سه‌سالانه معماری اسلو، دفتر تجربه معماری ابرمرز/ الهه مرادی، حسین خراسانی

الهه مرادی, حسین خراسانی·معماری و طبیعت انسانی ـ استعاره‌ها
اشتراک‌گذاری
سه‌سالانه معماری اسلو، دفتر تجربه معماری ابرمرز/ الهه مرادی، حسین خراسانی

سه سالانه معمارى اُسلو

\\n

دفتر تجربه معمارى اَبَرمَرز/ الهه مرادى، حسین خراسانىABARMARZ: Elahe Moradi, Hossein Khorassani

\\n

از ایران، در سه سالانه معمارى اُسلو در نروژ شایسته تقدیر50-50 پروژه شناخته شد. در حال برگزارى است و بزرگ ترین رویداد 2000 سه سالانه اُسلو از سال محسوب مى شود. این بنیاد هدف خود را به چالش 1معمارى منطقه نُوردیک کشیدن و الهام بخشیدن به رشته معمارى و برنامه ریزى شهرى با تأکید )باز(- بر مسائل اجتماعى بیان مى کند. عنوان این دوره »مأموریتِ محله اعلام شد و تمرکز خود را بر محله به عنوان افق 2«شکل دهى به اجتماع و مکانى براى بازاندیشى شهرها گذاشته بود. در همین راستا در اوایل بهار یک فراخوان بین المللى براى پروژه ها، استودیوها و رویکردهایى که به 2022 .محله هایى پایدار، گوناگون و روبه رشد مى پردازند، منتشر شد محله ها مى توانند صرفاً مکان هایى براى زندگى تصور شوند، اما از طرفى مى توانند فرصت هایى هم براى گرد هم آمدن مردم به عنوان یک »جامعه« ایجاد کنند. مفهوم محله هم بعد فیزیکى و هم بعد اجتماعى دارد. این فراخوان در پى دورنماها و نمونه هایى براى شکل دادن به محله هایى بهتر و در پى پاسخ هایى براى این سؤال ها بود: ویژگى هاى عملى، معمارانه و اجتماعى یک محله خوب چیست؟ چگونه مى توانیم در مقیاس محله »به اشتراك گذارى« بیشترى داشته باشیم؟ چگونه فضاهاى شهرى جدید مى توانند گوناگون تر و از منظر اجتماعى و زیست محیطى پایدارتر شوند؟ پروژه هاى ارسال شده بسیارى توانسته بودند محتواهایى خلاقانه در ابعاد معمارانه، فرهنگى و اجتماعى براى رسیدن به محله هایى گوناگون، سخاوتمند پروژه از سوى معماران، برنامه ریزان، شهرسازان، 383 .و پایدار ارائه کنند مراکز آکادمیک، هنرمندان، کنشگران و دیگر افراد دریافت شد و از این اثر شایسته تقدیر 7 پروژه براى ارائه در نمایشگاه سه سالانه انتخاب و6 میان شناخته شدند. ، مهمانانى همچون 2022 در رویداد اصلى سه سالانه معمارى اسلو در پاییز درباره موضوع این دوره سخنرانى 5 و یان گِل4، یوهانى پالاسما3پیتر کوك و BIG، Link Arkitektur ،کردند و پروژه هایى از استودیوهاى پیتر کوك پروژه 236 به همراه پروژه هاى منتخب به نمایش درآمدند. همین طورBOGL ارسالى به همراه پروژه هاى برگزیده به صورت مجازى در وب سایت این رویداد قابل بازدید هستند. Snohetta از دفتر معمارى6هیئت داوران این رویداد یِنى بى. اسولدسن مؤسس و مدیر 7، متیوز چلیکNTNU و استاد معمارى منظر در دانشگاه سرپرست هنرى مرکز کانادایى 8، فرانچسکو گاروتىLINA برنامه ریزى بنیاد مدیر و 10 معمار شهرى از کپنهاگ و کریستین پى9معمارى، کامیلا ون دورس برگزارکننده ارشد سه سالانه معمارى اسلو و رئیس هیئت داوران بودند. از »دفتر تجربه معمارى اَبَرمَرز/الهه مرادى و حسین 50-50 پروژه خراسانى« که پیش از این رتبه نخست مسابقه طراحى آپارتمان نشریه کوچه را کسب کرده بود، در این رویداد شایسته تقدیر شناخته شد. هیئت داوران در بیانیه خود درباره این پروژه آورده اند:

