درآمد
آقای گومز آنواربه یکی از پایهگذاران انجمن دوستداران باغ و منظرسازی اسپانیاست، و در حال حاضر مشغول تهیة کتاب راهنمایی دربارة باغهای ایرانی است.
در این مقاله میکوشم بر بعضی از ویژگیهای باغهای ایرانی در مقایسه با باغهای سایر کشورها تأکید کنم که شاید متخصصان امر آنها را نادیده گرفته باشند. منظور من بیان دیدگاه شخصی من به عنوان یک معمار منظرساز اسپانیایی دربارة باغهای ایرانی است که پس از دیدن باغهایی در هند، پاکستان و البته باغهای ایران در سالهای گذشته به آنها رسیدهام.
تأثیر زنده ویرانههای باغهای ایرانی
اولین نکتة جالب، تعداد فراوان باغهایی است که هنوز در ایران وجود دارند، و این که بعضی از آنها کم و بیش و برخی به طور کامل در حال نابودیاند ــ اما هنوز میتوانند تأثیری شدید بر بازدیدکننده بگذارند. کرتبرت این ویژگی تأثیرگذار باغهای ایرانی را بهتر از هر کس دیگری بیان کرده است. او میگوید تا زمانی که به ایران نیامده بود نمیدانست باغ یعنی چه. ویرانههای باغهای ایرانی در مقایسه با باغهای غربی که در بهترین شرایط حفظ شدهاند، میتوانند احساساتی بهمراتب شدیدتر بربیانگیزند، و این بهخاطر شاعرانگی ایرانیشان است.
باغهای مذهبی، نه فقط تماشا و لذت
نکتة دیگری که مایل به اشاره به آن هستم این است که کتابها تنها از باغهایی سخن میگویند که صرفاً برای تماشا و لذت بردن ساخته شدهاند، اما باغهای آرامگاهها، حیاطهای مساجد، مدارس مذهبی، بازارها و کاروانسراها را نادیده میگیرند. بسیاری از باغهای میوه هم از همان اصول کلی پیروی میکنند و باید باغ به حساب آیند.
شاه عباس و چهارباغهای اصفهان
از سوی دیگر، باغهای خاص چنان نقشههای نمادگرایانة پیچیدهای دارند که بهتر است جدا از باغهای دیگری که تقلیدی از آنها هستند بررسی شوند. به اعتقاد من، باغهایی که به دستور شاه عباس در حاشیة دریای خزر، قزوین، و از همه بالاتر در اصفهان ساخته شدهاند از این دستهاند. در شهرهایی مانند شیراز نیز هنوز چند باغ از این نوع وجود دارد، و به همین دلیل نمیتوان از این فکر اجتناب کرد که ایرانیها تلقی خاصی از زندگی داشتهاند.
در بعضی از شهرها مانند اصفهان، نام اصلی بزرگترین خیابان شهر چهارباغ بوده و هست، و به نظر میرسد که طرح اصفهان نتیجة یک تفکر فلسفی کاملاً شکلگرفته و پرورشیافتة باغ باشد، که بیان هندسی و عددی پیدا کرده است.
باغهای اشرف در کنار دریای خزر
اما شاه عباس پروژة بزرگی را در نزدیکی دریای خزر نیز اجرا کرد. یکی از وسیعترین و حیرتانگیزترین مجموعههای باغهای ایرانی به نام باغهای قدیمی اشرف هنوز در بهشهر در استان مازندران وجود دارد.
کاخ صفیآباد، که بر فراز تپهای بنا شده و مشرف بر دریای خزر است، یک ویلای ایتالیایی دورة رنسانس را بهخاطر ما میآورد. وقتی بدانیم شاه عباس چه اطلاعات وسیعی دربارة شهرسازی اروپا و بهویژه دربارة باغهای ایتالیا و رم داشته، شگفتزده خواهیم شد. شاه عباس این توانایی را داشت که اطرافیان مناسبی برای خود برگزیند و از دانش مردم فرهیختة زمان خود بهره ببرد ــ شیخ بهایی از این افراد بود که هنوز ارزیابی کاملی از اهمیت او صورت نگرفته است.

کاخ بر فراز تپه: نماد بهشت
شاه عباس بر روی کوه کاخ در چشماندازی جنگلی از رودخانه تصمیم گرفت کاخ خویش را در یک جزیره بسازد. این جزیره نماد بهشتی است که هم دور است و هم نزدیک. او میتوانست یا با قایقی از آن دیدار کند، یا تنها با نگریستن به آن از قصر خود ــ که بر روی چهار تراز خاکریز تپهای بنا شده بود ــ لذت ببرد. ویرانة این کاخ، با عمارت کلاهفرنگی بینظیر، هنوز هم نشان میدهد که در میانة چهارباغی بنا شده بوده، که محور اصلی از یک سو به سوی دیگر پل میرسید و منظرة دریای خزر را از دور مینمود.
بنابراین کاخ او در مرکز چهارباغی قرار داشت، که بوتههای گل سرخ در آن کاشته شده، و بر فراز کوهی در یک جنگل قرار گرفته بود ــ جایی که برای رسیدن به آن باید از چهار سطح تراز بالا بروید.
