معماری معاصر

تهران عزیز!

اشتراک‌گذاری
تهران عزیز!

اي آسمان، مال مني و آسمان نيستي، مگر بال هاي كوچك من سينه ات را بشكافند.....)خوان رامون خيمه نِز(

\\n\\n

آن تهران كه دوستش داريم كجاست؟ ارزش هاي ذاتي طبيعي و تاريخي تهران در كجاي اين شهر بي در و پيكر نهفته است؟ شايد تمام درد اينجاست كه ديگر كمتر كسي تهران را خوب مي شناسد و آن را عزيز مي دارد. خيلي از معماران جوان حتي نمي دانند شمس العماره كجاست! گفت: »تو كه اين قدر شكايت -سهيلا بسكي- وقتى دوست دوران جواني ام دارى، بيا يك شمارة معمار را دربارة تهران و ارزش هاى آن سامان بده«، حس كردم ديگر وقتش است انتقادها را جدي بگيريم و فرموله كنيم، اقدامات خوب و روشن را هم ارج نهيم، و آن قدر در اين كار استمرار به خرج دهيم تا تمام جامعة فرهنگي تهران، اعم از معماران و هنرمندان، مسئولان، سازندگان و انجمن هاي علاقمند به زندگيِ با كيفيت در شهر تهران، به تدريج در اين حركت درگير شود. البته، نشانه هايى از اين نوع حركات را اخيراً در مطبوعات و نشريات تخصصى ديگر شاهد بوده ايم و شماره هاى مخصوص تهران گاه به گاه توجه را جلب مى كنند. در اين شماره مى خواستم به تمام ارزش هاى طبيعى و تاريخى تهران اعم دره هاى هفتگانة آن )دربند، دركه، و...( به عنوان محورهاى -از كوه البرز و رود اكولوژيك ارزشمند شهرمان، روستاهاى ارزشمند شمال شهر، و نيز به محوطه ها و -بنا هاي تاريخى شهر – از شهر رى تا كارخانه هاى رضاشاهى محور فداييان اسلام بپردازيم يا اشاره كنيم. همچنين قصد داشتيم صفحاتي را به ادبيات و شعرهاى مربوط به تهران اختصاص دهيم. آخر اما، به علت كمبود جا ناچار شديم مطالب را به تهران ناصرى، يعنى تهران قديم و راه ها و نمونه هاى رفتار با آن در حوزة شهر و معمارى محدود كنيم. و اما اصل مطلب. شايد بهتر باشد حرف آخر را اول بزنيم: »اگر برايمان مهم نيست كه تمام بافت هاي تاريخي مركز تهران با خاك كه از زمان شاه طهماسب، آباداني گرفت و - يكسان شوند و اثري از شهر قديمي باقي بماند - سال هم هست كه به عنوان پايتخت كشور تاريخي عمل مي كند200 يا نماند، خوب بهتر است زودتر متفق القول شويم. مسئله را اعلام كنيم و اين همه وقت و پول و حساسيت هم خرج اين موضوع نكنيم« ]مقالة اسكندر مختارى[. كه در حفظ كاراكتر اصيل - مثل قاهره- هستند پايتخت هاى بزرگى در دنيا شهرشان موفق نبوده اند، ولى آن ها توان مادى و معنوى اين كار را نداشته اند و ما داريم! پس اگر برايمان مهم است، بهتر است در راه و روشمان دقت بيشترى به خرج دهيم. البته، اولين گام شناخت است. من كه فكر مي كردم بعد از سال ها كار حرفه اي دربارة اين شهر، چم و خم آن را خوب مي شناسم، ضمن صحبت و گردآوري ، متوجه شدم كه دربارة 1390 مطالب از دوستان و آشنايان طي پاييز و زمستان شهرم چه كم مي دانم. تهران امروز، به رغم جمعيت چند ميليونى، كلانشهري است »شهرستاني« و حتي »روستايي« ]مقالة محمد بهشتي[ كه فرهنگ مدنى و ميراث معمارى آن به سرعت در حال محو شدن است. در ضمن، تهران به عنوان

