بسيار خرسندم كه اين نوع تفكر و ارزش نهادن به اين منطقه از دوستان هم نسل خودم شروع شده و سرمايه گذاران كه در اين فرهنگ سازي سهيم هستند، مايه افتخار من هستند. مي دانم كه جمله سنگين و ادعاي بزرگي است ولي فكر مي كنم ما داريم در اين دوران مدرن و تخريب پرسرعت شهر تهران به دست سوداگران، يك منطقه كوچك از ابر شهر تهران را نجات مي دهيم كه نهايتاً باز زيباسازي و اصالتش زبانزد خاص و عام خواهد شد. من فكر مي كنم بيشتر نماهاي قديمي اين منطقه كه هنوز سالم و دست نخورده باقي مانده اند، با من ارتباط خاصي برقرار مي كنند و حتي در بعضي موارد كه مي بينم شخصي با سليقه، گلدان هاي شمعداني اش را روي بالكن منزلش گذاشته كه تركيب فوق العاده اي با آجرهاي ساختمان برقراركرده، به من رهگذر احترام مي گذارد و خوشامد مي گويد، حس عجيبي در من ايجاد مي كند كه هيچ گاه برج هاي فخر فروش ايجاد نخواهند كرد. نمي دانم چيست؟ آيا حس نوستالژي است يا چون افق ديدمان در اين مناطق بازتر است و يا ... هرچه هست پر از عشق است... . اصولً با برچسب بافت فرسوده بر اين مناطق كاملً مخالفم، اين بافت فرسوده نيست. بلكه مي توان گفت كهنسال است و وقتي كلمه »كهنسال« به گوش مي خورد، يعني احترام، تجربه و نوستالژي. فرسوده يعني چيزي كه ديگر بايد از بين برود و قابل استفاده نيست، در حالي كه ساختمان هاي اين منطقه روح دارند و پس از باززنده سازي بهتر از قبل مي توانند براي صاحبانش لذت بخش باشند. من كساني را كه براي زندگي و كار قصد نقل مكان به اين منطقه دارند تشويق و كمك خواهم كرد و خودم هم قصد نقل مكان به اين منطقه را در آينده نزديك دارم. Mrs. Sadeghi’s office, architect: Armin Moein, photo: Kamran Sheikholeslami دفتر خانم صادقي، خيابان تخت طاووس، معمار: آرمين معين، عكس: كامران شيخ السلميO gallery O gallery ُگالري ا گالري اُ
\\nخيابان هاى طويلى هستند كه قسمت بزرگى از شهر را در مى نوردند، و داراى بخش هاى مختلفى اند كه هر كدام كاراكترى مخصوص به خود دارند. در نزديكى محدوده كوچه لولگر خيابان هاى حافظ و جمهورى با پل هاى روى آنها، ترافيك، شلوغى جمعيت، موتورى هاى بى شمار در رفت و آمد و غيره، كه همگى نقشى در افزايش اين هياهو و شلوغى دارند، شناخته مى شوند. به رغم اينكه اين شلوغى ممكن است براى عده اى ناخوشايند و سرسام آور به نظر برسد – به طورى كه باعث عدم رفت و آمد آنها به اين مكان ها و انزواى بايد بپذيريم - اين افراد در محدوده آسايش آنها در نقاط ديگر شهر بشود هرج و مرج به بخشى از هويت اين منطقه تبديل شده است. براى مثال، اگر موتورى هاى بى نظم و نماهاى شلوغ ساختمان هاى تقاطع حافظ و جمهورى را حذف كنيم، هرچند ممكن است منجر به منظم شدن اين مكان از نظر بصرى و رفت و آمد بشود، اما اين تقاطع شايد ديگر براى خيلى ها قابل شناسايى نباشد. اين درهم و برهمى شايد حتى براى عده اى، كه پيش فرض هاى خشك و بى انعطاف جلوى چشم آنها را نگرفته است، جذاب و خوشايند به نظر برسد. بسيارى از توريست هايى كه مانند ساكنان شهر تهران هنوز از آن خسته نشده اند و به آن عادت نكرده