دهمین دورهٔ جایزهٔ معمار، نقطهٔ ختمی بر یک دهه جایزه گذاشت و ما را بر آن داشت با انجام تغییراتی، گامی به پیش در ارتقای کیفیت برگزاری آن برداریم. پذیرش طرحهای بازسازی به صورت جداگانه مهمترین تغییر در این دوره بود. تمامی پروژههای ساخته شده پس از انقلاب در سه گروه عمومی، مسکونی و بازسازی که در دورههای قبل جایزهٔ معمار شرکت نکرده بودند، مجاز به شرکت در رقابت سال جاری شدند و در سه گروه جداگانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. پروژههای معماری داخلی، اگر دخل و تصرف در اجزای ثابت فضای آنها صورت گرفته بود، امکان شرکت در گروه بازسازی را یافتند.
دومین تغییر مهم، نحوهٔ ارائهٔ مدارک بود. در مرحلهٔ نخست کلیهٔ شرکتکنندگان میبایست تا ۱۸ شهریور ۱۳۹۰ مدارکی را، که برای کلیهٔ پروژهها در هر سه گروه الزامی بود، به صورت Pdf با حجم حداکثر ۵ مگابایت به آدرس پست الکترونیک معمار ارسال کنند. در این مرحله مدارک ۱۲۴ پروژه ارائه شد. متأسفانه خیلیها سقف حداکثر ۵ مگابایت را مراعات نکردند که امسال آن را نادیده گرفتیم، اما در سال آینده بیش از ۵ مگابایت را نخواهیم پذیرفت. مشکل دیگر عکسها و CDها و نقشهها بود که متأسفانه برخی از شرکتکنندگان به جای عکسها و نقشهها تصاویر شیتها را تحویل دادند که برای ساخت فیلم به هیچ وجه مناسب نبود.
کمیتهٔ فنی جایزه شامل مهدی علیزاده و کامران افشارنادری، مدارک رسیده را بررسی و کفایت یا عدم کفایت آنها را اعلام کردند. فقدان بخشهای اصلی مدارک یعنی تصاویر یا پلانها به حذف قطعی آنها در همین مرحله انجامید. گفتنی آنکه بسیاری از پروژههای ارائه شده از نظر مدارک کامل بودند و نقصهای مدارک پروژههای باقیمانده عمدتاً مربوط به ایدهٔ طراحی و اطلاعات مربوط به تأسیسات بود. به عبارت دیگر صرف اعلام بررسی مدارک موجب ایجاد تغییری محسوس در نحوهٔ ارائهٔ مدارک نسبت به سالهای پیش شده بود.
به هرروی طراحان پروژههایی که نقص مدارک داشتند، موظف شدند مدارک پروژه را تکمیل و در شیتها ارائه دهند. این شیتها مورد بررسی دوبارهٔ کمیتهٔ فنی قرار گرفت. در این مرحله نیز تعدادی از پروژهها به دلیل عدم رفع نواقص حذف شدند و در نهایت ۳۴ پروژه در گروه بازسازی، ۲۴ پروژه در گروه عمومی و ۴۵ پروژه در گروه مسکونی، یعنی در مجموع ۱۰۳ پروژه وارد فرایند ارزیابی شدند. یک پروژه که کاربری مختلط تجاری ـ مسکونی داشت، ناگزیر در گروه مسکونی مورد بررسی قرار گرفت. در هنگام داوری پروژههای بازسازی هم مشکلاتی در تبیین تعاریف به وجود آمد که بحث بیشتر دربارهٔ آنها را ضروری ساخته است. امیدواریم در هنگام تدارک جایزهٔ معمار ۹۱ (انشاءالله!) به این موضوع با تفصیل بیشتری بپردازیم.
تغییر دیگر حذف فیلم ۱۰۰ ثانیهای از فهرست مدارک بود، بنابراین فیلمهایی که در مراسم از پروژههای نامزد جایزه و برندگان نمایش داده شد، توسط مجلهٔ معمار با استفاده از تصاویر هر پروژه تهیه شده بود.
سومین تغییر مهم، نظام حمایت مالی از جایزه بود. از این پس نیز برگزاری جایزه و هزینههای مربوط، به عهدهٔ مجله خواهد بود و شرکت سوپرپایپ اینترنشنال، همکار دیرین ما در برگزاری جایزه، مبلغ کل جوایز (۴۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال) را خواهد پرداخت.
