، كه در اوايل قرن شده، داراي تزئينات مقرنس و كاشي كاري و تاريخ مرمت بناست. صحن مسجد نسبتاً متر است. اين مسجد به شيوة معماري دورة ساساني و مشابه 27/6 در26 وسيع و به ابعاد مسجد جامع شوشتر ساخته شده و تقليدي است از ايوان كرخه. مسجد لب خندق از مساجد بزرگ و قديمي شهر است. بناي كنوني به دورة قاجار تعلق دارد و مشتمل است بر سردر، صحني نسبتاً وسيع، ايوان، گلدسته، شبستان هايي با پوشش طاق و گنبد روي پايه هاي آجري و تزئينات كاشي كاري. مسجد سليمان كيلومتري شمال اهواز قرار دارد و نام آن برگرفته از تختگاه تاريخي 145 اين شهر در سرمسجد و آتشكده است. مسجدسليمان در دورة ايلميان »آساك« و در دورة هخامنشيان »پارسوماش« خوانده مي شد. اولين چاه نفت ايران و خاورميانه به نام نقشة كلي مجموعة مسكوني محلة كهن دژ طبقة همكف بافت كهن شهر دزفول Residential complex in Kohandezh neighborhood, Dezful Ground floor The ancient fabric of Dezful

\\n

جزئيات سنگ چيني پل بند دزفول و پاي پل، جاي بست هاي آهني مابين سنگ ها جزئيات آجر چيني در پل دزفول و پل بندپاي پل جزئيات معماري پل بندهاي دورة ساساني طرز تعبية دهانه هاي كوچك بالي پايه ها و شيوة عملكرد آن ها در عبور دادن آب هاي طغياني Details of brickwork and bond in Bandpai pol and Dezful bridges Details of brickwork Details of Sassanid bridges Installation of bays up the pillars مسجد جامع دزفول Jame mosque, Dezful

\\n

نماي ايزومتريك كاخ شائور تصوير خيالي از كاخ شائور تپة باستاني شوشIsometric facade, Shaour palace An image of Shaour palace Historic hill of Shoush چاه نمرة يك در اين شهر حفر شده است. مهم ترين آثار تاريخي آن صفة سليمان و بردنشانده است. صفة سرمسجد )صفة سليمان( بقاياي معبد يا آتشكده اي با پلكان و ستون هاي مدور است كه در پهنه اي وسيع و بر فراز تپه اي مشرف به سربيشة مسجدسليمان قرار دارد. در گذشته آتش آن به وسيلة گازهاي طبيعي موجود به طور مداوم روشن بوده است. اين آتشكده احتمالً به دور ة ساساني تعلق دارد. متر است. اين صفه از 8/5 پلة ورودي دارد كه طول هر پله28 صفة بردنشانده 7/20 چهار طرف پلكان دارد كه در سمت شرق و غرب داراي پنج دهنه و هر دهانة آن متر است. بناي بردنشانده يا ميل نشانده در درون يك ساختمان ويرانه در ابتداي قسمت سفلي اين مجموعه واقع است. اين بنا تشابه زيادي با صفة سليمان دارد. شوش متري از سطح دريا، يكي از كهن ترين شهرهاي جهان است كه 87 اين شهر در ارتفاع هزار سال پيش از ميلد به عنوان كانون مذهبي ساكنان دشت هاي اطراف بنياد 4 حدود هزار سال تمدن بشري در اين منطقه 6 نهاده شد. تپه هايي در اين شهر نشان از وجود دارند. بيشتر محوطه هاي پيش از تاريخ خوزستان در اطراف تپه هاي شوش و در فاصلة كيلومتري شمال يا شرق آن واقع شده اند. در دهه هاي پاياني سدة گذشتة 15 تا3 ميلدي، وقتي پاي فرانسويان به شوش رسيد، پس از تهية نقشه هاي مختلف براساس وضعيت تپه ها، اين محوطه را به چهار قسمت به نام هاي ارگ )آكروپل(، آپادانا، شهر شاهي و شهر پيشه وران )صنعت گران( تقسيم كردند. رود شائور از ميان شهر مي گذرد و آن را به دو نيمة شرقي و غربي تقسيم مي كند. شوش مركز سياسي و اقتصادي امپراتوري ايلم ـ كه واسطه اي بين تمدن هاي هند، آسياي مركزي و بين النهرين به شمار مي رفت ـ و كانون مراسم مختلف آييني در نزديكي چغازنبيل بود. تاريخ سكونت در شوش از اقوام ايلمي آغاز مي شود و به قوم در اين تپه به جا مانده(. عمدة آثار به دست 15 دوران اسلم مي رسد )آثاري از آمده از اين تپه مربوط به دوران هخامنشي است. زيرا ييلق شاهان اين سلسله بوده. در زمان داريوش اول شوش مجدداً به عنوان پايتخت انتخاب شد. شوش و كاخ هاي هخامنشي آن، برخلف پرسپوليس، به هنگام فتح ايران قبل از ميلد، ويران نشد. او ازدواجش با دختر 331 توسط اسكندر مقدوني در سال آخرين پادشاه هخامنشي را در اين شهر جشن گرفت. شوش در دوران ساساني احيا شد و بعد از فتح ايران توسط اعراب به اوج بزرگي و ثروت رسيد. در ميان آثار و بقاياي مربوط به دوران اسلمي، يك حمام، يك كارخانة تهية شكر، يك مسجد متر كه احتمالً مسجد جامع شهر بوده(، يك مدرسه و يك 70 در60 )به ابعاد كورة سفالگري و آجرپزي )متعلق به دورة سلجوقي( نيز وجود دارد. شكوه و عظمت شوش مقارن با قرن سوم هجري به پايان رسيد و از سد ة چهارم رو به ويراني نهاد تا سرانجام در سده هاي هفتم و هشتم هجري به كلي متروك شد و حيات در آنجا به رفت وآمد زائرين بقعة دانيال نبي محدود شد. هجري 1269) سال قبل120 تپة باستاني شوش، كه كاوش در آن از حدود شمسي( آغاز شد، در طول تاريخ محل سكونت اقوام متعددي بوده است. قدمت اين منطقه به هزارة چهارم قبل از ميلد مي رسد كه به مراتب قديمي تر از نخستين ايالت حكومت ايراني است. بارگاه دانيال نبي، يكي از پيامبران بني اسراييل، در ساحل شرقي رود شائور و روبه روي تپة ارگ قرار دارد. اين بنا شامل دو حياط است كه دورتادور آن را حجره ها و ايوان هايي فراگرفته. بقعة دانيال در انتهاي حياط دوم، كه بزرگ تر و وسيع تر است، قرار دارد. روي ضريح آن گنبد بلند مخروطي و مضرس )پله اي(

