متن این مقاله از سخنرانی نگارنده در سوئیس، دانشگاه شهر لوگانو (۱۰ آوریل امسال)، برگزار شده توسط انجمن باستانشناسی تیچینو، اقتباس شده است. خلاصه صحبت در روزنامههای Corriere del Ticino و La Regione Ticino (۱۲ آوریل) درج شده است. در این مقاله از مطالعات و کشفیاتی استفاده شده است که توسط باستانشناسان و متخصصان اروپایی و ایرانی — و خصوصاً اوجینو گالدیری (Eugenio Galdieri) و امبرتو شراتو (Umberto Scerrato) — صورت گرفته است.
درآمد
مسجد جمعه اصفهان مجموعه بزرگی است به وسعت تقریبی ۲۲٬۰۰۰ مترمربع که خود ادغام شده است، و فضا و شکل عمومی معماریاش فقط از درون قابل بررسی است. کسی که پا به درون مجموعه بگذارد در یک نگاه درمییابد که با یک اثر منحصر به فرد و بسیار باارزش رو به رو است — ارزشهایی که پی بردن به آنها نیازی به تخصص ندارد. همیشه فکر کردهام کیفیتهایی در این سطح برای همه قابل شناسایی و تحسین هستند؛ به همین دلیل است که همه مسافران اروپایی که از قرنها قبل به اصفهان مسافرت کرده و مسجد را دیدهاند، از آن به عنوان اثری منحصر به فرد و فوقالعاده یاد کردهاند.
گذشته از فضای متنوع و خاص، عناصر فوقالعادهای نظیر محراب الجایتو و گنبد تاجالملک وجود دارند که همانند اشیای نفیس یک موزه نظر بیننده را به خود جلب میکنند. از استعاره موزه بدون دلیل استفاده نکردم: مسجد جمعه اصفهان یک موزه زنده معماری است. در موزهها اشیا از مکان واقعی جدا شده و در یک متن مجرد، زیر نور پروژکتورها، قرار میگیرند؛ ساختمان ما موزهای است که اشیای آن در جای خود و در زیر نوری قرار دارند که طراح آن به دست خود تعبیه کرده است. مسجد موزهای زنده است، چون خاطراتی دارد و مثل یک موجود زنده در طول تاریخ رشد کرده است. در هر دوره، طراحانی که در این بنا کار کردهاند از میراثی که به دستشان سپرده شده آگاه بوده و اثر خود را در توافق با وضع موجود انجام دادهاند. این نظر در مورد آن بخش از مسجد جمعه صادق است که در معرض دید قرار دارد.
اگر به زیرزمین برویم و آنچه را باستانشناسان زیر لایههای متعدد ساختمانی کشف کردهاند نگاه کنیم، فصل دیگری در تاریخچه مسجد گشوده میشود: دورههای قطع و انفصال، مقاطع تاریخی که سعی شده است آثار قدما از بین رفته و چیز نویی به جای آنها ساخته شود. ریشه این تغییرات اساسی یا اصلاحات تکمیلی در بحرانهای سیاسی و اجتماعی بزرگی که تاکنون مسجد به خود دیده است قابل بررسی است. مسجد جمعه اصفهان تصویری است که حداقل چهارده قرن تحولات سلیقه و شرایط زندگی را در این گوشه از ایران نشان میدهد. اگر کسی خواسته باشد قدمزنان از تونل تاریخ معماری ایران گذر کند، میتواند از مسجد جمعه شروع کند: معماری آلبویه و زیر پایش آثار دوره ساسانی و عباسی قرار دارند. اگر به عقب برگردید و از شبستان غربی عبور کنید، آثار دوران مغول و تزیینات دوره سلجوقی را میبینید. در ضلع جنوبی شبستان شاهعباسی (۱۵۸۴) و بیتالشتای ساختمانی را مییابید که به دستور فتحعلیشاه قاجار در سال ۱۸۰۳ میلادی بنا شده است. در ضلع شمالی مسجد، بنای متعلق به دوره شاه سلیمان و شبستان دوره آلمظفر قرار دارند؛ در ضلع شرقی مسجد نیز مدرسه و شبستانی متعلق به همین دوره و بقایای دیوار قدیمی مسجد ساختهشده در دوره عباسی به چشم میخورد.