اند، همان طور كه با قرار گرفتن در معمارى فضاى بازار از نحوه كار پيچيده و بى نظم و در عين حال پر جنب و جوش آن به شگفت مى آيند، با قرار گرفتن در اين تقاطع در حالى كه از خود مى پرسند اين شهر چگونه با وجود اين همه بى نظمى زندگى مى گذراند مسحور آن مى شوند. كافى است كمى از پيش فرض هاى خود از يك شهر منظم و مرتب اما شايد خسته كننده فاصله بگيريم تا جذابيت هاى شهرمان هرچند كمى پنهان بيشتر به چشم هاى بى دقت ما بيايد. مقصود از اين صحبت ها اين است كه براى انجام هر تغييرى در مركز شهر تهران بايد حساسيت به خرج داد، و همچنين مى بايست در نظر داشت از بين بردن نكات شاخص هرچند به ظاهر منفى برخى مكان ها در بهترين حالت باعث معمولى شدن آنها مى شود. كوچه لولگر يكى از كوچه هاى منشعب از خيابان نوفل لوشاتو، خيابانى غربى بين وليعصر و حافظ در شمال خيابان جمهورى است كه به خاطر -شرقى وجود سفارتخانه ها شناخته شده است و حتى آهنگ فرانسوى نامش هم بر اين امر تأكيد مى كند. خود خيابان لولگر هم به دليلى نامش به گوش خيلى ها آشنا است. مهم تر از قرينه بودن بناهاى كوچه كه اكنون با اعمال تغييرات در طى سال ها كمتر به چشم مى آيد، پيزا داوود يكى از عوامل كشاندن افراد به اين كوچه است، كه درست يا غلط به عنوان اولين پيتزافروشي تهران پذيرفته شده و هرچند غذاهايش از نظر كيفيت با رستوران هاى معمول تفاوت دارد، 1است اما افراد زيادى به خاطر حال و هواى خودمانى و نوستالژيك و تاريخچه اش آن را مى پسندند. اين نكات در مقابل معرفى هايى كه به طور معمول از لولگر ارائه مى شود، بر ويژگى هاى غيررسمى اين مكان تكيه مى كنند. در ادامه، به بررسى ساختار كوچه لولگر در مقياس شهرى مى پردازيم. ساختار شهرى كوچه لولگر: اهميت برقرارى ارتباط داخل بافت خانه هاى كوچه لولگر جزء اولين نمونه هاى خانه هاى برونگرا هستند كه تحت تأثير تغيير سبك زندگى تهرانى ها، ارتباط آن با خيابان نسبت به گذشته دگرگون شده است. علوه بر اين، خانه هاى كوچه لولگر توسط برخى به عنوان اولين نمونه مجموعه سازى مسكونى در تهران شناخته مى شوند. در گذشته ملكى كه خود كوچه و بناهايش در آن واقع شده اند، متعلق به خانواده اى قديمى بوده كه بخشى از آن را به عرصه عمومى بخشيده و به كوچه هرچند اين كوچه داراى در و مالكيت خصوصى بوده اما از يك -تبديل كردند دوره زمانى به بعد در كوچه به روى عموم باز شده است. اين خانواده در دو طرف قرينگى كوچه به خصوص در دو ملكى - كوچه بناهايى كاملً قرينه را برپا كردند و به اين ترتيب با ايجاد ارتباط بصرى - كه بالكن هاى گرد دارند به چشم مى آيد )يا همان قرينگى( بناهاى دو طرف اين كوچه به شكل مجموعه اى واحد خوانده مى شوند. اما قرينگى تنها نمود بصرى و ليه اى سطحى از ارتباطى عميق تر بين بناهاى اين مجموعه )بافت كوچه لولگر( است. علت اين ارتباط را، كه مفصل تر شرح خواهيم داد، مى توان در ارتباط بين ساكنان كوچه جست و جو كرد. مى توان گفت ساكنان بناها كه همگى از يك خانواده اند، به دنبال زندگى در كالبدى بوده اند كه بيشترين ارتباط را بين آنها ايجاد كند و اين ارتباط را به