\\n

يكي از زيباترين آثار به دست آمده از شوش. آجر لعابدار منقوش با سرباز گارد جاويدان كه در موزة لوور پاريس نگهداري مي شود. مجموعه بناي دورة هخامنشيAchaemenian buildinig complex A glazed brick in Shoush (Louvre) ساخته شده كه نوع رايج گنبدهاي منطقه است و نظاير آن در جنوب غربي ايران بسيار ديده مي شود. اين بنا هستة اولية شهر شوش را تشكيل مي دهد. كيلومتري جنوب شرقي شهر شوش و سر راه شوش به شوشتر 45 در فاصلة ويرانه هاي يك شهر ايلمي متعلق به دوران »اونتاشگال« قرار دارد كه در مركز آن زيگورات چغازنبيل واقع است. در گوشة جنوبي شهر آثار دو كاخ و دروازه اي عظيم كه باستان شناسان آن را دروازة شاهي نام داده اند و همچنين يك معبد به چشم مي خورد. در زير يكي از اين كاخ ها آرامگاه باشكوهي در عمق شش متري وجود دارد كه خاندان سلطنتي ايلم اجساد مردگان خود را در آن مي سوزانده اند. اين بنا قديمي ترين بناي تاريخي استان خوزستان است كه با وجود عمري بيش هزار سال، به دليل پنهان ماندن زير خاك كاملً سالم و پابرجاست. اين بناي 3 از عظيم يكي از قديمي ترين آثار معماري ايران نيز محسوب مي شود. معبد ايلمي چغازنبيل روي يك تپة خاكي بزرگ و در ساحل رودخانة دز، از شعب رود كارون، واقع شده است. اين معبد را اونتاشگال، پادشاه ايلمي قبل از ميلد ساخت و آن را به خداي »اينشوشيناك« تقديم 1250 در سال متر و 105 ×105 كرد. بناي معبد ساختماني پنج طبقه است كه ابعاد آن متر است. اين بنا از خشت خام ساخته شده و روكشي 53 ارتفاع آن در حدود از آجر دارد. در اطراف اين معبد تعدادي الواح گل نبشته و مجسمة انسان و حيوان كشف شده است. جالب ترين شيئي كه در حفريات چغازنبيل به دست آمده، مجسمة گاو بالداري است كه با كمال ظرافت و مهارت ساخته و روي