و سرانجام اینکه هیئت داوران به پاسداشت خاطرهٔ سالهای نخست آغاز برگزاری جایزهٔ معمار برگزیده شدند که عبارت بودند از: مهدی علیزاده، سیدرضا هاشمی، بهرام شیردل، کامران افشارنادری و کریس بوس، معمار استرالیایی.
روش داوری همچون سالهای گذشته شامل چند مرحلهٔ حذف و انتخاب برای گزینش پروژههای نیمهنهایی و نهایی و برندگان در هر سه گروه بود. هیئت داوری مجاز بود در هر یک از سه گروه، تقسیمات بیشتری از نظر مضمون و ماهیت پروژه (مثلاً زیرگروههای آپارتمانی، ویلایی ... برای ساختمانهای مسکونی) در نظر بگیرد. همچنین از داوران درخواست شد در هر مرحله معیارهای خود را برای حذف و انتخاب پروژهها مکتوب کنند.
پس از مرحلهٔ حذف و انتخاب در هر یک از دو گروه مسکونی و عمومی ۷ پروژه و در گروه بازسازی ۶ پروژه به مرحلهٔ نهایی راه یافتند و یکی نیز شایان تقدیر شناخته شد. برندگان و پروژههای شایان تقدیر در هر سه گروه، جز همین یک مورد، از میان نامزدها برگزیده شدند. در آخرین مرحله یعنی انتخاب برندگان بحثهایی در مورد نامزدهای جایزه صورت گرفت و هر یک از داوران دربارهٔ تک تک پروژهها اعلام نظر کردند. از همین رو جدول برندگان نهایی تفاوتهایی را با مرحلهٔ اول انتخاب نامزدها نشان میدهد.
جوایز
در هر گروه جایزهٔ رتبهٔ اول ۱۰۰ میلیون ریال نقد، تندیس معمار ۹۰ و لوح تقدیر برای طراح و کارفرمای پروژه، جایزهٔ رتبهٔ دوم ۳۰ میلیون ریال نقد، لوح تقدیر برای طراح و کارفرما و جایزهٔ رتبهٔ سوم ۲۰ میلیون ریال نقد، لوح تقدیر برای طراح و کارفرما بود.
معیارهای داوران
مهدی علیزاده
۱- کلان
- انتخاب مصالح: اختصاصی است، ترکیبی است یا بدون اساس؟
- اسلوب طراحی: طراحی سازه و جدارهها منطبق بر مصالح است؟
- تدوین: تدوین کاربری براساس روند تراز فعالیتهای جاری در فضاست یا خیر؟
۲- چگونگی زندگی پروژه در شهر
- مشارکت تخته (Plot) و نقشه در شهر و چگونگی آن
- روادادی نسبت به همسایگیها
- پیوند مصالح و وجوه چهارگانهٔ بدنهٔ پروژه با شهر
- اقلیم، همرفتی، کاربری در بام، فضای سبز
- شبکهٔ آبرسانی، جمعآوری و دفع فاضلاب، شبکهٔ برق و مخابرات
- سازمان مشاعات: داکت، پله، آسانسور، فضاهای خالی، حیاط
سیدرضا هاشمی
- بلوغ یا پختگی نسبی حرفهای
- برخورداری از یک فکر مشخص و نه الزاماً متفاوت
- هماهنگی اجزا
- مهارت در طراحی و پرداخت
و در گروه مسکونی:
- درک وجوه تمایز معماری مسکونی با کاربریهای دیگر
- مشارکت در متن عمومی شهر
و در مورد گروه بازسازی:
- نوآوری و ایجاد تعادل میان آن و الزامات بهرهوری
- ایجاد تغییر اساسی برای استفادهٔ جدید
- انسجام و یکپارچگی
و در مورد مرمت آثار باارزش تاریخی: حفظ اصالتها و اجرای خوب
بهرام شیردل
- طراحی در چارچوب یک نظام معماری
- ایجاد مکانی قابل تصرف
- مهارت معماری در طراحی
- ارتباط ساختاری با متن اجتماعی و جغرافیای محیط
به اعتقاد بهرام شیردل، در مجموع پروژهها سخت تحت تأثیر جریان «سوءمدرنیسم» معماری قرن بیستم تهران بودند.
