همچنان که به ماکو نزدیک میشوی، جادهای مارپیچ از دره باریکی میگذرد که در میان آن رودی به نام زنگمار در جریان است که پیدرپی به شکل آبشارهای غران کوچکی فرومیریزد. در یکی از این خمیدگیهای کوهستان ناگاه منظر شهر دلپذیر و شگفتانگیز در برابر دیدگان پدیدار میشود.
کوهستان برهنه پرصخره ناگهان در دو سو سر به آسمان کشیده و به ارتفاع هزاران پا گردن برافراشته. کوهی که در سمت راست قرار دارد هر قدر بالا میرود، برآمدگی پیدا میکند و همچون سایبانی بر فراز شهر گسترده میشود؛ در فرورفتگی صخرهها قلعهای ساختهاند با نمای بسیار هولناک که اطرافش را دیواری احاطه کرده است. زیر سایه کوهها و صخرهها بناهایی در دورههای مختلف ساخته شدهاند که شاخصترین آنها مربوط به دوره قاجار و برگرفته از معماری قفقاز و در اختیار میراث فرهنگی است. بعد از آن گویی خانهها و بناها به معنای واقعی کلمه روییدهاند؛ بیهیچ قانون و قاعدهای... . این شهر پر از راز و رمز زادگاه ماست.
تاریخچه پیدایش
با توجه به اینکه تاکنون کاوش باستانشناسی کاملی برای این مجموعه انجام نشده است، در این بخش ناچار به مرور روایات تاریخی موجود میپردازیم. از میان آثار و روایات تاریخی، مینورسکی باستانشناس روس در رساله خود در باب تاریخ ایران و با اشاره به متون ارمنی و فارسی، تاریخچه قلعه را خیلی پیش از ورود ترکان به آذربایجان میداند.
همچنین به شهری به نام قپان یا قابان (کاپان) در ارمنستان اشاره میکند و میافزاید که قابان در زبان ارمنی به معنی جایی است بسته و غیرقابلعبور یا محل صعبالعبور بین کوهها، و نتیجه میگیرد که با توجه به چندین سده حکومت ارمنیان در ماکو، قابان واژهای است ارمنی و قلعه از دوران بسیار کهن وجود داشته است. همچنین غارها و دالانهای بالای قلعه در دل کوه را غیر طبیعی و انسانساخت برمیشمارد.
هسته اولیه شهر ماکو
قلعه قبان هسته اولیه شهر ماکوست، که در زیر کوه «قیه داغ» قرار داشته و در حال حاضر تنها دیوارههای مخروبه آن باقی مانده است. این قسمت از شهر در وضع فعلی قابلسکونت نیست و اغلب واحدهای مسکونی آن از خشت و چوب ساخته شدهاند. اگرچه عوامل نظامی و دفاعی مهمترین نقش را در ایجاد هسته اولیه شهر ماکو داشتهاند، اما استقرار و گسترش شهر از عوامل طبیعی و محیطی نیز تبعیت داشته است.
شهر ماکو جزو مناطق بینظیر کشور است که آمیختگی تاریخ، طبیعت و فرهنگ را یک جا به نمایش میگذارد. شواهد تاریخی نشان میدهد این شهر همواره برای ایران زمین شهری مرزی، و دروازه ورود به فلات ایران محسوب میشده است. با توجه به شرایط استراتژیک شهر، برای شناخت خاستگاه شهر ماکو باید در جستجوی قلعه اولیه بود، قلعه قبان که شاید وجود آن را بتوان به زمان مادها و حتی قبل از آن منسوب کرد و از جمله منظرهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی مهم منطقه است.
این مجموعه طی سالیان گذشته در اثر حوادث گوناگون و بیتوجهی به آن دچار آسیبهای فراوانی شده و بهرغم پتانسیلهایی که میتواند متضمن زیبایی، توسعه و پیشرفت آن باشد، امروزه با منظری کسلکننده از ساختمانهای متروک و مخروبه بدون هیچ ویژگی خاص و کاربردی قابلتوجه مواجه هستیم.
