خانه معمار یوسف شریعت‌زاده

اشتراک‌گذاری
خانه معمار یوسف شریعت‌زاده

«»ماجراى بم “THE DRAMA OF BAM” ، هم زمان با ششمین سالى است که سهیل بسکى در میان127 انتشار معمار ما نیست، یاد و خاطره اش گرامى باد. خانم بسکى انسان سخت کوش و وقت شناسى بود، از تعبیر »دیرو زود دارد سوخت و سوز ندارد« تنفر داشت. در سال هایى که مدیریت مجله معمار و جایزه معمار را بر عهده داشت، صدها داستان نوشت که بخشى از آنها منتشر شده است. این فعالیت هاى فرهنگى و ادبى مانع این نبود که هر زمان مصیبتى در سرزمین مان رخ بم، به یارى جمعى 1382 مى داد، به یارى مردمان کشورمان برنیاید. در جریان زلزله از معماران، ایجاد مجموعه اى از سرویس هاى بهداشتى را در بم سازمان داد که نیاز عاجل زلزله زدگان بم بود، و طبق معمول پروژه را »سر وقت« به پایان رساند. ماه ها بعد در گفت وگویى، بدون آنکه موضوع بم در میان باشد، به ناگهان گفت »ماجراى بم چیزى را در وجودم شکست«. او در جریان سال ها فعالیت در حوزه هاى مختلف با موضوع مدیران بى کفایت و روحیه دروغگویى و چپاول آشنا بود، اما گویى انتظار داشت در این مصیبت ملى، شاهد رحمى به بم و ساکنان آن شود، دریغ که گویا چنین نبود. رمان کوتاه در حکایت ساختن مبال در بم گزارشى از »ماجراى بم است«. کتاب به طنز نوشته شده، و مثل همه طنزهاى اصیل، بیان سوگى است که براى تحمل پذیر شدن در این قالب آمده. یادداشت ابتدایى کتاب در ادامه آمده است: به یاد سهیل بسکىIN THE MEMORY OF SOHEILA BESKI یادداشت یادداشت 1382 ، ایستاده نفر پنجم از سمت راست: سهیل بسکى ، بم ما طبع عشق داریم ، پنهانِ آشکاریم در شهر عشق پنهان، در کوى عشق فاشیم

\\n

مولنا حکایت ما با وقوع مصیبتى، در شهرى خیلى خیلى قدیمى آغاز مى شود، شهرى چند هزار ساله در دیارى دوردست، انگار در انتهاى جهان، محصور در بیابانى بى انتها و کوه هاى افسانه اى هزاررنگ: هزار بنفش، هزار قهوه اى، هزار زرد، گاه همچون دیوارهاى فروریخته قلعه هاى باستانى، گاه همچون حیوانات اساطیرى سنگ شده، زیر آسمان بلند فیروزه رنگى به زللى چشم هاى آبى، پنهان در میان باغ ها و درختان هزارساله سرکشیده به آسمان، که گویى ناگهان به جادو در دل بیابان پدیدار مى شدند. کنار شهر، بر صفه اى برهنه و بى دار و درخت، شهر مینیاتورى چندهزار ساله اى از خاك و خشت، چون پاچین دامن آسمان، خود را به بال بر کشیده بود، چنان باشکوه و مجلل که از شهرى برساخته از خاك باورنکردنى مى نمود. و مصیبت عظمى سحرگاه یک جمعه بر این همه فرود آمد، در لحظه هاى واپسینِ شب سیاه و سرد زمستان کویرى، که مى رفت تا در مقابل روزى که دزدانه در سایه گاه تاریکى پیش مى آمد، رنگ بازد، درست در آن هنگام که خواب خفتگان سنگین و شیرین مى شود و بر آوردن دست و پایى به عبادات واجب صبحگاهى بس دشوار است. وقتى صبح صادق بر فراز درختان هزارساله که همچنان آرام و پابرجا بودند بردمید، شهر دیگر نبود. هر آنچه روى زمین بود به پاى درختان استوار خاك شده بود، و مى شد همچون شهرهاى مدفون شده باستانى همان جا بماند، اگر روزگارى دیگر بود. رنج و عناى جهان اگرچه دراز است / با بد و نیک بى گمان به سر آید ما سفر بر گذشتنى گذرانیم / تا سفر ناگذشتنى به در آید ناصر خسرو مدیر مسئول

