تجربه فستیوال معماری لندن ۲۰۱۴

حسین هجرت, نشید نبیان, محمدرضا قدوسی·معمار ۹۷: فرایندهای طراحی دیجیتال و غیر دیجیتال
اشتراک‌گذاری
تجربه فستیوال معماری لندن ۲۰۱۴

،The International Architecture Showcase براى مشاركت در تجربه معمارى بين المللى ، حسين هجرت به نمايندگى از 2014 به عنوان بخشى از فستيوال معمارى لندن طراحان و بنا كنندگان زاو انتخاب شد تا در چهارچوب اين تجربه و در همكارى با در يك پروژه دو هفته اى براى ايده پردازى هاى 1دفتر منتخب لندن، دوگان موريس لندن شركت كند. 2شهرى منطقه پوپلار 10 معمار جوان به نمايندگى از10 برنامه تجربه معمارى بين المللى اين بود كه دفتر معمارى خوش نام و نسبتاً 10 دفتر معمارى از گوشه و كنار دنيا، در همكارى با جوان در لندن، طى دو هفته به ايده پردازى در مقياس شهرى درباره بهسازى منطقه پوپلار لندن بپردازند. اين منطقه در شرق لندن، از مناطق محروم شهر و ساكنان آن عمدتاً از سال گذشته، براي بهسازى كالبدى اين 15 مهاجران مسلمان آسيايى هستند. طى منطقه، از سوى بخش خصوصى و دولتى، طرح هاى فرادست متعددى تهيه شده كه لزوماً به ارتقاى كيفيت زندگى ساكنان كنونى منجر نشده است. در آغاز، برگزاركنندگان پنج سايت مشخص را كه هر يك براى مطالعه يكى از موضوعات مهم طراحى و توسعه شهرى در نظر گرفته شده بود بين گروه ها تقسيم كردند. به نظر مى رسيد ايده آل برگزاركنندگان دستيابى به نگاه هاى مشخص به عنوان الگوهايى براى طراحى و توسعه شهرى در سايت هاى تخصيص يافته بود. پنج سرفصل اصلى عبارت بودند از طبيعت، فرهنگ، مراكز شهرى، مسكن و انتقال، انگليسى، مسكن بود.-موضوع گروه ايرانى

\\n\\n

روز اول: حسين هجرت براى اولين بار در دفتر دوگان موريس با اعضاى گروه آشنا مى شود. به نظر مى رسد طى به اشتراك گذارى پيشينه حرفه اى دو طرف حاضر، اعتماد اوليه اى بر اساس وجود ادبيات و اهداف مشترك معمارانه حاصل مي شود. »جلسه را شروع كرديم. آنها پرزانته اى داشتند و به اتفاق نگاه كرديم. من هم كارهاى دفترمان را ارائه دادم و راجع به كارهايي هم نظر داديم... ... در خلال صحبت احساس مى كردم پروژه فكرى دو دفتر به هم نزديك و ادبيات معمارى مان همخوان است. اهداف و چشم انداز كلان پروژه هايى را كه ارائه مى كردند، مى فهميدم و منطق انتخاب هاى استراتژيك شان براى هر يك از پروژه ها قابل درك بود، مشهود بود كه در آنها هم احساس مشابهى با ديدن و حرف زدن راجع به كارهاى ما به وجود آمده است...« عصر روز اول به بررسى فردى و گروهى مدارك اوليه و مرجع پروژه كه از طرف برگزاركننده در اختيار گروه قرار گرفته مى گذرد.

\\n\\n

روز دوم: صبح روز دوم گروه به دعوت برگزاركنندگان راهي بازديد از سايت و ملاقات با دست اندركاران مديريت شهرى و سرمايه گذاران بخش خصوصى فعال در منطقه مى شود.

