(گفتگو با كتيل تورسن )دفتر معمارى اسنوهتا
\\n\\n،نخستين پرسش من، نظر كلى شما درباره معمارى اسكانديناويايى است مى توان راجع به موضوعى با عنوان معمارى اسكانديناويايى حرف زد؟ بله، تا حدى. مسئله اين است كه آن را چگونه تعبير كنيد و دنبال چه چيزى باشيد. البته يك سنت قوى اروپايى آنجا وجود دارد، همين طور امريكايى، و اثرات متقابل آنچه ما در اروپا انجام مى دهيم و برعكس. به هر حال مصالح مورد استفاده و ارتباط نزديك با محيط، در طول تاريخ تا امروز، ويژگى معمارى نروژ و سوئد بوده است.
\\n\\nروش كار شما چيست؟ آيا فكر مى كنيد به معمارى اسكانديناويايى تعلق داريد يا خودتان را بخشى از جنبش جهانى مى دانيد؟ باز هم به همان ترتيب، تا حدى بله و نه. ما به بخشى از آن سنت تعلق داريم كه بر روش استفاده از مصالح و رسيدن به جوهره پروژه تمركز دارد، شايد با ساده سازى آن. در عين حال، ما به نحوى متأثر از معمارى هاى پيرامون و بيرون نروژ هستيم.
\\n\\nدرباره اين تأثيرات بيشتر توضيح مى دهيد؟ اين تأثيرات بيشتر در شيوه تفكر و شكستن حصارهاى معمارى سنتى و كلاسيك بوده. فكر مى كنم هيچ تضادى بين محلى و بين المللى بودن وجود ندارد. اين يك حالت روحى است و ربطى به اين ندارد كه در صحنه جهانى حضور داريد يا محلى.
\\n\\nدر سخنرانى ها اغلب به »طراحى جابه جا شدن« اشاره مى كنيد. مى توانيد اين مفهوم را براى ما تشريح كنيد؟ اين به معناى جمع كردن حرفه اى ها براى كار گروهى نيست، بلكه از آنها مى خواهد حرفه خود را تغيير دهند. ما حرفه اى هاى بسيارى در دفترمان داريم: طراحان گرافيك، طراحان داخلى، معماران منظر، طراحان شهرى، معماران و هنرمندان. در روش شناسى ما مهندسان مى توانند معمار شوند، معماران مى توانند معمار منظر شوند و معماران منظر مى توانند فيلسوف شوند، و فيلسوفان هنرمند شوند و... .
\\n\\nتأثير چنين رويكردى بر طراحى شما چيست؟ چيزى كه اتفاق مى افتد اين است كه حرفه هاى مختلف مسئوليت حرفه هاى عاريه اى را حس نمى كنند و تجربه منفى ندارند. در واقع ما درهاى تازه اى به روى خودمان باز مى كنيم. چيزى كه به دست مى آوريم، گفتگوهاى آزادانه بيشتر در مسير خلاقانه كارمان است. البته دوباره به حرفه خودمان برمى گرديم و پروژه را توليد و سازمان دهى مى كنيم. در كار خلاق اين روش به ما كمك مى كند تركيبى از ايده هاى جديد داشته باشيم.
\\n\\nآيا رويكرد خاصى به مصالح ساختمانى داريد؟ ما مصالح ارجحى نداريم. همه خوب هستند، بستگى دارد چگونه از آن استفاده
\\n\\n.كنيد. هر ماده اى روحى دارد كه اگر بخواهيد مى توانيد از آن استفاده مناسبى بكنيد
\\n\\nشما گاه از مهارت هاى دستى و گاه از تكنولوژى ديجيتال استفاده مى كنيد. چگونه اين دو را تركيب مى كنيد؟ فكر مى كنم معمارى در فاصله بين دنياى آنالوگ و ديجيتال قرار دارد. مسئله فقط آنالوگ و ديجيتال نيست. هميشه تركيبى از اين دو وجود دارد. مثلاً شما مى توانيد پروژه اى در كامپيوتر طراحى كنيد و بعد به كمك دستگاه ديجيتال و مصالح را برش دهيد تا به همان طرح دقيق كامپيوترى برسيد. براى مثال CNC زمانى كه چوب را با دستگاه مى بريد، بايد تكه ها را به ترتيب درست قرار دهيد و آنها را محكم كنيد. اين يك مهارت دستى است. ما همين تركيب را در مورد سنگ و مصالح بنايى براى ساختمان يا محوطه به كار مى گيريم.
\\n\\nاجازه بدهيد سؤالى كاملاً متفاوت بپرسم، برخورد شما با كارفرما چگونه است؟ ما هميشه سعى داريم كارفرما را در روند جابه جا شدن درگير كنيم و تا حد امكان رابطه متقابل داشته باشيم. ما اعتقاد نداريم كه معمارى فقط با كنش ما انجام مى شود، در روند جابه جا شدن كارفرما مى تواند به معمار تبديل شود، مى توانيم او را در موقعيت قرار بدهيم و از او بخواهيم ايده اى ارائه دهد.
\\n\\nمى خواهم از پروژه هاى جديدتان بپرسم، آنهايى كه برايتان چالش انگيز و مهم ترند. پروژه در مرحله 60 پروژه در حال ساخت، و حدود17 در حال حاضر، ما حدود طراحى داريم. مهم ترين شان، چندتايى هستند كه توانسته ايم معمارى را به عنوان ابزارى براى پيشرفت جامعه به كار گيريم. يكى از آنها، پروژه مركز فرهنگ جهانى در عربستان است كه توانستيم نخستين سينماى عمومى كشور براى استفاده مشترك مردان و زنان را در كتابخانه مركزى آن افتتاح كنيم. در واقع ساختمان نوعى عنصر آزادى بخش است. هم زمان روى يك مركز تجمع محلى ، مرتبط با آكادمى ملى هنر كار مى كنيم كه مى تواند عامل مهمى در 1در برگن توسعه شهر باشد. همين طور توسعه موزه هنرهاى مدرن سن فرانسيسكو. در اينجا محله در حال گسترش است و مردم تأثير هنر را در جامعه حس خواهند كرد.
\n