\\n

خانه معمار یوسف شریعت زاده شاید براى کمتر معمارى این فرصت مغتنم فراهم آید که بتواند به خصوصى ترین فضاى طراحى شده معمار بزرگى چون یوسف شریعت زاده دسترسى بیابد، از نزدیک با فضاى زندگى او و خانواده اش آشنا شود، در پهنه آن حضور داشته باشد، قدم بزند و روى مبلى بنشیند، در فضاى داخلى دقیق شود، عکس ها و تابلوهاى آویخته بر دیوارش را تماشا کند و گوشه هایى از هنر او را در خلق محیطى براى عزیزترین وابستگانش تجربه کند. هنگامى که به لطف و همت دکتر مریم شریعت زاده از وابستگان ایشان و هم دانشکده اى عزیزم با على شریعت زاده فرزند این معمار نامى آشنا شدم و شرایطى مهیا شد که دیگر ساکنان مجموعه مسکونى زیبایى که او ساخته، راضى به بازدید از آن شدند، خوشحال بودم که بالخره در پى چند نوبت اصرار و تقاضا، به آرزوى دوران دانشجویى ام براى دیدار از این ساختمان و ورود به آن رسیدم. 30 به گمانم تنها معماران و هنرمندانى که با ویژگى هاى معمارى دهه هاى خورشیدى آشنا هستند، در برخورد با این مجموعه خواهند توانست تفاوت 40 و آن را با خیل بناهاى متداول و بى شمار به درستى تشخیص دهند، که اگر چنین باشد با توقفى طولنى در برابر این اثر و تماشاى آن، همراه خواهد شد. با دیدن این بنا و تأثیر عجیبى که نخستین بار به عنوان یک معمار بر من داشته، به این تقارن جالب فکر کردم که به واقع در محله یوسف آباد نام یوسف شریعت زاده با نام مالک دیرینه این محله ارزشمند تهران »میرزا یوسف خان مستوفى الممالک« از معدود رجال خوش نام دوران قاجار براى همیشه گره خورده است. این مجموعه مسکونى چهار طبقه در خیابان نوزدهم یوسف آباد و در ضلع جنوب پارك شفق ساخته شده است. بنایى که با پوشش سیمانى خاکسترى روشن و پنجره هایى فاقد نظم متعارف، در تبعیت از دیدگاه متواضعانه یوسف شریعت زاده به آرامى و بدون هیچ تظاهر و تفاخرى به پارك نگاه مى کند، اما احتمالً در چشم هزاران بساز و بفروش طماعى که همه جا در پى خرید ساختمان کهنه و فرسوده هستند، کالبدى کلنگى و طعمه اى وسوسه انگیز براى تخریب به نظر مى آید که با خرید تراکم و تخلفى بخشودنى به لطف جریمه اى مقرون به صرفه، مى تواند به عمارت قوطى وار بى قواره و مرتفعى تبدیل شود و عایدى هنگفتى نصیب سازنده حریص خود کند. این بناى باوقار با پیکرى که گذار عمرى قریب به نیم قرن در چهره اش هویداست، در سکوت با مخاطب آگاه حرف هاى بسیار دارد، شاید باور این نکته HOME OF ARCHITECT YOUSEF SHARIATZADEH بابک زیركBabak Zirak نقد و نظر نقد و نظر