\\n\\n

روز سوم: در اولين جلسه گروه حول تدوين چشم انداز كلى پروژه، تصميم بر اين است كه

\\n\\n

هدف كلان طراحى، تهيه طرح جامعى براى سايت با محوريت توليد الگويى نو براى مسكن با توجه به برنامه فيزيكى ارائه شده توسط برگزاركنندگان باشد. پس از جلسه تدوين چشم انداز، مطالعات اوليه توسط گروه انجام و سايت پروژه تحليل مى شود. » ... حوزه نفوذ پروژه را در سه مقياس محله، منطقه و شهر بررسى كرديم. جداره هاى سخت و غير قابل نفوذ و نرم و قابل نفوذ سايت را مطالعه كرده و نمادهاي شهرى را كه در سايت و يا در كنار آن ديده مى شد و يا در مقياس شهرى با سايت كار مى كرد تحليل كرديم. حتى يك آلترناتيو توده گذارى اوليه حجم ها و توزيع عملكرد ها در سايت را هم براى اين مرحله تهيه كرديم...« ... نظر من اين بود كه اين تحليل را حتى وراى تأثير پروژه بر شهر، و در مقياس تأثيرگذارى و تأثيرپذيرى هاى محتمل آن، در لايه ديگرى مبتنى بر مطالعات

\\n\\n

2014 تجربه فستيوال معمارى لندن

\\n\\n

فرهنگى و مردم شناسى هم انجام دهيم و با توجه به اينكه ساكنان منطقه مهاجر هستند، نمى توان از اين وجه غافل شد. حداقل بايد به تفاوت فرهنگى مهاجران و شهروندان انگليسى ساير نقاط لندن توجه كرد، به طورى كه الگوى مسكن، سازماندهى آن و ارتباطش با فضاى شهرى براى كاربران آن قابل درك باشد. به بيان ديگر، تفاوت هاى آنها در طراحى ديده شود، با توجه به اين باور پيشنهاد مطالعه ميدانى دادم.

\\n\\n

روز چهارم: هجرت و يكى از اعضاى گروه براى تحقيق ميدانى به سايت پروژه مى روند. تجربه از نزديك سايت و بررسى نحوه استفاده ساكنان منطقه از فضا هاى موجود شهرى موجب تغيير ديدگاه گروه نسبت به ماهيت پروژه و نهايتاً بازبينى چشم انداز اوليه پروژه مى شود. »...در سايت پرسه مى زديم، بيش از پيش به درستى تصميم هاى اوليه پروژه شك كردم!... يك روز آفتابى در لندن كه طبعاً اين تصور را در ذهن ايجاد مى كرد كه بايد پارك پُر از آدم هايى باشد كه روى چمن ها دراز كشيده اند و آفتاب مى گيرند، ولى در عمل پارك سوت و كور بود و پرنده در آن پر نمى زد. واضح بود كه طرح جامعى كه اين پارك را تجويز كرده، توجهى به فرهنگ ساكنان منطقه و استفاده كنندگان احتمالى نداشته است. مخاطب واقعى اين پارك نه اروپايى هاى حمام آفتاب بگير، كه خانواده هاى مسلمانى بودند كه بانوانشان حجاب داشتند. منظورم اين است كه فرهنگ ساكنان اين منطقه با آرزوى خانه سازى و طراحى شهرى آن تجانسى ندارد...! ... زيرگذر اتوبان ها هم فضاهاى ترسناكى داشتند، اول فكر كردم فقط براى من ترسناك است ولى ديدم عملاً ساكنان هم در ساعات محدودى با ترس و لرز از آنها استفاده مى كنند. ... فكر كردم ما نبايد با ديد از بالا براى اين پروژه طرح جامع پيشنهاد كنيم. بايد برگرديم و سبك زندگى اين جماعت را بررسى كنيم. بايد نگاه پايين به بالا داشته باشيم ... شهر يك پروژه نيست، يك سيستم است... سيستمى از تصميم هاى كوچك، اما مؤثر و متعدد ... . تصميم هايي كه هر كدام به نحوى گوشه اى از تجربه شهرى ساكنان منطقه را بهتر مى كنند: بهتر كردن فضاى يك زير گذر، يك پارك شهرى موجود ولى بي استفاده، بهتر كردن كيفيت خانه سازى.

