هویت جزیره خارک از زمانی که نسل ما به خاطر دارد زیر سایه نفت و ماجراهای آن تعریف شده است. مهمترین پایانه صادرات نفت کشور که تقریباً همه نفت صادراتی کشور (بیش از ۹۰ درصد) از اسکله T این جزیره به دنیا صادر میشود. نوع قرارگیری این جزیره در خلیج فارس و نسبت ارتفاعی آن با کرانههای ساحلی استان بوشهر به گونهای است که نفت سرازیرشده به این جزیره از طریق لولههای انتقال تابعی است از ثقل طبیعی و با کمک جاذبه زمین انتقال به اسکلههای صادراتی کمتر به انرژی پشتیبان نیاز است. جزیره خارک یا به قول محلیها خارگ در ۴۶ کیلومتری بندر بوشهر تنها ۳ متر از سطح دریا بالاتر است و گرچه به اندازه کافی بزرگ است که کوههایی نظیر کوه تخت، کوه گردن اشتر، کوه لشکری و کوه دیدهبان هم داشته باشد اما همین موقعیت و ارتفاع، آن را در میان جزیرههای ایرانی خلیج فارس در موقعیت برتری برای انتقال نفت قرار میدهد. این جزیره در حقیقت طاقدیس ملایمی است که میانگین شیب لایههای سطحی آن بین ۱۰ تا ۱۵ درجه است و کوه دیدهبان با ۸۷ متر ارتفاع از سطح دریا بلندترین نقطه جزیره محسوب میشود. در حقیقت در روایت یکصد ساله نفت، خارک نقطه پایان تلاشها در نخستین صنعت مدرن در فلات ایران و نقطه آغازین تجارت جهانی نفت برای کشور است.
در سفری به خارک که در زمان مسئولیت در دفتر طرحهای کالبدی وزارت راه و شهرسازی داشتم، قرار بود به همراه جمعی برای حکمیت میان مردم محلی و شرکت نفت پای صحبت مردم، نمایندگان شرکت نفت و استانداری بوشهر بنشینیم تا ببینیم برای بهبود وضعیت منطقه شهری خارک چه باید کرد. از همان آغاز با شگفتی متوجه شدیم که در زمان تصدی «معجزه هزاره سوم» مالکیت جزیره خارک به وزارت نفت واگذار شده است. یعنی جزیره خارک که قرنها پیش از کشف نفت و ورود وزارت نفت به این جزیره مسکونی بوده، ناگهان با همه طبیعت و محیط زیست و مردمش به مالکیت یک وزارتخانه در میآید، که ناقض حقوق ساکنان بومی خارک و فاقد مبانی روشن حقوقی است.
خارک طبق آخرین سرشماریها ۸۱۹۶ نفر جمعیت با ترکیبی چندفرهنگی، چندقومی و چندمذهبی دارد. ساختوساز سنتی در گوشه شمال شرقی جزیره بافتی نظیر معماری سایر نقاط کرانه شمالی خلیج فارس دارد با این تفاوت که به دلیل کمبود زمین اختصاصیافته به مردم محلی این منطقه بافتی فشردهتر پیدا کرده است. ساختمانهایی یکطبقه با حیاطی کوچک در مرکز که آنها را کوچههای پیچدرپیچ به یکدیگر متصل میکند.
در سالهای اخیر همان نوع معماری که در سایر شهرهای بندری جنوب دیده میشود، در خارک هم باب شده که مصالح آن عمدتاً از بیرون از جزیره تهیه میشود. با افزایش روزافزون جمعیت بومیان این جزیره روز به روز بر قیمت و اهمیت زمینهای موجود در ضلع شرقی باند فرودگاه خارک افزوده میشود و این در حالی است که قانون به اهالی تنها اجازه ساختوساز محدود در همین منطقه از جزیره را میدهد. اعتراض مردم محلی که قرنها بلکه هزارهها در این جزیره زیستهاند، علاوه بر به کار نگرفتن فرزندان تحصیلکرده و بیکارشان در تأسیسات نفتی، یکی هم همین محدودیت توسعه و ساختوساز در شهر خارک است. آنها میگویند شرکت نفت جزیره را بلعیده و شهر خارک و مردمش را به فرودگاه خارک محدود و آنها را در آن زندانی کرده به گونهای که ساختوساز مورد نیاز توسعه طبیعی جمعیت در این جزیره متوقف شده و چون مالک بر اساس حق مالکیت خود در این جزیره دخل و تصرف میکند جایی برای توسعه شهر یا اجرای طرحهای جامع و تفصیلی شهر باقی نمانده است.
