هومن بالازاده ـــ مشاوران هوبا طرح ـــ بُرد-بُردِ یک تکبنا و شهر
رابطهی تکدانهی ساختمانی با شهر در مقیاسِ خرد موضوعی است که در پروژههای کوچکِ مقیاسِ شهری کمتر فرصتِ پرداختن به آن وجود دارد. الگویی بُرد-بُرد که بتواند منافعِ شهر و ساختمان را همزمان فراهم کند، اجازه میدهد فضاهایی بدونِ حائل در اختیارِ شهر قرار گیرند تا آنها بتوانند محلههای تهران را به فضاهای پویاتر بدل کنند ـــ به طوری که فضاهای تجاری فقط به صورتِ الگوی درونی شکل نگیرند و تعاملِ بیشتری با بافتِ پیرامونیِ خود داشته باشند. بازتعریفِ قوانینِ مدوّن در پروژههای محدودِ شهری، به این ترتیب، باعثِ ایجادِ الگو در بافت و در نتیجه اصلاحِ آن میشود.
تابلوی موقعیت: زمینِ پروژه در ولنجک، میانِ مرکزِ خریدِ توچال و گالریا، در زیرِ خطِ آسمانی که معماران آن را به «بارگذاریِ بیشازحدِ مصالح، فرم و رنگ ـــ آشفتهکنندهی بصری» خواندهاند.دیاگرامهای بُرد-بُرد: در شهرهایی مانندِ تهران، فضاهای خالی میانِ ساختمانها میتوانند بهمثابه سکوهای عمومی استفاده شوند تا شهر را پویاتر کنند؛ سطحِ اشغالِ «۶۰٪ + ۲ متر» در برابرِ یک ساختمانِ اداری-تجاریِ متعارف نشسته است.
قوانینی مانندِ سطحِ اشغال، ویدْ و توده، میزانِ مصرفِ شیشه و صلبیت، در عینِ رعایت، بازنگریهایی در آنها رخ داده است. در این پروژه در جهتِ ایجادِ مقیاسِ انسانی در تلاقیِ دو خیابان، تصمیم به جابهجاییِ سطحِ اشغالِ ۵۰ درصد در طبقات گرفته شد ـــ بهگونهای که هر طبقه همواره با همان ۵۰ درصدِ اشغال، در محدودهی «۶۰ درصد + ۲ متر» تعریف میشود. موضوعِ دیگرِ این سیاستگذاری در پروژه، بهره از دیدِ شهر از داخلِ پروژه است؛ بازشوهای بزرگتری در پوسته فراهم شده تا پوسته، در عینِ آنکه ثابت است، دیدِ داخل را محدود نکند.
دیاگرامِ نُهگامهی طراحی: مساحتِ زمین، جابهجاییِ اداری، سطحِ اشغالِ ۵۰٪، گردشِ عمودی، مساحتِ ساختمان، شکلگیریِ وید، سه ناحیهی ورود/مکث، شکلگیریِ نما و جابهجاییِ ترازها ـــ تزِ کالبدیِ پروژه بهصورتِ توالی نوشته شده است.نمای هواییِ زمین و آکسونومتریای از رابطهی فضای عمومیِ پایِ بنا، ورودیِ اداری، و سرسرای داخلیِ پیونددهندهی این دو.نمای روزِ بنا از خیابان: دو تودهی آجری بر روی یک کرسیِ شیشهایِ فرورفته به هم میرسند ـــ نمای تجاری عقب کشیده شده تا پیشواز کوچکی به شهر بدهد.غروب از همان محور: نورِ درونی دفترها از پسِ پوستهی آجری بیرون میریزد و بنا بهسانِ فانوسی درخشان در کنارِ بلوکِ مسکونیِ پهلویی خوانده میشود.نمای بازِ غروب، با همسایه در چپ و البرز در پس: آجرِ بنای تازه، رنگِ گرمِ غروبِ شهر را وام میگیرد اما چهرهی خود را میکشد.
