معجزه خاک، پویا خزائلی پارسا

مریم مهدیه·معمار ۸۱
اشتراک‌گذاری
معجزه خاک، پویا خزائلی پارسا

.سرخوردگى مى شوند دوم بايد به واقعيت وجودى خودمان، شرايط اقتصادى، اجتماعى، فناورى، مديريتى و... فكر كنيم، در خل و رويا به سر نبريم. با توجه به استفادة محدود از اين فضا از لحاظ زمانى و دورى، حتى در ديد سوداگرانه بايد به مسئله عرضه و تقاضا و قدرت خريد نگاه كرد. سوم اينكه امثال شهر دوبى كه البته با ديدهاى واقع بينانه شكل گرفته به شدت از منظر پايدارى مورد نقد است و ما در كار تكرار اشتباهات هستيم. پيشنهاد شما براى طرح چه بود؟ ايدة من ايجاد يك واحه بود كه در مركز آن آب كه مهم ترين جاذبة جزيرة كيش است نفوذ كند، و در جدارة آن باغ ويلهاى معلق ايجاد شود، به آنچه كارفرما و شركت كنندگان دنبال 1/3 ترتيبى كه حداقل ارتفاع سازه ها به مى كردند تقليل يابد و چون كارفرما اجازة ورود آب دريا را به درون طرح نداد، آب نماى وسيع مصنوعى بر فراز سازة كوتاه ميانى كه فضاى تجارى را پديد مى آورد، طراحي شد و در بخش مسكونى علوه بر باغ ويلهاى معلق، زير آن خانه هاى متراكم ترى كه هر يك حياط كوچك خود را داشت، طراحى كردم كه لاقل طبقة متوسط اجتماعى هم فرصت حضور در اين طرح را داشته باشند. مسئلة اساسى در اين بود كه حتى المكان فرصت تكميل فضاها با مشاركت كاربران فراهم آيد، بنابراين بخش هاى سنگين ساختمان مانند سازه ها، حجم هاي كلى و تأسيسات در مرحلة مقدماتى ساخته مى شد و واحدهاى مسكونى به صورت چهار ديوارى هاى سه بعدى به ارتفاع دوطبقه در اندازه هاى مختلف در كنار كوچه باغ ها و باغ هاى معلق و مركز تجاري مركب از يك شبكة دسترسى و فضاهاى ميانى قابل تقسيم و تجميع در سه بعد مى توانست به صورت خام در اختيار كاربران قرار گيرد تا توسط طراحان ديگر به اتمام برسد، اين شيوه طبعاً صرفه جويى در سرماية اوليه و زمان اجرا را نيز به دنبال داشت، روش ساختمانى قابل اجرا، با استفاده از صنعت موجود در كشور، با قابليت پيش ساختگى، كيفيت و سرعت بهره بردارى ساختمان را افزايش مى داد. نكتة ديگر ارتباط برقرار كردن با فرهنگ معمارى بومى است كه من همواره دنبال كرده ام. ايجاد حياط مركزى، كوچه باغ ها، استفاده از گره هاى كاشى و چوب براى سايه بان ها، استفاده از حجم هاي ساده و موجز، ايجاد فضاهاى باز و بسته و مهم ترين مسئله، تهى كردن و سازمان دهى درونى به جاى تركيب حجمى برخى از نكاتى است كه در آن طرح دنبال كرده ام، شايد مى شد حتى در اين طرح تركيبات شكلى هيجان انگيز ايجاد كرد كه البته به رغم توانايى، به دليل انديشه هايى كه در معمارى دنبال مى كنم از اين ترفندها دورى كردم. اما با اين حال، اين هيجان نه در حجم ها بلكه در فضاهاى خالى وجود دارد و همچون ذات طبيعت، آشفتگى و عدم تكرار در ان به وفور ديده مى شود. اين مسئلة در هتل كه به صورت يك كوچه باغ ممتد است نيز ديده مى شود، در اينجا حجم هاي نامنظم درون يك فضاى فراگير در حال تعليق اند و فرصت ارتباط با برون و ديد به دريا براى تمامى كاربران فراهم شده است. و بالخره مسئلة رابطه با طبيعت و انرژى پاك در اين بنا ديده شده كه مى تواند به صورت خودگردان برق خود را تأمين كند و با فيلتر شدن هوا توسط باغ ها در جداره و سطح آب وسيع در مركز اين واحه، مى توان به تعديل آب و هوايي كمك رساند. مسئلة چهره شب و تللو نور در آب نيز كه در فرهنگ گذشتة ما نيز وجود داشته، فضاى زنده اى ايجاد مى كند كه با تعديل هوا در زمانى كه تابش نيست فضاى عمومى دلپذيرى به وجود مي آورد. طرح مسابقة كيشDesign for Kish competition