شگفتی دیگر آن بود که هر پیر و جوان یک نسخه از طرح جامع شهر را آماده در جیب داشتند و با بیانی شیوا که معلوم بود حاصل ساعتها گپوگفت و بحث و نظر پیرامون این نقشه و حقوق اهالی بر شهر و جزیره بود مصائبی که بر آنها رفته را حکایت میکردند. حتی اگر این حاضرجوابی را به حساب نوعی کارزار اجتماعی مردم جزیره در برابر غول بیشاخودم نفت هم میگذاشتیم این آشنایی عمومی با طرح جامع و حقوق شهروندی و سرزمینی مردم بومی بر جزیره خود کمنظیر مینمود. شرکت نفت با ارتش لولهها و مشعلهای سوزان و مدیران دولتی و نمایندگان مجلس و پول بیحسابش از یک سو و مردم خارک به پشتوانه چند جوان تحصیلکرده خود از سویی دیگر در ستیز و جدال هستند تا اندکی فضای بیشتر برای زیست خود و نسلهای آینده خود در آن جزیره بیابند. این مردم نمیخواهند از جزیره کوچ کنند گرچه همه عوامل و نشانهها و داشتهها و نداشتههایشان گواه آن است که آیندهای برایشان در این جزیره دیده نشده و چنان که شرکت نفت آنها را در گوشه جزیره حبس کرده، جامعه بومی خارک به بوکسوری میماند که به گوشه رینگ کشانده شده و ممکن است با هر ضربه نقش زمین شود.
شرکت نفت با حقی که از مالکیت بر جزیره پیدا کرده است، در کار تغییر سیما و توپوگرافی جزیره است. نکتهای که مردم محلی بدان هم اعتراضات جدی دارند. آنها که در حملههای مکرر عراق به این جزیره کشتههای زیادی دادهاند (این جزیره ۲۸۸۰ بار مورد حمله بمبافکنهای عراقی قرار گرفته است)، میگویند این جزیره با طرحهای جدی وزارت نفت دیگر شباهتی به محیط زیست و طبیعت گذشته خود ندارد. آلودگی هوای جزیره در اثر سوزاندن گسترده فلر یا همان گازهای ترش همراه با نفت که ایران فعلاً توان صادرات یا استفاده از آنها را ندارد، بوی محسوسی در تمام جزیره پراکنده است که اگر خارک جزیره نبود باید مانند عسلویه که در آن کودکان دچار بیماری ژنتیکی همزاد تولد شدهاند تن به نقایص جدی ذهنی و جسمی کودکانش هم میداد. اما همین سطح از آلودگی هم که در هوا استشمام میشود حتماً برای مردمان جزیره آسیبهایی به ارمغان خواهد آورد. شرکت نفت با بولدوزرها و دستگاههای عظیم خاکبرداری کوهها و تپههای جزیره را مانند پنیر میبرد تا در آن تأسیسات جدید خود را مستقر کند و مردم هم که به تغییر سیمای جزیره آبا و اجدادی خود معترضاند مستأصل ماندهاند که چه باید بکنند.
حق با مردم این جزیره است، آنها از گذشتههای باستان در این جزیره ساکن بودهاند نشانهاش هم آثار تاریخی بهجایمانده از ادوار مختلف تاریخ ایران در آن است. از جمله، آثار مهم در سندیت خلیج جنوبی ایران به خلیج فارس، از قضا در این جزیره واقع شده است. سنگنبشتهای به خط میخی متعلق به دوره هخامنشیان که در نوع خود بینظیر است و همچون لوح داریوش در کانال سوئز نشان از هویت ایرانی این مناطق از دیرباز دارد. این سنگنبشته در سال ۱۳۸۷ توسط شخص یا اشخاصی که ظاهراً هدفشان حذف این سند هویتی بوده است مورد حمله قرار میگیرد و بخش عمده آن تراشیده میشود، به گونهای که امروز تنها بخشی از آن برای بازدید باقی مانده است. اینجاست که باید به مدیران کمدانش وزارتخانههای مسئول یادآوری کرد که چگونه باید برای تثبیت حاکمیت ملی از آثار فرهنگی و نشانههای تاریخی کشور محافظت کرد نه اینکه سادهلوحانه تصور شود تنها داشتن سند مالکیت یک جزیره در مجامع بینالمللی میتواند جای شواهد بارز تاریخی از جمله سنگنبشتهها، مقابر و آثار تاریخی و زبانی را بگیرد.
