ﮔاه تبعات سياسى، ادارى، مالى، فنى، هنرى و ... دارد، به عهده ﮔيرد و از آن دفاع كند، ناﮔزير است. ـ ويﮋﮔى هاى بناهاى اين بخش دقت بيشتر در انتخاب ﮔروه هاى كاملً 3 ،حرفه اى مطالعاتى، طراحى و اجرايى را كه بتوانند از عهدة اين امر برآيند اجتناب ناﭘذير كرده است. وسعت و كاربرى اين ﮔونه بناها ضرورت تهية برنامة نﮕهدارى بعدى را -4 .اجتناب ناﭘذير كرده است در مواردى به دليل عدم وجود ﭘروژه هاى تحقيقاتى و نمونه، ظرفيت -5 ﭘروژه هاى بزرگ دولتى، امكان بررسى روش ها و مصالح جديد در ﭘروژه ها را فراهم مى كند. بسيارى از روش هاى مقاوم سازى ابتدا در ﭘروژه هاى بزرگ دولتى بررسى شده و سﭙس به كل ﭘروژه ها تسرى يافته اند. البته آزمايشات فوق عملً و قانوناً در شرايطى ممكن و مجاز است كه برﮔشت امكان ﭘذير باشد. حتى سفارش مصالح جديد و انجام آزمايشات فنى و تحقيقاتى از سوى نهادهاى ذيربط، عملً تنها از عهدة ﭘروژه هاى بزرگ دولتى بر مى آيد و بخش خصوصى تمايل يا توانايى اين هزينه ها را ندارد. مديريت مرمت و بازسازى بناها و محوطه هاى تاريخى در بخش دولتي خود از سه ﮔانة كارفرما، مشاور، ﭘيمانكار تشكيل شده كه در مواردى اين سه ﮔانه ساختار خود را به كارفرما، مدير ﭘيمان و ﭘيمانكار و يا كارفرما، عامل بنابر مقتضيات ﭘروژه انطباق مى دهد.1 E.P.C ﭼهار و ﮔروه كارفرما موارد مربوط به كارفرما در سه ﮔانة )كارفرما، مشاور،ﭘيمانكار( را مى توان به طور خلصه در موضوعات زير بررسى كرد: ـ صلحيت فنى براى كارفرما الزامى نيست و او مى تواند با به كارﮔيرى اتاق 1 فكر يا شوراى راهبرى يا عامل ﭼهار يا هر سيستم مشابه ديﮕرى اين امر فنى را راهبرى كند. مشكل از هنﮕامي شروع مى شود كه كارفرما بدون صلحيت فنى و بدون به كارﮔيرى مشاوران مناسب، صرفاً براساس حق كارفرمايى و در اختيار داشتن بودجة ﭘروژه، با اعمال سليقه هاى شخصى، سبب هدر رفتن 2.بودجه و دخالت هاى غيرقابل برﮔشت مى شود ـ سرعت بى دليل و بيش از ظرفيت كه بيشتر ناشى از تغيير مداوم ﭘست هاي 2 مديريتى است، ولع كلنﮓ زنى و افتتاح ﭼندبارة ﭘروژه ها و دوباره كارى هاى ناشى از آن از موارد متنابه كارهاى اجرايى است. در ﭘروژه اى ﭼندين بار بخشى از ساختمان به دليل نياز تبليغاتى كارفرما، با كار و هزينة مضاعف، در هنﮕام بازديد مقامات، ظاهر تمام شده مى يافت و ﭘس از بازديدها كار روال عادى خود را باز مي يافت. ـ راه كارهاى قانونى مناسبى براى اين ﮔونه ﭘروژه ها وجود ندارد و 3 ساختارهاى قانونى همة نيازها را ﭘاسخﮕو نيست و به همين دليل معمولً در برﮔزارى مناقصه، عقد قرارداد و اجرا، تلفيقى از مواد قانونى قراردادهاى مختلف حاكم است و واﮔذارى كار بيشتر ناشى از شناخت هاى شخصى است. در بسيارى از ﭘروژه هاى بزرگ، مديران قوى در حال دور زدن سيستم هاى نظارتى به عنوان عوامل كندكننده و مزاحم، و مديران ضعيف در حال تطويل ﭘروژه ها به بهانة قانون مدارى و رعايت موازين قانونى هستند. در فضاى ناسالم به رغم حضور دستﮕاه هاى نظارتى، روابط