به این دلایل است که به نظر من مسجد جمعه از مهمترین ابنیه تاریخی ایران و حتی جهان است. نکته خاص این مجموعه پیوستگی فضایی و زمانی عناصر متعلق به معماریهای مختلف در یک مجموعه واحد است. اگر به دورههای سبکشناسی که مسجد به خود دیده است و دامنه نفوذ آنها توجه کنیم، ابعاد جدیدی از ارزشهای این بنا برایمان آشکار میشوند. مقایسه تطبیقی آثار به دست آمده، ما را به دوردستها و فراتر از مرزهای فعلی ایران میبرد: تزیینات متعلق به دوره عباسی با تزیینات متعلق به همان دوره در سامره قابل قیاس هستند؛ تلاش ناتمام و رهاشده ملکشاه سلجوقی برای گنبدخانهای کمی دورتر از گنبدخانه فعلی، به تغییرات مسجد بزرگ دمشق در همین دوره — که به ایجاد گنبدخانهای با فاصله از محراب انجامید — شبیه است. تزیینات آجری متعلق به قرن دهم میلادی با آثار به دست آمده در افغانستان و آسیای مرکزی قابل قیاس هستند. در زیر خاک تزییناتی گچی از دوره ساسانی به دست آمدهاند که چگونگی راه یافتن نقوش هلنی به معماری اسلامی را — در ویرایشی که اولین بار در اردوگاه کوفه برای سپاهیان اسلام به کار گرفته شده است — نشان میدهند. پس مسجد کلیدی است برای مطالعه سیر تحولی معماری ایران و بررسی ارتباطات سبکشناسی با تمدنهای دیگر در دورههای مختلف تاریخی.
کیفیت معماری و نور
اگر از دید طراحانه به مسئله نگاه کنیم، سازماندهی فضای مجموعهای به این وسعت — و خصوصاً ایجاد فضاهای پوشیده پیوسته، حفظ انسجام در ضمن ایجاد تمایز، و تلفیق زبانهای مختلف معماری در یک اثر واحد — بسیار چشمگیر است. این ساختمان طی تاریخ بارها مورد تعمیر و مرمت قرار گرفته است. بسیاری از این مرمتها به لحاظ راهحل فنی اتخاذشده بسیار بدیع و جالب هستند. برای مثال میتوان به مرمت استحکامی ستونهای اطراف گنبد نظامالملک (واقع در ضلع جنوبی) پس از تغییرات دوره سلجوقی اشاره کرد: در این دوره گنبدخانهای جدید بنا شد و معماران اطراف این بنا را خالی کردند، به صورتی که یک راهروی بدون سقف اطراف آن به وجود آمد. در این زمان بدنه شبستان قدیمی، که هسته مرکزی خود را از دست داده بود، به دلیل فشار جانبی تاقها در خطر فرو ریختن قرار گرفته بود. استادکاران ایرانی با چیدن یک پوسته کامل آجری در اطراف آخرین ردیف ستونها، این فشار را خنثی کردند.
در مسجد جمعه حدود ۴۸۰ سازه تاقی وجود دارد که اکثر آنها گنبدی هستند. تنوعی که در این سازهها به چشم میخورد به ندرت در معماری دیگری در جهان مشاهده میشود. تاقهای آجری مسجد جمعه و خصوصاً گنبدخانه تاجالملک (دوره سلجوقی) منحصر به فردی از نظر علوم ساختمانی و تکنولوژی هستند.
از مهمترین جذابیتهای این مسجد کیفیت نور آن است که به نظر من به صورت مقولهای کاملاً جداگانه قابل بررسی است. فضای مسجد به بخشهایی تقسیم میشود که دارای نورپردازی کاملاً متفاوت هستند: صحن پر از نور است، و تورفتگی رواقها در اضلاع با این روشنایی بازی سایهروشنی را ایجاد میکند که پیوستگی نمای داخلی را با ریتمی متنوع به حرکت درمیآورد. شبستانها تاریک هستند و روزنهایی در پوشش سقف، هر بار به صورتی متفاوت، فضای داخلی را مفصلبندی و تاریک و روشن را تسهیل میکنند. در شبستان زمستانی، نور از بازشوهایی که با سنگهای نیمهشفاف گوناگون پوشیده شدهاند به داخل میتابد و یکنواختی ریتم ستونها را متنوع و دلپذیر میکند. گاه تیغههای نور از لای سطوح مشبک بر روی جزئیات باارزشی نظیر محراب الجایتو میافتند و نفاست این اثر را دوچندان میکنند. تزیینات تورفته و بیرونآمده، تنوع رنگ ستونها و دیوار، نور را آشکار و حضور آن را در فضا محسوس میکنند. در بیرون، سایههای عمیق و قاطع گنبدها، تاقها و سکوها ارزش حجمی عناصر ساختمانی را به نمایش میگذارند.