از دیگر آثار تاریخی این جزیره قلعه هلندیها یادگار نخستین کمپانی هند شرقی است که توسط هلندیها به قصد تجارت با هندوستان و بعدها استعمار شرق تأسیس شد. این قلعه در زمان اشغال جزیره خارک توسط نیبهاوزن هلندی در سال ۱۱۳۳ شمسی (۱۷۵۳ میلادی) ساخته شد و این حضور هلندیها در صفحات جنوبی ایران زمینه حرکتهای مقاومتی در این مناطق را فراهم ساخت که با مبارزات میرمهنا به اوج خود رسید و با خروج هلندیها از این جزیره مهم ایرانی خاتمه یافت.
در قسمت شمالی خارک هم جزیره غیرمسکون و کوچکی دیده میشود که به خارگو مشهور است و همزاد جزیره خارک محسوب میشود و از دیرباز از این دو جزیره با هم در اسناد تاریخی یاد شده است. اهمیت خارک در مسیری که به سمت دهانه رودهای دجله و فرات (اروندرود) ترسیم میشود، پشتیبان کشتیرانی در خلیج فارس به روزگار باستان است. از این رو بسیاری از جغرافیدانان یونان باستان در مورد آن گزارشهایی دارند، هر چند مبهم. بطلمیوس جغرافیدان یونانی در میان جزایر خلیج فارس از دو جزیره به نامهای «تابیانا» و «سوفتها» یاد میکند که به دلیل موقعیت آنها درست مقابل محلی که او آن را تائو مینامد، با نامهای «کارک» و «کارگو» شناخته میشوند.
ژان باپتیسا بورگینیون دآنویل۱ نقشهکش فرانسوی که در سال ۱۷۸۲ میلادی رسالهای در باب این جزیره به تحریر در آورده است، این دو جزیره (که توسط بطلمیوس هم ذکر شدهاند) را با جزایر «ایچارا» یا «ایکاروس» که در تورات نام جزایری در خلیج فارس هستند، مطابقت میدهد اما با بررسی تطبیقی او میان گفتههای استرابون، پلینی و بطلمیوس این ایده رد میشود. او در نقشههایی که تهیه میکند نام ایچارا را برای جزیره کارک به کار میبرد که نامی باستانی و شبیه نام امروزین خارک است اما همچنان مشکل تطبیق روایات جغرافیدانان یونانی نظیر استربون و پلینی با موقعیت کارک باقی میماند. همان طور که دآنویل اشاره میکند، نام دیگری که بطلمیوس احتمالاً برای این جزیره استفاده کرده، «سوفتا»ست.
در سال ۱۷۹۷ میلادی، ویلیام وینسنت۲ رئیس کلیسای وستمینستر در رساله علمی خود درباره جزایر دهانه رود فرات (اروندرود) میآورد: «مارسین از جزیره سوفاث، سوفتا از بطلمیوس نام میبرد، که این جزیره کاراک است.» و یک دهه بعد، وینسنت این احتمال را طرح میکند که آن جزیره، خارک باشد: «... مارسین به سوفاث اشاره میکند که سوفتای بطلمیوس، جزیرهای است که ممکن است نماینده کاراک امروزی باشد و من به دنبال راهحلی برای حل این معما بودم. اما موقعیت آن به قدری مجهول تعریف شده است که نمیتوانستم چیزی را تعیین کنم، مگر اینکه واقعاً کاراک باشد، هر چند شک نداشتم که آراکیای بطلمیوس، که [پیش از این براساس نظریات] دآنویل تصور کرده بودم باید لارک یا بوشعیب باشد، احتمالاً همان کاراک است. از آنجا که فرض محال، محال نیست، من آن را به عنوان یک حدس تلقی میکنم...»
گورمعبد پالمیران
از دیگر نشانههای تاریخی و هویتی این جزیره فضایی دستکند است که با نظمی ویژه از سنگ حجاری شده و به گورستان تاریخی خارک یا گورمعبد پالمیران هم مشهور است. گرچه در مشاهدات باستانشناسی اشارهای مستقیم به احتمال مهرآبه بودن آن نرفته است اما با توجه به کاوش گورهای شرق جزیره که به دوره ساسانیان نسبت داده شده و وجود گورهایی با نشانههای صلیب که بسیار کهنتر از زمان حضور اروپاییان در خلیج فارس است میتوان احتمال داد که این بنای دستکند به دوره اشکانیان تعلق داشته باشد و با این نگاه احتمال میرود که این مغاره یکی دیگر از هزاران معبد مهری در فلات ایران باشد که بعدها همچون بسیاری از آنها به کارکردهای دیگری تغییر داده شده باشند.