نامناسبى وجود دارد كه ارجاع كار به جاى ﭘروسه هاى فنى واقعى به ارتباط ﮔروه هاى اجرايى با واسطه هاى ارجاع كار منوط مى شود كه علوه بر هزينه هاى بالسرى كيفيت اجراى كارها را كاهش داده است. ـ در مواردى عدم ثبات مديريت ها و تغيير مديران سبب تغيير اهداف ﭘروژه، 4 كاربرى و تحميل كاربرى نامناسب در ميانة عمليات اجرايى مى شود كه مستلزم تغييرات در طراحى، اجرا و تخريب و بازسازى بخش هايى از ﭘروژه است. ﭘروژه اى با عنوان كاربرى ملقات هاى خارجى رياست يك سازمان دولتى طراحى شد و ﭘس از تغيير مديريت، رياست جديد ضمن مخالفت، در نيمه راه كاربرى ﭘروژه را به عملكردى عمومى تغيير داد. ـ در مواردى كارفرماها به دليل محضورات قانونى به جاى ارجاع كار به مشاور 5 و ﭘيمانكار، دفاتر فنى و ﮔروه هاى اجرايى امانى تشكيل مى دهند كه تجربه نشان داده با هزينة بيشتر راندمان كمتر به دست مى آورند و در بيشتر موارد )استثناهايى به دليل حضور مديران قوى وجود دارد( سبب تطويل زمان و ﮔم كردن هزينه هاى اضافى ﭘروژه ها در هزينه هاى اجرايى عمومى مى شود. ـ يكى از معضلت حاكم بر ﭘروژه ها كارفرمايانى هستند كه حتى با اهداف 6 خيرخواهانه بدون تأمين بودجه و مجوزهاى قانونى شروع به اجراى ﭘروژه مي كنند و سيستم هاى ادارى را در مقابل عمل انجام شده قرار مى دهند كه اين مسئله مشكلت بسياري در روند اجراى ﭘروژه به وجود مي آورد. مهندسان مشاور ـ مشكلت اقتصادى در شرايط حاضر سبب شده فشار ناشى از هزينه هاى 1 دفتر و كاركنان، تعدادى از مهندسان مشاور را به سمت ارائة قيمت هاى ﭘايين مرمت و بازسازي ﭘل ورودي )آهنﭽي( حرم حضرت معصومه، قمReconstruction of the entering bridge to Qom, Saint Masoumeh’s shrine
\n.در مناقصات سوق دهد دعوت از مشاوران قوى و ضعيف و برنده شدن مشاوران ضعيف با قيمت هاى بسيار كم و مذاكره با ديﮕر مشاوران براي قبول ﭘايين ترين قيمت مناقصه به عنوان ﭘاية قيمت، عرف مناقصات فعلى است. ـ شرايط فوق سبب شده بعضى مشاوران از جايﮕاه مشاور و رعايت صرفه و 2 .صلح كارفرما به مجرى و تدوينﮕر خواست هاى كارفرما تبديل شوند ـ سرعت زياد ﭘروژه ها ناشى از عدم ثبات مديريت ها و ديﮕر عوامل ذكر شده 3 ،در بخش كارفرما، به همراه كاهش حق الزحمه ها سبب عدم مطالعات جدى طراحى غير اصولى و در نتيجه كاهش سطح كيفى خدمات بعضى مشاوران شده است. ـ در بسيارى از موارد نقشه هاى اجرايى بدون توجه به امكانات و مقتضيات 4 روز تهيه شده و به همين دليل يا غير قابل اجرا يا موكول به انتخاب و تصميم ﮔيرى ﭘيمانكار است. در مواردى تعدادى از مشاوران به دليل ضعف ﮔروه هاى نظارتى كارفرما و قيمت هاى ﭘايين عملً نقشه هاى فاز اجرايى را به عهدة ﭘيمانكاران اجرايى مى ﮔذارند كه علوه بر تزلزل كيفى، سبب مختار شدن ﭘيمانكاران اجرايى در ﭘروژه ها مي شود. ـ حق الزحمة ﭘايين مهندسان مشاور سبب شده تعدادى از آن ها امكان 5 استفاده از نيروهاى متخصص با سابقه را نداشته باشند و عملً ﭘروژه ها را نيروهاى