با وجود تفاوت بارز بخشها و عناصر بنا، که وجود دورههای مختلف بنا را توضیح میدهد، مجموعه به لحاظ زیباییشناسی از چنان انسجامی برخوردار است که تصور چهارده قرن تاریخ تحولش را دشوار میسازد.
تناقضهای زیرزمین: لایههای ساسانی و عباسی
همانطور که در آغاز بحث گفتم، مهمترین تناقضات در زیرزمین قرار دارند. باستانشناسان در حفاریها به شالودههای ابنیهای برخورد کردهاند که به لحاظ تفکیک ساختمانی و جهت قرارگیری کاملاً با مسجد فعلی در تناقضند. این آثار بقایای سکونتگاههایی هستند که در دوره ساسانی ساخته شدهاند. مسجد فعلی مشخصاً بر روی تکهای از شهر باستانی ساخته شده است، و برای ساختمان آن ابنیه متعددی ویران شدهاند. در زیر مقصوره، بقایای ستونهای آجری متعلق به یک بنای مهم پیش از اسلام کشف شده است. این ستونها — که یکی از آنها هنوز تزیینات گچبری خود را حفظ کرده است — احتمالاً از آنِ یک معبد ساسانی بودهاند. ساختن عبادتگاه دینی جدید بر روی نمادهای دین منسوخ قدیمی، سنتی است که در اغلب تمدنها رواج داشته است.

تا پیش از انجام حفاریهای سیستماتیک توسط باستانشناسان ایتالیایی، قدمت واقعی مسجد شناخته نشده بود؛ زیرا قدیمیترین تاریخی که به دست آمده بود متعلق به نوشتهای بر گنبد تاجالملک است که تاریخ ۴۸۱ هق. (۱۰۸۸ م.) را نشان میدهد. در روایات آمده است که امام رضا (ع) در این مسجد نماز میگذاشته است، و چون باستانشناسانی مثل آندره گدار آثاری از این دوره (نیمه دوم قرن دوم و اوایل قرن سوم هق.) به دست نیاورده بودند، مدتها تصور میشد مسجد روایتها شاید ساختمانی بوده است که در جای دیگری قرار داشته و بعدها از بین رفته است. در هر حال متون تاریخی به وجود مسجدی در نزدیکی محله یهودیه و متعلق به دوره عباسی اشاره کردهاند. ابومنعم از مسجدی سخن میگوید که در اواخر خلافت آلمنصور، بانی اولیه بغداد (۱۵۶ هق. / ۷۷۲ م.)، ساخته شده است. اگر این سند را معتبر قلمداد کنیم، بحث در مورد یکی از قدیمیترین مساجدی است که تاکنون درون مرزهای فعلی ایران شناسایی شده است.
هنگام حفاری در زیر گنبدخانه نظامالملک، آثار دیواری کشف شد که تزیینات روی آن متعلق به همین دوره هستند. این دیوار — به خاطر تاقچه مزین به نقوش برجستهاش که میتواند محراب یک مسجد باشد — دیوار قبله شناسایی شده است. کج بودن راستای این دیوار نسبت به دیوار فعلی، قدمت اثر را تأیید میکند. مساجد قدیمی ایران، نظیر مسجد جامع عتیق یزد، به دلیل ضعف محاسبات، عموماً در محاسبه قبله دارای خطاهای آشکار بودهاند، و سازندگان بعدی به روشهای مختلفی این خطا را اصلاح کردهاند.

باستانشناسان از روی بقایای به دست آمده توانستند نقشه مسجد دوره آلمنصور (آلصفویه) را بازسازی کنند. تزیینات دیوار تأثیرات مشخص هنر ساسانی و شباهتهایی را با هنر بینالنهرین اسلامی نشان میدهند.
مسجد عباسی و بوییان
حفاریهای باستانشناسی و اسناد تاریخی، وجود مسجدی بزرگتر و تقریباً منطبق با هسته مرکزی مسجد فعلی را شناسایی کردند که متعلق به دوره المعتصم (۸۴۱ م.) — یعنی حدود ۷۰ سال پس از مسجد اولیه — است. این مسجد پلانی مستطیلشکل و حیاط مرکزی در محل مسجد فعلی داشته است. حیاط از چهار طرف توسط شبستانهای ستوندار احاطه میشد و عمق شبستان در مسجد قبلی بیشتر بود. این یکی از قدیمیترین گونههای مسجد در ایران است. نکته جالب اینجاست که مسجد دوره عباسی در طول تاریخ بارها مورد تعمیر و بازسازی قرار گرفته است، ولی ریتم ستونهای آن (۴۳۰ × ۴۳۰ سانتیمتر) سرمشق سازندگان بعدی قرار گرفته است — یعنی شناسایی محل دقیق قرارگیری ستونها امکانپذیر است. گالدیری در مطالعات خود سعی کرد از طریق ترسیم این پلان را بازسازی کند. (ظاهراً طبق سنت رایج، فقط عرض راهروی منتهی به محراب کمی بیشتر بوده است.) پلان فرضی گالدیری به وی امکان میداد که در مکانهای مشخص و دقیقی که میتوانستند محل ستونهای مسجد قدیمی باشند، به حفاری بپردازد. همه گمانهها به بقایای ستونهای مدور مسجد عباسی رسیدند. خصوصاً در زیر کف فعلی ایوان شرقی، ۹ عدد پایه و ساقه ستون گرد به دست آمد که وجود این مسجد را اثبات میکرد.


