سید هادی میرمیران یکی از ممتازترین و جاهطلبترین معماران ایران در دهههای اخیر است. در این مقاله، چالش میان معماری استعاری و مفهومی پرتوان میرمیران و محدودیتهای عملکردی بحث میشود.
در پروژهٔ جدید او، سرکنسولگری ایران در فرانکفورت، نوعی رویکرد متفاوت با کارهای پیشین معمار به چشم میخورد. در این پروژه، آنچه رویه و تصویرسازی، استعاره و انتزاع، که اغلب در آثار میرمیران نقش پررنگی دارد، کمرنگتر شدهاست. در عوض، توجه عمده به تحلیل واقعی شرایط محل، روابط متقابل ساختمان با محیط و توجه دقیق به زمینه و کیفیتهای محلی در شکلگیری و بازنمایی طرح معطوف شده است.
کانون وکلا (مؤسسهٔ وکلا)
در پروژهٔ کانون وکلا، با وجود شکل باریک و طویل سایت، چند عامل برجسته وجود دارد: جذابیت فرم، استفادهٔ خلاقانه از نور که از طریق فضای سبک میانی به عمق مجموعه نفوذ میکند و در عین حال اتاقها را با نور طبیعی روزانه روشن میکند. در عین حال، چند مسئله از کیفیت پروژه کاستهاند: تنش پایدار میان ساختمان و نور غربی، چیدمان ناهماهنگ فضاهای کار (که با نقش ویژهٔ فضای میانی روشن سازگار نیست)، و خالی بودن طبقهٔ همکف از روح زندگی.
در پروژهٔ کانون وکلا — آخرین پروژهٔ تکمیلشدهٔ مهندس میرمیران — با فرمی جذاب و قابل تأمل و اجرایی در خور، همچنین فضایی سبک که در آن نور به شکلی خلاق از طریق یک چاه نور (یعنی همان فضای خالی میانی) به عمق مجموعه نفوذ داده شده است. تأمین نور طبیعی در زمینی با عرض کم مشرف به نور و عمق زیاد، از ابتکارات جالب و نکات برجستهٔ طراحی این پروژه محسوب میشود؛ بهویژه آنکه حضور نور در ساختمان صرفاً جنبهٔ فیزیکی نداشته و در فضا ایجاد مفهوم میکند.
در ورای همهٔ نکات برجستهٔ طرح، باقی ماندن چند مسئلهٔ اغماضناپذیر در پروژه تا حدی قوت آن را مخدوش کرده است. از جمله، سطح بالای شیشهخورِ ساختمان (افزون بر پنجاه درصد کل نما) در این جبههٔ غربی است، و مس بهکار رفته در پوستهٔ خارجی — به عنوان هادیترین فلز با مقاومت حرارتی بسیار کم — به آن دامن میزند. این مسئله، صرفنظر از ایجاد شرایط حرارتی نامناسب در فضای داخلی ساختمان، بهخصوص در فصول گرم و تبعات زیستمحیطی آن، در فضاهای مجاور به این سطح در ساعات بعد از ظهر، تابش چشمآزار و نامطلوبی ایجاد میکند.
افزون بر مسائل مطرحشده، که حاصل تلاش طراحان در حفظ فرم خارجی ساختمان و ایجاد تضاد بین فلز و شیشه یا پر و خالی برای نمادین ساختن مفهوم ترازوی عدالت و ایجاد حس تعلیق در حجم ساختمان است، در داخل نیز مسئلهٔ مهم دیگری وجود دارد: در فضای داخل ساختمان، طراحان بهمنظور ایجاد احساس تعلیق در فضا، همچنین تجسم بخشیدن به فضای خالی و پرنور میانی و هرچه انتزاعیتر جلوه کردن آن، راهروهای دسترسی را در طبقات بالای همکف، در دو طرف پلان سازمان دادهاند، و به همین جهت با رانده شدن دسترسیهای یاد شده به وسیعترین شیشههای متعلق به نماهای پیرامون، وحدت دهنده با سادگی مجموعه — به دلیل عدم نزدیک شدن طراحی به بعضی شرایط محیطی — محو و کمرنگ شدهاند.