\\n\\n

يك مجموعة فضايى به هم پيوسته كار نمى كند، گرچه انسجام بخشيدن نسبى به آن بر اساس اصالت اوليه ممكن خواهد بود. پس اگر تهران را دقيق نشناسيم و به ويژگى ها و مشكلاتش آگاه نباشيم، هرگز نخواهيم توانست به عنوان معماران و شهرسازان علاقمند، در تغيير آن دخالت هاى مؤثر داشته باشيم. گام دوم آگاه سازي، پايدارى و اقدام است. امروزه پول هايي كه شهرداري از فروش تراكم، و به قيمت مشكل سازي براي برخى - با خون جگرِ شهر- تهران محلات، به دست مي آورد، با سخاوتمندي هزينه و گاه حيف و ميل مي شود. شهرداري هنوز متوجه نشده كه هرچه در شهر راه و اتوبان و خيابان باز و -تعريض كند، مشكل ترافيك شديدتر مي شود و هرچه تراكم نابجا بفروشد آن چنان كه تا امروز در روستاهاى ارزشمند كوهپايه اى و ساير محلات شمال اين كلاف سردرگم تر خواهد شد. ساخت و ساز، حتى در نقاط - تهران فروخته حساس شهر تاريخى ما، اغلب به دست كساني انجام مى شود كه در مجموع به تركيب شهر و زيبايي منظر آن اهميت نمي دهند. اينان به هر دليل از شهر تهران شناخت ندارند، كم مطالعه مي كنند، از نظر علم و هنر به روز نيستند، با روابط كار مي دهند و مي گيرند، و چون انحصار كارها در دستشان است، رعايت استانداردها در محصول كارشان كنترل و نظارت نمي شود. دستگاه هاي راهبري صحيح نيز هنوز در دولت و شهرداري درست شكل نگرفته اند. بگذريم از تغييرات سريع در پست هاى پرمسئوليت و حساس كه باعث مى شود رشتة كار مديريت كُند و گسسته شود. طرح هاى متعدد تهيه مى شوند اما درست به سرانجام نمى رسند. اين روند آشفته و واپسگراي توسعة شهري،كه بي توجهي شديد به كليت شهر و منافع عام شهروندان، و حركت نزديك بينانه براي خدمت به منافع خواص و سرمايه گذاران بي سليقه در آن هر بيننده اي را آزار مي دهد، نتيجه اي جز ناپايداري شديد نداشته و نخواهد داشت! حركات متضادي كه در حال حاضر در شهر در دست انجام است، قابل توجه است. از يكسو، بناهاى اصيل و زيباي قديمي متعلق به دوران قاجار و پهلوي اول ]مقالة دكتر اسكندر مختارى[ يك به يك تخريب مي شوند، و از سوي ديگر، نوعي معماري و سنتي سازي باسمه اي با استفاده از قوس ها و تزئينات بي مورد آجر و كاشي رسم مي شود كه بيشتر به دكورسازي شبيه است تا به معماري ]مصاحبه با آقاي مهندس خوشفكاري[. آيا اين نتيجة ناآگاهي به ارزش ها نيست؟ شايد زمان آن فرا رسيده كه شهرداري تهران به درجة كيفيت كارها در شهر نيز نيم نگاهي بيندازد.

\\n\\n

»تهران قديم« هنوز موجوديت نهادى ندارد! در كلانشهري به وسعت شهر ما، هميشه صحبت از بازار تهران هست، ولي نام ، به عنوان مركز زنده و زيباى شهر تهران، تصوير خاصي را در ذهن 12 منطقة شهروند تهراني شكل نمي دهد، زيرا سال هاست روح مركزيت از آن رخت بر بسته و مدام به سمت صفحات شمالى تر شهر رفته تا جايى كه پلة بعدى قلة توچال است، كه خوشبختانه هنوز جادة ماشين روى آن تكميل نشده. بر عكس درست در قلب شهر، در محوطة باغ ملى، كه سال ها فضايى شلوغ و محل رفت و آمد، و حتى داراي جوى آب و فواره بود، بعد كه مرمت شد و دانشگاه هنر نيز به آنجا