\\n

،گردة آن كتيبه اي به خط ايلمي در چند رديف نوشته شده است. اين گاو كه ظاهراً در بالي يكي از سردرهاي زيگورات قرار داشته، در حال حاضر زينت بخش تالر موزة ملي ايران است. قلعة فرانسويان نيز از نقاط ديدني شوش محسوب مي شود. فرانسويان ميلدي اولين حفاري هاي خود را در شوش آغاز كردند كه 1850 در سال هيئتي فرانسوي به 1855 به كشف پايه هاي قصر اردشير انجاميد. در سال سرپرستي مارسل ديولفوا، قصر اردشير دوم هخامنشي را كشف كرد. پس از آن نيز هيئتي به سرپرستي دمورگان با مجوز انحصاري دولت ايران حفريات در شوش را ادامه داد. اين گروه با آجرهاي به دست آمده از اين تپه، قلعه اي به عنوان سكونتگاه بنا نهادند كه نقشه اي فرانسوي و احتمالً ملهم از طرح قلعة باستيل فرانسه دارد و به دست معماري از اهالي دزفول به نام حاج مصطفي ساخته شده است. اين قلعه در مقابل مقبرة دانيال نبي 1912 دزفولي در سال قرار دارد و نماي آن از آجر و جزئيات تزئينات آجري اش تحت تأثير معماري منطقه است. پلن قلعه ذوزنقه شكل است و دورتادور آن را راهرويي احاطه كرده و برج هايي در دو گوشة شمالي دارد كه برج شمال غربي مربع شكل و برج شمال شرقي دايره شكل است. سال پيش 90 چهار نمونه خانة مورد بررسي در شهر شوش، كه از حدود تا امروز ساخته شده، شامل يك يا چند اتاق اند كه تارمي )ايوان( پس از حياط نقش تقسيم كنندة فضا را دارد. وجود آشپزخانه و نانواخانه، حتي در منازل قديمي نيز ضرورتي نداشته، بنابراين در نمونه هاي جديد نيز كمترين فضا به آشپزخانه تعلق دارد. در شوش از منازل مفصل و بزرگ با فضاهاي متنوع مانند خانه هاي دزفول و شوشتر خبري نيست و به رغم گرمي هوا و نياز به فضايي تاريك و خنك در زيرزمين، به دليل بال بودن سطح آب هاي زيرزميني، در خانه هاي اين شهر شبستان و شوادان نيز ديده نمي شود. نماي آجر، كه گاهي تزئينات مختصري دارد، نشانة تأثير معماري شوشتر و دزفول بر معماري شوش است. شوشتر متري از سطح دريا و در 53 اين شهر در شمال شرقي خوزستان در ارتفاع كيلومتري شمال شهر اهواز و در نزديكي محل ورود كارون به دشت 85 هزار سال پيش به پيدايش اولين10 تا8 خوزستان قرار دارد. اين ويژگي در سكونتگاه هاي مبتني بر كشاورزي در اين محل انجاميده است. دژ يا قلعة سلسل، كه در زمان ساسانيان نقش كهن دژ را داشت، در كنار رود كارون ساخته شده. در همين دوران پل شادروان )شاپوري( نيز روي كارون بنا شد كه براي ساختن آن بخشي از رود را به سمت شرق شهر منحرف كردند كه همان بستر رودخانة گرگر يا دودانگه است. ارزشمندترين وجوه معماري شوشتر را بايد در تأسيسات آبي آن مثل پل بندها، آسياب ها، آبشارها، شبكة زيرزميني آب شهر )كه شايد اولين شبكة لوله كشي آب شهري در جهان باشد( جستجو كرد. در اين ميان مجموعة آبشارهاي شوشتر، كه چندين آسياب و كارخانة برق را فعال مي كند، و پل بند گرگر بزرگ ترين بناهاي صنعتي دوران قديم شناخته شده اند. رئيس سازمان يونسكو پس از بازديد، شخصاً اين اثر را در فهرست ميراث فرهنگي جهاني ثبت كرد. اين مجموعه از زيباترين و حيرت آورترين بناهاي تاريخي است كه قابليت تبديل به يك مجموعة عظيم فرهنگي ـ تفريحي را دارد. مثلً مي توان آن را به عنوان پارك ـ موزه اي گسترده داراي مهمانسرا، هتل، موزه، كتابخانه، سالن همايش و مجموعه هاي ورزشي و تفريحي، بازسازي كرد. پل بند گرگر حلقه اي از زنجيرة عظيم آبي شوشتر است كه روي رود گرگر ساخته شده. رود گرگر شاخه اي مصنوعي از رودخانة كارون است كه در كيلومتر پايين تر به شاخة 40 ًشمال شهر از رود كارون جدا مي شود و تقريبا اصلي مي پيوندد. پل بند برج عيار بند ديگري است كه روي رود گرگر و پايين دست آبشارها قرار دارد. ديگر بندهاي شوشتر عبارت اند از: پل بند شادروان كه روي شاخة شطيط ساخته شده و يكي از اساسي ترين بخش هاي تأسيسات آبي شوشتر محسوب مي شود؛ بند ميزان نمونه اي بسيار مهم در مجموعه بناهاي آبي قلعة فرانسويانFrench castle طرح از حميد ابراهيمي يگانه