كم تجربه و از جمله دانشجويان، مطالعه، برنامه ريزى و طراحى مى كنند. ـ عدم ﭘرداخت يا تأخير در ﭘرداخت مطالبات مهندسان مشاور و ﭘيمانكاران، 6 علوه بر مشكلت قانونى، ناهماهنﮕى بخش هاى مديريتى، فنى و مالى و نظارتى، بوروكراسى ادارى، راندمان بسيار ﭘايين ادارات، فساد بخش هايى از ساختار و ... جزء افتخارات مديران دولتى به شمار مى آيد. مشاوران و ﭘيمانكاران بخش قابل توجهى از ساختار خود را به ﭘيﮕيرى مطالبات سال هاى قبل اختصاص داده اند كه خود سبب ﭘرداخت هاى ﭘروژة جديد بابت بدهى ﭘروژه هاى قديم و ﭼرخيدن در بر ﭘاشنة قبل مي شود. ﭘيمانكار ـ شرايط اقتصادى، افزايش هزينه ها و رقابت غير فنى سبب شده تعدادى 1 از ﭘيمانكاران براي ﮔرفتن كار در مناقصات به قيمت هاى ﭘايين غير منطقى درصد كمتر از فهرست بها )قيمت هاي رايج( هم 20 متوسل شوند. قيمت هاى از عجايب روزﮔار فعلى است. ـ قيمت هاى ﭘايين، تأخير در ﭘرداخت هاى كارفرما و تورم سبب كاهش سطح 2 .كيفيت مصالح، مجريان، استادكاران و ... شده است ـ سرعت غيرمنطقى و صرفه جويى اقتصادى در مواردى سبب كاهش سطح 3 .كيفى كار شده است مديرى كه به رياست خود در ﭼند ماه آينده نيز مطمئن نيست، ﭼﮕونه حاضر به برنامه ريزى براي اجراى ﭘروژه هاى دراز مدت و اساسى است. ـ ساختار شركت هاى نوﭘا با نيروى انسانى غير متخصص، امكانات ناﭼيز، 4 قيمت هاى ﭘايين، شرايط ناسالم ارجاع كار و فرهنﮓ سود حداكثرى ﭘاسخﮕوى مشكلت مرمت و بازسازى ﭘروژه هاى بزرگ نيست. تنها در صورت تداوم كار و تربيت نيروهاى متخصص، تجربة عملى و ...، امكان ارجاع كارهاى بزرگ تر به اين ﭘيمانكاران وجود دارد. اين شركت ها علوه بر رعايت استانداردهاى فنى، ملزم به رعايت ايمنى محيط كار و استانداردهاى حداقل محيطى براى فضاى كار و استراحت نيروها هستند. ـ عدم تداوم كار استادكاران رشته هاى مختلف سنﮓ، آجر، ﮔﭻ، ﭼوب و ... 5 .سبب كاهش نيروهاى جوان آموزش ديده در اين رشته ها شده است ده توصيه براى مديريت ﭘروژه هاى مرمت و بازسازى بناها و محوطه هاى تاريخى ـ تشكيل اتاق فكر، شوراى راهبرى يا هرﮔونه ساختارى كه با مشاركت 1 كارفرما، مهندسان مشاور طراح، ﭘيمانكار اجرايى و ﭼند شخصيت حقيقى يا حقوقى كه در زمينة مرمت و بازسازى از زواياى مختلف داراى تجربة نظرى و عملى لزم و كافى باشند و اهداف كارفرما، طرح هاى مهندسان مشاور و اجراى ﭘيمانكار را در مراحل ﭼندﮔانة ايده، طراحى، اجرا و نﮕهدارى ارزيابى و هدايت كنند. به معناى مديريت E.P.C ـ انعقاد قرارداد مديريت ﭘيمان به ويﮋه از نوع2 مهندسى، تدارك و اجراي ﭘروژه هاى مرمت و بازسازى، به دليل نامشخص بودن حجم عمليات، طراحى و اجراى همزمان، عدم امكان برآورد دقيق و در نتيجه زمان بندى ﭘروژه، با اين ﮔونه ﭘروژه ها هماهنﮕى بيشترى دارد. ـ ﭘروژه هاى مرمت و بازسازى بناها و محوطه هاى تاريخى در مقياس بزرگ، 3 نياز به كارفرماي قدرتمند، مشاور قوي و ﭘيمانكاران با تجربه دارد. مشكلت ﭘروژه هاى بزرگ در زمينة تأمين منابع مالى، هماهنﮕى با نهادها و ارﮔان هاى دولتى، كنترل و مديريت خواست هاى مختلف و ﮔاه متضاد كارفرما به ويﮋه وزارت امور خارجه9 ساختمان شمارة محوطة ميدان مشقMinistry of foreign affairs, building No. 9 Mashgh square
