بافت شهری گیلاوند شامل باغهای زیادی است، این پروژه درون یکی از این باغهای حدود چهل ساله واقع شده است. خواست کارفرما ساختن ویلایی بود که بروز و عرضه بیرونی نداشته باشد و دیده نشود، فرم شاخص نداشته باشد و توجه زیادی به خودش جلب نکند و کمترین میزان توجه را از بیرون به خود داشته باشد. از طرف دیگر تمایل کارفرما، وجود فضاهای متنوع درون پروژه بود. در طراحی سعی شد که این دوگانگی، یعنی تنوع درونی و سادگی بیرونی، دستمایه طراحی و مبنای اصلی ایده پروژه قرار گیرد. ساختار اولیه بر مبنای این تضاد، تقابل هندسی درون و بیرون به دو صورت جهت گشودگیها و هندسه غالب درونی و همچنین انتخاب هندسه راستگوشه فرم محاط و خالیهایی از جنس طاق. فرم از یک مکعب ساده شروع شد و با خالی درون و جهتیابیها تمرکز به داخل و تنوع فضایی درونی طراحی توسعه پیدا کرده است.
در قسمت شمالی پروژه نهری وجود دارد که سهم آب باغها را تأمین میکند، با توجه به اصالت کارفرما و علاقه ایشان به شهر زادگاهش اصفهان، آب این نهر به فضای میانی پروژه کشانده شد و یک مادی درون پروژه شکل گرفت که همین فضای میانی پروژه مادی نام گرفت.
مکعب اصلی پروژه از قسمت میانی برش میخورد و یک فضای واسط در آن قرار میگیرد. تمرکز درونی فضایی، نورگیری و تمامی اتفاقات این پروژه رو به سمت مادی است. راستای هندسی فعال درونی به سمت همین فضا اتفاق افتاده است و در تقابل با راستای اصلی مادی که در راستای هندسه باغ و در جهت و امتداد باغ است قرار میگیرد. این هندسه جهتدار باعث شکلدهی فضاهای متنوع درونی پروژه شده است.
گشایشهای درون فضاها، سبب ایجاد امکانهای نوری و دیدهای متنوع شده است. هر فضا با باز شدن به بالا یا پایین و یا کنارهها به فضای دیگر پیوسته است. به گونهای همه فضاها در امتداد هم هستند و به یک پیوستار فضایی-زمانی تبدیل شدهاند. این پیوستگیها امکان ادغام و ارتباط و همچنین تمایز و خلوت را همزمان دارا هستند.