چشمهعمارات، چهلستون و فرحآباد
در ترازی پایینتر از همین کوه، باغ دیگری به نام چشمهعمارات (خانههای سرچشمه) وجود دارد که آب رودخانة عباسآباد آن را مشروب میسازد. این آب با نیروی خود تا طبقة اول کلاهفرنگی، که در مرکز فواره آب میرساند، میرسد، و سپس به چهار استخر باغ که هر یک در یک طرف پلان است سرازیر میشود. پلان این باغ به شکل مربع است و از سه طرف دیوار و از یک طرف کوه آن را محصور میسازند. درختزار میوه در این باغ محصور تا کوه ادامه پیدا میکند.
در خود شهر نیز پارک آن مثالی از یک چهارباغ است. این پارک از باغ تپه به جای مانده است.
باغ دیگری به نام چهلستون، که امروزه با نام باغ شاه شناخته میشود و اکنون در خود شهر قرار دارد، با جوی آبی که از عباسآباد میآید به دو نیم شده است. آب از چند تراز به پایین فرومیریزد و حوضها و آبشارههایی را پدید میآورد، و سپس از میان کلاهفرنگی عبور میکند. درختان میوه در دو سوی محور جوی آب کاشته شدهاند.
شاه عباس بر فراز تپهای مشرف به رودخانة تجن نیز کاخ دیگری موسوم به کاخ فرحآباد را ساخت، که امروزه ویرانهای است. این مجموعه کاخ شامل یک عمارت کلاهفرنگی موسوم به جهاننما، و در کنار آن یک باغ، هر دو مربع شکل، و یک حمام است. در کنار کاخ یک کاروانسرا هم بوده، که از آن به عنوان بازار استفاده میشد، و یک مسجد، در کنار یک خروجی به دریا که شاه عباس میتوانست از آنجا با قایق به دریا برسد.
شاهگلی (شاهکلی)، تبریز
بابا شاه عباس یک باغ آبی دیگر با جزیرهای در میان یک دریاچه داشت که باغ شاه نامیده میشد و در کنار بابل واقع شده بود. متأسفانه از این باغ چیزی به جا نمانده است. این باغها ما را به یاد شاهگلی تبریز میاندازد، که از دوران قاجار وجود داشته، اما قدمت آن هنوز بر ما پوشیده است. این جزیره و دریاچة آن به جزیره و دریاچة باغ تخت در شیراز و فرحآباد در اصفهان شبیه است، که امروز از هیچ یک اثری به جا نمانده.
جزیرة محصور با آب: بهشت در باغهای مغول و راجپوت
ایدة جزیرة محصور با آب، بهعنوان نمادی از بهشت، در باغهای مغول و راجپوت هند و پاکستان نیز یافت میشود.
بهعنوان مثالی ویژه از بهشت، میتوان از باغ دلارام در آمبر یاد کرد، که یک باغ آبی هندسی است که در سه تراز طراحی شده، تا از فاصلة دور دیده شود.
اسپانیا و فیلیپ دوم
در اسپانیا، آخرین سالهای سلطنت فیلیپ دوم (۱۵۲۷-۱۵۹۸) مصادف با دوران شاه عباس (۱۵۸۷-۱۶۲۹) بود. فیلیپ همان ایدة باغ آبی را در یکی از باغهایش در نزدیکی مادرید بازآفرینی کرد. بدون شک فیلیپ دوم باغهای آبی باکالهوا (Bacalhoa) را که در دوران نوجوانی در پرتغال دیده بود به یاد داشت. اما در باکالهوا جزیرهای وجود ندارد ــ بلکه یک عمارت کلاهفرنگی در کنار دریاچهای ساخته شده است. البته چند سال بعد، باغ آبی دیگری به نام کوینتاداس تورس (Quinta das Torres)، که دارای جزیرهای با یک کلاهفرنگی در مرکز آن بود، در فاصلهای بسیار نزدیک به باکالهوا ساخته شد.
آیا فیلیپ دوم با طراحی باغهای ایرانی و مغول آشنایی داشت، یا تنها ایدهای را دنبال میکرد که در تمام جهان مشترک بود؟ نباید از خاطر برد که فیلیپ دوم، از آنجا که مردی بسیار مذهبی بود، مانند شاه عباس به نمادشناسی و موضوعات اسرارآمیز علاقمند بود، و تصور بهشت احتمالاً برایش اهمیت فراوان داشت.
یک آرزوی جهانی
تصور بهشتی که به جزیرهای ارتباط دارد، در واقع قدمتی بیش از اینها دارد. نمونهای هم در حومة پالرمو در جزیرة سیسیل وجود دارد، و شاید قدیمیترین نمونة زندة این مفهوم را هنوز بتوان در تیولی نزدیک رم مشاهده کرد ــ جایی که امپراتور آدریان اولین باغ آبی را که موسوم به آدریان در تیولی ساخت، بازآفرینی مکانهایی بود که در سرزمینهای امپراتوری خود دیده بود. تأثیر یونان، مصر، و تمدنهای شرقی در کاخها و باغهای تیولی دیده میشد.
به نظر میرسد ایدة جزیرهای به عنوان بهشت، یک جزء مهم از آرزوهای جهانی بشر است. اما میتوان گفت که ایرانیان بیش از سایر مردم جهان تلاش کردند تا این آرزو را در قالب معماری باغهای خود بهنمایش بگذارند.