\\n\\n

آمد تا نويد سرزندگى بدهد، نرده هاى آهنى عبور و مرور پياده را هم سد كردند و امروز همه جاى اين فضاى زيبا و گران تمام شده، سوت و كور است. براى ما »احيا«، واژه اى نأمانوس، و بهسازي و توان بخشي به بافت هاي اصيل و قديمي تهران مثل عودلاجان و سنگلج نيز ايده هايي غريبانه اند كه طرح هايي برايشان تهيه شده، اما اميدي براي تحقق آن وجود ندارد]مقالة فريبرز جبارنيا براي سنگلج[. به علاوه، يك سري اقدامات نيز تنها در كنار هم و با ديدى جامع نگر معني پيدا مى كنند، اقداماتي كه حول يك زمينه و طرز فكر مشترك شكل مي گيرد: مرمت بناها، بازارچه ها، تيمچه ها، راستة بازارها، احياي خانه ها و محله هاى قديمي براي استفادة جديد، در كنار امكان پياده راه رفتن در شهر، و بازگرداندن برخي فعاليت ها و سكونت ها و راه اندازى گردشگرىِ سطح بالا در محل هاي مناسبِ مركز شهر، معنا خواهد يافت. شهرداري تهران اين نيازها را مي شناسد، اما هنوز يك »دفتر تهران قديم« يا »شهردارى تهران تاريخى« يا چيزى شبيه آن در تهران داير نشده. اصلاً كسى از تهران تاريخى حرفى نمى زند. در عوض هر ماه يك همايش در مورد مسائل شهر تهران برگزار مي شود، كه اتفاقاً مطالبش به تهران اصيل و قديم مربوط مى شود. سازمان زيباسازي شهرداري، به همت دوستان علاقمند و فعال، از بحث هايي مانند تحولات مفهومي منظر شهري، پياده راه سازي در سرتاسر شهر، هنرها، طراحي و مبلمان شهري، استقبال مي كند، اما اقدامات عملى در اين راستا كُند و ناهماهنگ است. البته بايد از نهضت پياده روسازى در تهران كه از چند سال پيش آغاز شد، در همين جا قدردانى كرد! اما به طور كلى، منظر شهري تهران، به رغم ساخت به - و سازهاى پرهزينه، هر روز زشت تر مي شود و كميته هاي معماري مناطق در شرق رودخانة -عنوان پاسداران و كنترل كنندگان ساخت و ساز مجاز در شهر كن فعال نيستند و نظارت نمي كنند، زيرا مسائل اقتصادي شهردارى همه چيز را تحت الشعاع قرار مى دهد. مشكل اصلى شايد استمداد نطلبيدن شهردارى تهران از دولت براى اجراى پروژه هاى پايه اى مانند »متروى تهران« و ديگر پروژه هاى مهم و حياتى مثل »احياى مركز تاريخى تهران« باشد. بايد توجه داشت كه اين دو پروژه در اصل دو روى يك سكه اند! بدون آهن درمانى، شهر »پياده« نمى شود!