دوره ایلخانان
سال ۷۱۵ه-ق./۱۳۱۵ م. اسقف زاکاریا و پطرس برادرش حکومت سیاسی و مذهبی آرتاز (بخشهایی از ایالت واسپوراکان ارمنستان) را به دست آوردند و با صرف هزینه بسیار قلعه ماکو را که محل اقامتشان بود، استحکام بخشیدند و راههای کاروانرو و پلهایی در مسیر راهها ساختند. بدین ترتیب شهر را به صورت راهی تجاری و سوقالجیشی درآوردند، چنان که موقعیت ماکو و استحکامات تدافعی آن تعجب بینندگان را برمیانگیخت و شاهزادگان ارمنی آرتاز بیش از یکصد سال با اتکا به حصار و چهار پل یا طاقهای قوسی روی رودخانه ماکو (زنگمار) حکومت کردند. امروز کتیبهای به تاریخ ۱۳۱۸م. روی بدنه پلی در دو کیلومتری ماکو وجود دارد که اطلاعاتی در مورد خانواده زاکاریا میدهد.
دوران ترکمانان و تیموریان
روی گنزالس کلاویخو در پاییز ۱۴۰۳م./۸۰۵ه.ق. در رأس هیئتی به دستور هانری سوم برای دیدار با تیمور که در قشلاق قراباغ مستقر شده بود، عازم شد. او طی بازدیدی از شهر ماکو شرح کاملی از این شهر مینویسد:
مطابق با این سند تاریخی محل ورود به قلعه دروازه و برجی بلند در امتداد پلههایی که بر صخرهها کنده شدهاند بوده است. متأسفانه مشخص کردن محل دقیق دروازه به دلیل تخریب مجموعه و نبود اسناد کافی چندان میسر نبوده است. اما با استناد به تصاویری که از دورههای بعدی بر جای مانده است، محل دروازه را در شرق مجموعه و در محل کنونی مسجد مشخص کردهایم.
ساختار سلسلهمراتبی شهر ماکو بسیار مطابق با ساختار شهرهای کهن ایرانی است، اگرچه شکل کلی شهر از شهرهای باستانی (دایره و چهار ضلعی) تبعیت نکرده است که علت آن را میتوان در ساختار محیطی و طبیعی آن جستجو کرد. سلسلهمراتب این قلعه شهر کهن شامل کهندژ در بالاترین نقطه شهر که محل اقامت اربابان بوده، با حصاری از سایر بخشهای شهر جدا شده است. شارستان که محل زندگی مردم عادی شهرها بوده توسط دیوار دیگری محصور شده است و ربض خارج از دو حصار شهر و محل کشاورزی و باغها بوده است. نقشه زیر دیاگرامی کلی از ساختار و محدوده تقریبی شهر ماکو در دوره تیموریان براساس متن تاریخی کلاویخو و آثار برجای مانده امروزی ترسیم شده است.
دوران صفوی
از روایات تاریخی قلعه قبان در این دوران میتوان به توصیف اسکندربیگ از کردهای ایل محمودی و منشی مصطفی بیگ اشاره کرد که مربوط به کشمکشهای دولت ایران و عثمانی در این دوران و عصیان ایل محمودی در قلعه ماکوست. اسکندر بیگ مینویسد: «مصطفی بیگ حاکم آنجا با اقرباء و اتباع به قلعه ماکو که در پای کوه، میانه دره واقع است و از غایت رفعت و انسداد طریق دست تسلط هیچ صاحب شوکتی به دامن آن نرسیده، رفته متحصن گشت و قلعه دیگر که در دامن کوه مسکن اصلی او بود، آن را نیز استحکام داده، احمال و اثقال خود را در آن قلعه گذاشته جمعی را به محارست تعیین نموده بود. شاه عباس طایفه قراداغلو و مقدم را به تسخیر قلعه دامن کوه مأمور فرمودند و آن جماعت در همان شب به اطراف قلعه محیط گشته، خود را به پای حصار رسانیدند و به ضرب متین سوراخها کرده به قلعه ریختند. چون تسخیر قلعه میان کوه به سهولت امکانپذیر نبود حکم شد که لشکر در این وقت متوجه تسخیر آن قلعه نشده اگر مخالفان محمودی قدم جرئت پیش نهاده به مقابله و مقاتله اقدام نمایند، جزای ایشان در کنارشان نهند.»