ردیف داخلی این ستونها به شکل چندبر بوده و به لحاظ سبکشناسی متعلق به دوره آلبویه بودهاند. از مثالهای دیگر معماری آلبویه، مسجد جورجیر است که در همین منطقه قرار دارد. یکی از منابع تاریخی به افزودن یک ردیف رواق به شبستانهای چهارطرفه در داخل صحن، در نیمه دوم قرن دهم میلادی اشاره میکند؛ ستونهای فوقالذکر بقایای این رواق هستند. تزیینات روی ستونها با نمای مسجد جامع نایین متعلق به دوره آلبویه قابل قیاس هستند. این از بهترین کشفیاتی است که توسط گالدیری صورت گرفت: در ضلع جنوب غربی حیاط، در دل دیوار، یکی از ستونهای مربوط به دوره آلبویه کشف شد و فرضیه گالدیری با مدرک عینی اثبات شد.

سلجوقیان و گنبدخانه تاجالملک و نظامالملک
پس از این دوره، نوبت به سلجوقیان میرسد. در این دوره نوابغی چون ابوعلیسینا، عمر خیام، انوری و نظامی میزیستند و ادبیات و علوم و فلسفه رشد چشمگیری داشتند. در هر حال، در زمان حکومت سلاطین سلجوقی بحرانهای عمیق اجتماعی و عقیدتی اتفاق افتادند. مورخین نقل کردهاند که همواره در شبستانهای مسجد جلسات بحث و جدلهای مذهبی و فلسفی برپا بوده است. فرقههای مختلف سنی در این دوره به جان همدیگر افتاده بودند. پوپ نقل میکند که نظامالملک وزیر ملکشاه شافعی بود، ولی خود ملکشاه جزو حنفیان بود. در این دوره، به خاطر حمله شافعیها، بخشی از ساختمان مسجد خراب شد که ملکشاه بازسازی آن را به نظامالملک واگذار کرد. حدود نیم قرن بعد، مسجد توسط باطنیان به آتش کشیده شد (۱۱۲۱ م.) و این بار میزان خرابی به قدری بود که سلجوقیان ناچار شدند مسجد را کاملاً بازسازی کنند.

اقدام مهمی که در زمان ملکشاه صورت گرفت، ساختن گنبدخانهای بر روی محراب بود. یافتن آثار تزیینات بر روی نمای خارجی ضلع شمالی گنبدخانه، که امروزه توسط سازه ایوان جنوبی پوشیده شده است، این نظریه را تقویت میکند که در اصل گنبدخانه مستقل بوده و از سه طرف دید داشته است. بین گنبدخانه و شبستان عباسی، راهروی سربازی وجود داشت. تفاوت سبک و هندسه اتاق این مقصوره با گنبد آن حاکی از این واقعیت است که احتمالاً گنبد بر روی سازهای موجود از قبل ساخته شده است. در هر حال، نظامالملک ۲۴ ستون از شبستان مسجد را به هم متصل کرد. هماهنگی بین سازه و معماری، هندسه و تزیینات در این بنا به اوج خود رسیده است. به لحاظ فرم و تناسبات این بنا با شاهکارهای دوره رنسانس قابل قیاس است.

چهار ایوانی شدن و تحولات بعدی
در دوره سلجوقی شهرهای ایران رشد بیسابقهای داشتند. در این دوره مجدداً امپراتوری بزرگی بخش مهمی از آسیا را تحت قدرت واحدی قرار داد و به همین دلیل تجارت رونق یافت. صنایع دستی ایران به تمام نقاط جهان متمدن آن زمان صادر میشد. شهرها نیازمند مساجد جامع بزرگ و شکوهمند بودند. آتشسوزی اوایل قرن سیزدهم میلادی این امکان را فراهم کرد که مسجد طبق الگویی جدید بازسازی شود: تیپولوژی چهارایوانی در مسجد پیاده شد. ایوانهای این مسجد همگی متعلق به این دوره هستند؛ البته تغییرات بعدی چهره این ایوانها را عوض کرده و فقط بخشی از ایوان شرقی چهره اولیه خود را حفظ کرده است.