\\n

،پويا خزائلى پارسا در سال هاى اخير به گونه اى از معمارى با ساخت كم هزينه مصالح بومى و نيروى كار بومى توجه داشته است. حاصل پيوستن او به گروه معمارى »براى بشريّت« پروژه هايى هستند كه در ادامه مي بينيد. پويا خزائلى 1386 فوق ليسانس معمارى از دانشگاه آزاد است. درسال1354 پارسا، متولد ( را تأسيس كرد. دكتراى معمارى خاك را از دانشگاه Rai Studio) دفتر معمارى راى گرونوبل فرانسه، و تخصص معمارى خاك را از دانشگاه لينز، اتريش گرفته. با دفتر معمارى شيگروبن در پاريس و توكيو و مهندسان مشاور نقش جهان پارس و شيردل در بخش پروژه هاى مسكونى و 1388 و همكاران كار كرده. برندة جايزة اول معمار به عنوان 1390 در بخش پروژه هاى مسكونى است. از سال1385 جايزة دوم معمار ( در Architecture For Humanity, AFH) نمايندة سازمان معمارى براى بشريت خاورميانه فعاليت مي كند. تا به حال نگرشم به مسئلة معمارى تغيير كرده، نگرشى كه 1387 از سال درطرح پروژة سازة بامبو كه بعد از پروژة ويلى درويش آباد اجرا شد، به وضوح ديده مي شود و آن توجه به مسئلة تكنيك ساخت در معمارى و رابطة معمار با لمس مستقيم مصالح و تأثير حسى آن است. دوست دارم راجع به حس معمارى يا روحية معمارى صحبت كنم. به طور معمول وقتى صحبت از معمارى پايدار يا معمارى خاك مى كنيم ذهنمان بيشتر به مسئلة محيط زيست، بودجه و شرايط اقتصادى معطوف مى شود و بيشتر اوقات مسئلة مهمى كه ناديده گرفته مى شود ارتباط ما با مصالح و حسى است كه در كار با آن داريم. ممكن است عجيب به نظر برسد اما براى من اين بخش مهمى از معمارى است. در واقع مهم ترين خصلت يك معمارى تأثير حسى آن است، كه هرقدر رابطة معمار با مصالح و حساسيتى كه به آن دارد كمتر شود، طبعاً تأثير حسى بنا نيز كم مي شود و يا از بين مى رود. اهميت اين مطلب وقتى درك مى شود كه بيان هنرمندانه اى را كه در رابطه اى دوگانه ميان نيروهاى حاصل از وزن مصالح و فضاى معمارى شكل مى گيرد بشناسيم. رابطه اى كه نه با محاسبه بلكه با حس، تجربه و آزمون و خطا تعريف مى شود. به همين دليل در پروژه هايم روند طراحى معمارى را با ساخت پروتوتايپ هاى متعدد و مُدل هاى فيزيكى)ماكت( پيش مى برم. اين حس را زمانى كه با آنا هرينگر در اتريش كار كردم. پيدا كردم، شايد به همين دليل از آن به بعد با هيچ مصالح ديگرى جز خاك نتوانستم كار كنم. شما بايد مراقب باشيد چون هنگامى كه خاك را لمس كرديد در بيشتر اوقات راه برگشتى وجود ندارد! از آن به بعد سعى كردم بفهمم اين معجزة معمارى خاك از كجا نشئت مى گيرد. يافته هاى من، در اين سه مورد خلصه مى شود: ما عميقاً ريشه در طبيعت داريم و در نهايت به خاك برمى گرديم. پس -1 به طور طبيعى حس ما با مصالحى برخواسته از طبيعت به خصوص با زمين گره خورده است. به بيانى ديگر شما به طور ذاتى حس مى كنيد كه بخشى از طبيعت هستيد و واضح است كه اين مسئله تحميلى نيست. اگر ما در جهان هر چيزى را از دست بدهيم مهم نيست، مى توانيم با -2 بخش كوچكى از خاك جهان جديدى خلق كنيم. در اين نگرش، شما احساس عدم وابستگى داريد. اين واژه واقعاً براى من مهم است. خاك به تنهايى براى ساخت جهانى جديد كافى است. ساختمان هايى كه با خاك ساخته مى شوند داراى چرخة مرگ و زندگى -3 هستند، مانند درختان و فصول سال، آنها مى ميرند و دوباره زنده مى شوند. باران سطح ديوارهاى ساخته شده با خاك را مى شويد و ديوار باران خورده بايستى دوباره ترميم شود. به نظر من در اين رويكرد ساخت و ساز با خاك، به آسانى مى توانيد طرحى براى توسعه يا تغيير ساختمان بدهيد. در واقع ساختمان مي تواند خودش را با چرخة مرگ و زندگى وفق دهد. متأسفانه در ساخت و ساز هاى بتنى، مفهوم اين چرخه فراموش شده. در طبيعت هيچ چيز ابدى نيست و هميشه مسئلة زنده شدن دوباره وجود دارد. هيچ چيز در طبيعت بوى كهنگى نمى گيرد، چون هر لحظه در حال نو شدن است. با ساخت و سازهاى بتنى، ما كارى خلف قانون طبيعت انجام مى دهيم و به اين خاطر است كه روز به روز از طبيعت دورتر مى شويم، در حقيقت اين مسئله به خود ما برمى گردد. شايد به همين دليل من نمى توانم با مصالح ديگرى غير از خاك كار كنم. در دفتر ما كسان ديگرى هم هستند كه ويروس خاك گرفته اند! علوه بر اين من فكر مى كنم ما راه طولنى را در پيش داريم، كه در آن تجربه امرى اجتناب ناپذير است. در اين رابطه ما نه تنها در برنامه هاى متعدد كار با خاك شركت مى كنيم بلكه كارگاه هاي متعددى ترتيب مى دهيم. كه سبب شد تجربة معمارى خاك را در زندگى 1از شوراي پناهندگان نروژ واقعى و ساخت پروژة پايلوت داشته باشيم تشكر مي كنم. گردآورى: مريم مهديه تجربة پويا خزائلى پارسا در معمارى خاك معجزة خاك Compilated by Maryam Mehdiyeh EXPERIENCE OF POOYA KHAZAELI PARSA IN EARTH ARCHITECTURE MIRACLE OF EARTH پروژه پروژه