\n،بخش هاى مالى، ادارى و نظارتى، هماهنﮕى و كنترل قوانين دست و ﭘاﮔير مقابله با زيادخواهى هاى نهادها و ارﮔان هاى دولتى و غيردولتى مستقر در سايت ﭘروژه و... نيازمند كارفرماى با اراده و داراى قدرت لزم است. ـ انتخاب كاربرى متناسب با قدمت و ظرفيت سازه اى، كالبدى و تأسيساتى از 4 عوامل مهم در مديريت اين ﮔونه ﭘروژه هاست. انتخاب عملكرد نامناسب مى تواند علوه بر خسارات جبران ناﭘذير به بناهاى تاريخى موجب عدم ﮔردش مناسب كار شود. البته بسيارى از بناهاى تاريخى نيز در نتيجة عدم كاربرى و خروج از جريان زندﮔى روزمره، به فراموشى سﭙرده و مستعد هرﮔونه تخريب ثانوى مى شوند. تبديل مجلس شوراى ملى سابق و ساختمان ﭘخش شركت نفت )ساختمان كنسولى وزارت خارجه( به انبار تعاونى و تعميرﮔاه از جملة اين موارد است. ايجاد تعادل منطقى در بهره ﮔيرى از بناهاى تاريخى لزمة حفاظت از بناهاى تاريخى است. ـ مستندسازى امر مرمت و بازسازى بناهاى تاريخى از مهم ترين وظايف 5 مديريت است. از تجميع اين مستندات به مرور زمان آرشيو مناسبى در سطح ملى فراهم مى شود كه به ويﮋه براى نسل بعدى مديران حياتى است. ـ تدوين برنامة نﮕهدارى بناهاى تاريخى ﭘس از دورة مرمت و بازسازى 6 از اصول مهمى است كه همواره يا فراموش يا در صورت تهيه به عنصرى تشريفاتى تبديل مي شود. متأسفانه تجربة ناموفق تهية برنامة نﮕهدارى در اين ﮔونه بناها و مقاومت در برابر آن، ﭼه در مرحلة تهيه و تدوين و ﭼه در مرحله اجرا، نشان ضرورت كار فرهنﮕى در اين زمينه است. اينكه رسيدﮔى به بناهاى تاريخى نيازمند تدوين برنامة نﮕهدارى و كنترل آن توسط مهندسان و تكنيسين هاي فنى است و برنامه هاى نﮕهدارى صرفاً مربوط به ساختمان هاى صنعتى يا سيستم هاى تأسيساتى نيست، امرى است كه به فرهنﮓ سازى، توجيه اقتصادى و القاى فرهنﮓ ﭘيشﮕيرى به جاى درمان نياز دارد. در يك IT ﭘروژة ملى، برنامة نﮕهدارى با حضور اساتيد مختلف، ﮔروه هاى حرفه اى و ﮔروه هاى اجرايى در ﭼند مجلد با منطقه بندى رشته اى و فنى و عملً به صورت هندبوك اجرايى كامﭙيوترى با كمترين نيروى انسانى لزم تهيه شد كه مورد مؤاخذة سيستم هاى ادارى مالى قرار ﮔرفت كه در ﭼارﭼوب كار ﮔروه هاى 9 اجرايى اين ﮔونه وظايف تعريف نشده و سرانجام هزينه هاى ناﭼيز حدود ماه ﮔروه نﮕهدارى به شكل هزينه هاى تخلية نخاله كارﮔاهى مستند شد و ﮔزارشات فوق نيز به رغم حضور نمايندﮔان بهره بردار و تدوين مجلدات فوق به بايﮕانى مربوطه سﭙرده شد. ـ ارتقاي آموزش، مهارت هاى فنى و تربيت نيروهاى جوان در ﭘروژه هاى 7 مرمت و بازسازى به ويﮋه در ﭘروژه هاى خاص و زير نظر استادكاران باتجربه و قديمى از اصول مهم مديريتى ﭼنين ﭘروژه هايى است. در صورت تسهيل اين امر نيروهاى جوان امكان آموزش و