(بناى كاخ شهربانى)نظميه ، در چارچوب برنامة مدرن كردن رضاشاهى ، در محل 1307 اين بنا در سال ميدان مشق روبه روى باغ ملى، براى استقرار نظميه ساخته شد. بنا را به احتمال زياد قليچ باغليان طراحى كرده و باز احتمالً بخش هايى از آن توسط به نيروى انتظامى تعلق داشته 1380 مهندس فروغى تغيير يافته. بنا تا سال در همين بنا راه اندازى شد. زير زمين آن نيز به زندان 110 و اولين بار پليس تبديل شده بود. ، ساختمان به مجموعة وزارت امور خارجه تحويل شد و 1380 در سال مرحلة اول مطالعات مرمتى آن را مهندس صفامنش و مرحلة دوم را مهندسان 79 مشاور عمارت خورشيد و مشاور ايست گويا، و اجراى آن را شركت آذر انجام دادند. از مهم ترين اتفاقات در مرمت اين بنا طرح محوطة روبه روى كاخ بود كه با ايدة بازسازى ميدان مشق، به يك ميدان شهرى پياده تبديل براي تكميل فعاليت مرمتى به شركت ايران بن 1385 شد. اين بنا در سال تحويل شد و هم اكنون بخش هايى از آن مورد بهره بردارى قرار گرفته. اين ساختمان يكى از بهترين نمونه هاى »سبك ملى« است. همچنين، به عنوان يكى از بناهاي مجموعة باغ ملى، متعلق به دورة قاجار و پهلوى اول، از اهميت مضاعفى برخوردار است. * فرامرز پارسى فارغ التحصيل رشتة معماري است. او سوابق طولني در مرمت بافت ها و در دانشگاه هاي آزاد، علم و صنعت و 1390 تا1373 ساختمان هاي تاريخي دارد و از سال عضو هيئت تحريرية مجلة معمار 1390 تا1385 ميراث فرهنگي تدريس كرده. پارسي از سال نيز بوده است. (كاخ شهرباني )نظميهPolice central station
\\nدو سند تاريخي است كه يكي وكالتنامة ظل السلطان به نام فرزندش كامران هـ .ق است و 1327 ميرزا )صارم الدوله( براي فرو ش عمارت مسعوديه در سال ديگري سند معاملة بين ظل السلطان و عروس خود همدم السلطنه است. از مجموع مطالب و اسناد ارائه شده مي توان نتيجه گرفت آنچه از مجموعة مسعوديه باقي مانده نيمة غربي )بخش بيروني( مجموعة اصلي به مساحت سال در اختيار وزارت فرهنگ و آموزش و 75 هكتار است كه حدود1/5 حدود هـ .ق آن را براي دولت از 1342 پرورش بوده و رضاخان سردار سپه در سال همدم السلطنه خريد و يك سال بعد در اختيار وزارتخانه قرار داد. اين بخش، از شمال به خيابان اكباتان، از جنوب به كوچه هاي وقفي، از شرق به خانه هاي مسكونيِ ساخته شده در محدودة اندروني، و از غرب به خيابان ملت محدود مي شود. با توجه به سند معامله محل پنج عمارت اصلي مشخص مي شود: عمارت هاي ديوانخانه، سيد جوادي، مشير الملكي، سر در خلوت و آبدارخانه. مسعوديه در اصل دو قسمت اندروني و بيروني داشته كه بخش اندروني تخريب شده و بخش بيروني آن همان است كه امروز به نام مسعوديه مي شناسيم و بر اساس اسناد و تصاوير موجود به دو بخش كاملً مشخص تقسيم مي شود: محوطة شرقي شامل باغ، حياط ديوانخانه و عمارت بزرگ آن و سر در -1 .