\\n

(سرپناه دامى هريس )روستاي هريس از توابع ورزقان •سرپرست پروژه: پويا خزائلى پارسا •تيم طراحى، طرح يك: وحيد افصحى نيا، محمد رضا امينى، پريسا بهرامى، سجاد بيات، مسعود حسينى، سام حميدى، محمد جواد عباس زاده، سروش معروف سهى، امير ملكى، اميرحسام والى نژاد •تيم طراحى، طرح دو: پريسا بهرامى، سجاد بيات، سام حميدى، سروش معروف سهى، امير ملكى ريشتر منطقة هريس آذربايجان را 6/3 ، زلزله اى به بزرگى1391 در تابستان روستا به طور كامل از بين 60 روستا تخريب شد و410 لرزاند. در اين زلزله رفت. دو مشكل اساسى بعد از زلزله، اول نبود سرپناه براى ساكنان و دوم نبود سرپناه براى احشام بود. مدتى بعد از زلزله تأمين سرپناه ساكنان تا حدى در حال جريان بود كه گروهى از دانشجويان به دعوت دفتر معمارى راى طراحى سرپناهى براى احشام را شروع كردند. پس از ارائة طرح هاى مختلف منطبق با نيازهاى منطقه و شرايط موجود، پرتوتايپ هاى پروژه ساخته شد كه با انتخاب يكى از آنها، ساخت طرح در باغى نزديك مركز زلزله در هريس آغاز شد. هم زمان طرح پروتوتايپى ديگر نيز آماده و پيشنهاد شد. در طرح اول، هدف استفاده از مصالح بومى و ساخت سرپناهى براى احشام در كوتاه ترين زمان ممكن بود. زيرا در آن منطقه، بخش عمده اى از اقتصاد خانواده وابسته به احشام بود و با از بين رفتن احشام و نداشتن سرپناهى براى نگهدارى آن، زندگى به خطر مى افتاد. از ويژگى هاى طرح، مى توان به سازه اى سبك، پيش ساخته بودن، سادگى اتصالت و برش اندك اشاره كرد. پس از ساخت طرح اول، طرح دوم با در نظر گرفتن نقاط قوت طرح قبلى و تشديد آن، بازبينى شد. در كل مى توان اين ويژگى ها را براى طرح برشمرد: سادگى طرح و قابل ساخت بودن آن توسط اهالى منطقه-1 استفاده از مصالح بومى به جا مانده از تخريب هاى ناشى از زلزله-2 استفاده از تكنيك هاى بومى رايج-3 پايين بودن هزينة ساخت-4 سرعت در ساخت، به علت نزديكى به فصل سرما و نياز به ساخت سريع آن-5 براى احشام Haris Cattle Shelter •Project manager: Pooya Khazaeli Parsa •Project team (1): Vahid Afsahinia, Mohammadreza Amini, Parisa Bahrami, Sajad Bayat, Masoud Hoseini, Sam Hamidi, Mohammadjavad Abbaszadeh, Soroush Marouf Sahi, Amir Maleki, Amirhesam Valinezhad •Project team (2): Parisa Bahrami, Sajad Bayat, Sam Hamidi, Soroush Marouf Sahi, Amir Maleki