فراﮔيرى مهارت هاى خاص عملى را ﭘيدا مي كنند و در شرايط كنونى به تداوم كار در زمينة مرمت تشويق مى شوند. ـ تشويق، همكارى و تسهيل فعاليت انجمن هاى غيردولتى دوستدار ميراث 8 فرهنﮕى، دانشﮕاه ها، نهادهاى نظام مهندسى، ايكوموس، مجلت و نشريات علمى و تخصصى و ... براي ديده بانى، نقد، بررسى و اصلح امر مرمت و بازسازى از نكات اساسى مديريت در سطح ملى است. ـ تنظيم برنامة مرمت و بازسازى متناسب با بودجة موجود و واقعى ﭘروژه 9 از نكات مهم مديريت اين ﮔونه ﭘروژه هاست. رفع خطر، مقاوم سازى و... از اولويت هاى اول و معمارى داخلى، تزئينات و مبلمان، فضاى سبز و... در عين اهميت، از اولويت هاى ثانوية ﭘروژه ها در تخصيص بودجه است. ـ حضور نيروهاى مؤثر در مرمت و بازسازى مثل نمايندة كارفرما، مشاور، 10 طراح و... در كارﮔاه اجرايى سبب سرعت، دقت و طراحى واقع بينانه و حل مسائل ايجاد شده در كارﮔاه با خرد عمومى همة دست اندكاران مى شود. ﭘانوشت ها: 1- Engineering Procurement Construction :( شوراى راهبرى مجلس )شوراى ملى سابق-2 ،ـ مهندس حسين شيخ زين الدين3 ، مهندس على اكبر سعيدى-2 ،ـ دكتر منصور فلمكى1 ـ مهندس6 ، ـ مهندس جلل صادقى5 ، مهندس حميد سﭙهرى-4 ،مهندس ايرج كلنترى ـ مهندس فرامرز ﭘارسى7 مهرداد بهمنى شوراى راهبرى مدرسة سﭙهسالر)مدرسة عالى شهيد مطهرى(: ـ 4 ،ـ دكتر اسكندر مختارى3 ،ـ مهندس حسين شيخ زين الدين2 ،ـ مهندس على اكبر سعيدى1 ـ مهندس فرامرز ﭘارسى6 ،ـ مهندس مهرداد بهمنى5 ،مهندس جلل صادقى وزارت امور خارجه )شهربانى سابق(:9 شوراى راهبرى ساختمان شمارة ـ مهندس 4 ،ـ مهندس على اكبر سعيدى3 ،ـ مهدى حجت2 ،ـ محمدباقر آيت اﷲ زاده شيرازى1 ـ دكتر اسكندر7 ، ـ دكتر كامران صفامنش6 ،ـ مهندس ايرج كلنترى5 ،هادى ميرميران ـ نمايندة ﮔروه هاى اجرايى9 ،ـ نمايندة كارفرما: مهندس نيك كار، مهندس زريبافان8 ،مختارى شوراى راهبرى موزة دكتر على شريعتى: ـ 3 ، نمايندة خانواده- ـ خانم سوسن شريعتى2 ، عضو شورا- ـ مهندس كامبيز ناظرعمو1 ، كارفرما- نمايندة سازمان توسعة فضاهاى فرهنﮕى-مهندس رفيعى، مهندس نورفردى ـ شوراى فوق به دليل 6 ،........ ـ5 ، نمايندة ﮔروه طرح واجرا-ـ مهندس مهرداد بهمنى4 .اختلف نظرهاى خانواده و كارفرما مستأصل بود كار مي كند. 79 ، كارشناس ارشد معماري، در شركت آذر1337 * مهرداد بهمني متولد مجلس شوراي ملي سابقThe Parliament ( دربند-عمارت شيخ خزئل )سه راه جعفرآبادSheykh Khazal edifice
\nتاريخ در برابر مدرنيته آرش بوستانيArash Boostani HISTORY CONFRONTING MODERNITY اغلب مردم از بازديد مكان هاى تاريخى و موزه ها لذت مى برند، برخى هم ترجيح مى دهند تعدادى از اشياى قديمى و تزئينى را در كنج خانه به نمايش بﮕذارند. هرﭼند داشتن و نمايش برخى اشياى قديمى و آنتيك به عنوان شاهد ميزان علقه به تاريخ و بعضاً به عنوان ﭘُز روشنفكرانه، خصوصاً ميان طبقة مرفه مرسوم است، ولى مالكان اين اشيا اغلب از تاريخﭽة شى ء نيز اطلعات درستى ندارند. نﮕاه