همچنین در این دوره در زمان شاه عباس دوم سال ۱۰۵۲-۱۰۷۰ ه-ق. به موجب صلح برقرار شده بین دولتهای ایران و عثمانی مقرر شد قلعههای قطور و ماکو از طرفین خراب شود.
دوران قاجار
در این دوران برخلاف دوران گذشته به دلیل سفرهای فراوان سیاحان اروپایی به این منطقه، توصیفات زیادی از آنان در مورد شهر ماکو بر جای مانده است. اما در آنها بیشتر به ویژگیهای کلی شهر اشاره کرده و به جزئیات، ساختار معماری شهر و قلعه نپرداختهاند. با این حال، با بررسی این متون تاریخی و تطابق آن با تصویر برجایمانده از این دوران میتوان تا حدودی به وضعیت و محدوده شهر پیبرد.
توصیفات آلکوک از شهر ماکو
آلکوک در سفرنامه و توصیفاتش از ماکو به اندازهای تحتتأثیر فضای اعجابانگیز قلعه قبان و محیط طبیعی آن قرار گرفته است که برای انتقال حس محیط به خواننده آن را با صومعهای در یونان به نام مگاسپلی که درون صخرهای ساخته شده، مقایسه میکند و شگفتانگیزی قلعه و تأثیر محیطش را ده برابر آن صومعه میداند که امروزه چیزی جز دیوارهای مخروبه از آن برجای نمانده است. صومعه مگاسپلی در یونان که هسته اولیه آن در ۳۶۲ میلادی شکل گرفته، نام خود را از غاری در همین ناحیه گرفته و در طول تاریخ شاهد حوادث بسیار و غارتهای فراوان بوده است. ساختمان مدرن و هشت طبقه امروزی این صومعه چندان با بنای تاریخی آن تناسبی ندارد.
توصیفات سرهنگ مونتیث از ماکو
سرهنگ مونتیث در این نوشتار ساختار قلعه را مدرن توصیف میکند اما به جزئیات معماری و کالبدی آن نپرداخته است. ساختار مدرن قلعه در این برهه این احتمال را مطرح میکند که قلعه در دورههای مختلف بازسازی و مستحکم شده است. مطابق این متن تاریخی، در این دوره ۴۰۰ خانه در شهر ماکو وجود داشته است که اغلب آنها خارج از محدوده صخره قیه ساخته شدهاند، سرهنگ مونتیث در گزارش علت این امر را سنگریزشهای متعدد در این محدوده میداند. او نیز همانند همسفرش آلکوک به حصار پیرامونی شهر که در دوران مختلف پابرجا بوده اشاره، و آن را دیواری کوتاه که از خانههای شهر محافظت میکند توصیف میکند.
بر اساس اسناد تاریخی اواخر صفوی، اوایل حکومت شاه عباس دوم (۱۶۳۲ میلادی) ۳۰۰ خانوار از ایل بیات به ماکو مهاجرت کردند که با توجه به تعداد خانههای موجود، با اندکی تعمق میتوان دریافت که شهر در طول این ۲۰۰ سال رشد و توسعه چندانی نداشته و به احتمال فراوان گسترش اصلی شهر در همان دوره و تا مرز حصار پیرامونی رخ داده است.
- ۱۸۲۸ میلادی، ۱۲۰۷ ه-ش — توماس الکوک Thomas Alcock: توصیف ماکو در کتابش با عنوان سفر به پارس، روسیه و ترکیه، مقایسه ماکو با مگاسپلی، این کتاب حاوی اولین سند تصویری شهر ماکو است.
- ۱۸۳۲ میلادی، ۱۲۱۱ ه-ش — سرهنگ ویلیام مونتیث Wiliam Monteith: یک سرباز، دیپلمات و مورخ انگلیسی بود. او سرلشکر سر جان ملکم را در ایران همراهی کرد. بازآفرینی مرزهای روسی در ارس.
