در اروپا و شمال آمریکا از دهه سوم قرن بیستم جریان جدیدی در معماری مدرن ملهم از اندیشههای حرکتگرایی شکل گرفت. این جریان بعداً تحت عنوان «سبک بینالمللی» شهرت عام یافت و با آنکه در ابتدا راهحلی فراملّی برای هنر معماری تمدن غرب بود، تاریخ معماری ملل شرقی را نیز از بنیان دگرگون کرد.
در این بین، معماران کشورهای شرقی دو راه پیش روی خود داشتند: تن دادن به اندیشههای حاکم بدون در نظر گرفتن مونتاژ عناصر آن بدون در نظر گرفتن جوهره یا سرحدات واقعی این نظریات یا پیمودن مسیر دشوارتر سلطه بر اندیشهها و اقتباس زیرکانه این افکار. معماران گروه اول بالطبع برای نسل بعد از خود بلاتکلیفی هویت و سردرگمی را به ارمغان آوردند و معماران گروه دوم زمینهساز رشد جریان مدرنی با روحیهای کاملاً متفاوت شدند.
تاجر اروپایی و رویارویی با شرق
اما از کمی پیشتر آغاز کنیم. تاجر اروپایی — یعنی بازرگان رادل — را مجسم کنید که در سیاحت دنیای شرق بازگشت و از آنجایی که معیارها و اندیشههای شرقی در قرن نوزدهم از سیاحت دنیای شرق بازگشت و از آنجایی که محصولاً از قرن نوزدهم ولی ملاک جهانی بودند، تصمیم به استفاده از الگوهای شرقی باشکوه بودند.
تلاش تاجران میردر در قرن نوزدهم از آنها ابتدا قابل تأمل بود. تقدم معماران شرقی در عصر جدید مدرنیسم حاصلی به دلایل زیر درست خودشان بود: سنگ بنای عصر صنعتی، جمعیت وار نیمه دوم قرن هجدهم با ماشین بخار و نخستین جنبش (۱۷۶۹) خود در انگلستان گذاشت. صد سال پس از اختراع ماشین بخار، ساختارهای اجتماعی و شکل و شمایل قاره اروپا به فرمانهای کاملاً جدید و جوانی را از روستاها به حاشیه شهرها کشاند. این مهاجران بیوطن با نیازی سرشار و بالقوه و فقیر، نمادی از گسست نظام گذشته برشمرده نبودند.
فقط نگاه شرقی نبود. اروپا هنگامی که به عنوان یک ایدئولوژی به این رو بنا بر این سؤال پیشآمد که معمار شرقی را حل کند. آیا آیین و دین معماری با سرحدات خود تعامل خواهند داشت یا بدون جنبش واقعی و حاصلی موجود بودند. اختراع از این نبوغ روحوحالاتها و هم فراورده معماری ایرانی بدخلقانهای محکوم به تقلید و محاسبات و مونتاژهای سادهلوحانهای بود.
مدرنیسم در شرق
خلق میکردند. اکنون با کارخانههایی رویه بودند که ابعاد صنعتی (چون کارخانجات، ایستگاههای قطار و ساختاری بازی از تجمل میخواستند). تمدن غربی تحول بعدی را در سالهای پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۸–۱۹۱۴) پیسر گذاشت. در اسناد ملل قالب و مطلوب، در جنگ هر دو و تقلیل در مهندسی دقت آنها تبدیل شدند. در مقام هر فردی خط خودرو تولید (تصویر ۲) راه ورود به جامعه صنعتی زمان را سرانجامها و جماع اجتهادات یک مرحلهای رسیده بود.
لوکوربوزیه پنج اصل خود را در ۱۹۲۶ مطرح کرد (تصویر ۳): روح سادهای بر این هر آنچه بود نازنینی از ساختاری نوین. مارگارته شوته لیهوتسکی آشپزخانه فرانکفورت را در ۱۹۲۲ به تصویر کشید که نماینده تحول مدرنیستی در حتی خصوصیترین فضاهای خانگی بود. ترکیب عناصری همانند بود که از هستهایها خود را به آینده مقاومت میکردند.
ژاپن: مسیر اقتباس زیرکانه
رشد معماری سنتی آن کشور ممکن میدید (تصویر ۱۱) علاوه بر نگاه انتقادی به منازل سنتی، نوعی استقلال طلبی هنری از مدرنیسم غربی را نیز حس میکنیم. معمار در اینجا ضمن احترام به جنس چوب سنتی (تصویر ۱۲): حفظ ساگی و درشتیهای سقفهای شیبه تکهای جدیدی ارائه نمایید. در این ضمن مراعات فضاهای سنتی (تصویر ۱۳) که ابعادی از ستونهای چوب اتاقهای اتاقی مراسم چایخوری از طراحی کمدها و گوشهها و کاروی و گلدانی هوریگوچی (۱۹۳۳) (تصویر ۱۵) نمونه دیگری از یک طراحی مستقل است. هنرمند در طرح خود با مقیاسی از سطح نوار معماری جدید را با عناصر سنتی حتی این ایمنیه طبقه عنان سلطنتی کاتسورا (تصویر ۱۶) قریب دارد. مهم از اندیشههای مدرنیسم ژاپنی و بازسازی آن است.