كالسكه رو است محوطة غربي شامل عمارت سر در پياده، حياط خلوت، عمارت -2 مشيرالملكي )مشيري يا مشيرالدوله( و حياط مشيري، عمارت و حياط سيد جوادي و عمارت سفره خانه و حوضخانه است و در امتداد آن ساختمان آبدارخانه قرار دارد. ديوار مشبك زيبايي محوطة شرقي و غربي را از هم مجزا مي كرده، با ورودي و خروجي هايي براي ارتباط دو محوطه. معماري مجموعه نيز دو بخش متفاوت دارد: بخش غربي كه از سردر پياده شروع مي شود، با الگوي حياط مركزي يادآور معماري خانه هاي آرام و امن ايراني است، سردر، قديمي ترين بناي مجموعة مسعوديه، از الگوي كلسيك نقشة عبدالغفار نماي كلي عمارت مسعوديه )دورة معاصر( Abdolghafar plan Masoudieh general view
\\nعمارت هاي ورودي دوران اول قاجار يعني پلن سه قسمتي، پيروي مي كند، به اين معني كه سه فضاي متوالي رو به معبر دارد. عمارت سردر پياده كه به احتمال زياد متعلق به دورة فتحعلي شاه قاجار است، با يك عقب نشستگي به شكل جلو خان اولين مرتبه از سلسله مراتب ورودي است. روي محور ورودي عقب نشستگي مسقف كوچك تري با در نفيس چوبي با تزئينات معرق و منبت است. دو سكوي سنگي پيرنشين، از اجزاي جدا نشدني ورودي ها در معماري رديفه ورودي را كامل مي كنند.20 ايراني، با تزئين سنگي و يك مقرنس با توجه به شباهت زياد بناي ورودي چشمه علي دامغان با اين بنا و نتايج سونداژهاي انجام شده، طبقة بال به شكل يك عمارت كله فرنگي كوشك مانند بوده است. هشتي ورودي با پلن مستطيل و سقف نگيني، يكي از زيباترين مقرنس هاي شهر تهران را دارد. اين ورودي كه طبق الگوهاي معماري ايراني بايد داراي يك ورودي از مركز به داخل مجموعه و دو خروجي از طرفين باشد، فقط يك خروجي به سمت باغ دارد، در حالي كه ورودي دوم هم زماني موجود بوده و بعدها مسدود درجه، محور اصلي باغ نظاميه را شكل 15 شده. اين دو ورودي با چرخشي مي داده اند كه بعدها با جدا شدن باغ مسعوديه از باغ نظاميه تا حدي اهميت خود را از دست دادند و سردر ورودي كالسكه در محور باغ جديد مسعوديه بر اساس نظام اين محور شكل گرفته است. طبقة بالي عمارت سردر عملكرد يك كله فرنگي را داشته، اگرچه امروز وجود يك فضاي كله فرنگي مانند در كنار خيابان پر رفت و آمد بي معني به نظر مي رسد، اما وجود باغ ها در اطراف و خلوتي محدوده، اين كاركرد را براي طبقة بالي عمارت سردر امكان پذير مي كرده. در متون قديمي اشاره شده كه در ساختمان كنار ميدان در دورة فتحعلي شاه ايواني بوده كه شاهزادگان قاجار، مراسم قرباني شتر را از آنجا نگاه مي كردند، پس وجود چنين الگويي سابقه داشته است. با ورود از عمارت سردر و عبور از دالني كه به محوطة اصلي و حياط ديوانخانه دسترسي دارد، وارد حياط محصور و كوچكي مي شويم كه به حياط خلوت معروف است. به نظر مي رسد اين حياط محل پذيرايي از مهمانان مجموعه بوده و در جبهة جنوبي عمارت مشير قرار دارد. حياط هاي عمارت مشير و عمارت سيدجوادي مستقل بوده اند و ارتباط هر بنا با حياط از طريق پله هايي بوده كه از يك سو به زير زمين و از سوي ديگر از طريق ايوان ورودي به طبقة اول وصل مي شده. در شرق طاق نماي مشبكي فضاي