معماری معاصر

یادی از گذشته: آرامگاه نادرشاه اثر هوشنگ سیحون

محسن خبازی·معمار ۱۹
یادی از گذشته: آرامگاه نادرشاه اثر هوشنگ سیحون
تصویری از مجسمه نادر از سمت ورودی، آرامگاه نادری مشهد

تصویری از مجسمه نادر از سمت ورودی.

هوشنگ سیحون — متولد تهران ۱۲۹۹. دیپلم متوسطه تهران ۱۳۱۹. دریافت درجه مهندسی از دانشکده هنرهای زیبا ۱۳۲۲. دریافت دیپلم معماری از دانشگاه بوزار پاریس ۱۳۲۸. دانشیار و استاد دانشگاه تهران و ریاست دانشکده هنرهای زیبا. سخنرانیها و نمایشگاههایی در نقاط مختلف جهان. آثار هنری‌اش — نقاشی، سرامیک، گلیم و به ویژه کروکیهای معماری او — را در دانشگاهها و مجموعه‌های برجسته دنیا می‌توان یافت.

کار ساخت آرامگاه از ۲۲ مهر ۱۳۳۵ آغاز شد. در ۲۵ خرداد ۱۳۳۸ تحویل موقت و در ۱۲ اسفند ۱۳۴۰ تحویل قطعی گرفته شد و مجموعه در فروردین ۱۳۴۲ گشایش یافت.

بنای آرامگاه که ۸۰۰ متر مساحت دارد دارای سه ایوان شرقی، جنوبی و غربی متصل به هم است و در میان باغی به مساحت ۱۵۴۶۹ مترمربع قرار دارد.

مجسمه برنزی نادر براساس طرح گچی استاد ابوالحسن صدیقی، در سال ۱۳۳۷ توسط کارخانه ایتالیایی ریخته‌گری برونی ریخته و ۱۳ شهریور ۱۳۳۹ در آرامگاه نادری نصب شد. براساس نوشته تاریخ‌نگاران عصر افشاری، نادرشاه در زمان حیاتش دستور ساخت مقبره‌ای برای خود و خانواده‌اش را داده بود.

صاحب «جهان آرای نادری» ضمن نام بردن از اقدامات نادر، به ساختمان مقبره او اشاره دارد: «حسب‌الامر اقدس مقرر شد که در کنار خیابان در جنب عمارات چهارباغ شاهی (در مشهد) مقبره‌ای از خشت و گل بنا نهادند و این آثار در سنه خمس و اربعین و مائه بعدالالف من الهجره النبویه (۱۱۴۵ هق) به اتمام رسید.»

آرامگاه مذکور در خلال ناآرامیها و آشوبهای سیاسی آن عهد و بعد از آن رو به ویرانی نهاد. در خراسان بنای دیگری بر مدفن نادر ساخته شد که آن هم در معرض آسیب و فرسودگی قرار گرفت. بنای جدید آرامگاه نادر به همت انجمن آثار ملی و براساس طرح مهندس هوشنگ سیحون در میان باغی به مساحت ۱۵۴۶۹ مترمربع بنا شد.

◆ ◆ ◆

تجربه فضا

این روزها تجربه فضای مطلوب معماری به راحتی ممکن نیست. زندگی هر روزه ما در هیاهوی خیابانهای شلوغ شهر و ساختمانهای یکسان می‌گذرد. از همین رو باورم نمی‌شد که پس از یک صبح گرم و عکاسی در خیابانها و کوچه‌های شلوغ مرکز شهر، در ساعت ۱۲ ظهر ۲۶ مرداد، بهشتی در چند قدمی در چهارراه شهدا، در مشهد، انتظارم را بکشد و وقتی آن را دیدم به شگفت افتادم چطور سالها به خاطره خودم از این مجموعه زیبا اکتفا کرده و برای تجدید آن قدمی برنداشته بودم.

فضای داخل آرامگاه و سقف و نورگیرهای جانبی

فضای داخل آرامگاه (بالا چپ). سقف و نورگیرهای جانبی (بالا راست). نمای ورودی آرامگاه (پایین).

قدم اول

حس شلوغی و ازدحام و بوق و دود و داد، تبرزینهای حصارمانند که انگار از سلاح سرباز آماده به رزم زیر کفپوش پیاده‌رو خبر می‌دادند، مرا به در ورودی مجموعه راهنمایی کردند و ناگهان در افق دید منظره‌ای نمایان شد که مثل نسیم سرد گوارا در آن هوای گرم بود.