کامران افشارنادری
- نوآوری نسبی: ایجاد کاری که اساساً نو باشد بسیار دشوار است. معماری نیازمند ایدههای نو است. ایدهٔ نو مثل یک اختراع علمی قابل تعمیم و استفاده در شرایط و مکانهای مختلف است. نوآوری در معماری به مفهوم استفاده از ایدههای نو در قالبی منحصربهفرد است. بنابراین هم ایدههای آغازین پروژه و هم نحوهٔ تبلور بخشیدن به آنها حائز اهمیت هستند. هرگز یک پروژهٔ معماری کاملاً نو نیست و با استفاده از عناصر، الگوها یا ایدههای موجود شکل میگیرد. منظور از نوآوری نسبی، پیشگام یا مبتکر بودن در طراحی با توجه به متن فرهنگی، اجتماعی، مکانی و زمانی است که پروژه در آن شکل گرفته است.
- مهارت در طراحی: اگرچه داشتن کانسپت در معماری اهمیت دارد ولی توانایی در ارزشگذاری و وفادار ماندن به آن در فرآیند طراحی اهمیت دارد.
- نقش مؤثر و مثبت در اجرا: تعدادی از پروژهها به گونهای مشخص با تلاش معمار در مرحلهٔ اجرایی و ایجاد جزئیاتی مرتبط با کانسپت پروژه شکل گرفتهاند که حائز اهمیت است.
- توجه به فضای معماری: فضا مهمترین مؤلفهٔ معماری است و در قیاس با طراحی نمایی زیبا، جزئیات پرکار، استفاده از مصالح گرانقیمت و فرمی پیچیده اولویت دارد؛ فضایی که موجب شود انسان زندگی را به گونهای متفاوت و غنیتر تجربه کند و در محدودهٔ خود پتانسیلهای فضایی بیشتری فراهم آورد.
- درک از مکان در زمان: پروژهای که درک صحیحی از ظرف مکانی و زمانی خود داشته باشد.
و در گروه بازسازی:
پروژههای شرکتکننده طیف وسیعی از مداخله در ساختمانهای موجود را دربرمیگیرند: مرمت اثر باستانی، مرمت ساختمان روستایی، دخالت تا سرحد محو شدن آثار ساختار موجود، تغییرات مشابه جراحی دقیق برای تبدیل کردن ساختمانی قدیمی به فضای مسکونی، بدون تغییر سیما و روحیهٔ بنا، دکوراسیون داخلی، بازسازی نما، ... یافتن معیاری واحد برای ارزیابی این کارها دشوار است ولی نقش پروژه در بافت اجتماعی محیط اطراف مورد توجه قرار گرفت و ارزش کمتری به کارهایی داده شد که عمدتاً به تزئین و انطباق با مد روز پرداخته بودند. همچنین پروژههایی که عمدتاً ساختمان موجود را به لحاظ استانداردهای فنی، مصالح و نیازهای کاربردی ارتقا داده بودند کمتر مورد توجه قرار گرفتند. و سرانجام پروژههایی که روحیهٔ بنای موجود را (چنانچه واجد ارزش بوده) مورد توجه قرار نداده یا سعی کمتری در تأثیرگذاری بر فرهنگ معماری معاصر انجام داده بودند حذف شدند.
در مورد بخش عمومی هم مواردی را حذف کردم که هیچ نوع چالشی را مطرح نکردند، مهارت خاصی را نشان نمیدادند، صرفاً با سلیقهٔ تجاری طراحی شده بودند، به طور مشخصی نسخهبرداری از کارهای رایج بودند، در توسعهٔ فرهنگ معماری نقشی نداشتند و ارتباط مناسبی را با محیط و فرهنگ خود ایجاد نمیکردند.
کریس بُس
- ارائهٔ تفسیری معاصر از معماری قرن بیستویکم و جهتگیری به سوی معماری بینالمللی و قابل تشخیص
- مشخص کردن فرصتهای قابل حصول و توسعهٔ آنها
- کشف فصل مشترکهای سنت و تکنولوژی قرن بیستویکم و ارائهٔ راهحلهای تازه برای مشکلات کهنه
- در نظر داشتن مقولهٔ ماندگاری محیط، فضا، شهر و حفظ آن
معیارهای داوران برای انتخاب برندگان
در گروه مسکونی
مهدی علیزاده
رتبهٔ اول: آپارتمان مسکونی آبادان — انتخاب مصالح، سازهٔ فولادی و سطوح پرکننده از مصالح بنایی که یکدست است. اسلوب طراحی مصالح جدارهها منطبق با مصالح و بهکارگیری آن است. پروژه در قطعهٔ نهایی پروژهای زنده برای شهر است.
رتبهٔ دوم: مجموعهٔ مسکونی کاشانک — انتخاب مصالح سازه فولادی و سطوح پرکنندهٔ آجر نما یکدست است. اسلوب طراحی و مصالح انتخابی یکدست است. نقشه تا حدودی ارتباط زنده با شهر دارد.
