با نگاهى به تفکر معمارى شریعت زاده شروع کنیم. شریعت زاده چگونه به معمارى مى نگریست؟
در تفکر حاکم در مهندسین مشاور بنیان و سپس پیرراز ، پرداخت به فرم صرف در شروع معمارى ابداً جایى نداشت. در کارهاى بنیان و شریعت زاده هیچ زمانى ایده اى از حجم معمارى به عنوان محور طراحى ، یا شباهت هاى نمادین در ساختمان ملاحظه نمى کنید. معمارى همانند ساختمان مرکز مغز و اعصاب پروفسور سمیعى را هیچ وقت در کارهاى شریعت زاده شاهد نیستیم. اینکه شما کانسپتى داشته باشید براى مثال از یک گاوصندوق با درِ باز که در فضا منجمد شده باشد ، از زاویه تفکر شریعت زاده ، براى یک ساختمان عمومى خطا و خارج از فرآیند طراحى معمارى او است. از سوى دیگر رویکرد او در معمارى تقابلى با فرم و اهمیت آن نداشت و حتى عنادى هم با نمادین بودن ساختمان در مواردى که اقتضا مى کند ندارد.
به اختصار در مورد اصول معمارى شریعت زاده بگویید.
آنچه مى توان در خصوص اصول معمارى شریعت زاده گفت ، اول ، هنگامى که معمارى براى کاربر طراحى مى شود باید افق هاى مطرح در دنیاى امروز براى پاسخ به نیازهاى او شناسایى شوند. براى مثال مى توان به معمارى سه ساختمان ادارى طراحى شریعت زاده و بنیان توجه کرد ، ساختمان وزارت کار (۱۳۳۹) ، ساختمان شرکت نفت (۱۳۵۱) و ساختمان وزارت آموزش و پرورش که البته ساخته نشده (طراحى شده سال ۱۳۷۵) و تغییر در نگاه به برنامه طراحى یک ساختمان ادارى و نکات و الزامات مطرح در هر پروژه را مشاهده کرد. تغییرات در نحوه ارتباط با مخاطب و ماهیت انجام و گردش کار در طى ۳۵ سال قطعاً در فرآیند برنامه ریزى و طراحى هر سه پروژه اثرگذار بوده است. در طراحى ساختمان سینما ریوولى نیز مى توان ملاحظه کرد که در زمان طراحى و ساخت و در نتیجه مطالعات قابل توجه در ساختار الزامات فنى در سالن هاى نمایش فیلم روز دنیا ، در زمان خود بهترین مشخصات و سخت افزارهاى فنى نمایش تصویر و آکوستیک صدا را به ثمر رسانده اند.
دوم ، توجه به تداوم کارکرد بهینه در مواجهه با تغییرات ساختارى و سازمانى ساختمان هاى عمومى در طول زمان است. براى مثال در پروژه کتابخانه ملى اهمیت انعطاف ساختمان با توجه به نیازهاى روزمره روابط کار و خدمات ارائه شده و تغییرات آن در گذر زمان اهمیت کلیدى داشته است. در زمان طراحى ساختمان شرکت نفت ، ادراکى از دنیاى مجازى و ارتباط دیجیتال و میز کار دیجیتال وجود نداشت ، ولى در زمان طراحى ساختمان کتابخانه ملى این استنباط از فضاى کار و گردش کار روزمره کاملاً قابل پیش بینى بود.
سوم ، توجه به هوشمندى ساختمان ، که این درك در شریعت زاده و همکارانش بسیار پیشتر از عمومى شدن مفهوم بناهاى هوشمند به تعریف امروزین شکل گرفته بود. از دید آنها ساختمان هاى هوشمند باید بتوانند از نظر فضا ، کیفیت و دوام با تغییرات ساختارى نیاز هاى آینده وفق یابند. از نظر سازه اى و مکانیکى علاوه بر عملکرد بدون نقص ، با تغییرات کارکرد در طول زمان هماهنگ شود و به تغییرات فیزیکى و ساختارى نیازى نداشته باشد که نمونه بارز آن را مى توانید در طراحى ساختمان هاى دانشگاه کرمان ببینید. پس از ۴–۵ دهه از شروع بهره بردارى از آنها در نما و فضاهاى داخلى الحاقاتى مانند کولرهاى گازى و تغییراتى فیزیکى در نماى ظاهرى دیده نمى شود. در این پروژه هر ساختمان چند لایه مختلف دارد و این لایه ها بر هوشمند بودن آنها اثر دارد.
