

شیردل هرگز از زیباییشناسی سخن نمیگوید. او سازماندهی را پیش میکشد. این امر دو مفهوم فضا و مکان را پوشش میدهد. اولی ابداع است و دومی کشف. فضا صرفاً حجم نیست. مکانیزم کشف آن، موقعیت انسان در فضا، ابعاد و دیگر پارامترهای کیفی نقش اصلی را بازی میکنند. مکان در دو سطح در نظر گرفته شده است. سطح اول کلان و مربوط به مقیاس شهری است. در پروژههای اخیر شیردل، ویژهتوجهی وجود دارد به کشف اصول مستقر شدن، و تطابق پروژه با خصوصیات پنهان ولی مهم سایت. در سطح خرد، مکان یعنی اولویت دادن به گشودن امکانات تصرف و تعریف فضا ــ به جای تلاش برای انتساب و تحمیل کارکرد.


پروژه در قطعه زمینی به مساحت ۲۵۰۰۰ مترمربع قرار گرفته است. قطعه ابتدای یک بلوک شهری است که همسایه یک پارک است. سفارت ایران میان پارک و دیگر ساختمانها قرار دارد. در محدودهای که به نمایندگیهای خارجی اختصاص یافته است، هدف پیدا کردن روش سازماندهیای است که به کل بلوک معنا میدهد، و در نتیجه ارزش زمینناحیه (landscape) یک بلوک شهری ــ که چند نمایندگی در آن قرار دارند ــ و نیز پارک را برای خودش طلب میکند. برای تحقق این هدف، ساختمان باید بر ناحیه اطرافش مسلط باشد و باید مانند یک کوشک در یک باغ ایرانی به نظر آید. در این ارتباط چنان است که پارک و زمینها برای ارزش بخشیدن به ساختمان سفارت ایران آفریده شدهاند.



پروژههای مهم آنهایی هستند که مفهوم مکان را دگرگون میکنند. مکان سفارت در این کار تغییر کرده است. معمولاً سفارتها ساختمانهای تنهایی هستند، پوشیده از دیوارهای بلند، و با محیط اطراف ارتباطی ندارند. اینجا دیوارها ناپدید شدهاند؛ ساختمان خود دیوار محصور خویش است. مسیرها و گردشها با دقت سازمان یافتهاند و نیازی به دیوار محصور در معنای آشنایش نیست. برخلاف تیپولوژی معمول، ساختمان کنار خیابان اصلی و در وسط قطعه قرار ندارد. طراح سمت همسایه پارک را انتخاب کرده است. ساختمان سفارت، در فرم خطی و عمود بر خیابان، به عنوان یک نشانه مهم، ابتدا و انتهای بلوک را تعریف میکند.



معماری ایرانی تاریخ است. برقراری رابطهای میان معماری ایرانی و شهری بدون تاریخ دشوار است. برازیلیا ذاتاً غیرتاریخی است. این شهر از یک پروژه زاده شده، نه از لایههای حوادث تاریخی. سنت را نمیتوان یافت، پس باید آن را آفرید. کلید حل مسئله باغ ایرانی است. زمینناحیه (landscape) ویژگی مشترک و عامل پیوند میان باغ ایرانی و برازیلیا است. اصول مشترک عبارتاند از محور، پرسپکتیو، سازماندهی هندسی، نقاط کانونی، یادمانیگری و افق. یک مطالعه نظاممند از باغ آغاز میشود. رابطه میان سازماندهی فضایی باغ و ساختمانها در معرض تحقیقی تحلیلی قرار میگیرد. مطالعات شهری و پیمایش سایت و تواناییهای آن همزمان انجام میشوند.
راههای درست ــ هرچند ممکن است کسان کمی آنها را بپیمایند ــ معمولاً در نقطهای مشترک به هم میرسند. پیمایش و تحلیلهای محلی درباره باغ ایرانی به تدوین قوانینی ویژه و بیهمتا میانجامد. شیردل در شمار اندک معمارانی است که کار ایشان قابلیت تبدیل به دستورالعمل را دارد. مسائل گامبهگام طرح و حل میشوند؛ روند نظاممند و منظم است.



همه میدانیم که معماری یک هنر است و بنابراین مستلزم نوآوری. هر موضوعی دارای ذاتی خارقالعاده و ظاهری عادی است. مسئولیت معمار یافتن این ذات است و توسعه دادن قلمروهایی که، علاوه بر برآوردن هدفی عملی و مشخص، باعث پیشرفت فرهنگ عمومی معماری میشوند. از سوی دیگر، میدانیم که نوآوری بر پایه دانش پیشین استوار است، و بنابراین با حافظهها و «پدیدههای از پیش موجود» در ارتباط است. در طراحی، داده موضوع پژوهش میشود، نه نقل قول. پژوهش هنری یعنی کشف امکانات ناشناخته یا به کار گرفته نشده پدیدهها و به کار گرفتن آنها به گونهای متفاوت و در توافق با سازماندهی و مفهومی کاملاً نو و مشخص.
در پروژه سفارت، همسایگی با آثار معماران بزرگی مثل هانس شارون، پییر لوئیجی نروی و فومیهیکو ماکی قیاس و گفتگو را ناگزیر میسازد. نمایندگی فرهنگ ملی یک کشور ــ نه برای نمایش، بلکه جدی ــ برای کشوری که وجه اصلی جهانی آن بومی بودن است، ضروری به نظر میرسد.


طرح ساختمان سفارت ایران در برزیل ــ که به صورت یک پروژه پایهای از سوی اداره ساختمان و پشتیبانی وزارت امور خارجه ارائه شده بود ــ از این جهت شایسته توجه است که، علاوه بر جنبههای منحصر به فرد معماری، شامل ترکیبی از سیستمهای سازهای بتن آرمه، فولاد سازهای، و شیشه پردهای ساختاری (Structural Glass) است. هدف معماری و سازه ــ هر دو ــ ایجاد پروژهای بود که، در کمترین ارتفاع ممکن، بلندترین افق بصری را در اختیار قرار دهد. این خواسته، سیستمهای سازهای خاصی را طلب میکرد.
مهمترین خصوصیت سازه، ساخت کنسولهای طولانی در نما و بدنه جانبی است. این کنسولها با پوشش فلزی و درزبندی دقیق، امکان ایجاد فضاهای داخلی با حداقل ستونهای عمودی را فراهم آوردهاند. از دیگر سو، نمای اصلی ساختمان با استفاده از پرده شیشهای مجازی (Virtual Curtain) اجرا شده است ــ سیستمی که در آن صفحات شیشهای از پشت با بندهای فولادی به سازه اصلی متصل میشوند و از جلو هیچ عنصر بیگانهای پیدا نیست.