\\n

كمپ افغان ها در بردسير كرمان •كارفرما: شوراي پناهندگان نوروژ •سرپرست پروژه: پويا خزائلى پارسا، مهرنوش خلوقى •تيم طراحى: بهار اميراينانلو، نسيم وكيلى، محمد : روبِرتو ويلسِكزو، ارژنگ NRC عبدالرضازاده، ساناز جعفرى •پشتيبان عبدالهي، شيوا زنده دل •پشتيبان سازمان معماري براي بشريت: كِيت اِستُهِر، فِرِدريكا زيپ •همكار پروژه: الياس باقرى •عكاس: مهرنوش خلوقى متر 10 متر در10 : •ابعاد سايت طراحى1391 •زمان اجرا: مهر ماه مترمربع •مصالح: خشت خام )ساخته شده با دست، 30 :•مساحت پروژه 6000 :خشك شده با خورشيد( •تعداد خشت هاى به كار رفته در ساخت سانتى متر 10 سانتى متر در25 سانتى متر در25 :•ابعاد خشت كارفرماى اين پروژه براي حمايت، و تحقق حقوق افرادى كه خانه و كشور خود را ترك كرده اند فعاليت مى كند. در اين پروژه تمركز اصلى مسئلة پايدارى اجتماعى در كمپ افغان ها است. بدين معنى كه بايد با درك شرايط موجود، شناخت فرهنگ و چگونگى روابط اجتماعى، نوع فضاهاى خصوصى و عمومى، نوع مصالح مصرفى، تكنيك هاى ساخت و مقدار هزينه براى ساخت سرپناه مشخص شود. خانه هاى موجود با حداقل امكانات محلى و با مصالح در دسترس ساخته شده بود كه از نظر كيفي جوابگوى نيازهاى ساكنان نبود. ديوار خانه ها عمدتاً از خاك و به صورت چينه اى و سقف ها با تيرهاى چوبى موجود در محل و با پوشش پارچه اى ساخته شده بود. براى حل مشكلت فعلى دو راه حل اساسى ارائه شد: استفاده از تكنيك و نوع مصالح محلى به كار رفته در ساخت خانه هاى -1 قبلى، به طورى كه با اصلح تكنيك هاى سنتى و يافتن راه حلى آسان براى رفع مشكلت فعلى، بهترين راه كار ارائه شود. پى بردن به كيفيت فضايى سرپناه هاى موجود و عملكرد هاى ايجاد شده -2 توسط ساكنان، كه در نهايت به پيشنهاد دياگرام هاى معمارى جديدى براي رفع مشكلت فعلى سرپناه انجاميد. تدابير تازه براي حل مشكلت فعلي عبارت بودند از: چگونگى مقاوم سازى سرپناه در برابر نيروى زلزله و به حداقل رساندن -1 آسيب پذيرى آن. نمونه هاى موجود حتى در شرايط عادى نيز از امنيت و استحكام لزم برخوردار نيستند. چگونگى نحوة برخورد با مشكلت ناشى از فرسايش. در سرپناه هاى -2 موجود بيشترين آسيب جايى رخ داده بود كه خشت هاى به كار رفته در ديوار با زمين در تماس بوده كه رطوبت و نم زمين به مرور زمان تا ارتفاعى در ديوار نفوذ كرده و سبب فرسايش شده بود. جلوگيرى از جمع شدن آب باران و برف روى سقف سرپناه و ضد آب -3 .كردن پوشش سقف تأمين سرمايش و گرمايش مناسب براى سرپناه در فصول سرد و گرم -4 سال و توجه به عايق كردن سقف براى حفظ گرماى داخل در زمستان و خنكاى آن در تابستان. Afghan Refugee Camp, Kerman •Client: Norwegian Refugee Council (NRC) •Project manager: Pooya Khazaeli Parsa, Mehrnoush Kholoughi •Project team: Bahar Amir Inanlou, Nasim Vakili, Mohammad Abdolrezazadeh, Sanaz Jafari •Associate: Elyas Bagheri •Photo: Mehrnoush Kholoughi •Area: 30m2 •Date: 2011

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.