مورد چهارم اهمیت دادن به سازگارى با توسعه پایدار و صرفه جویى در اتلاف انرژى است. این موضوع مهم در طراحى کتابخانه ملى و ساختمان هاى دانشگاه کرمان به خوبى مشاهده مى شود. استفاده بهینه از نور طبیعى با بهترین کیفیت و کنترل دما در محیط به واسطه شکل معمارى براى شریعت زاده و همکارانش همواره اهمیت داشته است.
در مورد هویت ایرانى در معمارى شریعت زاده چه مى دانیم؟ با توجه به اینکه از اشراف کامل او بر تاریخ معمارى و معمارى ایرانى اطلاع داریم.
در دهه ۷۰ خورشیدى در جامعه و به تَبَع آن در جامعه معمارى ، بحث هویت ایرانى و اسلامى در معمارى بسیار مطرح شده بود و معماران مطرحى مانند مهندس شیخ زین الدین روى این موضوع کار مى کردند. شریعت زاده تسلط عمیقى بر معمارى ایرانى و تاریخ معمارى ایرانى داشت و معتقد بود هنگامى که در خصوص هویت مکانى صحبت مى کنیم ، براى مثال اگر در اقلیم گیلان ساختمانى با مختصات اقلیمى آن مکان ساخته شود ، همان ساختمان در اقلیم کویرى بنا نخواهد شد. در شمال معمارى برون گراست و در کویر درون گرا. درك این موضوع براى همه ساده است. در کنارش هویت زمانى طرح مى شود. ساختمانى که در سال ۱۳۷۵ در یک شهر طراحى و ساخته مى شود ، قطعاً با ساختمانى که قرن ها پیش در همان مکان ساخته شده ، شکل و طرح یکسانى ندارند. از دید شریعت زاده معمار ممکن است عناصرى از معمارى گذشته مثل گنبد را برداشته و در ساخته اى جدید تکرار کند ، ولى هویت ایرانى براى آن ساخته جدید ایجاد نخواهد کرد. امروز مصالح روزآمد با کارآیى بالا در اختیار معماران و سازندگان قرار دارد و اساساً چه نیازى به تکرار معمارى گذشته با محدودیت هایى که بر اساس نیاز و تکنیک و مصالح همان زمان شکل گرفته بوده ، در معمارى امروز وجود دارد؟ شاید بتوان موتیف هایى را از معمارى گذشته به طرح یک ساختمان جدید وارد کرد ، هر چند تکنولوژى اجراى آن مدرن و امروزى است. باید از مصالح و تکنیک هاى روز آمد در حد ظرفیت خودشان براى تولید معمارى فروتن و ساده استفاده کرد و صرف تکرار فرم هاى قدیمى و تاریخى براى معمارى ایجاد هویت نخواهد کرد. مهم به روز بودن ، رعایت اصول فنى مدرن و ملاحظات کاربردى است. مثلاً در ساختمان کتابخانه ملى در گذر از ورودى و پس از وارد شدن به ساختمان هیچ نشانى از نمادهاى قدیمى و تاریخى را نمى بینیم. حتى سرستون ها هم که در ابتدا شباهتى به معمارى ایرانى دارد ، در واقع کارکردى سازه اى دارند. در بدو ورود از پل ها گذر مى کنید و با آبراه ها مواجه مى شوید که درونمایه اى از معمارى ایرانى دارد. گودال باغچه ها هم از معمارى ایرانى گرفته شده است. این کانسپت هدفى براى القاى حس حضور در مسجد آقابزرگ کاشان را ندارد. استفاده از آب ، آوردن فضاى سبز به درون معمارى ، استفاده از نور طبیعى با استفاده از پنجره هایى در ارتفاع بالا همانند بناهاى قدیمى ایرانى ، رعایت نماهاى بیرونى ساده و غیرافلاطونى همان پاسخ معمار به انتظار از رعایت معمارى ایرانى در آن پروژه است.