رتبهٔ سوم: مجموعهٔ خانوادگی نازدلکده — انتخاب مصالح بتنی و پوشش رنگ و آرایش سازه در نقشهٔ هر سه واحد مسکونی هوشمند، ساده و بدون اخلال در فضای کاربریهاست. اسلوب طراحی و نوع مصالح تاوه و تیر و ستون هماهنگ است. جانمایی منطبق بر طراحی سازه است. تدوین کاربریها متأسفانه مطابق مناسبات در حال انقراض زندگی فامیلی است.
سیدرضا هاشمی
رتبهٔ اول: مجموعهٔ مسکونی کاشانک — به دلیل حجم بسیار زیبا و پرتحرک و درهمپیچیده، هرچند کمی قدیمی شدهٔ آن و استفادهٔ موفق از آجر در پردازش آن، متنپردازی آجری جذاب و نوآورانهٔ نورگیر داخلی، و در یک کلمه قوت و پختگی و کمالیافتگی ترکیب.
رتبهٔ دوم: مجموعهٔ مسکونی باغ نگار — هرچند فاقد نوآوری در ترکیب کلی مثل مجموعهٔ مسکونی آبادان است، دارای طرحی سالم و همهجانبهنگر و خوشپرداخت است. نکتهٔ مهم در این طرح آن است که کوچکترین فضا یا سطح کار هم به حال خود رها نشده و با دقت در همهٔ جزئیات و بدون افراط و شلوغکاری طراحی و اجرا شده است.
رتبهٔ سوم: آپارتمان مسکونی آبادان — به دلیل ترکیب ابتکاری و جالب آن در حجم خارجی، اما برخلاف ساختمان باغ نگار هیچ نکتهٔ قابل توجهی در فضاهای داخلی ساختمان دیده نمیشود.
کامران افشارنادری
رتبهٔ اول: آپارتمان مسکونی آبادان — خانه در زمینی بسیار کوچک قرار گرفته و به رغم آن توانسته اثری متمایز به وجود آورد. طراحی معماری و کانسپت آن در فرآیندی کاملاً آگاهانه شکل گرفتهاند. به مسائل اقلیمی توجه شده و این توجه در شکل ساختمان تأثیر جدی داشته. نمای ساختمان به نحو بسیار بدیعی به صورت یک سیستم سهبعدی طراحی شده و طرح آن با کلیت پروژه مرتبط است. پروژه درعین حال که ساختار و چهرهای معاصر دارد ارتباط ظریفی را با معماری سنتی جنوب ایران برقرار میکند. با توجه به موقعیت مکانی و بافت اجتماعی و فرهنگی، پروژهای بسیار شجاعانه است.
رتبهٔ دوم: خانهٔ آجرِبافت — اگرچه در طراحی فضا و محوطه توجهات معمارانه دیده میشود، وجه برجسته و متمایز پروژه نمای آن است. ساختمان در محلهای بسیار فقیر قرار دارد و با بودجهٔ بسیار کم ساخته شده است. از این لحاظ نما میتواند یک پیام اجتماعی مهم داشته باشد: اینکه حتی در این محلات با بودجهٔ کم میتوان تلاش معمارانه کرد. در ایران مزد کارگر و صنعتگر بالنسبه کم است و امکان ایجاد طرحهای ویژه در مقیاس کوچک بیشتر از کشورهای پیشرفته است. به رغم این معماران زیادی سعی دارند با بهرهگیری از صنعتگران کارهایی را به وجود بیاورند که ظاهری صنعتی دارند. در این پروژه نیروی کار محلی و صنعتگری، کار دست آجرچینی را ارزشگذاری کرده است. طراح در مرحلهٔ اجرا تلاش فراوان کرده و یک کار خاص با آجر را به یک فرآیند مشخص اجرایی تبدیل کرده که کاملاً ابداعی است و روش اجرای نما را تسهیل کرده است. آجر در این پروژه مصالحی سنتی است که در ویرایشی ابداعی به کار رفته است. شکستن نور در نما و صافی گذاشتن مقابل پنجرهها با اقلیم ایران مناسب است. طرح در ضمن سادگی نوعی پیچیدگی هم دارد. بین اجزا و کل ارتباط برقرار شده: در ورودی، حیاط، نما، اجزای نما...
