به قلم عبدالعزیز فرمانفرمائیان · معمار ۲۰، صفحات ۷۸-۸۳.
انگیزهٔ نوشتن این مقاله بررسی تاریخ معماری در فلات ایران نیست. این کار قبلاً به نحو احسن بهوسیلهٔ اریک شرودر، آرتور پوپ، آندره گدار، رابرت بایرون و صاحبنظران متعدد دیگری چون هنر و تمدن اسلام انتشارات Kunemann، به قلم متخصصانی چون جاناتان بلوم و شیلا بلر، پیگیری و تکمیل شده است. بررسی شیوههای ساخت طاق و گنبد و دیگر خصوصیتهای فنی مساجد و مدرسههای دینی فلات ایران نیز هدف این نوشتار نیست. در بسیاری از کتابها، از جمله در کتابهایی که در بالا اشاره شده، این موضوعات فنی نیز به بهترین روش بررسی و تشریح شده است.
انگیزهٔ نگارنده از نوشتن این مقاله، شناسایی ویژگیهای اساسی مشترک این معماری منحصر به فرد است؛ معماری بدیعی که از قرن هفتم تا دوازدهم خورشیدی در سراسر فلات ایران، و فقط هم در فلات ایران، پدید آمد و رواج یافت. نظر به آنکه خیلی از پادشاهان ایران بنابه دلایل سیاسی و ملاحظات دیگر، مقر حکومت و پایتختهای خود را تغییر میدادند، از غرب تا آسیای میانه، از اصفهان و تبریز تا سمرقند و بخارا، گسترش یافته است. اگرچه در پارهای جزئیات و ابعاد تفاوتهایی بین این مساجد وجود دارد، ماهیت کلاسیک و معیارهای اساسی و تعیینکنندهٔ آنها مشترک است.
من دو مسجد از مساجد فلات ایران را به عنوان نمونه به منظور بررسی تطبیقی برگزیدهام (خواننده خود میتواند حیطهٔ مقایسه را، در صورت علاقه، به مساجد دیگر در تمامی فلات ایران توسعه دهد). یکی از این دو مسجد محل ظهور سبک معماری مورد بحث ماست و دیگری کاملترین نمونهٔ آن است.
۱. ماکس هوایی مسجد جمعهٔ اصفهان، از کتاب از استیل ایران (تأمات کلاسیک ایران).
مسجد جمعهٔ اصفهان
این مسجد را خلفای عباسی به سبک عربی ساختند: مساجد را بر سکوهایی به شکل مستطیل یا مربع برپا میکردند و شبستان (تالاری با ستونهای متعدد) روی آن میساختند. سلجوقیان مسجد را بهنحو کلاً متفاوتی بازسازی کردند، به همان شکلی که امروز میبینیم. از آن زمان به بعد، این سبک نوآورانه — با تفاوتهای کوچکی در جزئیات — در تمام شهرها و مراکز مهم فلات ایران تقلید شده است. در این سبک جدید، شبستانِ پرستون مسجد قدیم حذف میشود و به جای آن شبستان دیگری ساخته میشود که گنبد روی آن قرار میگیرد و ورودیاش رو به حیاط مسجد است. در زیر برخی از مهمترین ویژگیهای این سبک را خواهم آورد:
01
انفکاک
۱.۱. در پلان
دور هر یک از چهار ضلع حیاط، از دو ردیف رواق ساخته شده، در میانهٔ هر چهار ضلع حیاط، در یکی از چهار جناح اصلی — شمالی، جنوبی، شرقی، غربی — ایوان ساخته شده است. بزرگترین ایوان جنوبی است و معمولاً همان ورودی مسجد محسوب میشود. این ایوانهای جدید روی عناصر قدیمیتر مسجد چنان مؤثر افتادهاند که عملاً همهٔ آنها را نگاه داشتهاند. اگر صفحهای افقی از ردیف دوم رواقها بگذرانیم و مقطع افقی بکشیم، میبینیم که ایوانها از باقی ساختمان کاملاً جدا و مستقلاند. ایوان اصلی، که نقش ورودی مسجد را دارد، هیچ ارتباط سازهای با گنبدِ پشت سر خود ندارد. بنابراین، یکی از ویژگیهای معماری مسجد در فلات ایران، انفکاک ایوان از سایر عناصر بناست.