\\n\\n

... پس از صحبت با محمدرضا، قرار شد تجربه پروژه شهرى خرمشهر را به عنوان نمونه به لندنى ها نشان دهم... در پروژه خرمشهر كه پايان نامه فوق ليسانس محمدرضا )قدوسى( و پارسا )اردم( بود، به جاى پيشنهاد يك طرح جامع براى شهر، مجموعه اى از پروژه هاى خرد مقياس ولى مؤثر شهرى را كه با توجه به شرايط فرهنگى و اجتماعى خرمشهر با هدف بهتر كردن كيفيت زندگى روزمره خرمشهرى ها تهيه شده بود پيشنهاد شد...« در انتهاى روز چهارم گروه به اين نتيجه مى رسد كه دوران طرح هاى جامع به سر آمده و امروز عصر مداخله سيستماتيك استراتژيك و هوشمند براى بهسازى وضع موجود مناطق شهرى است. ... وقتى پروژه Master Plan is Dead! :» ... جو موريس روى وايت برد نوشت را براى برگزاركننده ها توضيح مى داديم هم او صحبت هايش را با اين جمله شروع كرد! ...«

\\n\\n

روزهاي پنجم و ششم: به عنوان محصول نهايى پروژه و به جاى پيشنهاد طرح جامع، گروه نقشه بزرگى از منطقه تهيه مى كند كه حاوى كلاژى از نمونه هاى موردى مداخله هاى خرد مقياس، اما مؤثر شهرى براى بهبود كيفيت زندگى شهروندان است. »... دوباره به سايت پروژه رفتيم و فهرستي از نقطه هاى مشكل دار و ظرفيت دار براى سناريوهاى شهرى تهيه كرديم. در دفتر، يك نقشه بزرگ از منطقه پوپلار انداختيم زير دستمان و شروع كرديم به اجرا كردن اسكيس هايى از نمونه مداخله هاى كوچك و مؤثر شهرى. با كلاژ مجموعه اى از اتودهاى دستى و

\\n\\n

كامپيوترى، نوشته ها و عكس هايى از سايت، تصاويرى از نمونه هاى موفق اين نوع مداخله درست كرديم. روز آخر پروژه تبديل شده بود به يك كار گروهى واقعى... همه اعضاى دفتر بسيج شده بودند براى تمام كردن اين كلاژ ...«.

\\n\\n

روز هفتم: نهايتاً در جلسه رونمايى از نتايج پروژه ها، در حضور برگزاركنندگان و ساكنان منطقه، كلاژ توليد شده ارائه مى شود. »ساكنان منطقه آمده بودند. نقشه را روى ديوار نصب كرديم با كلى كاغذ و برش هايى از ايده هاى شهرى كه پرينت گرفته بوديم و عكس هاى مختلف سايت. قيچى و چسب و رنگ و ماژيك هم در دسترس مردم گذاشتيم و خودمان شروع كرديم به كار كردن روى كلاژ و چسباندن تصوير ايده هاى مختلف روى نقشه... از مردم هم دعوت كرديم بيايند ... هر كس چيزى به نقشه اضافه مى كرد... بعضى ها خواسته هاى شان را در قالب كلمه و جمله روى نقشه مى نوشتند... بچه هاى كوچك نقاشى كشيدند و ...« ساكنان منطقه در اين تمرين ايده پردازى دعوت به همكارى مى شوند و نهايتاً پروژه به سكويي براي هم انديشى هاى معمارانه تبديل مى شود. نتيجه نهايى حاصل اتاق فكرى است با شركت طراحان و استفاده كنندگان طرح...

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.