فارغ از معاني معين و دقيق عبارات آرمان گرايي و واقع گرايي در حيطة فلسفه، هنر و ديگر زمينه هاي نظري، اگر آرمان گرايى را به معناي تمايل براى تغيير عينيت ها، ذهنيت ها و مجموعة مناسبات جارى براي رسيدن به افق هاى جديد، و واقع گرايى را به معناي تعهد به رويارويى با مسائل جاري براي يافتن راه هاي عملي در حل مشكلات به كار ببريم، ممكن است با ديدگاه دوگانه اي مواجه شويم كه بر اساس استقرا، پذيرش يكى به منزلة رد ديگرى باشد. بيانگر آن - به عنوان اساسى ترين تحول نزديك به زمانة ما- تجربة تاريخى مدرنيسم است كه نهضت معماري مدرن، در عين آرمان گرايى انقلابى براى ايجاد تغييرات و انتقال دوران گذشته به عصر جديد، در رويارويى با مهم ترين چالش هاى زمان خود در نيمة اول قرن بيستم، به غايت واقع گرا و متعهد بود. با پيدايش ماشينيزم و گسترش روز افزون الگوها و ارزش هاى اين پديدة نوظهور در شيوة زندگي جوامع صنعتى، تحقق آنها در عرصة معمارى به طور خاص و در طراحى و توليد فرآورده هاي صنعتي به طور عام، آرمانى بود كه در پايان قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم، از دل تحولات علمى و فلسفى منتج به خردگرايي در طول چند قرن گذشته، و عرضة امكانات نوظهور عصر صنعتى مثل فناورى بتن مسلح، فولاد و شيشه، با تكيه بر راهبرى آموزشى چند مكتب هنرى و طراحى مؤثر مثل باوهاوس، و نيز مجموعة نظريات، نوشته ها و تجربيات عملى معماران و مهندسان پيشگام، در اروپا سر برآورد، در آمريكا تداوم و در اندك زمانى به كل جهان گسترش يافت. همزمانى نهضت مدرن با تحولات سياسى و اجتماعى اوايل قرن بيستم در اروپا، آن را با آرمان هاى روشنفكرى چپگرا همراه كرد. اين نهضت، در كوتاه زماني در معرض آزمون هاى جدى براى پاسخگويى به نيازهاى واقعي نيمة اول قرن بيستم قرار گرفت، از جمله تهية مسكن براى انبوه طبقة متوسط شهرنشين و بازسازى شهرهاى ويران شده در جنگ جهانى. بسياري از طرح هاى آرمان گرايانة اين دوره، بر اساس اين واقعيت ها پايه ريزي شدند و گسترش يافتند. به اين ترتيب، جنبش مدرن توانست تا اندازه اي هم به آرمان هاي زمان و هم به واقعيات جهان وفادار بماند. با گذشت نزديك به يك قرن از اين تجربيات و در آستانة قرن بيست و يكم، با پشت ساله و گذر از مجموعة تحولات نيمة دوم قرن بيستم، 50 سر گذاشتن دو دورة متفاوت گاه در ستايش و بيشتر در نقد يا رد مدرنيسم، كه بر پاية گفتمان نظري و تجربيات عملي پديدارشناسان، پست مدرنيست ها، ساختارشكنان، پساساختارگرايان و ساير خرده جريان ها با نقش آفريني نظريه پردازان و معماران نامدار شكل گرفت، امروز در موقعيتي خاص قرار گرفته ايم. موقعيتي بر ساخته از مؤلفه ها و مختصات منحصر به فرد مربوط به اين زمان و جهان اكنون. موقعيتي كه ميل به تحول و پيشرفت بر پاية امكانات موجود، و اجبار در پايبندي به محدوديت هاي در پيش رو، براي انتقال به آينده دارد. با پيدايش پديدة ديجيتال در دهه هاي پاياني قرن بيستم و گسترش روز افزون آن در دهة اول قرن بيست و يكم، امروزه ابزار، امكانات، دانش فني و فناوري هاي جديدي براي تحقق آرمان ها يا رويارويي با واقعيت ها و مقابله با بحران ها در اختيار ما قرار گرفته است. به كمك اين امكانات جديد و با تغيير روش هاي عملي طراحي و ساخت بر پاية ديجيتال، همراه با تغيير الگوهاي نظري، شيوة توليد معماري و محصولات در حال دستيابي به نتايج تازه و جايگزيني ارزش هاي جديدي است كه تحقق آن تا چندي قبل ناممكن يا بسيار دشوار بود. خلق پيچيدگي و آزادي بيشتر در آفرينش فضا، فرم و انبوه سازي سفارشي، تنها نمونه هايي از امكانات در دسترس توليد معماري و محصولات در دوران ديجيتال اند. وابسته تر شدن روزافزون طراحي و توليد معماري و محصولات به تخصص هاي متنوع
میانجیگری ایدهآل و واقعی

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر میدهید.