\\n\\n

يك بام و دو هوا در ضوابط پهنه بندي مصوب طرح تفصيلي جديد، يعنى ضوابطى كه ميزان ساخت و ساز مجاز در هر كجاى شهر تهران را معين مى كند، براى »پهنه هاي فعاليت، خدماتي در مقياس شهري و فراشهري«، كه اغلب - اداري-با عملكرد تجاري طبقه 9 در كنار خيابان هاى اصلى و شريانى شهر قرار گرفته اند، ساختمان هاي طبقه و بيشتر، مجاز اعلام شده اند. با توجه به قيمت زمين در 12وگاه برج هاى اين نوارهاى گرانقيمت، حضور خدمات واقعى و مردمى، مثلاً خدمات آموزشى و درمانى دولتى، در اين گروه عملكردى هر روز كمرنگ تر خواهد شد، و از هم اينك حتى بعضى دستگاه هاى دولتى دست به فروش زمين هاى خوش موقعيتشان زده اند. در واقع، اين ضابطه بدين معناست كه در سرتاسر خيابان هاي اصلي شهر تهران سرمايه گذاران و سازندگان خصوصى و عمومى خواهند توانست در آينده ساختمان تجاري و اداري بلند بسازند. بسيار هم عالي! و انشاءاالله، اين امر به بسيارى از خيابان هاى شهرمان به ويژه در نواحى نوساز و مدرن، شخصيت و نشانگى نيز ببخشد. اما وقتي صحبت صدور اين مجوزها براى خيابان هاي اصلي مركز شهر تهران مي شود، كه شكل كالبدى آن ها جا افتاده و ساختمان هاى موجود برِ خيابان، دو تا چهار طبقه هستند، داستان دچار تناقض مي شود و خيلى ساده، ادارى جديد، ساختمان هاى بعضاً تاريخى و -بعد از ساخته شدن اين مراكز تجارى ارزشمند قديمي در اين خيابان هايى كه شناسنامة شهر تهران محسوب مى شوند نيز به ناچار تخريب و نوسازى خواهند شد. از سوى ديگر، با وجود اينكه شهردارى تهران با علاقه چند خانة قديمى را خريده و مرمت كرده و از آن ها استفاده هم مى كند، اما در حال حاضر، تنها نهاد دولتى و عمومى كه قانوناً »مسئوليت« حفاظت از بناهاى ارزشمند بر عهده اش

\\n\\n

نهاده شده، سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى است كه تقريباً ديگر حتى حضور چه رسد به داشتن - زيرا به شيراز منتقل شده-مؤثرى هم در شهر تهران ندارد بودجة دولتى براى نجات خانه ها و بناهاى قديمى و ميراثى. اين سازمان بارها در سال گذشته توسط ديوان عدالت ادارى محكوم شده تا بر درآمدن خانه هاى ثبت شده از ليست آثار ثبتى سازمان ميراث فرهنگى گردن نهد. البته اميدواريم اين روند در همين جا خاتمه يابد و چاره و قاعده اى براى آن جستجو شود. ما را دلدارى مى دهند كه ضوابط 12 حال، كارشناسان شهرداري منطقة ويژه اى براى تهران قديم كار شده كه هنوز تصويب نشده، اما به هر حال طى يكي دو سال اخير در معاونت شهرسازي اين منطقه جا افتاده، و براي آن ها مسجل است كه مثلاً در خيابان فردوسي قرار نيست سرتاسر برِ خيابان، برج هاي بلند ساخته شود. اما شواهد، گواهي بر گرايشات ديگري مي كنند، كه جالب هم هست: مثلاً پيشنهادات جديدي براي بلند مرتبه سازي، نه در جبهة خيابان هاي اصلي، بلكه در داخل بلوك ها و در لايه هاي پشتي بَرهاى اصلى در خيابان هاى لاله زار و جمهورى را داريم كه خود، بعد از تجربة برج هاي كلّه تيز شمال شهر، مي تواند به تجربة بديع ديگري مختص شهر تهران تبديل شود. آنچه مسلم است هر ساختمان زيبايى به شهر تشخص مى دهد. اما معيار زيبايى و هماهنگى را چه كسانى تعيين مى كنند؟ سرمايه داران و بساز و بفروش هاي بزرگ و قدرتمند امروز تهران اين تلاش هاى فنى در حوزة قانونگذارى شهرى را مذبوحانه مي دانند. كافى است نظرى حافظ، -بيندازيد به دو نماى دوقلوى ساختمان هاى علاءالدين در چهارراه جمهورى كه قرار است به صورت زنجيره اى در تمام تهران بزرگ تكرار شود! شايد تهران گران ترين شهر دنيا باشد. سرمايه در اين شهر، جوان و بي مطالعه است. به دنبال جايي و كاري مي گردد كه زود بازده و برايش ايمن باشد، و انباشت در آن زياد و سريع اتفاق بيفتد. مهم نيست ايمني ساختمان در برابر زلزله و آتش سوزي درست باشد، انرژي در آن به صورت بهينه مصرف شود، ساختمان عمر طولاني كند، با محيط زيست سازگار باشد، يا تعمير و نگهداري آن در زمان بهره برداري چگونه مديريت شود. امروز همة سرمايه گذاران طرفدار ساختمان هاي تجاري بزرگ اند، و فعلاً از سرِ بى اعتنايى، زمين در مركز مهجور ماندة شهر ما ارزان تر از همه جاست. آن ها علناً همه چيز و همه كس را براي ساختن پروژه هاي خودشان بسيج مي كنند: بناهاي تاريخي را از ليست ثبت ميراث فرهنگي بيرون درصد 100 مي آورند، در هر كجاي شهر هر چند طبقه مي خواهند مي سازند و سطح قطعه زمين را هم اشغال مي كنند. بدين ترتيب، هر جا نشان و خاطره اى از تهران تاريخي دارد، به سرعت رو به محو و نابودى است ]مقالة شهرزاد مهدوى[. اما بايد يادآور شد كه مسئوليت اين حركات نه به عهدة اين سازندگان، بلكه متوجه جامعة حرفه اى و مسئولان شهر است كه نقش خود در تعيين و هدايت ساخت و ساز را به درستى بازى نمى كنند. اخيراً تعداد زيادى از خبرنگاران و دوستداران ميراث فرهنگي و علاقمندان به تهران قديم به آقاى قاليباف شهردار تهران نامه نوشته اند و از او دربارة وقايعى كه در تهران تاريخي در شرف تكوين است پرسيده اند، و به او هشدار داده اند خانة سريال»دايى جان -«كه تخريب خانه هايي مانند اثر ثبتي »خانة اتحاديه سيل تخريب بناهاي تاريخي را به طور مهارناپذيري به دنبال خواهد -«ناپلئون شهرداري تهران در - اگرچه غير مستقيم- داشت و او را براي نقش تشويق گرانه اين گونه تخريب ها سرزنش كرده اند. در واقع، اين يك مسئلة فرهنگى و چند وجهى است. در اصل، اين مالكان خانه هاي تاريخي هستند كه پا پيش مي گذارند و خانه را داوطلبانه مى فروشند، زيرا ديگر نه علاقه اى به حفظ آن دارند، نه قادر به حل مسائل ارث در آن اند، و نه اينكه قانون و شهردارى راه جديدى براى درآمدزايى در عين حفظ بنا، جلوى پاى ورثه قرار مى دهند. دكتر حجت، رئيس ايكوموس ايران، مي گويد سازمان ميراث فرهنگي و ديوان عدالت اداري بايد ابزاري قانوني براي راضي كردن مالكان خانه هاي تاريخي را در بودجه شان داشته باشند، به طوري كه يا بناهاي تاريخي خريده، و يا مالكان آن ها به نحوي راضي شوند. او در سايت ايكوموس، به شهرداري