ایوان عمیق ضلع شمالی، که به شکل دالان است، به درب اصلی مسجد منتهی میشده است. الجایتو، امپراتور مغول، در اوایل قرن چهاردهم میلادی محراب بسیار پرکار و زیبایی را در ضلع غربی، در شمال ایوان فعلی، برای خود ایجاد کرد. آلمظفر، که پس از ایلخانیان (مغولها) بر مرکز ایران حکومت میکردند، در نیمه قرن چهاردهم میلادی تغییرات مهمی را در ضلع غربی مسجد انجام دادند و بخشهای بزرگی را به اضلاع شرقی و شمالی افزودند. در این دوره به دلیل بسته شدن در اصلی واقع در ضلع شمالی، ورودیهای جدیدی برای مسجد ایجاد شد. این اقدامات موجب شدند که شکل مستطیل مسجد و نمای خاص بیرونیاش از بین برود و وضعیت نامنظمی به لحاظ پلان ایجاد شود. احتمالاً در این دوره مسجد کاملاً توسط بافت شهری احاطه شده است و توسعه مظفری در فضاهای موجود شهری صورت گرفته است. اتفاقات مهمی که در این دوره افتاده است، رها کردن شکل نمادین مسجد به نفع راهحلی پیچیده به لحاظ شهرسازی و تأکید بر فضای درونی مسجد است.


در دوره تیموری، مقارن با رنسانس ایتالیا، سلطان محمد خدابنده دست به ساختن شبستانی زمستانی پشت ایوان ضلع غربی زد. این شبستان، که طبق سنت کمی پایینتر از سطح مسجد بنا شده است، به لحاظ نورگیرهای خاصش و تاقهای خیمهای شهرت دارد. در فاصله زمانی بین سلجوقیان و افشاریه، نمای داخل صحن و ایوانها بارها دستخوش تغییر شدند و آثار متعددی از زمان اوزون حسن آققویونلو، سلطان حسین صفوی، شاه سلیمان و اشرف افغان به دست آمدهاند.


شاه عباس صفوی، با وجود علاقه فراوان به معماری، تنها شبستان نسبتاً کوچکی را در گوشه غربی مسجد ایجاد کرده است. هدف اصلی شاه عباس تقویت قطب جدید نقش جهان و از رونق انداختن بافت کهنه شهر بوده است. این شبستان دارای یک سالن طویل با عرض نسبتاً زیادی است که به همین علت از بقیه مسجد متمایز است. در دورههای بعدی، در زمان شاه سلیمان و فتحعلیشاه، ابنیه دیگری به مسجد اضافه شدند و مسجد در اوایل قرن نوزدهم وضعیت کم و بیش تثبیتشده فعلی را به دست آورد.
پایان: مطالعه در دست اجرا
مسجد جمعه تاکنون بارها مورد مطالعه قرار گرفته و هر بار گوشه جدیدی از تاریخ آن کشف شده است. در حال حاضر هیئت باستانشناسی ایتالیایی به سرکردگی پروفسور شراتو (U. Scerrato)، پس از حدود ۲۰ سال وقفه، کار تحقیق در این مسجد را مجدداً آغاز کردهاند. مطالعه بر روی صدها جعبه آثار به دست آمده ضمن حفاریهای تازه شروع شده است، و امید است به زودی نکات جدیدی در مورد مسجد کشف شود؛ خصوصاً در مورد فازهای مختلف ساختوساز در منطقه گنبدخانه ضلع جنوبی، هنوز نکات مبهم زیادی وجود دارد که ممکن است به زودی روشن شود. پروفسور شراتو و گالدیری تاکنون کتب و مقالات زیادی را در مورد مسجد جمعه تألیف کردهاند و شرح کارها در مجله East and West به چاپ رسیده است.
امیدواریم تمامی ابنیه تاریخی ایران به همین دقت مورد بررسی قرار گیرند، و خصوصاً نقشهها و گزارشهای مربوطه در دسترس عموم مردم قرار گیرند. سازمان میراث فرهنگی تا به حال در زمینه انتشار اسناد تصویری مربوط به ابنیه تاریخی، و انتشار اعمال مطالعات و گزارشهای مربوطه، فعالیت زیادی نکرده است.