۱.۲. در نما
همهٔ ایوانها از نیمگنبدی ساخته شدهاند و نمایشان بهگونهای است که گویی همچون یک اثر هنری در میان دیوارهای پیرامونی قاب گرفته شدهاند. دیوارها عمق و حجم خود را آشکار نمیکنند و از سایر عناصر جدا شدهاند؛ آنها تنها نقش قاب نیمگنبدها را بازی میکنند. به نظر من، آنها برای نشان دادن عظمت دین شیعه و قدر و قدرت سلطان طراحی شدهاند. از این منظر، آنها به طاقهای نصرت اروپا میمانند. برخی از ورودیهای بلند کلیساهای جامع باروک در اروپا نیز بیانگر شکوه دین و کلیسا بودهاند.
دیوارهای پیرامون ایوان فقط طول و عرض دارند، تنها یک نما دارند، و از هیچ سمت دیگر چشماندازی ندارند. ارتفاع پیشانی ایوان پیوستگی نمای کلی را میشکند، که چیزی منحصر به فرد است. در تاریخ معماری غرب نظیری برای آن نیست. در نتیجه، در ساختار بنای مسجد، چه در نما و چه در مقاطع افقی و عمودی، انفکاک هست.
02
سایه
یکی دیگر از خصوصیتهای معماری مساجد در فلات ایران، صاف بودن دیوارهاست. دیوارها بدون برآمدگی و فرورفتگی، بدون هرگونه باز و بست، طاقنما، کرنیس، فریز یا ستوننمای بیرونزدهاند. بنابراین در عناصر بین دیوارها و رواقهای کور هیچ «سایهٔ افتاده»ای پدید نمیآید. سایههای افتادهٔ عناصر بین رواقها در طاقشان فرو میافتند و با «سایههای ذاتی» آنها در هم میآمیزند، مگر اینکه عمق رواق چنان باشد که فقط سایهٔ ذاتی دیده شود. در ایوانها، به علت مقرنس — که آن را «کاربندی» یا «لانهزنبوری» نیز مینامند — سایههای افتاده با سایههای ذاتی در هم میروند.
03
رنگ
مهمترین ویژگی مساجد فلات ایران از قرن هفتم به بعد، استفاده از رنگ است. این تنها سبک معماری در جهان است که به طور گسترده از رنگ و طرح کاشیهای لعابی رنگین و دیگر عناصر رنگین بهره میگیرد. البته «آبی» رنگ غالب و اساسی در میان رنگهای بهکار رفته است.
مسجد امام اصفهان
مسجد امام (شاه) اصفهان نمونهٔ تمام و کمال سبک معماری مساجد ایرانی است. در این معماری، هر عنصر به فرامادی شدن بنا و راهنمایی نمازگزار از جهان فانی به آسمان معنوی کمک میکند. مسجد، حیاط آن و راه ورود از میدان همگی بهتمامی «آبی» هستند. رنگ خاکی دیوارهای میدان و آبی پرشکوه گنبدها و ایوانها این واقعیت را فراتر از تردید معقول اثبات میکند. تمام تلاش این معماری بر این است که تفاوت میان جهان مادی و جهان معنوی را برجسته کند (آبی، گنبد را به آسمان مرتبط میکند) و این پیوند در ناخودآگاه ذهن نمازگزار رخ میدهد. در هیچ سبک معماری دیگری در جهان چنین کوشش برای نمایش رنگ، شکل و مصالح وجود ندارد. تنها دغدغهٔ این معماری رسیدن به زیبایی و فرم است، نه عملکرد.
معماری فلات ایران به همین منطقه تعلق دارد، و از سایر مکاتب معماری، بهویژه از معماری غربی، متمایز است. منارههای ایرانی در صدور این سبک معماری به دیگر سرزمینها ناکام ماندهاند. تاج محل در هند نمونهای از این تلاش است. آنها صرفاً به این دلیل ناکام بودند که این معماری قابل صدور نیست؛ این معماری به سرزمین خاصی تعلق دارد و ازاینرو نمایندهٔ فرهنگ و شیوهٔ تفکر خاصی است.
۱ Erik Schroeder. ۲ Arthur Pope. ۳ André Godard. ۴ Robert Byron. ۵ A Survey of Persian Art. ۶ Jonathan Bloom. ۷ Sheila Blair. ۸ Cuoxe. ۹ Onkos Propre. ۱۰ Modules.