\\n\\n

ًتهران اشاره مي كند كه گويى پشت درِ دادگاه ديوان عدالت ادارى ايستاده تا فورا مجوز ساخت را در دست مالك شاكي قرار دهد و با فروش تراكم، درآمدى كسب كند. اما اين گونه درآمدهاى ناپايدار تا كى كفاف هزينه هاى شهر ما را خواهد داد؟

\\n\\n

اقتدار حرفه، عزم شهردارى، يا هردو؟ در پاسخ به ابراز نگراني من - ايرج كلانتري- بزرگِ جامعة حرفه اي معمارى مي گويد: »ما شأنمان نازل شده و ديگر اختيار جامعة تخصصي را در دست نداريم.« او كه در معماري اش هميشه به دنبال يك مهر و نشان اصيل و بومي نيز بوده است، از اينكه جامعة مشاوران اجازة انتخاب و ليست كردن و تحريم را از دست داده شكايت دارد، و با اشاره به انحلال سازمان مديريت و به ميدان آمدن مدرسة معماري كشور 430 مشاوران جديد، و معماران جواني كه هر سال از فارغ التحصيل و به بازار كار سرازير مي شوند، مي گويد: »اين ها تعرفه و قانون و مقررات نمي شناسند.« بنابراين، هركس آزاد است هر چيزي را در هر كجاي شهر، در كنار هر كار ديگر بگذارد و به قول معروف، به »خلق« و »ابتكار« بپردازد. نتيجه مي شود: پيتزاي قورمه سبزي!