رتبهٔ سوم: مجموعهٔ مسکونی کاشانک — ویرایشی جدید از ساختمان با نمای آجری که در ضمن معاصر بودن با فرهنگ و اقلیم ایران تناسب دارد. یافتن راهحل برای ضوابط دستوپاگیر شهرداری در خصوص نظام اشغال زمین. ایجاد نمای خاص و جذاب بدون تعرض به سیمای شهری. پدید آوردن منظره و نور با افزایش سطح نما که از طریق خرد کردن پوستهٔ نما پدید آمده. حجم بنا به نوعی با تراکم، پیوستگی و خرد بودن ساختار فیزیکی تهران ارتباط برقرار کرده و بنابراین در محیط جا میافتد. ارزشگذاری پاسیو به عنوان یک عنصر شاخص معماری.
در گروه بازسازی
مهدی علیزاده
رتبهٔ اول: خانهٔ گلابدره — مشاطهگری درخشان در سه جزء انتخاب مصالح، اسلوب طراحی (حفظ وضع موجود) و روزآمد کردن کاربری که موجب غنای فعالیتها در فضای پروژه شده است.
رتبهٔ دوم: ویلای امیر — انتخاب مصالح در بیرون یکدست، روان و آرام است. انتخاب مصالح و آرایش سطوح در داخل کنتراست بسیار مطلوبی دارد. اسلوب طراحی با فاصلهگذاری در دو بخش از نقشه و حفظ درختها نوآوری گرانقدری است. تدوین از ترازی نو چه در کنتراست و چه در فاصلهگذاری فعالیتهای مطلوب در فضا برخوردار است.
رتبهٔ سوم: هتل لب خندق — طراح مشاطهگری خوبی در بازسازی ساختمان فرسوده به کار برده است. تدبیر طراح و کارفرمای او موجب شده ۴۵۰ مترمربع از زمین شهر برای تولید بساز بفروش دیگری آزاد نشود.
سیدرضا هاشمی
رتبهٔ اول: ویلای امیر — به دلیل توفیق در تبدیل یک ساختمان کهنهٔ ازکارافتاده به یک معماری کاملاً جدید و جذاب امروزی و برای یک زندگی امروزی، و خلق ترکیبی زیبا و متنوع با استفاده از مصالحی با بافت و رنگ ایرانی.
رتبهٔ دوم: خانهٔ گلابدره — به خاطر حفظ و امروزیسازی یک بنای مفصل و تودرتو و از هم پاشیدهٔ خیلی قدیمی با مصالح و طرحهای هماهنگ و دخل و تصرفهای ملیح و دور از خودنمایی. تسلط نگاه کاربردی و حداقلی بر اقدامات مرمتی، که البته مستلزم دید و مهارتی هنرمندانه و هنرشناسانه است، تجدید خاطرهای است از روح معماری ایرانی.
رتبهٔ سوم: فروشگاه عینک چشم آذین — به دلیل طراحی پرقدرتش، با استفاده از تکرار و توسعهٔ یک واحد پایهٔ ساختاری ـ شکلی و طراحی تمام جزئیات با همین واحد پایه.
کامران افشارنادری
رتبهٔ اول: اسنک بار دایره — تبدیل کردن شرایطی بسیار عادی و پیشپاافتاده به موقعیتی فوقالعاده برای طراحی معماری. ارزشگذاری هنری فضایی بسیار کوچک و بدقواره به پروژهٔ معماری. توسعهٔ پروژه به محیط بیرون. طرح مسائل مهم طراحی معماری همچون دیاگرام ایده، فرم، مصالح، کاربری و ارتباط با محیط اطراف در پروژهای به وسعت ۷ مترمربع.
رتبهٔ دوم: ویلای امیر — توجه به فضای بیرون به عنوان توسعهٔ مفاهیم فضای درون. دستیابی به فرمی جذاب در عین حال ساده. توجه به زیباییشناسی معماری بومی و استفادهٔ زبان معماری معاصر. دستیابی به روشی ساده ولی بسیار مؤثر در نحوهٔ تلفیق نو و کهنه، و ارزشگذاری آن در طراحی داخلی و خارجی بنا. ارتباط منسجم بین جزء و کل.
رتبهٔ سوم: خانهٔ گلابدره — توجه و زندهسازی ساختمانی روستایی که در اغلب موارد متأسفانه مورد تخریب و تعرض واقع میشود. حفظ سیما و اتمسفر ساختمانی که جزو عناصر مهم چشمانداز بافتهای روستایی کوهپایه محسوب میشود. حفظ روحیهٔ ساختمان در کلیات و جزئیات بنا. مهارت در کنترل فضا و جزئیات با حداقل دخالت لازمه.