بسيارى از مردم در مورد خانه هاى تاريخى، موزه اى است و بازديد از آن ها را ﭘر كردن بخشى از اوقات فراغت به شمار مي آورند و محاسن خانه هاى تاريخى كاشان، يزد و ... را برمي شمرند، ولى وقتى ﭘاى زندﮔى در آن ها مطرح مى شود، آن را به بهانه هاى مختلف در شأن خود نمى دانند. كودكان به بناهايى علقه دارند كه جديد، رنﮕى و هيجان انﮕيز باشند، علقه به بناهاى تاريخى مى تواند به سادﮔى به وجود آيد، اما نيازمند برنامه ريزى صحيح و توسعة منابع آموزشى از بدو ورود به دبستان است. با افزايش سن بيش از ﭘيش به حفظ محيط ديرينة خود اهميت مى دهيم و اين به سبب ﭘيوندها و خاطراتى است كه از آن ها داريم و نيز وجود حلقه هاى نامرئى ارتباط با ﮔذشته به ما كمك مى كند تاريخﭽه و جايﮕاه خود را در آن بيابيم. ﭘس ممكن است افكار عمومى منظرة خيابان قديمى و معمارى سنتى آن را بﭙسندد، اما انتظار مزاياي ساختمان هاى مدرن را هم از آن دارند. بسيارى از مالكان - عموماً در سطح متوسط درآمد- جز تعدادى افراد علقه مند خصوصى بناهاى قديمى دلبستﮕى هاى مادى و منافع شخصى خود را برتر از هر ﮔونه وظيفة عمومى براى مراقبت از اين بناها مى دانند. حلقة ﭘيونددهندة مالكان قديمى با بنا، مجموعه خاطرات و رشته هاى نامرئى اما قوى روابط اجتماعى با همسايﮕان است، ولى اين ﭘيوند با نسل بعدى ﭼنان سست است كه به محض انتقال مالكيت به نسل بعدى با فروش و يا بازسازى براى كسب درآمد، رشتة اين ﭘيوندها را ﭘاره مى كند. بسيارى از صاحبان املك خصوصيات خانه هاى قديمى خود را تحسين مى كنند. همة ديوارهاى ضخيم خشتى را بهترين عايق حرارتى در خانه هاى قديمى مي دانند. اما هنﮕامى كه موضوع نﮕهدارى و آسايش به ميان مى آيد، نمى توانند در برابر زندﮔى در آﭘارتمان هاى مدرن با نماهاى شيشه اى رفلكس مقاومت كنند! حتي به قيمت از دست دادن مقدار زيادى انرژى و بخشى از هويت معمارى. بناهاى عمومى و نيازهاى عملى امنيت بناهاى تاريخى كه در مالكيت همﮕانى هستند، تضمين نشده. كارشناسان آموزش و ﭘرورش وقتى موضوع مدرسه مطرح است، دليل معقولى براى جايﮕزينى ﭘيش مى كشند. آيين نامه هاى زلزله بهترين توجيه براى كسانى است كه اصرار بر نوسازى دارند. تجار، بنا هاى قديمى و ناكارآمد را تخليه مى كنند و در بنا هاى مدرن جاى مى ﮔيرند. كسبه با سرماية كمتر هنوز ترجيح مى دهند در سراها و دكان هاى قديمى با كراية كمتر مستقر شوند، اين بناهاى قديمى كه طى ساليان به دليل سرمايه ﮔذارى اندك براى نﮕهدارى، دﭼار آسيب شده اند، تصويري از يك سيستم مترقى، كارآمد و مدرن ارائه نمي دهند. حتي به نظر مى رسد بعضى از مراكز مذهبى نيز براي راحتى و فضاى بيشتر براى ارتباط اجتماعى با ﭘيروان خود، به زيبايى شناسى و كيفيت هاى معنوى و روحانى مسجد و يا امامزادة قديمى بهاى كمترى مى دهند و به جاى همنوايى با قابليت هاى فضايى يك بناى قديمى ترجيح مى دهند با تخريب يا الحاق، فضاهاى جديدى را به وجود آورند. تغييرات بنيادى داخلى يا بازسازى يك