ایرج کلانتری، متولد ۱۳۱۵ و فارغالتحصیل ۱۳۴۳ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، از همان اولین دهه فعالیت حرفهای خود، مسیر امروزی کردن معماری مسکن ایرانی را با آثار عمدتاً مسکونی خود مشخص کرد. اندازه کوچک این ساختمانها و سادگی ظاهرشان مانع از آن شد که در فعالیتهای گسترده و حجمی ساختمانسازی تهران برجسته شوند.
برخی از این خانهها که در زمره بهترین تجربههای امروزی کردن معماری ایرانی در دهه ۱۳۴۰ بودند، در اثر افزایش مهارنشده قیمت زمین از بین رفتند و اثری از کارهای اولیه او باقی نماند. خانه سلطانیگری که ظاهراً یک سال پیش از خانه دکتر شکیبی (۱۳۴۳) ساخته شده، ساختمان سهطبقهای بر روی پارکینگ است.
به جز خانه امیرشاهی (۱۳۴۴) که پلان آزاد با چهار ضلع باز دارد، تمام پروژههای مسکونی دیگر کلانتری که بر روی قطعات کوچک و باریک در کوچهها ساخته شدهاند، از شرق و غرب و اغلب از شمال بسته هستند.
معماری مکان
در خانه سنتی، حیاط یا ایوان مرکز توجه و جهتدهی فضاهای اطراف است. در بین اتاقهای خانه نیز «اتاق چنددری» وجود دارد که اتاقهای مجاور را به سمت خود جهت میدهد. در خانه سنتی روابط متقابل اتاقها ثبات را تشویق میکند، در حالی که در آثار کلانتری فضاها ارتباطات چندجهته و پیچشی برقرار میکنند.
بر خلاف کسانی که همه چیز را وابسته به ورود مستقیم نور خورشید به تمام یا بیشتر اتاقها میدانند، برای کلانتری مهمترین ویژگی معماری مداخله فضایی است، یعنی گرایش فضاها به سمت کانونی (فوایه) که اعضای خانواده دور آن گرد هم میآیند.
کلانتری فضای مسکونی را در مکعبی بسته به شش جهت زندانی نمیکند. از طریق خوشهبندی، باز کردن و نفوذ متقابل فضای اتاقها و راهروها، موفق میشود آن را ممتد و بینهایت جلوه دهد. به جای تقسیم یک پتانسیل فضایی محدود به چندین فضای بسته و کوچک، از طریق قرض فضایی و باز کردن فضاهای مجزا به یکدیگر، فضاهایی میآفریند که همیشه نیمهآشکار و نیمهپنهاناند.
در معماری کلانتری هندسه و ساختار سنتی نیست. این امر علاوه بر آموزههای دانشگاهی، از شکافی ناشی میشود که بین سبک زندگی سنتی متعارف و بازآرایی سبک زندگی آن مدرناندیشانی که تقریباً تمام سفارشدهندگان کلانتری بودند وجود داشت.