\\n

دشوار باشد که طى این سال ها بارها از معماران بسیارى سراغ یک مجموعه مسکونى شاخص در محله یوسف آباد را گرفته ام، اما تقریباً بیشتر آنها با وجود ادعاى بسیار در مورد شناخت معمارى معاصر ایران، کمترین اطلعى از وجود این بناى کم نظیر نداشته اند. مجموعه اى که از معدود ساختمان هایى است که هیچ یک از ساکنانش حاضر به فروش و ترك آن نبوده و نیستند. این مجموعه شامل شش آپارتمان بزرگ و کوچک است که از ابتدا براى خانواده معمار، بستگان نزدیک و دوستان با دقت و وسواس خاصى طراحى شده است و هیچ کدام شباهتى به هم ندارند، و هر کدام در نوع خود اثرى نو تلقى مى شوند. هر یک از آپارتمان ها از واحد یک اتاق خوابه بسیار کوچک تا واحد تریپلکس سه طبقه، حال و هوایى منحصر به فرد و ارزش ویژه دارند، براى معمار، برخوردارى همه آنها از نور مستقیم جنوب و داشتن منظرى رو به شمال که چشم انداز پارك کوچک و صمیمى »شفق« است، اولویت مهمى محسوب شده است. قطعاً حس حضور در هر یک از آنها با دیگرى بسیار متفاوت است و شوقى براى بیننده مشتاقى چون من ایجاد مى کند که اى کاش شرایطى پیش مى آمد که مى توانستم مدتى هر چند کوتاه در یکایک آنها اقامت، و لذت زندگى در چنین فضاهاى متفاوتى را تجربه کنم. بازدید از مجموعه را از واحد مسکونى على شریعت زاده شروع کردم، آپارتمانى دو اتاق خوابه در نهایت سادگى و متانت با اتاق هایى متناسب رو به آفتاب و سالنى نسبتاً بزرگ در جبهه شمال، گشوده شده به بالکنى خوش منظر، مقابل درختان پارك. در همین محدوده در کنار این سالن، آشپزخانه دلپذیرى به صورت نوارى بلند و کم عرض جاى داده شده است. با هدف رعایت صرفه اقتصادى، آشپزخانه واحد شرقى همسایه نیز مجاور این آشپزخانه جا داده شده است. در آپارتمان هاى این مجموعه آشپزخانه ها چندان بزرگ نیستند، معمولً تنها مکانى براى پخت و پز هستند و فضاى غذاخورى در نزدیک ترین فاصله از آنها جاى گرفته است. این آشپزخانه ها در قیاس با آشپزخانه هاى متداول و اوپن امروزى نه با کانتر و میز سرو غذا، بلکه معمولً با درهاى چوبى بزرگ کشویى از فضاى هم جوار خود جدا مى شوند. درهایى با شبکه اى از شیشه هاى کوچک که مى توانند آشپزخانه را هنگام پخت غذا از سالن پذیرایى جدا سازند، بدون آنکه ارتباط بصرى بین آنها قطع شود. این دیواره هاى متحرك اما در بیشتر اوقات باز هستند و شاید تنها هنگام حضور مهمان براى ساعتى پوشیده مى شوند. فضاهاى پذیرایى در واحدهاى طبقات اول، دوم و سوم بالکن عریضى در مقابل خود و رو به پارك شفق دارند، هم از این رو معمار پنجره ها را هنرمندانه در هیبت صفحات شفاف، بزرگ و ثابتى بدون امکان باز شدن در قاب هایى از چوب چارتراش فقط براى تأمین دید و منظر اختصاص داده است، شاید به تعبیر او این پنجره ها تابلوهایى هستند براى قاب کردن منظره پارك در فصول مختلف. ضمن آنکه این پنجره ها از بال و پایین با دیواره هایى چوبى با سقف در بال و کف در پایین ارتباط دارند، به عبارت دیگر بدنه اى از چوب و شیشه فضاى پذیرایى را با ظرافت از محیط بیرون جدا کرده است. در کنار هر یک از این قاب هاى بزرگ ویکپارچه شیشه اى، دریچه اى کم عرض وجود دارد که در بیرون با کرکره اى چوبى پوشانده شده و تورى ظریفى در حدفاصل پنجره بازشو و کرکره تعبیه شده تا ورود و خروج هوا از طریق آن انجام شود و از ورود حشرات مزاحم هم جلوگیرى شود، در این زمینه معمار هوشمندانه عنصر تورى روى صفحات بزرگ پنجره را که معمولً چهره بسیار زشتى به نما و بازشوهاى بیرونى آن مى دهد، حذف کرده است. جزئیات طراحى شده براى درهاى چوبى بالکن ها نیز بسیار دیدنى است، درهاى بالکن ها تماماً چوبى و غیر شفاف اند، با هشیارى و ظرافت زیاد طراحى و به دو لت جداگانه و روى هم تقسیم شده اند. در واقع مى توان نیمه پایینى در را بسته نگاه داشت تا از ورود ناخواسته بچه به بالکن جلوگیرى شود، اما نیمه