گفته اید که شریعت زاده در آغاز پروژه هاى معمارى خود ، زمان و انرژى قابل ملاحظه اى را صرف مطالعه اصول و ماهیت و شکل پروژه هاى مشابه در نقاط مختلف دنیا مى کرده است. چگونه معمارى شریعت زاده تحت تأثیر آنها قرار نمى گیرد و مسیر معمارى خودش را ترسیم مى کند؟
مهندس میر حیدر مى گفت: ما ریزه ریزه معمار شدیم. در واقع در دهه ۴۰ این حجم از منابع در اختیار معماران قرار نداشت. در دفتر مجلدى از Timesaver وجود داشت و چند مجلد از مجلات و کتاب هاى محدود. در پروژه اى همچون بیمارستان تبریز متوجه مى شوید معمار با باید هاى آن آشنایى داشته ، ارتباطات را رعایت کرده و بر تکنیک هاى اجرا که در آن پروژه دیوار باربر بوده تسلط داشته است و معمارى را بر اساس همین موارد شکل داده است. پس از اتمام پروژه و در حین بهره بردارى ، بازخوردها و کیفیت کارکردها را مرتب رصد مى کردند تا از صحت معمارى خود اطمینان و به نقایص احتمالى طرح اشراف یابند. در پروژه هاى مشابه بعدى ، به طور مثال بیمارستان لبافى نژاد با استفاده از همین تجربیات و این بار با استفاده از تکنولوژى ساخت کاملاً متفاوت و نوتر ، معمارى مطلوب ترى را به وجود آورده است. طى فاصله یک دهه میان اجراى دو پروژه ، شریعت زاده با تفکرات نوین ساختارگرایانه در معمارى غربى آشنا شده و در کارهایش استفاده کرده است. براى مثال در طراحى و اجراى ساختمان شرکت ملى نفت ایران از تکنولوژى Precast که در آن سال ها مورد توجه بود استفاده شده. از نظر تفکر معمارى و تکنیک اجرا بدون شک این ساختمان یک مرحله از ساختمان وزارت کار پیشرفته تر بوده است.
سپس در سال ۱۳۷۵ که ساختمان وزارت آموزش و پرورش طراحى شد ، به مراتب از ساختمان شرکت ملى نفت معمارى به روز ترى را شاهد هستیم که اصول طراحى مورد تأکید شریعت زاده در آن تغییرات قابل توجهى در جهت یک معمارى خوب و مدرن داشته است. بحث مصرف بهینه انرژى ، کارکرد نورگیرها براى تأمین روشنایى طبیعى و سایه اندازى حساب شده از نقاط قوت این طرح بوده که متأسفانه ساخته نشد.
در یک نگاه آیا پیرراز و شریعت زاده معمارى نوگرایانه اى را اجرا کرده اند یا به یک شیوه از معمارى دست یافته اند که نتیجه مطلوبى داشته و همان را تکرار کرده اند؟
از نگاه من انجام کار غیرمتعارف و متفاوت از بابت فرم و شکل الزاماً به معنى نوگرا بودن معمار نیست. اگر در مورد نوگرایى صحبت مى کنیم توجه به سازگارى با توسعه پایدار ، صرفه جویى در مصرف انرژى ، مطابقت با شرایط زلزله در اغلب نقاط این کشور که زلزله خیزند و کارکرد مناسب در ارتباط با بهره ور آن مى تواند منجر به معمارى نو و به روز شود. در رابطه کارى و سازمانى هم کارى که مهندس مشاور براى کارفرماى سازمانى انجام مى دهد ، شاید در مواردى هدایت کننده و محدودکننده هم باشد.
