طبیعت در معماری فرانک لوید رایت/ محمد محمدزاده

محمد محمدزاده·چشم‌انداز
اشتراک‌گذاری
طبیعت در معماری فرانک لوید رایت/ محمد محمدزاده

1961 - 6 ،استخرهاى شنا در کنار دریا، لسا دَ پالمیر، پرتغال SWIMMING POOLS ON THE SEA, LEÇA DA PALMEIRA, PORTUGAL, 1961-6 این استخرهاى شنا خط کرانه صخره اى طبیعى اقیانوس، همین طور دیوار سیل بند بتنى موجود، و جاده ساحلى را با هم درگیر مى کنند و ساله آلوارو سیزا براى سازمان دهى و ایجاد 50 ًبخشى از یک پروژه تقریبا ساختار فضایى براى این فضاى حاشیه شهر هستند. جاده ماشین روى هوایى در پروژه گنجانده شده، و استخرها درون زمین نشانده، و با شکل زمین ترکیب شده اند و هم زمان به نحو چشمگیرى پهنه طبیعى خط کرانه را به عنوان فضاى سکونت دوباره شکل داده اند. زمانى که در جاده ساحلى به سوى استخرها مى رانیم به سختى متوجه در امتداد .آنها مى شویم، چون در شیب میان جاده و ساحل فرورفته اند لبه بیرونى جاده که راه مى رویم، متوجه چند ردیف دیوارهاى کوتاه و بام هاى مسطح از فلز تیره مى شویم که بین جایى که ما ایستاده ایم و صخره هاى خط کرانه در پایین جاداده شده اند. دیوار سیل بند بتنى پیوسته و کوتاه باز شده است، و ما آهسته از شیب راهه اى سنگ فرش پایین مى رویم که با دو دیوار بتنى جدا از هم احاطه شده است. فضاى شیب راهه همچنان که پایین مى رویم پهن تر مى شود، تا آنجا که وقتى به انتهاى آن مى رسیم، به جاى اینکه احساس کنیم فشرده شده ایم، در فضایى گسترده و کاملً روشن قرار مى گیریم. دیوار سمت چپ باز شده، و یک تیرِ پیش آمده، فضایى تورفته را احاطه کرده است، و ما برمى گردیم، حیاط آفتاب گیر را ترك مى کنیم و وارد سرسراى کاملً سایه دار مى شویم. چند لحظه طول مى کشد تا چشمان مان خود را با تغییر ناگهانى از روشنایى به تاریکى سازگار کنند، و ما به سوى اتاق هاى تاریک رختکن که فقط از یک روزنه افقى باریک میان بالى دیوار بتنى و بامِ مى رویم کمى شیب دار، نور مى گیرند. کف با همان تکه سنگ هاى بزرگ شیب راهه فرش شده، و دیوارها از بتن مسلح اند، با ردپاى افقى قالب هاى چوبى ریخته گرى که به روشنى آشکارند، و اتاقک هاى رختکن، تیرها، ستون ها و سقف همه از چوب به رنگ سیاه ساخته شده اند. چوب سیاه و صیقلى هیچ تماسى با کف ندارد، که اغلب از آب دریا یا باران خیس است، و اتاقک هاى رختکن از تیرهاى ضخیمى که سرتاسر اتاق بالى سر ما امتداد دارند، آویخته شده اند. در بیرون آمدن از تاریکى اتاق هاى رختکن زیرزمینى و رفتن به بیرون به سوى اقیانوس، از کشف اینکه هنوز بالى سطح زمین هستیم و شیب طبیعى به تدریج به خط کرانه در پایین رسیده شگفت زده مى شویم. برمى گردیم و روى سنگ فرش میان دیوارهاى بلند بتنى گام برمى داریم، به موازات خط ساحل، و دید به ساحل را از دست مى دهیم و حس مى کنیم انگار دوباره در حال فرورفتن به زیر زمین هستیم. با گذر از یک درگاه تنگ و یک گوشه به شدت زاویه دار، از میدانگاهىِ بزرگ و سه گوش کافه سردرمى آوریم که کاملً روشن، با دیوارهاى بتنى، و پیشخانى است که در سایه بامِ پیش آمده در لبه پشتى پنهان شده است. اینجا که مى نشینیم، احاطه شده با دیوارهاى بتنى زاویه دار در پشت و کنارمان، و دید به سوى خط کرانه صخره اى تا افق دور اقیانوس، ترافیک جاده را در نزدیکى کاملً از یاد مى بریم و حس مى کنیم در زمین نشانده شده ایم، که گرچه به پهنه آسمان باز است، نه در پناه بام ها، که در پناه دیوارهاى دربرگیرنده است. از میان