\\n

شوشترShoushtar طرح از سعيد سادات نيا

\\n

پل بند شوشترPol band (bridge) of Shoushtar تاريخي شهر است كه رودخانة كارون را به دو شاخة شطيط و گرگر تقسيم مي كند و پيشينة ساخت آن به دوران ساساني بازمي گردد؛ پل بند لشگر كه در دورة ساسانيان و خارج از دروازة لشگر ساخته شده؛ بند خاك از مجموعه بناهاي آبي تاريخي شوشتر است كه وظيفة مهار طغيان رود داريون و هدايت بخشي از آب آن را به شهر ديگري داشته؛ پل هاي تك دهانة مستوفي و باطني و حاجي خدايي هم در دوران قاجار روي نهر داريون ساخته شده اند؛ و نهر داريون كه در دورة داريوش اول هخامنشي حفر شده و دشت مياناب شوشتر را آبياري مي كرده است. از ديگر تأسيسات آبي شوشتر پل دوپلون، تونل سه كوره، بند گبري، آب انبار چاه انجيري، بند امير، بند قير، بند دارا، بند دختر، پل شاه علي، بند مقام، و بند خاك را مي توان نام برد. بقعة امامزاده عبداالله از مهم ترين زيارتگاه هاي شوشتر است. بناي كنوني اين امامزاده متعلق به قرن هفتم هجري قمري است. اين مزار بر بالي تلي در جنوب شوشتر، داخل يك حصار واقع شده و منظري باصفا دارد. در بالي هجري 629 سردر حرم كتيبه اي به خط كوفي باقي مانده كه تاريخ محرم سال قمري را نشان مي دهد. اين مزار در قديم متعلقات زيادي مانند مدرسه و كتابخانه و مهمانسرا داشته كه به مرور ايام از بين رفته و ويران شده است. اين بناي آجري، گنبدي مخروطي و مضرس و تزئينات زيباي گچي، سنگي و نقاشي دارد. ازاره و پوشش دو منار آن از كاشي و داخل گنبد آن سرو است.15 منقوش به تصوير بقعة سيدمحمد گلبي، بقعة براء بن مالك، بقعة صاحب الزمان و بقعة سيدمحمدشاه ديگر زيارتگاه هاي شوشترند. قلعة سلسل بسيار بزرگ است و روزگاري حياط هاي مفصل و متعدد، سربازخانه، طويله ها، شبستان ها، برج ها، باغچه ها، قورخانه، نقاره خانه، حرم سرا، حمام، آشپزخانه، حوض و حصار و خندق داشته كه تمامي بناهاي آن به جز شوادان ها و تونل هاي نهر داريون تخريب شده اند. متون تاريخي از وجود آن در زمان هخامنشيان حكايت مي كنند. اين دژ، به جز نقش مدافع شهر شوشتر، مركز كنترل نهر داريون و محل استقرار والي خوزستان بوده است. مادام ژان ميلدي مي گويد: 1881 ديولفوا، باستان شناس معروف فرانسوي، در سال »قلعة سلسل، اقامتگاه والي خوزستان، روي يك كوه و در كنار فلتي كوچك قرار دارد. يكي از شعب رود كارون به نام شطيط از پاي اين كوه مي گذرد.« مسجد جامع شوشتر از ابنية اوايل دورة اسلم است. از تزئينات گچ بري و كتيبة كوفي بالي محراب آن معلوم مي شود كه بناي آن به قرن سوم هجري رديف ستون و در سمت 12 قمري بازمي گردد. اين مسجد در سمت شمال چند نمونه خانه، شوشSome houses, Shoush

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.