بقعه میرمحمد حنیفه
از دیگر بناهای شاخص این جزیره بقعه میرمحمد حنیفه در جنوب غربی جزیره، بنایی سلجوقی است که تاریخ ساخت آن به سال ۷۳۸ هجری قمری بازمیگردد و همزمان با حکمرانی قطبالدین تهمتن از پادشاهان هرمز که بر جزایر و سواحل خلیج فارس و دریای عمان فرمانروایی میکرده ساخته شده است. ظاهراً این بقعه آرامگاه محمد حنیفه فرزند امام اول شیعیان است که از جور و پیگرد بنیامیه در مسیر مهاجرت از مدینه به بصره در این جزیره پناه میگیرد و همان جا هم مسموم میشود و میمیرد. این بنا با گنبدی که بومی جنوب غربی ایران است و بر آرامگاههایی نظیر آرامگاه دانیال نبی در شوش و آرامگاه یعقوب لیث صفاری در دزفول هم دیده میشود پوشانده شده که هندسهای مضرّس دارد و از منظر تکنیک ساخت از سادهترین گنبدهای معماری ایرانی محسوب میشود. در کتیبه بنا هم سازنده آن سید علی بخاری معرفی شده است که پس از اتمام بنا استعارهای از مرگ سنمار معمار از بلندای گنبد به زیر میافتد و درکنار قبر میرمحمد دفن میشود.
حیات وحش و سواحل مرجانی
اما به نظر نگارنده در میان عجایب این جزیره از همه جالبتر تنوع زیستی گونههای جانوری و سواحل مرجانی زیبای آن است که در نوع خود در کشور بینظیر است. اینکه در خیابانهای بخش تحت تملک شرکت نفت گلههای متعدد آهو بیترس از انسان در حرکت باشند با توجه به وضعیت حیات وحش در ایران شگفتآور است. بیاغراق دیدن چنین صحنههایی که به وفور در بازدید از جزیره خارک چشم هر بیننده را خیره میکند بیشتر در پارکهای حفاظتشده در کشورهای توسعهیافتهای نظیر ژاپن معمول است گرچه جزیره خارک را هم باید تا حدی حفاظتشده دانست، از آن رو که امکان سفر به آن جز برای اهالی بومی و کارکنان شرکتهای نفتی مالک! جزیره ممکن نیست. هم ازین روست که حیات وحش چنین از آزار و تعقیب انسان به دور مانده است. سواحل مرجانی این جزیره که با طبع نفتی آن در تناقض است، به لطف شفافیت و زلالی آب خلیج فارس در اطراف جزیره به ویژه در ناحیه فلات قاره آن گاهی اجازه میدهد تا عمق ۱۵ متری داخل آب دیده شود تا دنیایی شگفت از ماهیهای رنگی و مرجانهای زیبا بر دیدگان بیننده بنشیند.
جزیره خارک با آن تاریخ و آثار باستانی که وصف آنها رفت و با طبیعت شگرفش بیشتر به جزیرهای گردشگری میماند تا پایانهای نفتی، اما همه این زیباییها در اسارت نفت، دور از چشم بینندگان قرار گرفته است و گویی که نیست. آن چنان که نفت و شرکتهای تابعهاش روز به روز این جزیره را میکاهند و میبلعند، جزیره شگفت و تاریخی خارک شاید تا چند صباح دیگر هیچ شباهتی به روزگار پیش از اکتشاف نفت در آن نداشته باشد و از پس نفت و صنایعش از این جزیره تنها صخرههایی دودزده و سیاه و کوههایی تراشیده به جای بماند. ساختار زمینشناختی، اقلیم و اقتصاد غارتی امروز ایران به گونهای درهم تنیدهاند که از محیط زیست و آثار تاریخی ایران چندی دیگر نشانی به جای نخواهد ماند، پس لازم است هر چه میتوان این سرزمین را دید چراکه ممکن است دیگر نباشند.
۱ Jean-Baptiste Bourguignon d'Anville (۱۶۹۷–۱۷۸۲)، جغرافیدان و نقشهکش فرانسوی.
۲ William Vincent (۱۷۳۹–۱۸۱۵)، رئیس کلیسای وستمینستر و نویسنده آثار علمی درباره جغرافیای باستان.