ديگران نشان دهد. در وضعيت اوليه اين مجموعه، ايجاد ارتباط حداكثرى در ليه هاى مختلفى اتفاق مى افتد: ليه ارتباطى ساكنان در كشور ما به خصوص در گذشته معمولً افراد قوم و خويش ارتباط زيادى با يكديگر دارند. علوه بر رفت و آمدهاى مداوم، در بسيارى مواقع فعاليت اقتصادى مشترك و انجام امور خانه با يكديگر اين ارتباط را بيشتر مى كند. اين مجموعه هم براى اعضاى يك خانواده بزرگ )دو برادر و فرزندانشان( ساخته شده كه هويت خانوادگى براى آنها اهميت داشته است. ليه ارتباطى حياط حياط فضاى خصوصى باز ساخته نشده هر پلك شهرى است. خانه هاى لولگر از درون از طريق حياط هايشان در سطحى خصوصى تر به هم مربوط مى شوند. حياط ها همچون فضاهاى ميانى طبقات پايين ساختمان هاى لولگر را به هم مى دوزند و ارتباط آنها را تقويت مى كنند. ليه ارتباطى خيابان خانه هاى لولگر علوه بر اينكه از طريق حياط هاى ميانى با هم در ارتباط هستند، از طريق كوچه هم ارتباطى خصوصى با يكديگر داشته اند. از نظر دسترسى ورود به يك بنا معمولً از همكف اتفاق مى افتد، جايى كه با خيابان در ارتباط است. در مورد خانه هاى كوچه لولگر همه آنها به يك كوچه خصوصى وصل مى شوند كه فقط و فقط محل رفت و آمد خودشان است. بنابراين اين خانه ها با يكديگر يك ارتباط انحصارى از طريق همكف دارند. براى خارج شدن از مجموعه همه آنها بايد از اين كوچه رد شوند. از نظر بصرى هم نماهاى اصلى تمام اين خانه ها رو به كوچه لولگر است و از طريق پنجره هاى متعدد ارتباط آنها به كوچه و در نتيجه با يكديگر تقويت مى شود. امروزه در آمدن كوچه از حالت خصوصى و وجود مغازه هاى كوچك در آن، باعث رفت و آمد مردم و موتورى ها در آن مى شود، مجموعه را زنده نگه مى دارد و آن را به شهر وصل مي كند، كه اين امر اهميت مغازه هاى كوچك را در كوچه نشان مى دهد. ليه ارتباط بصرى همان طور كه توضيح داده شد، ارتباط ساكنان كوچه با يكديگر در زندگى روزمره سبب شده ارتباط آنها در كالبدى كه در آن زندگى مى كنند بيشتر از ساختمان هاى مسكونى عادى باشد. علوه بر اين، ميل ديده شدن با يكديگر و تقويت هويت خانوادگى نيز در نماى بناها و ساختار مرتبط مجموعه انعكاس مى يابد. همان طور كه نشان داده شد ارتباط بناهاى اين بافت فراتر از يك ارتباط بصرى صرف است. روى هم قرار گرفتن اين ليه ها ارتباطى تنگاتنگ بين مجموعه بناهاى لولگر به وجود مى آورد، آنها را به هم مى دوزد و در ميان بافت اطراف شاخص مى كند. مى توان اين امر را اصلى ترين ويژگى اين كوچه ناميد. بنابراين هر توسعه جديدى بدون در نظر گرفتن اين ليه هاى ارتباطى يك برخورد نادرست است كه شاخصه اصلى كوچه را ناديده مى گيرد. احيا بر پايه برقرارى ارتباط هاى قديمى يا جديد از طرفى براى احياى يك بافت قديمى يكى از راه حل هاى پيشنهادى امتحان
