درآمد
محمد خباز، دانشجوی معماری دانشگاه آزاد مشهد، با اشاره به یکی از نخستین موضوعات معماری مدرن ــ ایستگاه راهآهن ــ ایستگاه راهآهن مشهد را، که میان سالهای ۱۹۸۰-۱۹۹۸ ساخته شده، نمونهای قابل توجه از تجربة معماری مدرن در ایران معرفی میکند.
ایستگاه از کاربریهای جدیدی است که به ریشههای آغازین معماری مدرن پرداختهاند، و حضور همزمان چند جریان معماری معاصر نیز ارزش توجه کارشناسانه را داراست. این بنا، بهویژه در ارتباط با حرم مطهر و بافت پیرامون آن در شهر مشهد، از شاخصترینهاست. ادارة ساختمان و تأسیسات راهآهن جمهوری اسلامی ایران، تحت سرپرستی مهندس غلامرضا کباری، آن را اجرا کرد.

ساختار: کلاسیک از بیرون، باروک از درون
ساختار مستطیلی پلان، نمای کلاسیک با ستونهای منظم و سقف، فضایی مطلوب برای انبساط خاطر هر مسافر مضطرب آورده است. حجم یادمانی بیرون، در درون، سالنی باشکوه میسازد که با اجزایی متناسب، همه در خدمت مضمون کاربری ــ یعنی سفر ــ قرار میگیرد.
توالی ستونهای سفیدپوش، صدای آشنای قطار را تداعی میکند، و سایه روشن مطبوعی را زیر منحنی تیرة سقف پدید میآورد. تضاد تیرگی و روشنی، تضاد عمودی و افقی، در میان قسمتی از این ستونهای بلافصل با فضای اداری پشت برقرار است؛ همچون کرکرهای از جنس خود ساختمان، نور بیرون به داخل میرسد، تا کسی که در داخل در خنکای سایهای آرامشبخش است، کار خود را انجام دهد.
سالن اصلی: سقف پرندهای در حال پرواز
با گذر از ورودی، به سالن اصلی میرسیم که باجهها، فروشگاهها، رستوران و فضاهای اداری آن همه در پلانی مستطیل قرار دارند. ابهت فضای درونی، علاوه بر مقیاس فضا، مدیون سقف آن است: پوستة بتنی موّاجی که به زیبایی نمایشگر پرندهای گشودهبال و در حال پرواز است، و این هویتبخشِ جدی اثر، و یادآور ساختمانهای مشهوری از تاریخ معماری معاصر است.

ستونها و سالن انتظار
سقف بر ستونهایی بیضیشکل، در دو امتداد موازی در طول سالن، که از بالا به پایین مقطعشان کوچکتر میشود، استوار است؛ و از دو طرف سالن، با دو ستون بسیار بزرگ، مهار جانبی میشود. سالن انتظار در فضای میان این ستونها شکل گرفته است ــ که پلان مستطیل، با توالی منظم ستونهایی در دو طرف دارد، و به معبدی یونانی میماند.

یک حجم مجزا به کنارة این معبد متصل شده است. این حجم، فضاهای اداری را در بالا، فضاهای ورودی، اداری بالا، و غرفهها را در همکف، و همچنین سرویسها و تأسیسات را در زیرزمین شامل میشود ــ بهطوری که یک روی آن به میدان، و یک روی آن به فضای داخلی سالن باز میگردد.
تمامیت نمادین، مجسمهوار
ترکیب کلی فضا، چه در عناصر بهکار رفته و شیوة طراحی آنها، و چه در انتخاب بتن مسلح به عنوان مصالح غالب، ترکیب شایسته و دلپذیری را فراهم کرده، که یادآور آثار برجستة دوران بعد از جنگ دوم جهانی در اروپا، دوران معماریهای جاودان است.
تمامیت نمادین و مجسمهوار ساختمان، بر تعلق آن بر این دوران مهر تأیید میزند. سناریوی پارتنون، شاید نگاه تاریخنگر را در این سبک بیشتر به رخ بکشد.
میدان: حرکت افقی
شاید حرکت افقی این بنا در میدان، بدون سازة معماری میدان، آنقدر تکمیلکننده است که نمیتوان پرسید آیا با ساختمان هماهنگی سبکی دارد یا نه. چرا که مفهوم میشود ــ این سازه نمادی از به هم رسیدن و نزدیک کردن آدمیان از فواصل دور، و نشانة دیدار آشنا است.
مسافران قطارهای مشهد، خاطرة این ساختمان را با خود به همراه میبرند: پرندهای که با بالهایی گشوده، در آستان حرم مطهر، آنها را پذیرا میشود.
پانویس
۱. آبادی، سال چهارم، شمارة شانزدهم: گفتگوی سهیلا بسکی با دکتر غلامرضا کباری.
* ساختار فضایی راهآهن تبریز، کاملاً مشابه مشهد است، و فقط اندکی تفاوت در جزئیات اجرایی دیده میشود. متأسفانه اطلاعات دقیقی پیرامون پیشینة تاریخی آن در دسترس نبود.








