آن نوع جعبه بى پیرایه که تصور مى شود پیش درآمد مینیمالیسم مدرن متأخر در معمارى لوس باشد، درست آنجایى به نمایش در مى آید که فردى تلاش کرد در عکسى قدیمى یک گیاه را چنان جاگذارى کند تا جزئیاتى پوشانده شود که بیش از همه بازتولید شده است، گوشه اتاق پذیرایى خانه عالى در پراگ. اما، بدون آن گیاه: با چه حس لوسى قدرتمند و حیرت آورى 1مولر از فرم هاى راست گوشه شفاف مواجهیم که آشکارا و جسورانه گرد هم 3 به حساب مى آیند که آشکارا حجمى2«آمده اند، و تنها از این نظر »جعبه اى هستند. شخصیت فرمال آن تلاقى، خوشایند زیبایى حاکى از سلیقه نبوده و نیست. از نظر کسى که آن گیاه را تعبیه کرده بود، اجزاى حجمى محض آن براى این نمایش چندان هوشمند نبودند. پرسش مینیمالیسم به این خاطر مطرح شد که هنر مینیمالیستى متأخر قرن بیستم اهمیتى نمى داد که براى رساندن نظرگاه ضد فرمالیستى اش آن چنان کودن به نظر آید، لوس هم اهمیتى نمى داد که مورد تحسین کارکردگرایان ضد زیبایى باشد. اجتناب از فرم ها و ترکیب هاى زیبا لزوماً ضد هنر محسوب نمى شد: همان طور که آنچه به - « »به رغم- 4لوس مى توانست گفته باشد، هنر بود، با این وصف
\\n\\nعنوان هنر انکار مى شد. امروزه صفت »مینیمال« چنان بارى به هر جهت به کار گرفته مى شود که به خاطر لوس بهتر است از آن اجتناب کنیم؛ گرچه در خطر است، مى تواند، از همه چیز 5بازنگرى آنچه در مینیمالیسم قطعى گذشته، حس روشن ترى از این به دست دهد که کار او چگونه به پیشاتاریخ جنبش هنرى عمده امروزى تعلق دارد. اگر این گونه باشد، نکته دیگرى را در مورد لوس به عنوان هنرمند معمار یادآورى مى کند؛ همان طور که مینیمالیسم هرگز »ناهنر« نبوده، گرچه در ابتدا از نظر زیباشناختى تهى به نظر مى رسیده است، شاید بتوان در مورد لوس هم مسئله را به این شکل حل کرد.
\\n\\nLoos, Müller Houseآدولف لوس، خانه مولر
\\n\\nدر مسئله مینیمالیسم توجهى فراگیر به نقش آدولف لوس وجود دارد، از این نظر که کار لوس هرچه بیشتر به عنوان بخش جدایى ناپذیرى از هنر با توجه به اهمیت ویژه مینیمالیسم به - مدرن در کل، در نظر گرفته مى شود - عنوان آخرین جنبش مدرن مهم که پسا مدرنیسم آن را به خطر نینداخته بیش از پیش روشن مى شود که لوس، از همه چیز گذشته، ضد هنرمند یا ضد معمار است، پر بیراه -« »هنرمند- معمار نیست، گرچه اگر بگوییم او یک ضد نگفته ایم. در رابطه با لوس مى توانیم برخى مثال ها از هنر مینیمال بیاوریم، و بر را به جا آوریم که او نیز درباره 1آثار مینیمالیسم قطعى تمرکز کنیم، سپس جود معمارى نوشته هایى دارد. و در آثار مینیمال - که این روزها آمریکایى است-2رابرت موریس آنها 3کلاسیک خود بیشتر لوسى به نظر مى رسد و به خاطر جنبه عنصرى که 5« یا »ستون4«با ویتگنشتاین مقایسه مى شود، از جمله در مورد »ورق موریس 1961 آمده است. در سال1953 6بازیگوشانه در بررسى هاى فلسفى را تولید کرد که زیرنویس یا 7مجموعه اى از جعبه هاى شفاف به نام بى عنوان لقب »ستون « را داشتند، به رغم اینکه گرد نبودند و سابقه زیادى در پایه هاى چهارگوش لوس، که آشکارا پوشیده در مرمر نازك خاص او بودند، و فرم هاى جعبه تخته سه لایى سایر مینیمالیست ها را داشتند، و بیشتر از هر مورد در جایى که پایه هاى لوس، در بازتاب آیینه اى، تکثیر و دو برابر مى شوند، مانند ، در پیلسن. 1928-1929 ،8سرسراى مرمرپوش انتهاى اتاق ناهارخورى برومل یک رادیاتور با پوشش چوبى در سالن مجاور، که بلافاصله به آن مى پردازم، با بى پروایش برایم خیلى تکان دهنده است و به رغم مواد ظریف 9جعبه اى بودن