- ۱۸۴۰ میلادی، ۱۲۱۹ ه-ش — جیمز فرست J.Baillie Frast: نویسنده و هنرمند اسکاتلندی که در مورد آسیای صغیر و هند به تصویرگری و نگارش پرداخت.
- ۱۸۴۹ میلادی، ۱۲۲۰ ه-ش — سفر جان ویلیام پارکر منتشر شده در مجله saturday
- ۱۸۵۱ میلادی، ۱۲۳۰ ه-ش — اوژن فلاندن و کوست Flandin and coste: همراه معماری بنام پاسکال کوست طی سفری دو ساله به ایران تصاویر ارزشمندی از بناها و شهرهای ایران برجا گذاشتند.
- ۱۸۸۲ میلادی، ۱۲۶۱ ه-ش — میرزا محمد علی محلاتی معروف به حاج سیاح در کتاب خاطرات خود به توصیف ماکو پرداخته است.
توصیفات جیمز فرست از شهر ماکو، سال ۱۸۴۰میلادی
قلعه در ارتفاعی حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ فوت بالاتر از دره ساخته شده است و در زیر دیوار آن روی شیب شهر یا روستا در میان خرابههای سنگی که هر از گاهی سنگی از صخره عمودی آن سقوط میکند ساخته شده است. کل شهر نیز با دیوار دیگری احاطه شده که در جایی به صخره و دیوار قلعه میپیوندد. این دیوار با برجها و سنگرهای مربعی تقویت شده است.
به نظر میرسد فضای بین دیوار قلعه و صخره نمیتواند عمقی بیش از ۶۰ یا ۷۰ فوت داشته باشد بنابراین محلی که برای سکونت ایجاد میکند باید کوچک باشد. اما حفرههای دیگری نیز در داخل صخره وجود دارد که تنها به وسیله طناب قابلدسترسی هستند. این راهروها به غارهایی منتهی میشوند و من اطمینان دارم ظرفیتشان بیش از هزار تا سه هزار نفر است. قلعه انبارهایی دارد که همواره پر از غذا بودهاند و چشمهای داخل قلعه برای مصارف مردم وجود دارد. عدم دسترسی به بخشهای داخلی قلعه و غیرقابلدسترس بودنشان حتی با توپ و تفنگ نشان میدهد قلعه کاملاً دفاعی و غیرقابلنفوذ است. در داخل و روی غارها تعداد زیادی سنگنوشته به زبانی ناشناخته وجود دارد که تاکنون مورد بررسی کامل قرار نگرفته است.
توصیفات و نقاشی اوژن فلاندن
اوژن فلاندن در این توصیف به شهری با دو حصار مطابق با همان ساختار شهری که کلاویخو در دوره تیموری توصیف کرده، اشاره دارد، یعنی هر دو حصار (حصار قلعه و حصار پیرامونی شهر) همچنان تا این دوره پابرجا بودهاند. همچنین از سه برجستگی در داخل شهر سخن میگوید که روی این سه برجستگی بناهایی شبیه برج ساخته شده و محل دیدهبانی بوده است. با مراجعه به نقاشی او از شهر ماکو و تطابق تصویر و این متن تاریخی، دو بنای برجمانند در میانه شهر قابلمشاهده است که ظاهری شبیه به برجهای حصار شهر دارند. بنابراین تصور کارکرد نظامی برای این برجها چندان دور از انتظار نیست. منظر شهر ماکو تا این دوران تحتتأثیر منظر طبیعی و تاریخی این شهر شکل گرفته و آن را به یک منظر یکپارچه دفاعی، دژمانند درونگرا و منحصربهفرد تبدیل کرده است. وجود سه برج منفرد دیگر در بلندیهای شهر در کنار ساختار متمرکز و درونگرای آن برای حفاظت بیشتر بوده است. چنان که فلاندن میگوید این بناها به گونهای ساخته شدهاند که مانع هجوم کردها به پای دیوار میشوند.