بناى بزرگ قديمى به دليل ساخت بناى جديد غالباً در ﭼند طبقه، با فضاهايى متنوع تر و اختصاص بخشى تجارى در كنار اماكن مذهبى براي تأمين منابع مالى موردنياز، از جمله راهكارهاى متداول شده است. عليق تجارى بساز و بفروش ها به تملك بناهاى قديمى علقه دارند. آن ها طرحى ارائه مي دهند و مطابق آن بنا هاى قديمى را تخريب مي كنند و فضاهاى تجارى حجيم با سرمايه ﮔذارى مشترك مى سازند، مزيت آشكار اقتصادى براى ساختمان هاى تكميل شده مانع از هرﮔونه تأخير در ساخت و ساز ولو به قيمت ﭘايين آمدن كيفيت ساختمان و يا فضاهاى معمارى آن مى شود. عدم توجه به تأسيسات زيربنايى مانند آب، برق، فاضلب، در كوتاه مدت موجب فشار بر سيستم هاى موجود و در طولنى مدت موجب ازكار افتادن آن ها مي شود. بسيارى از مالكان اصرار دارند با كاهش زيربناى واحدهاى تجارى و افزايش تعداد درآمد مضاعفى به دست آورند كه موجب فشردﮔى - فارغ از كاربردى بودن- آن ها و توسعة فعاليت هاى تجارى با سرمايه ﮔذارى هاى كم مي شود و در طولنى مدت جوابﮕوى رشد اين واحد هاى تجارى نخواهند بود. از طرفى كاذب بودن بهاى واحدهاى تجارى نوساز بدون توجه به ساختار و كيفيت، موجب افزايش هزينه هاى بالسرى كالها و به طور غير مستقيم به مصرف كنندﮔان تحميل مى شود. برخى عدم تعادل در عرضه و تقاضا را از دليل اين امر مى دانند، ولى سياست هاى نادرست مديريت شهرى را مى توان عامل اصلى دانست. از سوى ديﮕر بسيارى از سرمايه ﮔذاران كه اصولً در ساختمان سازى تجربه اى علمى ندارند و به ساختمان به عنوان كاليى سودآور نﮕاه مى كنند، دست به ساخت مجتمع هاى تجارى در مكان هاى نامناسبى از بافت هاى تاريخى مى زنند. غالباً كيفيت ﭘايين طراحى فضاها خصوصاً در راه ﭘله ها و دسترسى هاى عمومى از يك سو و نبود تأسيسات زيربنايى متناسب با تراكم و كاربرى جديد، موجب مى شود از طبقات بالى همكف، كمتر استقبال شود و كم استفاده باقى بمانند كه خود موجب مى شود سرمايه هايى كه مى توانست در تجارتى ديﮕر بهره ورى بيشترى براى سرمايه ﮔذار داشته باشد، به اميد رونق بيشتر بازار راكد بماند. در نبود بستر مناسب سرمايه ﮔذارى براي احياى بناهاى تاريخى، هنوز هم سرمايه ﮔذاران اصرار به ساخت و ساز جديد و به اصطلح خودشان حداكثر استفاده از فضا و سرمايه براى اين ﮔونه فضاهاى تجارى دارند. از سوى ديﮕر سود زياد اين ﮔونه ﭘروژه ها موجب سرمايه ﮔذاري بيشتر در كارهاى ساختمانى مي شود. به دليل وجود بازار در بافت هاى تاريخى و ﮔسترش غير متعارف آن ها داخل بافت مسكونى اطرافشان، و با توجه به ﭘايين بودن ارزش ريالى بناهاى موجود در بافت هاى مسكونى تاريخى، تجار اين ساختمان ها را مي خرند، يا اجاره مى كنند تا به عنوان انبار و يا كارﮔاه هاى كوﭼك براي بسته بندى و ... استفاده شوند و يا افراد كم درآمد و اغلب مهاجر، در آن ها ساكن شوند. بيشتر كسانى كه مالك واحد هاى تجارى در محدودة بافت هاى قديم )خصوصاً تهران( هستند، خود در خارج از مركز تاريخى زندﮔى مى كنند.