\\nشده ايجاد نقاطى در بافت است كه موتور محركه احيا هستند و در نتيجه ارتباط اين نقاط، روند احيا شدن به ساير نقاط بافت سرايت مى كند. اين نقاط تك بناها و لكه هايى هستند كه با اينكه تنها نقاطى كوچك و پراكنده از بافت را تشكيل مى دهند اما ارتباط آنها با يكديگر به باززنده سازى كل بافت مى انجامد و اثرگذارى بزرگ تر از مقياس آنها دارد. بنابراين انتخاب نقاط مناسب و برقرارى ارتباط بين آنها اهميت فراوانى مى يابد. هرچند وقتى از اين ارتباط صحبت مى شود بيشتر مقصود ارتباط برنامه اى و كاربرى است، اما نقش ارتباط فيزيكى نبايد مورد بى توجهى قرار گيرد. در بافتى مانند كوچه لولگر و همچنين بافت محدوده بزرگ تر اطراف آن، كه از قبل پيش زمينه هايى در اين مورد دارد، موقعيتى خاص ايجاد مى شود. لولگر كه از نظر ارتباط درون بافتى پتانسيل هايى دارد، اهميت دوچندان مى يابد. مجموعه اين كوچه مى تواند به عنوان يكى از نقاط محرك احياى بافت در نظر گرفته شود، چراكه با اقدامات و برنامه ريزى درست سرعت و شدت سرايت روند احيا مى تواند به دليل داشتن پيش زمينه ارتباطى بالتر باشد. اهميت سرمايه و سرمايه گذارى با وجود پتانسيل هاى فراوان مى بينيم كه در اطراف اين بافت هم مانند ساير نقاط تهران، ساخت و سازهاى مشابه بلندمرتبه و بى توجه به متن صورت مى گيرد. هر چند پروژه هاى كلن در مركز شهر كمتر از جاهاى ديگر تعريف طبقه هم اكنون در جنوب 11 مى شوند، اما براى مثال يك ساختمان تجارى كوچه ازهرى )امتداد لولگر كه به حافظ ختم مى شود( در حال ساخت است. ساختن بناهاى تجارى و بلندمرتبه سازى به دليل سود اقتصادى به هر حال به صورت خودجوش براى پاسخ به نيازهاى موجود صورت مى گيرد. در كنار اين نوع ساخت و ساز سرمايه گذارانى هم پيدا مى شوند كه با حفظ بناهاى قديمى به احياى آنها مى پردازند، كه متأسفانه در شهرى مانند تهران با شرايط امروز آن حضور چنين سرمايه گذارانى گاه حتى معماران را نيز غافلگير مى كند. يكى از سؤال هايى كه احياى بافت لولگر، با توجه به پتانسيل هاى آن، مى تواند به آن پاسخ دهد اين است كه با استفاده از چه راهكارهايى مى توان راه حلى جايگزين به جاى ساخت و سازهاى معمول ارائه كرد كه در آن علوه بر بازگشت سرمايه و سود اقتصادى بافت هاى ارزشمند قديمى )مانند بافت كوچه لولگر و اطراف آن( حفظ شوند و علوه بر آن موجب ايجاد منفعت عمومى گردند كه به سود همگان و نه يك قشر خاص باشد. روند احيا علوه بر حفظ كالبد بايد حفظ شبكه اجتماعى، سود اقتصادى و تشويق سرمايه گذارى و همچنين در مراحل بعدى تعديل آن را براى جلوگيرى از ايجاد آسيب هايى در آينده هدف خود قرار دهد. شروع جريان احيا در لولگر: اولين مهره دومينو شروع جريان احيا در كوچه لولگر با خانه عطايى شروع شد، خانه اى كه امروز با گالرى آران و كافه ريرا شناخته مى شود. صاحب اين خانه )آقاى عطايى( به دليل تعلق خاطر خانوادگى تصميم به احياى اين خانه گرفت كه دفتر معمارى دايره و مهندسان مشاور عمارت خورشيد اين پروژه را به عهده گرفت. استفاده دوباره از اين خانه تاريخى با برنامه اى جديد موجب شد توجه همگانى به كوچه لولگر و موقعيت ويژه آن جلب شود. علوه بر افزايش رفت و آمد به اين كوچه افرادى به سرمايه گذارى در آن علقه مند شدند. ادامه جريان احيا در لولگر: راه اندازى دومينو در قسمت هاى مختلف شهر تهران و ديگر شهرها مهره هاى اول فراوانى وجود دارد و متأسفانه در بسيارى موارد جريان احيا