«جعبه» شاید واژه مناسبی برای ساختار کلی بسیاری از ساختمانهای تهران باشد. ضابطه معروف ۶۰ درصدی به پیدایش جعبههای بیشماری در پایتخت منجر شده. کار معماران هم در این گونه پروژهها، جعبه گریزی است. جعبه در ذات خود، دلربایی لازم را برای فروش و عرضاندام در بازار ندارد و به هزاران ترفند، دستخوش تغییر میشود.
این پروژه جعبهای است که اتفاقاً کاراکتر خود را کاملاً حفظ کرده و تلاش نمیکند از آن فرار کند. این استراتژی در راستای اهمیت دادن به جدارههای جانبی است که در این پروژه در مقیاس کوچه و محله کاملاً نقش بازی میکند. بیننده یک موجود و یک پیکره به عنوان ساختمان میبیند و نما دیگر به تقسیمبندی فرعی و اصلی تنزل پیدا نمیکند.
در آشفتهبازار ساختمانهای شهر از مدرن ژورنالیستی تا کلاسیک شکوهمند، ساختمان سی آرام و بیادعا در جای خود نشسته است. ساختمان آنجا که رو به فضاهای سبز شمال میکند و به نور و دیدن نیاز دارد با تکنیکی ساده باز میشود، میبیند و دیده میشود. این گشایش پوست زمخت پیکره را باز میکند و بخشهای درونیتر را با ظاهری متفاوت به رخ میکشد.
نمای پروژه در جهت وفاداری به ایده محوری خود، با مصالح سیمان و دقتی مثالزدنی در اجرا شکل گرفت. متأسفانه در چند دهه گذشته شاهد مد شدن موقت مصالحی بودهایم که میتوان آن دوره از ساختوساز را با آن مصالح خاص شناسایی کرد. ساختمان سی اما، تجربهای برای تمرکز بر طرح و اجرا است و نگاه به مصالح به عنوان یک ابزار در جهت پرداخت ایده و نه صرفاً هدف بوده است.
روابط داخلی و تناسبات فضاها در طراحی یک خانه، در نهایت کیفیت زندگی انسانها را شکل میدهد. تفکیک عرصههای عمومی و خصوصی، جانمایی، نسبتبندی و تعاریف فضاها و بسیاری از موارد این چنینی، خانه را به فضایی درخور زیست تبدیل میکنند.
آشپزخانه و نشیمن خصوصی، دوقلوهای بههمچسبیده، ترکیبی بدون مرزبندی محکم که قلب هر واحد مسکونی است، بخشی فعال از خانه که هم کیفیت میطلبد و هم امنیت. در کنار این دو بخش با اهمیت، پاسیو علاوه بر تأمین نور با افزودن جزئیاتی، کیفیت را به فضاها اضافه و فضا را یکپارچهتر کرد.