آرامگاه

حجم سنگی مرتفع، شکوه و عظمت خاصی به مجموعه بخشیده است. اولین تاثیر چشم‌انداز مجموعه آرامگاه نادر احساس «عظمت» است. تجلیلی شایسته از عظمت تاریخ ایران. حجمهای سنگین و باشکوه، سایه‌روشنهای عمیق و سنگین، مقیاسهای تاثیرگذار، جنسیتهای خیره‌کننده و مجسمه‌ها — از ابتدای ورود، نادر و سربازانش را در دوردست می‌بینیم که چشم و ذهن را به سوی خود می‌کشند. نادر سوار بر اسب است و سه سرباز عصر نادری در رکاب اویند. این مجسمه‌ای از برنز به ارتفاع ۱۲/۵ متر کار استاد ابوالحسن صدیقی است.

اگر کمی از این مجسمه و برج باعظمت سنگی‌اش، که با بلوکهای سنگی نامنظم بر ساختار بتونی استوار شده، فارغ شویم، به بنای اصلی می‌رسیم؛ حجم سنگینی که بر ستونهای چندوجهی ستبر قرار گرفته است. پیاده نظامی که به رهبری فرمانده خود، با آرامش به سمت جلو در حرکتند و حرکت را در نظم وسوسه‌انگیز سایه‌روشنشان می‌توان دید.

با ورود به جمع این سربازان، ناگهان تاریکی بر فضا غلبه می‌کند و به آرامش خاص آرامگاه می‌رسیم — فضایی نیمه تاریک با پوششی از سنگهای تراورتن قرمز و بلوکهای بتونی همشکل که نامنظم از میان دیوار بیرون زده‌اند. سقف بتونی چهاروجهی با نورگیرهای مثلثی شکل و طرحدار در اطراف آن، نور کمرنگی را به داخل می‌کشند. نادر در گوشه‌ای از این فضای وهم‌انگیز در زیر سنگ قبری زیبا آرمیده است.

بلوکهای بتونی بر زمینه سنگ قرمز و فضای داخل برج

بلوکهای بتونی بر زمینه‌ای از سنگ قرمز (چپ). ناودان تالار دوم (بالا راست). فضای داخل برج (پایین راست).

موزه

دو تالار کوچک متصل به تالار مرکزی آرامگاه، که از بیرون با بلوکهای نامنظم سنگی، نظیر آنچه در برج به کار رفته بود پوشیده شده‌اند و در درون ساده و بی‌پیرایه‌اند، به نمایش تفنگها و لباسها و سلاحها اختصاص یافته‌اند.

هر یک از این دو تالار از بیرون شخصیت مستقل خود را دارند. اولی با شبکه‌ای نامنظم بتونی و دومی با حجمهایی بیرون‌زده از سقف، آب‌نماهایی را تشکیل داده است.

در راه ورود به تالار دوم، در مقابل راهرویی که به بیرون باز شده تا باریکه‌های نور بر ورودی بیاندازد، نیم‌تنه‌ای مرمری از پادشاه، ساخته استاد صدیقی، قرار دارد. با گذار از تمام فراز و نشیبها، وقتی دوباره به تالار باز می‌گردیم، تاریکی درون را بر روشنی بیرون ترجیح می‌دهیم. در اینجا لختی می‌توان بر سکوها نشست و تامل کرد. در پرتو نورهای نزدیک سقف، سنگینی وزن فضا را می‌توان احساس کرد.

برج

طراحی او در هیچ بخش از این مجموعه پنهان نمانده است. ساختمان مدیریت، کتابخانه، نگهبانی، گلخانه و محوطه — باغچه‌ها، آب‌نماها، حوضها، نیمکتها و دیگر عناصر محوطه — به زیبایی طراحی شده‌اند. وسواس طراحی او در عین سادگی و پختگی، مجموعه‌ای در خور ستایش به میراث فرهنگی ما تقدیم کرده است: مجموعه آرامگاه نادری.

نمای پانوراما، ساختمان اداری و آب‌نما در مجموعه آرامگاه نادری

نمای کلی مجموعه (بالا). ساختمان اداری (پایین چپ). آب‌نما (پایین راست).

◆ ◆ ◆

ماخذ:

— کتابچه راهنمای موزه نادری، میراث فرهنگی خراسان (۱۵).

— تاریخ‌نگاشت سیحون برگرفته از: پایان‌نامه کارشناسی ارشد معماری سعید حقیر، مشهد، ۱۳۷۸.

مجله معمار
شماره ۱۹ · زمستان ۱۳۸۱

موجودیت‌های مرتبط در بانک اطلاعات معماری