ادامه دار نيست. مى توان گفت در احياى بافت هاى ارزشمند قديمى امتداد اين جريان پس از قدم اول اهميت بسيار بيشتري دارد و بيشتر تلش ها بايد در امتداد جريان باززنده سازى متمركز شود. همان طور كه توضيح داده شد در مورد كوچه لولگر به دليل ارتباط تنگاتنگ بناهاى آن زمينه اى به وجود آمده كه هر عملى در راستاى احياى بافت راحت تر به اطراف گسترش پيدا مى كند. بنابراين وقتى يكى از خانه ها احيا شود زمينه براى اينكه اين عمل مانند دومينو به بقيه بناها هم سرايت پيدا كند وجود دارد و در ديدى بزرگ تر اين امر مى تواند بافت اطراف و حتى محدوده مركز شهر را تحت تأثير قرار دهد. تعيين استراتژى با توجه به نكات گفته شده، بايد گفت متخصصى كه در اين زمينه فعاليت مى كند بايد شروع و ادامه جريان احيا را از روز اول در كنار هم ببيند و براى آن از ابتدا برنامه ريزى كند. ضروري است سرمايه گذارانى كه علقه مند به سرمايه گذارى در بافت مركز شهر هستند، براى خريد املك كوچه لولگر تشويق شوند. همچنين بايد به اقدامى مشابه در مورد بافت اطراف كوچه دست زد. با توجه به اهميت ارتباط بناهاى يك مجموعه با يكديگر مسئله اصلى در اينجا تشديد اين ارتباطات به وسيله دستمايه هاى معمارانه اولويت دارد. اين ارتباط در چندين ليه جديد ديده شده است كه با افتادن روى ليه هاى قديمى بافت را تقويت مى كنند.
\\nليه ارتباطى كاربرى در بافت كاربرى گذشته كوچه لولگر مسكونى بوده است، اما با تغييرات محدوده اطراف و پيچيده تر شدن روابط در كلن شهر تهران امروز بايد نكات زير را در مورد تعيين كاربرى ها و برنامه ريزى كالبدى در نظر گرفت: كاربرى هاى جديد بايد متنوع و ناهمگن باشند و تركيبى از كاربرى هاى - .متنوع را ايجاد كنند تا پاسخگوي نيازهاى امروز اين منطقه باشند كاربرى هاى متنوع بايد به گونه اى انتخاب شوند كه افرادى از گروه هاي - مختلف را به اين مكان جذب نمايند و موجب يكدست شدن بافت اجتماعى كه يك آسيب بسيار جدى و خطرناك است، نشوند. كاربرى هاى جديد نبايد موجب از بين رفتن استفاده هاى غير رسمى از كوچه - )مانند استفاده مشتريان پيتزا داوود از آن( شود. حفظ بافت اجتماعى موجود بايد در اولويت قرار گيرد، در غير اين صورت تغييرات جديد با مقاومت و واكنش منفى روبه رو خواهند شد. براى بناهاى متروك در محدوده اطراف مى توان كاربرى هاى جديدى در نظر - گرفت كه در حمايت از قشر ساكن و همچنين قشر خلق باشد، مانند مدرسه و مسكن سوبسيدى براى هنرمندان. در اين راستا، مى توان از مشاركت خيرين كه در ايران بسيار فعال هستند و همچنين همكارى مؤسسات مختلف، و بخش خصوصي با حمايت شهرداري استفاده كرد. كاربرى ها بايد فعاليت هاى متنوع در شب و روز را تشويق كنند تا در طول - ساعات مختلف، زندگى در آنها جريان داشته باشد و امنيت در آنها تضمين شود. نمى توان سود اقتصادى و بازگشت سرمايه را ناديده گرفت. بايد در نظر - داشت كه به جاى حفظ بناى تاريخى گزينه ديگر بلندمرتبه سازى تجارى با سود بيشتر است. بنابراين سودده بودن پروژه حداقل به منظور خودكفا شدن مجموعه براى موفقيت آميز بودن عمليات احياى بنا ضروري است.
