منبع: Informal Engineer، domus 854، دسامبر ۲۰۰۲، صفحۀ ۷۰.
میان مجسمهٔ عظیم و سرگیجهآور آنیش کاپور در «تِیْت مدرن» و بنای یادمانی اشتاتسگالری (= غرفهٔ ایالتی) جیمز سترلینگ در اشتوتگارت، و همچنین کلاه فرنگی (سبکتر از) هوا یا تویوایتو در سرپنتاین، و همینطور مارپیچ حلزونی پیشنهادی دانیل لیبسکیند برای V&A و تقریباً هر آنچه رم کولهاوس تا به حال ساخته است، وجه مشترکی وجود دارد: بدون سیسیل بالموند هیچ کدام از آنها تحقق نمییافتند. بالموند مهندس است و مهندسان غالباً در مقابل مورد اعتماد بودن، این هزینه را میپردازند که کار تخصصیشان به چشم نمیآید. توضیح دقیق ماهیت خاص کار مهندسان، سوالهای غامض فراوانی ایجاد میکند که ممکن است غرور حساس معماران را جریحهدار کند. اما زمانی که این مهندسان کورمال کورمال در پی نورند — در اینجا پل لرزان هزاره که شرکت بالموند، «آروپ»، عهدهدار آن بود به ذهن میآید — آرزو میکنند کاش این کار را نکرده بودند. ولی بالموند مثل مهندسان دیگر نیست. او میگوید: «در قدیم مردم را سرگرم میکردم. گیتار فلامنکو مینواختم و همیشه از اینکه یک عده به کارم گوش بدهند لذت میبردم.» نکتهای را هم دربارهٔ آنیش کاپور آشکار میکند: بالموند به کاپور (هنرمندی که به کار مشارکتی عادت ندارد) نشان داد که اگر قرار باشد پروژه در موعد مقرر تمام و ملاحظات مربوط به آتشسوزی نیز در آن رعایت شود، باید شکل ساختاری (Marsyas) محصول مشترک خلاقیت هر دوی آنها باشد. بالموند همچنین از گفتوگوی خود با دانیل لیبسکیند میگوید: بالموند به لیبسکیند گفته بود که ممکن نیست آن مارپیچ از قطعات عظیم سنگی مورد نظر معمار ساخته شود. بالموند، که در سریلانکا به دنیا آمده و در آکادمی سلطنتی تحصیل کرده است و شعبهای از کنسرسیوم آروپ را با ۱۸۰۰ عضو میگرداند، میگوید: «من چیزی نمیسازم؛ پیمانکاران این کار را میکنند. کار من این است که ببینم چطور میتوان کارها را انجام داد.»
با این حال، بالموند به وضوح خواستار نقشی فراتر از یک کاردان فنی کمکدهنده است که کارش به چشم نمیآید. در واقع این وسوسه در او هست که از شیرینکاریهای مهندسی تکنولوژی برتر انگلیس فراتر رود. در نظر بالموند، یک سازهٔ نمایشی به خودی خود هدف نیست. «احساس کردم که مهندسی نیازمند برخورد ظریفتری است.»
کولهاوس کار بالموند را اینطور توصیف میکند: به جای صلبیت و قطعیت، سازههای او نشاندهندهٔ شک، انتخاب سلیقهای، راز و رمز و حتی نوعی عرفان هستند. سازههای بالموند چناناند که گویی بیجهت سرپا ایستادهاند. این سازهها به جای اینکه به منظور استحکام بیشتر به دیوارهای قطور و متقارن سادهٔ متکی باشند، بر آنچه او درکی عمیق از طبیعت مینامد متکی هستند.
بالموند در شیوهٔ ملایم و در عین حال قاطعش میکوشد دید ما را نسبت به مهندسان و مهندسی تغییر دهد. انگیزهٔ او از این کار، ناخرسندی از لحاظ اجتماعی و دید هنری است. هنگامی که از دورهٔ تحصیلات خود در سریلانکا یاد میکند به خاطر میآورد: «مهندسان را تحقیر میکردند و این برای من تکاندهنده بود.» او داستان یکی از معروفترین مهندسان انگلستان، توماس تلفورد، را تعریف میکند: «در دلیجان نشسته بوده که دلیجان خراب میشود، پیاده میشود و مشکل را برطرف میکند. اما دیگر به دلیجان راهش نمیدهند؛ چون دستهایش را کثیف کرده و نشان داده بوده که استادکار است. این یک بار برای همیشه مطلب را برای من روشن کرد.» ابزاری که بالموند برای جبران این عدم تعادل برگزیده، کتابی است که در زمینهٔ کار حرفهایاش نوشته است.
غیررسمی، کتابی که توسط یانوتسی اسمیت طراحی شده، بهواسطهٔ زیبایی صفحهآراییاش از کتابهای مهندسی پیش از خود متمایز است. این کتاب از سرگذشت ساخت خانهای در فرانسه به تعریف هندسهٔ فراکتال — کلمهای که معماران مکرراً به کار میبرند اما نمیدانند یعنی چه — و از آنجا به شرح «نظریهٔ ریسمان» میرسد. کتاب کاملاً با طراحیهای بالموند مصور شده است. این طراحیها از اسکیسهای معماران تصنعیتر و فشردهترند، اما کیفیت شاعرانهٔ اصیلی دارند. طرز نگاه این کتاب به نظم ناپیدای اشیاء و خصوصیات نهفتهٔ اعداد و اشکال نشان میدهد که آن را میتوان «تاریخچهٔ مختصر زمانِ» دیگری دانست؛ البته نوع مصورش. وقتی بالموند دربارهٔ آن حرف میزند، برای لحظهای فکر میکنید که خارج از تصادف — که دانستنی نیست — چیزی دانستنی، نوعی قطعیت هم وجود دارد. کاملاً مشخص است که بالموند از تجربهٔ همکاری با رم کولهاوس به حسن کار تألیف پی برده است. کتاب «غیررسمی»، که یانوتسی اسمیت آن را به ظرافت آراسته، هیچ شباهتی به یک کتاب متعارف مهندسی ندارد. به نظر او، مهندس و مهندسان باید — به گفتهٔ خودش — به واقعیت بپردازند.
- Anish Kapoor
- Tate Modern
- Staatsgalerie
- Toyo Ito
- Serpentine
- Cecil Balmond
- Thomas Telford
- String Theory
- A Brief History of Time