آثاری چون طراحی داخلی ویلای هیروگاکه (۱۹۳۵) که در آن تلاش معمار برای ایجاد هماهنگی بین فرهنگ زبان و اندیشههای معماری مدرن میبینیم، قابل توجه است (تصویر ۷). معمار تلاشهایی ناشیانه استفاده کرده بلکه اشتیاقی جدیدی از تکنولوژی خاورمیانه و ترجمه مدرنیسم به زبانی نو بود. ارائه کردند: موج بزرگ مدرنیستهای ژاپنی — مستقیماً از غرب و سازندگی باشوم با اصالتی جستجوی فرهنگی بود.
تتسورو یوشیدا ویلا بابا توکیو (۱۹۲۸) را به یادداشته باشیم که در آن سایلط ملت شرقی (همچنین ایران) هنوز تجربه عبور از «هنجسم» را نکرده بودند. در بیشتر این کشورها گسترش شهرنشینی و طبیعتاً در بیشتر این کشورها هنوز فعالیتهای پیشرو نبودند. هر چند جنبشهایی چون ایران با انقلاب مشروطه نشان داده بودند خواهان تحول جدی است. ولی خواستههای قاطع مردم فرانیایی را بلکه باید بهصورت دیگر جوامع مرجع و محلی بود.
ایران: میان تقلید و نوآوری
گابریل گورکیان، منزل ملکاسلانی، تهران ۱۹۳۳ (تصویر ۱۷). انکتوب طبقه همکف قریب زیادی با منازل سنتی ایرانی دارد (تصویر ۱۸). در این نوع ویلاها ملکاسلانی که در آن ویلاهای فلامینگو ای بر اساس سنت ایرانی قرار میدارند. معمار کوشیده است این عناصر بومی را بازسازی و تلفیق با مبانی مدرن غربی ارائه دهد.
سنت معمار ایرانی در دهههای بعدی تا آنجا که معمار این وضعیت استفادهای شد بود. و از این رو فاجعهای قریب ساختمان در ایران وضع مستفاده شد. بلکه گروه اول و نسل هنرمندان و آرایشدهندگان تقریباً از میان رفته بود. تا آنجا که فن معماری ایران بدست آنهایی قرار گرفته بود که اولویت فقط نوآوری و خلق ایده و سؤال خواسته و وحشتی مسائلشان از عدم قوانین و مقررات بود.
این چنین آثاری در ایران و دیگر نقاط جهان هنگامی شده هنگامی که از مجله آرشیتکت به رشتههای شناسه مدرنیست نیرشناسی چون وارطان میخوانیم که او بیشقدم او وابستگی برنامه وارژه خود را چگونه آغاز میکرد. بسیار پرسشها باقی میماند. هر روز که از خواب بیدار میشدیم در کلات تخت مینشستیم. از خود پرسش خدایا چرا چنین شدهایم و چه باید کرد.
در سالهای اخیر صنایع مهندسین و معماران جهان ایرانی رسم کتابهای روش بود. آنها متعددهای را باید مقاومات عمومی و نیز از قوانین شهرداریها که مستقیماً مستقل پیشرفت امور شهرها و محلات بود. معمار صحیح را به آنها انتها نشان داده بودیم.
۱ یوهان زاخرل (Johann Zacherl)
۲ کارل و یولیوس مایردر (Karl & Julius Mayreder)
۳ مارتین واگنر (Martin Wagner)
۴ برونو تاوت (Bruno Taut)
۵ ارنست مای (Ernst May)
۶ مارگارته شوته لیهوتسکی (Margarethe Schuette-Lihotzky)
۷ ویلیام ج. ر. کرتیس، معماری در قرن بیستم، ۱۹۸۹، صص ۱۷۴-۱۸۵.
۸ ویلا هیوگا (Villa Hyuga)
۹ ویلا اوکورا (Villa Okura)
۱۰ هیساشی: تفاوت پوشش بین خانه و ایوان
۱۱ برونو تاوت، من فرهنگ ژاپنی را دوست دارم، ۲۰۰۳، ص ۳۲.
۱۲ سوتمی هوریگوچی (Sutemi Horiguchi)
۱۳ کیکاوا (Kikkawa)
۱۴ بابا (Baba)
۱۵ تتسورو یوشیدا (Tetsuro Yoshida)
۱۶ اوکادا (Okada)
۱۷ کاتسورا (Katsura)
۱۸ ویلیام ج. ر. کرتیس، معماری در قرن بیستم، ۱۹۸۹، ص ۱۷۴.
۱۹ در سالهای اخیر جامعه مهندسان معمار ایرانی اقدام به حضور رسمی در مراسم و کنگرهها نمودهاند. برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید به معمار، شماره ۱۴، پاییز ۱۳۸۰.
۲۰ از اطلاعات ارائه شده در نشست معمار، شماره ۱۴، پاییز ۱۳۸۰، صص ۳۳-۳۵.
۲۱ اسکار اشتراند (Oskar Strnad)
۲۲ برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید به معمار، شماره ۱۴، پاییز ۱۳۸۰.
۲۳ گابریل گورکیان، منزل ملکاسلانی، تهران، ۱۹۳۳.
۲۴ مجله آرشیتکت (معمار)، شماره ۱، ۱۳۲۵/۱۹۴۶، ص ۱۹.
۲۵ نگاه کنید به مجله معمار، شماره ۱۴، پاییز ۱۳۸۰.
۲۶ آرتور درکسلر، تحول در معماری مدرن، ۱۹۷۹، ص ۶.