توصیف اوژن فلاندن از ورودی شهر به صورت مسیری پرپیچوخم و سربالاییدار، احتمال وجود دروازه قلعه در بخش شرقی در انتهای مسیر پلههای امروزی را قوت میبخشد. مسیر پلههای امروزی که به تازگی بازسازی شدهاند، مسیر حرکت به سمت قلعه و منطبق بر مسیر تاریخی است. با وجود اینکه کتیبه بازمانده از دوران صفوی و سایر اسناد تاریخی از تخریب قلعه در این دوره به دست شاه عباس دوم خبر میدهد، اما اسناد تصویری و متون تاریخی این دوره از قلعهای سالم و باشکوه سخن میگویند. بنابراین با استناد به منابع تاریخی این دوره به منظور حل تناقض پیشآمده دو احتمال مطرح میشود. احتمال اول اینکه قلعه بعد ازدوره صفوی دوباره بازسازی شده است و احتمال دوم منظور از تخریب قلعه در دوره صفوی، قلعه دوم (غارهای داخل کوه) و یا حصار پیرامونی قلعه بوده و قلعه پای صخره به طور کامل تخریب نشده است. فلاندن در بخش دیگر توصیفاتش از قنات، کاروانسرا و بازاری در قسمت پایین شهر سخن میگوید، همین توصیفات تأییدی بر گسترش شهر تا مرز خیابان طالقانی امروز به سمت جنوب در این دوره است.
توصیفات سفر جان ویلیام، سال ۱۸۴۱ میلادی
ما به غاری رسیدیم که ماکو نام دارد. این غار بسیار بزرگ وسعتی بیش از هزار و عمقی بیش از ۶۰۰ فوت دارد که در مواقع اضطرار میتواند پناهگاهی برای تمام جمعیت ماکو باشد. جاده منتهی به این غار بسیار صعبالعبور و پیچدرپیچ و سربالایی است، به گونهای که به ندرت میتوانستم تعادل زین اسبم را کنترل کنم. صخرهها و کوههایی که این ناحیه را احاطه کردهاند، فضایی وهمآلود و رمانتیک به وجود آوردهاند. این قلعه تعداد زیادی غار و راهروهایی پنهانی در دل کوه دارد که فقط از طریق طناب قابلدسترسی هستند. گفته میشود که این غارهای پنهانی نیز جزو املاک خان منطقه است. در این منطقه سنگر و قلعه نظامی بسیار منحصربهفردی به نام ماکو وجود دارد که در کنار رودخانه جای گرفته است. سمت چپ رودخانه کوهها به صورت عمودی تا ارتفاع ۵۰۰ فوت بالا رفتهاند و از نقطهای حدود ۵۰ فوت پایینتر از نوک آن غاری وجود دارد که از شیب درونی صخرهایشکل گرفته است. سرتاسر این شکاف دیوار سنگی ساخته شده است. این غار بخشی از زمینی را محصور میکند که دژی حکومتی روی آن ساخته شده است. در کنار قلعه غار دوم در دیواره عمودی صخره وجود دارد که به اتاقهای مخفی و انبارهای غله منتهی میشود. این مکان بزرگترین انبار ذخایر مردم و سربازان است که ناحیهای پنهانی و مخفی است. گفته میشود این دژ حاصل کار ارمنیها در سالهای بسیار دور است که برای حفاظت از متجاوزان این قلعه را ساختند.
طراحی ویلیام دنیل از ماکو
اطلاعات برآمده از سفر آلکوک از این جهت ارزشمند است که منجر به ترسیم اولین سند تصویری از شهر ماکو شده است. تصویری که شاید در نگاه اول چندان واقعی به نظر نمیرسد، اما حاوی اطلاعات مفیدی از این شهر قدیمی است. با دقت در تصویر میتوان جزئیاتی را از ساختار شهر ماکو استخراج کرد که با متون تاریخی پیش از این دوران، از جمله نوشتههای کلاویخو نیز مطابقت دارد.