مجموعهٔ ورزشی رفسنجان
مجموعهٔ ورزشی رفسنجان، که از فرمهای بنیادین معماری ایرانی الهام گرفته شده است، حاوی فرمهای ممتاز، تناسبات ظریف و ترکیب هوشمند مصالح در بخشهای بیرونی و درونی ساختمان است. با این حال، به نظر میرسد طراحان جنبهٔ دیگری از معماری ایرانی، یعنی منطق ویژهٔ آن، را از یاد بردهاند. سایه — یکی از ضروریات معماری اقلیم گرم و خشک — در اینجا به شکل یک سطح شیشهای کج، که بر استخر سرپوشیدهٔ آن قرار گرفته، به مثابه استعاره یا موضوع انتزاعی نمود مییابد.
مجموعهٔ رفسنجان، با سقف کمانی بیانگر و با شیوهٔ برخاستن حجمهای اصلی از کف بیابان، از شاعرانهترین کارهای میرمیران است. عناصر معماری — ایوانهای ورودی، سقف کشیده و درون منحنی استخر — از فرمهای پیشاسلامی و ایرانی نقل قول میکنند؛ اما اینجا تطهیرشده، انتزاعی و عاری از منطق سازهای اصلی خود ظاهر شدهاند. سطح کج شیشهای بالای استخر، که قرار است استعارهای از سایه باشد، در یک اقلیم گرم و خشک نیازمند تلاش بسیاری برای جبران گرمای آفتاب اوج تابستان خواهد بود. در معماری اصیل فلات ایران، سایه نتیجهٔ عمق ایوان و درآمیختگی توده و تهی است؛ در اینجا در یک سطح شیشهای واحد تمثیل شده، و منطق اقلیمی که باید بر پروژه حاکم باشد کنار گذاشته میشود.
کتابخانهٔ ملی ایران (پروژهٔ ساختهنشده)
پروژهٔ ساختهنشدهٔ کتابخانهٔ ملی ایران نقطهٔ عطفی در راه میرمیران برای تغییر سلیقهٔ طراحی است. با فرم چشمگیر و فراموشنشدنیاش، میتوان آن را دراماتیکترین پروژهٔ او دانست. یکی از عناصر مفهومی این پروژه، پوشش نمادین واحدی است که فرم مجموعه را یکپارچه میسازد و سطح وسیع شیشهای آن، در شرایط اقلیمی محل، اهمیت ویژهای پیدا کرده است؛ زیرا کارکردی نیست.
در طرح کتابخانهٔ ملی، میرمیران نگاه طراحیاش را تغییر میدهد: محتوای استعاری تشدید میشود، در قالب یک سطح پوشانندهٔ یکپارچه فشرده میشود تا اینکه در سراسر بدنهٔ ساختمان پراکنده باشد. از این پس، در پروژههای میرمیران، عنصر مفهومی به نظر میآید که طراحی را پیش میبرد، حتی هنگامی که خود را در برابر اقلیم و عملکرد قرار میدهد. سقف شیشهای وسیع کتابخانه در تابستانهای گرم تهران تلاش بسیاری برای خنکسازی میطلبد؛ و چهرهٔ مفهومی یک سطح یکپارچه بر منطق پروژه چیره میشود.
کتابخانهٔ کانسای (با همکاری بهرام شیردل)
در کتابخانهٔ کانسای (یک پروژه با همکاری بهرام شیردل)، که میتواند یکی از قهرمانانهترین پروژههای میرمیران بهحساب آید، تغییر سلیقهٔ طراحی او به اوج میرسد. طراحان طبقات را تا حدودی در زمین فرو بردهاند تا به مفاهیم از پیش تعیینشده و تناسبات نمای بیرونی وفادار بمانند. این برای پروژه ضرر بزرگی دارد.
در کتابخانهٔ کانسای، تناسبات نمای بیرونی با قرار دادن طبقات تا حدی زیر سطح زمین حفظ میشود — تصویر بیرونی طرح، مقطع را دیکته میکند، و فضاهای زیر خط طبیعی زمین از نور طبیعی و دیدگاهها محروم میشوند. این پروژهای است که در آن نگاه استعاری و مفهومی میرمیران به معماری بهتمامی نمایان میشود — و بهروشنی به محدودیتهای عملکردی و اقلیمی ساختمان برخورد میکند.
۱ Genius Loci.
۲ Representation.
۳ کانون وکلا (Tehran Bar Association، Lawyers' Institute).
۴ Christian Norberg-Schulz.
۵ Idris.
۶ Christopher Alexander.
۷ Form follows function.