در گروه عمومی
مهدی علیزاده
رتبهٔ اول: مؤسسهٔ فرهنگی ـ آموزشی نور مبین — انتخاب مصالح سادهٔ پروژه هماهنگ با سازه و پانلهای جداکنندهٔ نما و پوشش سقف. اسلوب طراحی در همان مصالح و پوشش سولهای نهفته است. پروژه را از وضعیت عادی به موجودیتی درخشان تبدیل کرده.
رتبهٔ دوم: مهمانسرای پدری — انتخاب مصالح بنایی، در نما و درون، ضمن پرهیز از ترکیب، کاملاً یکدست است. اسلوب طراحی پروژه منطبق بر مصالح بنایی است. در نظر داشتن کاربری براساس روند فعالیتهای زندگی جدید به گونهای است که در نمای روان و لطیف خارجی نیز منعکس شده.
رتبهٔ سوم: مجموعهٔ فرهنگی ـ ورزشی جانبازان و معلولان — انتخاب مصالح یکدست و به دور از پیچیدگیهای ترکیب با عناصر سازهای. طراحی و مصالح انتخابی، صرف نظر از ایجاد وحدت در فضاهای کاربری شفاف در درون و بیرون ساختمان، به موفقیت بزرگی برای ارتباط زندهٔ پروژه با محیط اطراف دست یافته. تدوین کاربریهای یک مکان ورزشی با نوآوری شیبراههها و شفافیت فضاها نسبت به هم و به بیرون گامی بلند نسبت به آنچه تاکنون طراحی شده، است.
سیدرضا هاشمی
رتبهٔ اول: مؤسسهٔ فرهنگی ـ آموزشی نورمبین — به دلیل طراحی خلاقانه، پرقدرت، خالص، ساده و بیتکلف، و متناسب با کاربری، و استفاده از ساختاری که ضمن استفاده از کمترین جزئیات اجرایی بیشترین تنوع فضایی و تصویری را به وجود آورده است.
رتبهٔ دوم: مهمانسرای پدری — به دلیل اثبات هنرمندی معمار در چینش و آرایش فضاهای بسیار معمولی و حتی کوچک و حقیر در بافتی کاملاً معمولی با معمولیترین و ارزانترین مصالح، و عرضهٔ راهحلی برای امروزیسازی معماری بافتهای قدیمی شهرهای کوچک.
رتبهٔ سوم: مجموعهٔ فرهنگی ـ ورزشی جانبازان و معلولان — به دلیل ایجاد فضاهای داخلی جذاب و مدرن و هیجانانگیز و کارآمد برای ورزش معلولان و برخورداری از یک معماری منطقی و کارکردی خوشترکیب.
کامران افشارنادری
رتبهٔ اول: اقامتگاه اسکی بارین — مرتبط بودن با موضوع و نزدیکی به لحاظ فرم با کوهستان و پستیوبلندیهای برفگیر. ایجاد تجربهٔ فضایی کاملاً جدید. مرتبط بودن با معماری بومی ایرانی به لحاظ استفاده از فرمهای نرم و حرکت سیال و نرم از کف تا سقف. مرتبط بودن با معماری امروز جهان. رویکرد به آینده. مهارت در وفادار ماندن به مبانی پروژه در کل و جزئیات پروژه و همچنین در طراحی مبلمان.
رتبهٔ دوم: طراحی کارگاه معماری ماه — توجه به مسائل و فرمهای بسیار اساسی و بنیادین در معماری. ارزشگذاری مصالح سنتی و بازیافت شده در قالبی جدید. توجه به مسائل متعدد طراحی از جمله فرآیند، سازه، ساختمان، نور، مصالح، جزئیات و تزئینات در پروژهای بسیار کوچک. ارتباط با فرهنگ بومی ساختمانسازی.
رتبهٔ سوم: مؤسسهٔ فرهنگی ـ آموزشی نور مبین — ایجاد فرمی که نشان محیطی (Landmark) مناسبی در دشت اطراف بسطام است. وارد شدن به یک چالش طراحی در شرایط دوری از تکنولوژی و محدودیت بودجه. مهارت در طراحی و پرورش فرم پروژه.
بهرام شیردل جز دو پروژهٔ شایان تقدیر ساختمان اداری ـ تحقیقاتی پردازش سامانههای پایدار و سرویس بهداشتی عمومی، طرح دیگری را به عنوان برنده برنگزید.
