فردیت و همبستگی جمعی

اشتراک‌گذاری
فردیت و همبستگی جمعی

امروز در شهرهايي زندگي مي كنيم كه نتيجه همهمه ناهماهنگي از فضاها، اشكال و داده هايى هستند كه از كثرت بي نهايت و گسسته برداشت ها و توليدات فردي ناشي شده است. گرچه آزادي در انتخاب هاي فردي دستاوردي ستودني برخاسته از دوران مدرن و تا به امروز است، اين ستايش توجيهي براي غفلت از نقد يا ارزيابي پيامدهاي نامطلوب يا وجوه تاريك افراط در فرديت مدرن كه مبتلا به زندگي امروز و آينده ماست، نخواهد بود. چندي قبل درباره اين دغدغه با مدير فقيد مجله، خانم بسكي سخن گفتم و قرار شد در شماره اي از مجله، به پيشنهاد ايشان از طريق مصاديق ملموس، به تجربه هاي معاصر بپردازيم كه موفق شده اند بر پايه تمايلات فرهنگي جمعي و پايبندي هاي اجتماعي، به تعادل قابل قبولي بين وجوه فردي و جمعي در ساحت شهر و معماري دست يابند. با رجوع به علاقه و احترامي كه از سال ها پيش نسبت به فرهنگ، جامعه، معماري و محصولات طراحى منطقه اسكانديناوي در من انگيخته شده بود و تصويري كه به تدريج در اين سال ها از آن در ذهنم نقش بسته بود، تجربه و معماري اسكانديناوي را مصداق خوبى براي باز كردن ابعاد موضوع مورد نظر يافتم، كه مورد پذيرش قرار گرفت. البته به دليل حفظ دامنه تخصصي مطالب و رعايت ظرفيت كمي و سطح كيفي يك شماره مجله، كار به مرور معماري معاصر دو كشور دانمارك و نروژ با تأكيد بيشتر بر معماري امروز محدود شد. سال پيش كه 20 آشنايي من با معماري اسكانديناوي بر مى گردد به حدود دانشجوي معماري بودم. در آن زمان توجهم به كارهايي از معماران پيشگام اين منطقه و ديگران جلب شد. در همان دوره به 4، پي يتيلا3، سارينن2، اوتزون1همچون آلتو برخوردم و چند سال بعد با 6 و پالاسما5نوشته هايي از معماران نظريه پردازى مثل شولتز رجوع به ديدگاه هاي شولتز، مقالات و نقدهايي نوشتم كه منتشر شد. به تدريج با دامنه وسيع تري از معماران منطقه اسكانديناوي و كارهاي شان آشنا شدم و اين اواخر فرصتي داشته باشم.7پيش آمد كه مروري بر كارهاي سورفن با آمد و شد برخي معماران نسل جديد اسكانديناوي به ايران در سال هاي اخير، فرصتي براي گفت و گو و تبادل ديدگاه با آنها پيش آمد و در سفري كه اخيراً به تعدادي از اين كشورها داشتم، با ديدار از مجموعه اي از كارهاي معماراني متعلق به تمامي نسل ها در اين منطقه، همين طور برخي دفاتر نسل جديد معماران مؤثر آن، تصويري نزديك تر از معماري، شيوه كار معماران، همين طور فرهنگ، جامعه، جغرافيا و طبيعت خاص آنها در ذهنم شكل گرفت. علاوه بر اين ، همواره به نمونه هاي بسيار جالبي از كارهاي معماري صادراتي اين كشورها در قالب پروژه هاي ديپلماتيك در شهرهاي مختلف جهان يا پاويون هاي بسيار ، 9، همين طور بناهاي منحصر به فردي مثل اپراي سيدني8جالب در نمايشگاه هاي جهاني كه همه برندگان مسابقات سخت بين المللي 11 و كتابخانه اسكندريه10طاق بزرگ پاريس بودند، و همين طور موقعيت ممتاز برخي از اين دفاتر و معماران منطقه در دوران معاصر در عرصه بين المللي و حضور برجسته امروزشان در بازار جهاني معمارى، بر مى خوردم و نسبت به اينكه مجموعه اين دستاوردها از چه زمينه هايي ناشي مي شوند، كنجكاو بودم. به همين ترتيب، كارنامه موفق آنها در طراحي و توليد محصولاتي بسيار درخشان، كاركردي، ارزان و قابل دسترس براي عموم بر پايه نوعي زيبايي شناسي ساده، فراگير و نيز كاربرد ويژه مصالح طبيعى مثل چوب، كه عنوان طراحي اسكانديناوي را با خود داشتند، حضور چشمگير اين محصولات در بازارهاي جهاني و تأثيرشان بر اقتصاد كشورهاى مبدأ هميشه برايم جالب بود. بي آنكه اطلاع دقيق و روشني از اهداف سياست گذاران، نيات طراحان و توليدكنندگان آنها داشته باشم. جوامعي كمتر تاريخي و تا حدي نوپا كه در آنها، مردم در رابطه اي همبسته و

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.