\\nدسترسى: حفظ و تقويت ليه هاى گذشته و اضافه كردن ليه جديد در بام يكى از نكات مربوط به كوچه لولگر دسترسى خانه ها به يكديگر از طريق فضاى ميانى )حياط( است. اين ارتباط در بازسازى هاى مختلفى كه در دوره هاى متفاوت انجام شده كمرنگ شده بود. در مرحله اول سعى بر اين است كه ارتباط هاى از دست رفته به ساختمان هاى لولگر بازگردد. براى اين كار كاربرى هاى مرتبط به هم در سطوح پايينى خانه هاى لولگر ايجاد شد تا ارتباط اين بناها از طريق حياط براى كاربران جديد دوباره زنده شود. همچنين با اتخاذ رويكردهاى معمارانه و بازى با سطوح زمين اين ارتباط تقويت، و به جذابيت هاى آن افزوده شود. اين ارتباطات از حياط ها به خيابان و به زيرزمين گسترش مى يابد. علوه بر تقويت دسترسى ها از اين سطوح با هماهنگى با كاربرى هاى جديد، تصميم گرفته شد ليه جديدى به اين دسترسى ها اضافه شود: دسترسى از بام. همچنين اين ليه جديد با شاخص شدن از لحاظ بصرى، افراد را از وجود اين ارتباط و هماهنگى آگاه مي كند– همانند قرينگى كوچه كه در گذشته بر ارتباط اين بناها با يكديگر تأكيد مى كرده است )و مى كند(.
\\nارتباط بصرى در توسعه جديد همان طور كه گفته شد خانه هاى كوچه لولگر ارتباط درونيشان را در ظاهر بيرونى خود انعكاس مى دادند كه اين امر در قرينگى، مصالح استفاده شده، تأكيد بر فرم هاى شاخص )بالكن دايره اى شكل( ديده مى شود. در توسعه جديد اين ارتباط تقويت مي شود: اين ارتباط بصرى در توسعه جديد در گام اول با بازگرداندن خانه ها به وضع - .پيشين براى شاخص كردن اين شباهت و قرينگى برقرار مى شود باز كردن حياط به خيابان قدم بعدى است تا اين ارتباط هر چه بيشتر ديده - شود و به چشم بيايد. در اين حالت ليه هاى ديگرى كه ادامه اين قرينگى را نشان مى دهد و در پشت ديوارهاى حياط پنهان شده است، نمايان مى شود. شاخص كردن ليه ارتباطى از پشت بام تأكيد ديگرى بر اين موضوع است. - همچنين ارتباط بصرى با دوردست در دستور كار است، براى مثال مجموعه- بناهاى لولگر مى توانند از بناهاى مرتفع اطراف مانند مجموعه چارسو ديده شوند و به نوعى با آنها مانند اجزاى يك زنجيره ارتباط برقرار كنند.
\n