سایه هاى دیوارها برمى گردیم، پس از اتاق هاى تاریک رختکن، در امتداد راهروى محصور به انتهاى دیگر مجموعه مى رسیم، جایى که سرویس هاى بهداشتى و دوش ها را پیدا مى کنیم. هشتى ورودى بام چوبى کم شیبى دارد که از دیوار داخلى تا یک دیوار بلندتر بیرونى را مى پوشاند و سایه اى عمیق و خنک مى اندازد، و کف آن از ماسه گدازه اى آبى روشن ساخته شده که زیر پاهاى برهنه ما نرم احساس مى شود. نیمکت هاى بتنى طویل در امتداد هر دو سوى دیوارى که به اینجا مى رسد شکل گرفته اند و یک ساعت دیوارى بالى دیوار داخلى نصب شده به نحوى که بتواند از ساحل دیده شود. تمام این مدت ما در فضاهایى بوده ایم که در اتاق هاى رختکن، کافه، - میان دیوارهاى بلند یکپارچه شکل گرفته اند سرویس هاى بهداشتى، دوش ها، و راه رفتن در امتداد راهروهاى متعددى و اغلب اوقات نمى توانسته ایم اقیانوس را -که آنها را به هم مرتبط مى کنند ببینیم. اما مى دانیم که اقیانوس همین نزدیکى است، چون پیوسته غرش امواج را که به صخره ها برخورد مى کنند و پژواك آنها را از دیوارهاى بتنى مى شنویم، و تا حدودى منتظریم که آب در هر لحظه به داخل سرازیر شود، به این ترتیب، در تجربه ما از این مکان اقیانوس همیشه حضور دارد. بیرون مى رویم، به سوى صخره ها و ماسه در جلوى خط دیوارهاى بتنى، روبه رویمان یک پل بتنى مى بینیم که به استخر بزرگ مى رسد. اما در ضمن متوجه فضایى مى شویم که در میان صخره ها، درست جلوى دیوار کنده شده است. از پله هاى بتنى که پایین مى رویم خودمان را در یک غار مصنوعى کوچک با کف ماسه اى مى یابیم که زیر سطح بتنى پله به استخر این استخر کم عمق با شکلى نامنظم که سه ضلع .بچه ها باز مى شود آن را لبه رخ نمون صخره ها، و ضلع طرف اقیانوس را یک دیوار انحنادار بتنى شکل داده اند، همچون یک استخر طبیعى حاصل از جزرومد در میان صخره ها به نظر مى رسد، که آب آن احتمالً از مد قبلى باقى مانده است. پایین استخر بچه ها بزرگ ترین ساحل ماسه اى قرار دارد، جایى که مردم آفتاب مى گیرند و با رخ نمون صخره ها احاطه شده است. در بال رفتن از صخره هاى سمت راست، پله هاى بتنى را مى یابیم که تقریباً از همه نظر .به سوى استخر بزرگ تر و عمیق پایین مى روند بیش از آنکه در بالى ساحل - برخلف استخر بچه ها، استخر بزرگ تر نشانده شده باشد، تا مسافتى به درون اقیانوس پیش آمده و امواج به سه سوى آن برخورد مى کنند. شکل استخر نزدیک به چهارگوش است که سه ضلع آن را دیوارهاى بتنى ضخیم و فرسوده شکل مى دهند در حالى که ضلع چهارم را عمدتاً رخ نمون هاى صخره هاى موجود شکل داده و محصور کرده اند. با راه رفتن از میان سکوى ساحل مانند با کف ماسه گدازه اى،که ترجمه آزیتا ایزدىTranslated by Azita Izadi Understanding Architecture, Robert McCarter, Juhani Pallasmaa. آلوارو سیزاÁLVARO SIZA

\\n

یک ضلع آن را دیوار بتنى صاف استخر و ضلع دیگر را دیوارهاى صخره اى نامنظم شکل داده اند، وارد استخر مى شویم. سطح آب در استخر بزرگ عمیق تر فقط چند فوت بالتر از اقیانوس است، و همچنان که در استخر شنا مى کنیم، گوش هایمان با غرش برخورد خیزاب با صخره ها در پیرامون مان زنگ مى زند، با نگاه به اقیانوس از میان صخره ها، نمى توانیم لبه استخر را ببینیم. به نظر مى رسد سطوح استخر و اقیانوس در تجربه ما با هم یکى مى شوند، و ما در آغوش استخوان هاى زمین، در نقطه تلقى خشکى و دریا شناور مى مانیم.

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.