\\n\\n

جبران غفلت گذشته در گذشته ، شهرسازان در زمان تهية طرح جامع، دور بافت هاى پرمسئلة تاريخي خطى مى كشيدند، تا در »فرصتي ديگر« به آن پرداخته شود و در واقع بافت قديم را به شكل يك سياهچاله مي ديدند. شايد در آن زمان حوصله، بودجه، و زمان پرداختن به آن را نداشتند. اما امروز بعد از سال ها بي اعتنايي، وقت اين كار فرا رسيده و از آنجا كه ما ايرانيان در اين ميان جزو آخرين ها در جهان هستيم، كارمان آسان تر نيز هست! زيرا كافى است روى دست بقيه نگاه كنيم و بياموزيم! با وجود اين، اكنون كه تمام حوزه هاي پيراموني شهرهايمان زيرساخت و ساز رفته و نوبت به رسيدگي و ساماندهي به مراكز تاريخي شهرها رسيده، مي بينيم كه عملاً در حوزة شهرسازي فاقد ابزار شهرسازي و معمارى مناسب براي مواجهه با مشكلات مالي، حقوقي، اجتماعي، اقتصادي و غيره در زمينة بهسازي و نوسازي بافت هاي تاريخي هستيم. اين ابزار را، كه شامل ضوابط و مقررات شهرسازي ويژة ساخت و ساز و انواع تمهيدات حقوقي براي تشويق مالكان بناهاي ارزشمند به حفظ و مرمت بناها و خانه هايشان مي شود، چه كسي بايد بنويسد جز كارشناسان همين رشته؟ )البته به كمك اقتصاددانان، حقوق دانان و ...( و چه كسي بايد بايستد و اصرار بورزد كه راه حلي براي هر كدام از اين تنگناها پيدا شود؟ اگر متخصصان ما، بار مسئوليت فني و حرفه اي خود را با مسئوليت سنگين بار مالي شهرداري براي ادارة روزمرة شهر اشتباه بگيرند، اين كاسة داغ تر از آش شدن، نتيجه اي جز اهمال و سهل انگاري كه به لوث شدن صورت مسئله مي انجامد، نخواهد داشت.

\\n\\n

از ماست كه بر ماست! رفتار جامعة حرفه اى ما تا به امروز براي تهران تاريخي چنين بوده: بناي تاريخي، طبق ليست سازمان ميراث طى ساليان، براي 412 تعداد- .تهران ثبت شده است هزار بناي تاريخي )اغلب خانه هاي 5 سازمان ميراث چند سال پيش، حدود- خصوصي( را شناسايي كرده بود كه ثبت كند، اما اين بناها در سال هاى اخير اغلب بنا هنوز باقي و منتظر ثبت تاريخي 1000 تخريب شده اند و از آن ها احتمالاً حدود در سازمان ميراث است. يك سري بنا نيز توسط خود مشاوران طرح تفصيلي مناطق طى سال هاى - ً و حين فرايند تهية طرح هاى تفصيلى شناسايي شده اند كه عمدتا1380 دهة داراي عناصر ارزشمند معمارى هستند. به هر حال، نحوة ثبت اين بناها روي نقشه ها، و نيز تعداد و كيفيت اطلاعات اعلام شده، در مناطق متفاوت است و با