آیا در پروژه هاى شریعت زاده با چیزى به عنوان شیوه یا به اصطلاح دستخط شریعت زاده مواجه هستیم؟
در شکل شاید نه و در روش عمل بله. براى مثال در پروژه دانشگاه کرمان ، با نظر طراح ، برنامه ریزى آموزشى براى دانشگاه به شرکت اسپندار واگذار شد و با توجه به نتایج آن ، طرح جامع دانشگاه کرمان تهیه شده در مهندسین مشاور پیرراز ، براى اولین بار منجر به شکل گیرى بسترى شد که در طراحى پروژه هاى آموزشى پس از آن هم راهبرد طراحى شد. در نتیجه این مطالعات و با در نظر گرفتن بودجه محدود پروژه ، برنامه پیشنهاد داده بود اصالت به گروه هاى آموزشى به جاى دانشکده ها داده شود که منجر به صرفه جویى در فضاها ، در ساخت و ساز ، تسریع روند ساخت و عملیاتى شدن بناها ، تعداد استادها و نیروى انسانى شاغل مورد نیاز و تسهیلات شد. در این معمارى ، با ساختمان هاى مختلفى مواجه مى شوید که دانشکده هاى میان آنها به شکلى سیال فضاهایى را در اختیار دارند. بلوك هایى شکل گرفته اند که دانشکده ها در بخش هایى از آنها مستقرند و این بلوك ها یک ابرسازه به هم پیوسته را شکل داده اند که گروه ها در آن حضور دارند. در این پروژه همه بناها در مقیاس ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ متر طراحى مى شوند. زیرا با بودجه کمتر و در زمان کوتاه ترى ساخته مى شوند و به بهره بردارى مى رسند. در حالى که ساخت بنایى ۲۰۰۰۰ مترى براى یک دانشکده با امکانات اختصاصى لازم شاید ۵ سال سرمایه شما را قفل کند تا به بهره برسد. این سیستم در عمل بسیار کارآمد و موفق بود و پیرراز و شریعت زاده در پروژه هاى بعدى مانند دانشگاه شهرکرد و دانشگاه علوم پزشکى کرمان هم آن را تکرار کردند.
در ساختمان هاى دانشگاه کرمان آیا استفاده از بتن برخلاف نماى غالب بقیه ساختمان ها که آجرى بودند ، دلیل خاصى داشته است؟
ابتدا بگویم که در خیلى از پروژه هاى بزرگ همه تصمیمات و انتخاب ها الزاماً شاید نتیجه نظر معمار نباشد. در طراحى اولیه پروژه دانشگاه کرمان اسکلت آهن بوده است. در سال هاى آغازین پس از انقلاب ، سازمان برنامه و بودجه استفاده از اسکلت فلزى را بنا بر دلایلى منع و استفاده از سازه بتن الزامى شد. بنابراین طرح ها به اسکلت بتنى تغییر یافتند. در نتیجه ساختمان هایى چون دانشکده پزشکى و دانشکده کشاورزى با اسکلت بتنى کار شده اند. در مورد سردر ورودى باید خاطرنشان کنم که این سازه در ابتداى بهره بردارى با یک محوطه پیش ورودى شکل گرفته بود که در سالیان بعد به واسطه ملاحظات ترافیکى و ارتباط دسترسى ها تغییراتى را به آن تحمیل کرده اند که در نتیجه در جنب خیابان قرار گرفته است. شریعت زاده اساساً در روند کارى خود هیچ گاه اهل طراحى و ساخت سازه هاى عظیم براى تحت تأثیر قرار دادن مخاطب نبوده است. او همواره در توصیف معمارى خود از فروتنى معمارى ایرانى و اهمیت رعایت مقیاس انسانى در آن یاد مى کند که در کار خودش هم آن را رعایت کرده است.
در مورد خانه هاى پرشمارى که شریعت زاده طراحى کرده است و در آن نیاز به برنامه ریزى سنگین و رعایت الزامات و درخواست هاى فراوان کارفرما مرسوم نیست ، آیا معمار از شکل و نگاه شخصى و واحدى پیروى مى کند؟
بله ، حتماً پیروى مى کند. شریعت زاده گرایش جدى به ارگانیک بودن معمارى خود دارد. این نگاه به وضوح در ساختمان خیابان زرتشت نمایان است. در این کار معمار فضاى سبز را به درون فضاى معمارى وارد کرده است و هندسه معمارى او نمونه بارزى از یک معمارى ارگانیک را به نمایش مى گذارد. در ساختمان مسکونى یوسف آباد ، خانه خودش ، با فرم هاى مرسوم معمارى مواجه نیستید. در ساختمان مسکونى تندیس هم باز شاهدیم که معمار براى هر واحد ، فضاى سبز خصوصى و منحصربه فرد طراحى کرده است. در معمارى مسکونى در ایران ، در چنین مقیاسى ، نمونه مشابه آن را ندیده ام. از پروژه خانه مسکونى دکتر طبى که از کارهاى نسبتاً اولیه مسکونى شریعت زاده است و تا حدى به معمارى ریچارد نویترا شباهت دارد تا کارهاى آخرش ، این تمایل به معمارى ارگانیک و البته الزام به رعایت مقیاس هاى انسانى را با شدت و غلظت بیشترى شاهد هستیم.
آذر ۱۴۰۴