\\n\\nنخستین، »صورى بودن - و استادکارى به کاررفته در آن، جلوه اى از مینیمال در لوس متأخر است. افزون بر این، مینیمالیسم زاییده ساده و 10«غیر صورى مستقیم لوس یا ساختار گرایى نیست، گرچه لوس، دست کم، الهام بخش هم تراز قابل توجه ساختارگرایى، یعنى کارکردگرایى، در معمارى بود، به ویژه نمونه هاى به عنوان مشابه ساختارگرایى مجسمه وار شکل 1920 چک آن، که در دهه کارکردگرایى تاریخى، که وام دار لوس بود، دیگر - گرفت. بعدها، ساختار گرایى آماده بود از مینیمالیسم پشتیبانى کند. به شیوه ناب مردم عادى که واحدهاى مادى را کنار هم 11 کارل آندره امرى به همان اندازه - equivalent VIII از جمله آجرهاى نسوز- مى گذارند دموکراتیک و بدون ظرافت اروپایى را دنبال کرده است، شیوه عامدانه نه چندان پنهان، حتى غیر چاپلوسانه، قراردادن بى پیرایه در ردیف ها یا لایه هاى رایج، عنصرهاى خم ناشده مواد که به وضوح پنهان نشده اند، و بیشتر چوبى یا فلزى است، اداى احترام 12هستند. موضع آندره، که برگرفته از خود ابتکارى امرسونى
\\n\\nTony Smith, Free Ride, 1962, painted steel ، 1962 ،تونى اسمیت، سوارى آزاد فولاد رنگ شده
\\n\\nبرادرانه به ساختارگرایى روس را کنار نگذاشته است، به ویژه رادچنکو را، با شیوه کار او یعنى بنا کردن با کنار هم گذاردن ناپنهان مواد اصلى. اگر آدولف لوس آن هنرمندى نباشد که پیش از آثار آندره به ذهن بیاید، با این همه شباهتى بین 1964 ، از جمله آثار اولیه او که در1959 ،13لایه هاى انباشته شده در قطعه سدر تصویر کرد، 1923 نابود و دوباره ساخته شد، با تالار شهر مکزیکو که لوس در دیده مى شود، با پله هاى زیگزاگى یکسان، از جمله هرمى کوچک تر در گوشه ها یک هرم بزرگ تر که تا حدودى جلوه اى آزتکى دارد. گرچه آثار آندره، به عنوان قاعده، مشابه آثار لوس نیست، روح آنها به کارهاى لوس نزدیک است، که پیش به طور رسمى پیشنهاد کرد که دانشجویان 1919 از آن آجرچین بود و در معمارى باید در ابتدا آجرچینى یا سایر تجربه هاى ساختمانى را پشت سر گذارند. آنچه باید یکى از بهترین جزئیات لوسى باشد، مدت هاست که جاذبه از پلکان 14مینیمالیستى داشته، آن هم به لطف عکسى از روبرتو شزن ، در وین. وقتى جستارى با عنوان تونى اسمیت 1927-1928 ،15خانه ملر و مینیمالیسم در هنر بنا کردن: معمارى مدرن در سلطه ساختن فرهنگى را منتشر کردم، آن عکس تا آن زمان چنان آزادانه دست به دست شده 16(1993) بود که شزن از اینکه کسى براى انتشار آن از او اجازه مى گرفت شادمان شده بود. براى کسانى که از مینیمالیسم آگاه بودند، شکل آن که به صورت محور
\\n\\n، بود؛ اما 1962 تونى اسمیت، سال17مربع دو راست گوشه بود یادآور سوارى آزاد . 19 سول لویت18«، رشته »مکعب هاى باز ناتمام1974 همین طور بعد از سال او، کلیساى 1950-51 تونى اسمیت، به همراه رایت، معمارى خوانده بود. پروژه کاتولیک در لانگ آیلند، از جنبه اى رایتى و غیر مینیمال بود، و به نظر مى رسد از گونه اى نظم » انسانى« اندام وار الهام گرفته، و به طور گسترده اى تحت تأثیر ( بوده 1942 ، چاپ دوم1917) 20 کتاب دارسى تامپسون، درباره رشد و فرم ، مجسمه او، بیش از هر مینیمالیست دیگرى، براى معماران 1960 است. در دهه او همیشه 1967 نقش میزبان سربارى را بازى مى کرد. تماشاى اثر عالى )نامى که از یکى از اپیزودهاى اولیس اثر 21طعنه آمیز است: صخره هاى سرگردان جویس گرفته شده بود( که بیرون ساختمان شرقى گالرى ملى در واشنگتن، اثر آى. ام. پى قرار دارد، که خود این عمارت به وضوح مدیون فرم اسمیت 1978 یعنى شش سال- ، است1968 ، سال22ده سال پیش از آن به عنوان اکیینوکس پس از سوارى آزاد، قطعه اى که بسیار لوسى به نظر مى رسد. یک اثر مینیمالیستى بسیار عالى در بى عنوان موریس )تورى ربع دایره( در اینچى آن، که از مقدار زیادى تورى 31 موزه سالمون آر. گوگنهایم است. ارتفاع فوت روى کف را اشغال 9 فوت در9 فولادى ساخته شده، و جایى به اندازه کرده، قرابتى با معمارى دارد. ربع دایره هاى خمیده بسیار بزرگ آن در پیرامون
\\n\\n1968 ،تونى اسمیت، )نقطه( اعتدال1974 ،سول لویت، مکعب هاى باز ناکامل
\n