\\n\\n

هم نمى خواند. تعداد كمي از اين بناها تا امروز توسط سازمان ميراث و دولت، شهردارى و - بخش خصوصى مرمت شده اند]مقاله هاى فرامرز پارسى، سهراب سروشيانى، مهرداد بهمنى و...[ كه برخى در اين شمارة معمار معرفى، و نقد و بررسى شده اند. البته طرح هايى هم از ديد طراحى شهرى و در زمينة شهرسازى فضاهاى - عمومى براى كل تهران ناصرى و نيز تك تك خيابان هاى مهم آن تهيه شده اند، اما همه تقريباً ناديده گرفته مى شوند و باز طرح هاى جديدى براى همان خيابان ها و ميدان ها سفارش داده مى شوند كه برترى آن ها نسبت به قبلى ها اصلاً محرز نيست ]مقالة »لاله زار« مريم ميرزايى[. در نتيجه با نوعى اغتشاش روبه رو هستيم، كه پيش از آنكه نشانة بي نظمي كارشناسان درگير باشد، نشانة بى اعتنايى كل نظام شهرسازي به مسئلة بافت هاي تاريخي، و در نوع خود بسيار خطرناك است. زيرا اگرچه ممكن است تخريب يك ساختمان مسكونى به تنهايى آسيبى به كل بافت قديم نزند، اما اگر همة ساختمان هاى قديمى به بهانة فرسوده و ملك خصوصى بودن و... به تدريج طى پنج سال آينده تخريب شوند، آن گاه زمانى به خودمان مى آييم كه ديگر دير است و پشيمانى سودى ندارد... .

\\n\\n

مصوبات مؤثر شوراي شهر از بيش از دو سال پيش، مقدمات فعاليت شهرداري در حول مصوبة »تعيين سياست هاي اقتصادي، جذب مشاركت بخش خصوصي در حفظ و احياي اماكن تاريخي« شوراي شهر تهران به كُندى درحال فراهم شدن است. اين مصوبه، كه سابقه اي با عنوان مصوبة »چگونگي مشاركت شهرداري تهران در ساماندهي بافت (، شهرداري را 84 تاريخي، مذهبي و فرهنگي شهر تهران« دارد )فروردين سال موظف به ساماندهي بافت تاريخي شهر و حفظ و احياي فضاهاي تاريخي موجود كرده. اما داستان هنوز جدى نيست.

\\n\\n

چه مى شود كرد؟ اگر شهردارى تهران عزم و اراده اى در اين راه بگذارد، روند عملي كار اصالت بخشي بايد با ساكنان فعلي و مالكاني كه به كندي درگير روند توان بخشي و بهسازي در بافت هاى تاريخى عودلاجان و سنگلج خواهند شد، آغاز شود. در اراضي تخريب شدة واقع در اين بافت ها نيز اميدواريم به تدريج ساختمان هاى باارزش و با كيفيت جديد، همخوان با كاراكترِ بافت، ساخته شود. اما روشن است كه با ارزش يابي دوبارة اين نواحي مركزي شهر تهران، بسياري از ساكنان فعلي و مستأجران ممكن است به تدريج خانه هاى خود را بفروشند و يا از منطقه بروند، و تركيب طبقاتي ساكنان طبيعتاٌ تغيير يابد، كه اين امر در بسيارى موارد مشابه در دنيا نيز اتفاق افتاده. واضح است كه واقع بودن در »مكان مركزي«، در شهري با ترافيك نفس گير، و اصالت بخشي به بافت هايي كه »زندگي پياده« در آن ها مي تواند دوباره دلچسب باشد، به ارزش ها مي افزايد؛ به علاوه، تبديل نواحي مركزي شهر كه فعاليت و اشتغال در آن تراكم دارد، به محيط هايي قابل دسترس و مجهز )مترو و خدمات كامل( مي تواند آن قدر جذاب شود كه در مركز شهر، به ويژه در تهران، تحركي در جهت جذب طبقات مرفه و نيز گروه هاى خاص )مثلاً بازارى ها، دانشجويان، يا هنرمندان( براي كار و سكونت، به وجود آورد. اگر اين ايده را قبول كنيم، مسئلة جذب سرمايه گذاري و لزوم برنامه ريزي براي اسكان دوبارة طبقات با درآمد متوسط به بالا در نواحي مركزي شهر تهران، به راحتى مى تواند مطرح شود و پا بگيرد! و اين آغاز رونق دوبارة تهران قديم خواهد بود.

\\n\\n

سال براي 30 * ترانه يلدا معمار و شهرساز، فارغ التحصيل معماري و شهرسازي از تورينو و پاريس درگير طرح هاي شهري شهر تهران بوده است. فعاليت او 83 شهرهاي ايران كاركرده است و از سال در تمام اين سال ها نوشتن مقاله و نقد در مورد اتفاقات شهري نيز بوده است.

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.