\\n

دیگر را در ارتفاع بالتر باز گذاشت تا تهویه بهترى صورت پذیرد. این وضعیت در مورد ضلع جنوب هم به گفته فرزند معمار مصداق دارد، که در توصیف منظره جنوبى واحدها مى گوید: »هنگامى که این مجموعه ساخته شد، پنجره هاى بزرگ اتاق هاى خواب در ضلع جنوب هم منظره اى جذاب از ردیف درختان به هم فشرده خیابان ولیعصر را قاب مى کردند، اگرچه هم اکنون متأسفانه انبوهى از نماهاى فرعى بناهاى چهار و پنج طبقه در زشت ترین حالت ممکن در کادر این پنجره ها مشاهده مى شود.« در هر گوشه از آپارتمان کوچک على شریعت زاده یادگارى دیدنى از پدر هنرمندش چشم را مى نوازد، طراحى مبل هاى چوبى زیبا و متناسب سالن پذیرایى و کتابخانه هاى دکوراتیو دو جانب آن، کمد ها و طبقه بندى هاى ظریف در بدنه اتاق هاى خواب و... همه را معمار ساختمان انجام داده است، پرتره اى استادانه از یوسف شریعت زاده که عکاس مشهور احمد عالى با مداد کشیده به همراه چند عکس سیاه و سفید عاشقانه از ایشان و همسرشان که هر کدام را مى توان ساعت ها تماشا کرد، خاطره اى فراموش نشدنى از این آپارتمان کوچک در ذهن برجاى مى گذارد... . در بازدیدم از طبقات اول، دوم و سوم آپارتمان هاى مختلفى را دیدم که در هر یک دست خط تواناى معمار به وضوح تفاوت و تنوع را در طراحى آپارتمان هایى با مساحت هاى مختلف هنرمندانه به نمایش گذاشته است، ضمن آنکه در یکایک آنها توجه و وسواسى خاص به شرایط و نیازهاى ساکنان داشته است. این توضیح ضرورى است که تنگناهایى چون عرض کم زمین و لزوم تقسیم هر طبقه به دو واحد مجزا، سبب شده راه پله اى ظریف با آسانسور دقیقاً در وسط پلن تعبیه شود و همه سرویس هاى بهداشتى در محدوده میانى آپارتمان ها قرار گیرند و شاید به ناگزیر سرویس ویژه میهمان نیز در کنار ورودى واحد ها تعبیه نشده است. یکى از نکات جالب در تجمیع سرویس ها در یک محدوده خاص، تعبیه

\\n

فضایى براى استقرار کولرهاى آبى است، معمولً در واحدهاى متعارف کولرها یا در بام و یا در نما جاى مى گیرند و چهره اى بسیار زشـت به ساختمان مى دهند و جدا از آن بام را به فضایى نامناسب براى استفاده ساکنان تبدیل و عملً نماى پنجم بنا را نیز بى ارزش مى کنند، اما در این مجموعه مسکونى نحوه تعبیه فضاى مخصوص کولر در داخل آپارتمان خود بدعتى است. در واقع به جاى آنکه کولرها روى بام در زیر آفتاب و در محیطى نامطلوب کار کنند و هواى خنک تولیدشده نیز با کانال هاى عمودى به طبقات برسد و بخش بزرگى از خنکاى آن تلف شود، آنها را در نزدیک ترین محل ممکن به کانال هاى افقى واقع در سقف کاذب متصل کرده اند. به این ترتیب در هر آپارتمان فضایى ویژه استقرار کولر، نظیر یک فضاى سرویس با عایق کارى مناسب و لوله کشى آب و مجراى آب رو در کف تعبیه شده و کانال عریضى در زیر سقف یکى از اتاق ها که به نماى ساختمان مرتبط مى شود، تأمین هواى تازه مورد نیاز کولر را بر عهده دارد. با چنین ترفندى هم کولر در محیطى محفوظ و بدون تابش آفتاب و اتلف انرژى با بازده بیشترى کار مى کند و هم دشوارى هاى متعارف قرارگیرى کولرها روى بام طبقه آخر یا روى نما و چالش هاى مترتب برآن مرتفع مى شود، بعدها با دیدن بام زیباى طبقه نهایى حکمت این ابتکار استادانه یوسف شریعت زاده را بهتر درك کردم. با هماهنگى هاى فرزند معمار و همراهى او بالخره به بالترین و بزرگ ترین واحد مجموعه رسیدم که معمار، آن را براى سکونت خود و خانواده اش با وسواس بسیار و به فراخور شرایط و روحیات آنها طراحى کرده است. ساکن کنونى این واحد مصطفى دشتى نقاش معروف و دوست دیرینه مهندس شریعت زاده است. این آپارتمان سه طبقه، در پایین ترین سطح خود داراى یک سرسراى ورودى بزرگ و سه اتاق خواب است که دو اتاق در بخش جنوبى و اتاقى نیز در ضلع شمال قرار دارد و هم اینک به دفتر کار این هنرمند نقاش اختصاص یافته است. سرویس هاى حمام و دستشویى هم مطابق معمول در میانه پلن جا گرفته اند. آنچه مخاطب را در بدو ورود حیرت زده مى کند، تصویرى است که از فضایى بسیار متفاوت در طبقه بالى سر خود مى تواند نظاره کند، سقف سرسراى نیمه تاریک ورودى گویى دهان باز کرده و در فضایى روشن مجسمه اى عظیم از چوب را به نمایش گذاشته که همانا راه پله اى معلق و ترکیبى زیبا از انواع تیرها، اتصالت ظریف و خرپاهاى چوبى در هم تنیده شده است.

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.