تکنیکِ این ساختار، ترکیبِ سازهی فلزی با آجر به صورتِ پیشساخته و نصبِ خشک است. این روش، امکانِ گریز از محدودیتِ ابعادِ بازشوهای تولیدشده از مصالحِ آجر را فراهم کرده و الگویی آجری برآمده از کاشیِ سنّتیِ «فخر و مدین» را به دست داده است ـــ آجر در برابرِ قابِ فلزی، مهارشده، در قالبِ بلوکهای پیشساخته، و قفلشده بر سازهی پایه، تا پوسته را پدید آورد.
دیاگرامهای شفافیت-صلبیت: پنجرهی متعارفِ ضابطهایِ تهران (۴۰٪ توپر، ۶۰٪ شفاف) در برابرِ طرحِ دولایه ـــ نمودارِ دوم، گفتوگویِ میانِ معمار و شهرداری را نشان میدهد.اشتقاقِ الگویِ آجری: توپر + شفاف = الگویِ سنّتیِ «فخر و مدین»؛ در پایین، توالیِ اجرا ـــ آجر، قابِ فلزی، مهار، بلوکِ پیشساخته، سازهی پایه و الگوی آجریِ نهایی.مقطعِ دیوار با اندازهها و جزئیاتِ ۱:۱ از پنلِ آجریِ پیشساخته: ورقِ گالوانیزه، قابِ آجری، ورقِ تقویتی برای اتصالِ نما به سازه، پروفیلِ ناودانی، آجرِ نصبِ خشک بر روی ورقِ گالوانیزه ـــ پنل به میلیمتر خوانده میشود.نمای نزدیکِ پوستهی آجری در غروب: بلوکهای آجریِ پیشساخته در برابرِ قابِ فلزی و نورِ گرمِ دفترها در پس ـــ تکنیک، چهرهای پیدا کرده است.جزئیاتِ گرهِ طرهی پوستهی آجری: لایههای دیوار و درزی که تودهی آجری در آن بیرون میخرامد و بر طرهی فولادیِ خود مینشیند.نمای سهچهارمِ روز: چهرهی بلندِ آجری زیرِ آسمانِ نیمروز ـــ پوسته بهسانِ سطحی پیوسته که تنها با ریتمِ بازشوها شکسته میشود.نمای جانبیِ روز: دو تودهی آجری، با کوچهی بینِ آنها، از کنارِ هم میگذرند و اجازه میدهند دفترهایِ درون، نورِ کشیدهی پهلویی را در دلِ خود بگیرند.غروب از سویِ ورودی: کرسیِ شیشهایِ سیاه، تودهی آجری را بر فرازِ خود نگه میدارد و گوشهی بنا بر بالایِ ورودیِ فرورفته به آستانهای کوچکِ شهری بدل میشود.نمای روز در ترازِ خیابان: تودهی پایینِ کرسیِ تجاری-اداری، تودههای آجری در بالا و ردیفی از درختانِ جوان در پیادهرویِ گوشه.
عناصرِ مختلفِ فضاهای داخلی ـــ بالکنها و پنجرهها ـــ بر لایهی دومِ جدارهی آجری شکل گرفتهاند، تا تنوعِ بیانِ فرمیِ نما کاهش یابد. جدارهی دو لایهای این امکان را داده است که شفافیت بر لایهی دوم به بیشترین حد برسد، در حالی که قاعدهی شهری در موردِ درصدِ مجازِ شیشه و توپر بر سطحِ نما رعایت شود.
چهار نوعِ نما: هر یک ترکیبی متفاوت از بازشو، شکافِ بالکن و لایهی پوسته را بر چهرهی دوم مینشاند ـــ کاتالوگی کوچک از چگونگیِ گفتوگویِ دیوارِ آجری و اتاقِ پشتِ آن.آکسونومتریِ پلانیِ لایهی دوم: بالکنها و پنجرهها در پسِ پوستهی نما شکل میگیرند تا تنوعِ بیانی در دل بمانَد و چهرهی بیرونی، آرام خوانده شود.جزئیاتِ گوشهی پوستهی آجری، با یک پنجرهی داخلی که گلدانی کوچک را آشکار میکند: لایهی دوم، زندگیِ دفتر را در قابی خانگی نگه میدارد.نگاهی به بالا از زیرِ طرهی برونزده: سقفِ عمیق که از چهرهی آجری فاصله گرفته، سایه را بر ورودی میاندازد و گوشهی بنا را در لحظهای پناهدار میگذارد.