اولین نکته دریافتی از این تصویر، وجود دو حصار در شهر است، حصار اول گرداگرد قلعهای در پای صخره و حصار دوم پیرامون شهر دیده میشود که در این تصویر فقط اضلاع شرقی و غربی این دیوار که تا بالای تپهها کشیده شدهاند، قابلمشاهده است. نکته جالب توجه در رابطه با حصار شهر، برجهای چهارگوش آن است که با برجهای حصار داخلی متفاوت است. این برجها همچنین با برجهایی که فلاندن سالها بعد در نقاشی خود از ماکو ترسیم کرده نیز تفاوت دارد. فلاندن برجهای حصار بیرونی را مدور ترسیم کرده است که امروزه نیز آثار برخی از این برجها در برخی نقاط شهر به چشم میخورد. البته لازم به یادآوری است طی پیمایشهای میدانی آثاری از چند دیواره مشاهده شد که با برجها و کنگرههای ترسیمی در نقاشی ویلیام دنیل همخوانی دارد. با دقت در جزئیات این برجهای چهارگوش، شباهتی بین جزئیات آن و آثار دفاعی اورارتویی قابلدرک است که احتمال نسبت دادن قلعه به این دوره از تاریخ را قوت میبخشد. در سمت راست نقاشی ویلیام دنیل، در ضلع شرقی دروازهای برای ورود به قلعه با برجی بلند دیده میشود، دروازهای که کلاویخو نیز در سفرنامهاش به آن اشاره کرده است.
ساختمان مسکونی تورنا
تورنا در یکی از نقاط نسبتاً پررفتوآمد شهر مرزی ماکو با هدف و چشمانداز ارتقای نگرش شهروندان و ساکنان شهر به معماری و بدنه شهری، ایجاد شد. ابعاد کوچک سایت و هندسه نسبتاً محدود پروژه، در ابتدای کار ما را به سمت و سوی یک شکلسازی و تعریف مدول و دو الگوی کلی حاصل از تکرار این مدول هدایت کرد. مدول غالب و اصلی را مکعب (فرم پر تکرار در معماری تاریخی مناطق کوهستانی) انتخاب کردیم و تکنیک شکلگیری حجم و فرم کلی را؛ جلو و عقب رفتن مدول بر اساس انطباق با عناصری نظیر نور، دید و اقلیم، قرار دادیم.
علاوه بر این موارد، مدول و تکنیک انتخابشده، میتوانست نکات مثبت زیر را برای ما فراهم کند:
- اصلاح هندسه نامنظم زمین، به طوری که مخاطب در داخل فضا متوجه این هندسه نامنظم یا به اصطلاح قناسی زمین نمیشود.
- تنها ارتباط فضاهای مسکونی آپارتمانی در این منطقه با فضای باز، فقط از طریق سالن پذیرایی است که تکنیک فرمی بهکاررفته، به ما این امکان را داد که ارتباط سایر فضاها از جمله اتاقخواب، نشمین و آشپزخانه نیز با فضای نیمهباز و باز حاصل شود.
- ایجاد دید وسیع به ارتفاعات و مناظر طبیعی
- سیالیت و آزادی عمل بیشتر در شکلدهی پلان طبقات
در انتخاب مصالح نمای طبقات همکف و اول (با کاربری تجاری)، سعی در ایجاد شفافیت حداکثری داشتیم. به عبارتی این طبقات به عنوان شالوده و پیشزمینه برای بیشتر نمایان شدن حرکات فرمی طبقات بالا، عمل میکنند.
در نهایت تورنا، علاوه بر پاسخ به مسئلههای درونپروژهای، با هدف آرمانی اصلاح و تغییر نگرش اجتماعی ساکنان منطقه به معماری و دوری از سبکهای غیر مرتبط و روی آوردن به معماری مفهومی و برخاسته از زمینه، شکل گرفت. با توجه به وضعیت حاکم کار ما بسیار دشوار و چالشبرانگیز بود، ولی نتایج و بازخوردهای مردم منطقه، نشانههایی از درست بودن مسیر ما بود و بسیار امیدوارمان کرد... .






