يكى از مهم ترين ويژگى هاى معمارى تاريخى ايران الگويى بودن اغلب مفاهيم آن است. الگوهاى فضايى ابعاد، هندسه و روابط فضاها را مي سازد، الگوهاى سازه اى رابطة انواع سازه با فضاها، و الگوهاى جزئيات معمارى هم مفهوم ساختن را تعيين مي كنند. در ميان الگوهاى فراوان و متنوع جزئيات كه تزئينات، اندودها، پوشش ها، پلكان، كف سازى ها و ... را شامل مى شود فصل مشترك ها هم نيازمند جزئياتى تعريف شده و بالطبع الگويى اند. اين الگوها هم در مفهوم معمارى و هم در تكنيك هاى ساخت معنى پيدا كرده اند. در اين نگرش الگويى، هر سطحى كه هويت مستقل و تعريف شده داشته باشد در ملاقاتى تعريف شده به استقبال سطوح همجوار خود مى رود. اگر حضور عنصرى واسط در محل ملاقات، چشم را آمادة عبور از سطحى به سطح ديگر مى كند، دليلى اجرايى نيز براى آن موجود است. در هر اتصال به دليل تغيير جهت، تغيير مصالح، يا تغيير شكل سازه اى، نقطه ضعفى به وجود مى آيد كه مى بايست با حضور عنصرى اضافه تقويت شود. همة اين عناصر واسط، به لحاظ بصرى يا به دليل سازه اى، محل نقطه ضعف در اتصال دو سطح را تقويت مي كنند. بديهى است اين حجم اضافه كه نقش اتصال دهنده را ايفا مى كند، مى بايست با الگوهاى فضايى و تزئينى ديگر ارتباطى منطقى برقرار كند. در اين مقاله مهم ترين انواع برخورد سطوح را با رايج ترين عناصر واسط بررسى كرده ايم.
الگوهای فصل مشترک در معماری ایرانی

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر میدهید.