هدف در سازماندهیِ کالبدیِ این پروژه، رسیدن به یک دیاگرامِ کالبدیِ یکپارچه برای شکلگیریِ واحدهای اداری و تجاری و ورودیهای مجموعه است. در این جهت، ایدهی کالبدیِ طرح از قرارگیریِ ویدِ داخلی در بیرونِ پروژه آغاز شد، تا بدین وسیله واحدهای میانی، نورِ جنوب و دیدِ شهر را داشته باشند. دیاگرامِ کالبدیِ طرح بر اساسِ نیروهای توسعهی فضای خالی شکل گرفت تا بتواند هم ورودی را تعریف کند و هم نور را به سطوحِ داخلی هدایت کند. این دیاگرام، میزانِ سطحِ تماسِ شهر با پروژه را افزایش میدهد و از قسمتِ همکف (ضلعِ شمال) تعریفکنندهی فضای بیرونی و مرتبط با شهر است. ورودیِ اداری و سرسرای مجموعه، در بخشِ اداریِ خود را به فضای بازِ میانیِ مجموعه میرساند ـــ بهگونهای که جریانِ بُرد-بُرد بین فضاهای اداری-تجاری و شهر از طریقِ آن پدید آید.
بستر، رندر و آکسونومتری: عکسی سیاهوسفید از خیابان، یک رندر از فضای عمومیِ کوچک در پایِ بنا، و آکسونومتریای که سه ناحیهی ورود و مکث را در پیکرِ شهر میدوزد.چهار پلانِ طبقات ـــ همکفِ تجاری، تجاریِ اول، نیمطبقهی تجاری و اولِ اداری ـــ که نشان میدهد چگونه پلان میانِ ترازها بازشکل میگیرد، تا هر طبقه ۵۰٪ مجاز را به شکلی متفاوت اشغال کند.سرسرای شیشهایِ ورودی با پلکانی شناور در زیرِ تودهی آجری: ورودیِ ترازِ پایین بهسانِ یک میدانِ کوچکِ داخلی خوانده میشود که شهر در آن قدم میگذارد.نگاه به بیرون از میانهی دو تودهی آجری: شکافِ میانِ تودهها، به طبقهی اداری دیدی عمودی به شهر میدهد ـــ حیاطی که عمودی شده است.سرسرای اداری با پرداختِ مرمرِ سیاه: درگاهِ آسانسور در چپ، پردهی برنزیرنگِ کرکرهای در راست و دری شیشهای رو به حیاطِ داخلیِ کوچک در پشت.نشیمنِ سرسرا در برابرِ پردهی کرکرهای: نیمکتِ سیاه بر مرمرِ تیره، و حیاطی بلندِ کاشتهشده در پسِ دیوارِ شیشهایِ بدونِ قاب در چپ ـــ آرامشِ اداری که در ترازِ همکف چیده شده است.طبقهی اداری، گوشهی نشیمن: دو کاناپهی کرم در برابرِ ستونی تیره، و پوستهی آجریِ پسِ دیوارِ شیشهای که الگویی نرم از نور را بر کف میاندازد.طبقهی اداری، نگاهی دیگر: دیواری هستهایِ سیاه، نشیمن را از زونِ کار جدا میکند و پنجرههای سهسو، رو به لایهی دومِ آجری باز میشوند.طبقهی اداری، زونِ کار: میزِ بلندِ کنفرانس در چپ و میزِ کاریِ تنها در راست، که هر دو با پنجرههای بلندِ رو به نمای آجریِ منفذدار قاب گرفته شدهاند.دفترِ مدیریت: میزِ کارِ مرمری، دو راحتی و پوستهی آجری که هر دو وجهِ گوشه را پُر کرده ـــ دیدِ شهر از میانِ گریلِ اتاق.گذرگاهِ جانبی به سویِ داخل: شکافی باریک میانِ دیوارِ شیشهای و دیوارِ سیمانی، و پوستهی آجری در آن سویِ شکاف ـــ مقطعِ دیوار، بهمثابه راهرو خوانده میشود.