\\n

به دنبال رویکردى اجتماع محور در زندگى است، به طورى 50-50» ،که واحدهاى مسکونى به دور عملکردهاى عمومى نظیر اتاق ورزش رختشوى خانه، آشپزخانه و نشیمن اشتراکى شکل گرفته اند. همین طور فضاهاى کار اشتراکى، کارگاه ها، کافه و فضاهاى جمعى در ترازهاى مختلف؛ عملکردهایى محله اى و شهرى هستند که درون کاربرى مسکونى وارد شده اند. مرز شهر و خانه کم رنگ شده و پروژه میکروشهرى در کلان شهر تهران را پیشنهاد مى کند. دفتر ابرمرز در این پروژه تلاش براى یک مَسکَن اجتماعى و قابل دسترس، جذاب و پایدار را با رویکرد به اشتراك گذارى با محله به زیبایى به تصویر کشیده است.« در توضیح این پروژه آمده است: برگرفته از پیشنهاد این پروژه براى سامان دهى فضاهاى 50-50 نام »پر و خالى« و »عمومى و خصوصى« است. همین طور اشاره به »به اشتراك گذاشتن« دارد که این پروژه به عنوان یک سبک زندگى در پى آن است. است. 40-60 تقریباً مشهورترین قانون شهرسازى ایران، قانون قانونى سطحى، هم به لحاظ فیزیکى و هم به لحاظ کیفى که باعث ایجاد ساختمان هایى شده که در آنها فضاهاى باز و نیمه باز بى اهمیت یا در 40-60 در حجم به جاى50-50بى کیفیت اند. پیشنهاد این پروژه نسبت سطح است. یعنى ایجاد فضاهاى باز و نیمه باز و همچنین فضاهاى گروهى به درصد از مجموع حجم فضاهاى پروژه. 50 میزان حداقل رشد روزافزون جمعیت شهرها، مهاجرت به شهر و افزایش هزینه هاى دوام آوردن در شهرها از معضلات شایع کلان شهرهاى امروزى است. از طرفى تنهایى به یک مسئله روان شناختى پیچیده در جهان امروز تبدیل شده. وجود انسان هاى تنهایى که به ارتباط با دیگران نیاز دارند و ساختارهاى کنونى ارتباط این افراد را با پیرامونشان سخت کرده. این مسائل نوع جدیدى از ساختارهاى معمارى را پیشنهاد مى کنند: به اشتراك گذاشتن. یعنى کار اشتراکى، زندگى اشتراکى و تفریح اشتراکى. مخاطبان اصلى این پروژه افرادى هستند که شاید در تعریف متعارف 30 تا20 و کلیشه اى خانواده ایرانى نگنجند. یعنى زوج هایى در طیف سنى بدون فرزند، یک پدر یا یک مادر با یک فرزند، زوج هاى سالخورده، زوج هاى جداشده و جوانان تنها. در تقابل با عموم ساختمان هاى مسکونى امروز، که به پاکت هاى مصرف کننده تبدیل شده اند، پروژه با افزودن فضاهایى که به ساکنان و محله خدمات مى دهند در تلاش است لایه هایى از »تولید« به توده هاى »مصرف« نفوذ کند: فضاى کار اشتراکى، کافه، کارگاه براى تولید آثار هنرى یا کاربردى و گلخانه اى براى تولید بخشى از خوراك ساکنان توسط خودشان. این پروژه تلاش مى کند مقیاس کوچکى از تهرانى باشد براى همه. کلاژى از آدم ها و متعلقاتشان، ساختمان ها - آن طور که هست- درهم برهم و شلخته و کاربرى هایشان در تهران امروز. شهروندانى با سلیقه هاى مختلف، فرهنگ هاى گوناگون و داستان هاى متفاوت و ساختمان هایى با »تنوع در فرم و سبک« و »برنامه و کاربرى«.

\\n

ساختار پروژه از ایجاد دو جرز ضخیم قابل سکونت و عملکردپذیر در دو جبهه و فضایى کوچه وار و خالى در میان شکل مى گیرد که افزونه هایى آن را به فضاى ارتباط همسایه ها تبدیل مى کنند. فضاهاى عبور به جاى شفت ها از این کوچه خواهند گذشت و دیگر فقط محل عبور نیستند. پاگردها کش آمده اند تا زمینه پرسه در حجم را فراهم کنند. تراس ها به جاى خیابان یا معکوس یا یک 11«حیاط رو به این کوچه دارند. مثل یک »پن اوپتیکان »خانه قمر خانم« با اصلاح ژنتیکى. توده ساختمان مکعبى معلق شده بین دو دیوار است. دو نماى پروژه هاى متعارف »در میانى« در این پروژه به چهار نما تبدیل شده. دو نماى پنهان در درون، پوسته هایى هستند که عنصر بازشو در آنان کلاژى است برگرفته از نماهاى شهرى تهران. نماى بیرونى به شکلى طراحى شده که مى تواند به سادگى در شهر هزاررنگ تهران گم شود. اما نظام فضایى درونى به شکلى ترتیب یافته که مى تواند مخاطب را درون خود گم کند. از منظر برنامه به جز واحدهاى اقامتى تک فضایى، سایر نیازها به صورت اشتراکى تأمین مى شود: محل هایى براى معاشرت به موازات زندگى روزمره. فضاهاى گروهى و باز و نیمه باز در ترازهاى مختلف، اتفاقاتى از جنس شهرند که به حجم خانه نفوذ کرده اند. خانه و شهر در این پروژه تا حد امکان به هم نزدیک اند و درهم مى غلتند. آن قدر نزدیک که بدون حتى باز کردن

\\n

درى و تنها با گذشتن از یک »درگاه« از شهر به درون پروژه کشیده مى شویم و از طرفى با گشودن در اتاق خصوصى مان بلافاصله وارد شهر شده ایم. یک میکروشهر، گم شده در هیاهوى متروپلیس تهران.

\\n

پانوشت ها: ( منطقه اى فرهنگى و جغرافیایى در اروپاى شمالى و اقیانوس اطلس Nordic) نوردیک-1 شمالى و شامل کشورهاى دانمارك، فنلاند، ایسلند، نروژ و سوئد و همچنین قلمروهاى خودمختار الند، گرینلند، سوالبار و فارو است. معمولاً اسکاندیناوى به صورت هم معنى با نوردیک به کار برده مى شود، در حالى که اسکاندیناوى تنها شامل سه کشور دانمارك، نروژ و سوئد است.

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.