حياط ها را از حياط بناي ديوانخانه جدا مي كرده است. نماي جنوبي بناي سيد جوادي به همان شكل تغيير يافتة دورة پهلوي 50 حفظ شده تا نشاني از اتاق وزير فرهنگ و آموزش و پرورش كشور در طول سال باشد. گچ بري هاي طبقة اول ساختمان سيدجوادي مربوط به دورة پهلوي و نقاشي هاي روي لمه كوبي سقف مربوط به دورة قاجار است، زيرزمين ساختمان مشير هم گچ بري پركار و پر تكلفي دارد كه اخيراً مرمت شده اند. معماري هر دو بنا برگرفته از الگوي ايوان دو ستونه اند كه در نماهاي رو به جنوب آن ها به شكل پنج ستون نمايان شده و عناصر پشت سر آن به صورت اتاق پنج دري در وسط و سه دري در طرفين كه به يك دو دري و يك راهرو تقسيم شده، قابل تشخيص است. در منتهي اليه بخش غربي مجموعه به بناي پرجلوة سفره خانه مي رسيم كه در ادامة ساختمان ديوانخانه ساخته شده. طاق كلمبه روي فضاي مركزي حوضخانه از جمله بزرگ ترين و كم خيزترين كلمبه هاي معماري ايران به شمار قسمتي اين چليپا را يك فضاي شكم دريده 9 مي آيد. فضاي طبقة بالي مربع متر، مي توان آن را بزرگ ترين شكم دريدة 21/5×17/5 آراسته كه با ابعاد حدود معماري ايران دانست. پلن بسيار الگو مدار حوضخانه قابل توجه است، اما طبقة بال الگويي جسورانه، با برخي نوآوري ها در بالكن و ايوان دو ستونه، شبيه به معماري ايراني است، اما سبك آن عملً اروپايي است. اين فضا در جشن ها، عزاداري ها و پذيرايي هاي رسمي مورد استفاده بوده. بخش شرقي مجموعه داستاني جداگانه دارد. عمارت سردر كالسكه رو با يك عقب آمدگي نيم دايره اي از معبر جدا شده و عمود نبودن معبر بر مسير باغ، با زاوية دروازة اصلي نسبت به خيابان حل و به عنوان در اصلي مطرح شده. اين دروازة رو به معبر، ازاره اي از سنگ حجاري شده دارد و حاشيه هاي كاشي معقلي و مقرنس ها آن را كامل مي كنند، سنتوري بالي دروازه از الحاقات دورة پهلوي است. ديوار رو به باغ دروازه با تابلوهاي كاشي هفت رنگ با مناظر شكارگاه تزئين شده و نيم ستون هاي دو طرف در نشان از معماري مجموعه در زمان ظل السلطان دارند. معماري بخش شرقي با محور اصلي و تقارن حجم و نما، يادآور الگوي كاخ سازي دورة ناصري است. كاخ سپهسالر و كاخ گلستان نمايندة الگويي در كاخ سازي است كه تا قبل از آن رايج نبوده است. مبادلت فرهنگي با اروپا و آشنايي با معماري اروپايي حتي از روي كارت پستال، يكي از دليل شكل گيري اين معماري است. معماري ايراني به خصوص در دوران صفويه، زنديه و دورة اول قاجار به پله به مجموعه بناها و حياط هاى تشكيل دهندة مسعوديه كنونى موقعيت عمارت مسعوديه در نقشة عبدالغفارMasoudieh complex Masoudieh in Abdolghafar plan .. عمارت ديوانخانه1 . عمارت سفره خانه و2 .حوضخانه . حياط سيدجوادى.3 .. عمارت سيدجوادى4 .. حياط مشيرى5 . عمارت مشيرى6 .. حياط خلوت7 .. عمارت حياط خلوت8 .(. عمارت سردر )پياده9 . عمارت سردر10 .كالسكه رو . باغ ديوانخانه. 11 .. حياط ديوانخانه12 . بناى يك طبقه با13 .زيرزمين
\n