شهر قزوین، به لحاظ موقعیت جغرافیایی و ارتباطی، نقطه استراتژیک شاهراه اقتصادی جاده ابریشم و سالها محل تردد بازرگانان بزرگ منطقه بوده است. از همین رو، بسیار مورد توجه حاکمان زمان بوده تا آنجا که به مدت ۵۷ سال، شاه طهماسب صفوی، این شهر را به عنوان پایتخت حکومت خود برگزیده بود. بناهای تاریخی ارزشمند متعددی، مثل کاخ چهلستون، سردر عالیقاپو، آبانبار سردار (بزرگترین آب انبار تکگنبدی جهان)، مسجد جامع و همچنین بزرگترین کاروانسرای درون شهری کشور (سعدالسلطنه)، بازارها و قیصریهها محصول توجه حاکمان و تردد بازرگانان سرشناس در این شهر است.
اما یک ویژگی مهم این شهر که کمتر به آن پرداخته شده، وجود حلقهای از باغستانهای سنتی پیرامون شهر است که موضوع اصلی این نوشتار را دربرمیگیرد. باغستانهای قزوین دارای تفاوتهای بنیادین با باغهای محصور ایرانی (که در دنیا با عنوان پرشین گاردن شناخته میشود) هستند. این باغستانها بدون هرگونه ساختمان، کوشک و یا اقامتگاه بودهاند و فقط در موارد ضروری فضاهایی برای نگهداری محصولات و یا وسایل باغداری در آنها ساخته میشده است (تصاویر ۱ و ۲).
این باغستانهای سنتی، به عنوان یکی از میراثهای کشاورزی و اکولوژیک ایران، نمادی از تعادل میان انسان و طبیعت است. این باغستانهای تاریخی، با قدمتی بیش از هزار سال، نه تنها نقش مهمی در تأمین معیشت مردم منطقه داشته، بلکه به عنوان یک سیستم پایدار زیستمحیطی، تأثیرات اقلیمی و هیدرولوژیک عمیقی بر شهر قزوین گذاشته است. با این حال، در دهههای اخیر، گسترش ساختوسازهای غیراصولی، ویلاسازی و تغییر کاربری زمینهای حاشیه آنها، چالشهای جدی برای بقای این اکوسیستم منحصربهفرد ایجاد کرده است (تصاویر ۳ و ۴).
این نوشتار به ارتباط بین پیشینه معیشتی، اجتماعی و عاطفی مردم قزوین در باغستانهای سنتی پدرانشان و تمایل روزافزون آنها به مالکیت و زندگی در یک باغ هرچند کوچک که به سختی آن را آباد میکنند، میپردازد.
دشت قزوین از قدیمیترین زیستگاههای تمدنی ایران به شمار میرود. بیتردید یکی از زمینههای شکلگیری و گسترش سکونت در آن، وجود منابع آبی مناسب برای شرب و کشاورزی بوده است (پرهیزکاری، ۱۳۹۸، ص ۱۶۶). گرچه دشت قزوین سابقهای ۹ هزار ساله در میزبانی انسان یکجانشین در دل خود دارد، ولی همیشه چالش ناسازگاریهای اقلیمی برای ایجاد سکونتگاهی پایدار در آن وجود داشته است... . راهکار اصلی انسان یکجانشین در دشت قزوین، بهره از خود طبیعت برای رام کردن طبیعت بود؛ از نمونههای منحصربهفرد این راهکارها، ایجاد باغستان سنتی بود؛ طبیعتی مصنوع که برای پایداری شهر قزوین ایجاد شده است و تا امروز این نقش حیاتی را با وجود ناملایمات شهری ادامه میدهد (دیزانی، ۱۳۹۵، ص ۴۱). ناصر خسرو سال ۴۳۸ ق به صراحت به باغستان قزوین اشاره کرده است. «باغستان بسیار داشت، بیدیوار و خار و هیچ مانعی از دخول در باغات نبود» (پرهیزکاری، ۱۳۹۸، ص ۱۷۰).
باغهای قزوین با توجه به نوشته و نقشه زکریای قزوینی در قرن هفتم، کاملاً شهر را در برگرفته بودند (پرهیزکاری، ۱۳۹۱، ص ۶۵). اما امروزه باغستان از شکل حلقوی خارج شده و شکل نعلاسبی به خود گرفته است. چراکه در دوران معاصر به دلیل گسترش شهر به سمت شمال، باغستان قسمت شمالی، جای خود را به کالبد شهری داده است ولی خوشبختانه باغستان قسمتهای شرقی و غربی و به ویژه جنوبی به حیات خود ادامه میدهد (دیزانی، ۱۳۹۵، ص ۴۲). (تصویر ۵).
پایتختی قزوین در دوره صفوی، با افزایش ناگهانی جمعیت همراه بود. این موضوع نیاز به آب را بیشازپیش جدی میکرد. از دیگر سوی ساخت و توسعه باغهای سلطنتی و فضاهای شهری مانند میدان و خیابان که دارای درختکاری بودند، منابع آب جدیدی را میطلبید. دولت صفوی با ساخت قناتهای جدید و نگهداری منظم قناتهای قدیمی، به همراه توسعه آبانبارها، شبکه آب شهر را تقویت کرد (پرهیزکاری، ۱۳۹۱، ص ۱۷۱).
پس از افول صفویه و رکود شهر، از اواسط دوره قاجار قزوین رونقی دوباره یافت. رونق بازرگانی، افزایش جمعیت شهر و ارتقای رفاه نسبی را درپی داشت. متناسب با افزایش جمعیت و رونق اقتصادی، بناهای عامالمنفعه بسیاری ساخته شد. سطح ساختوساز و تعمیرات در این دوره چنان وسیع بود که چهره صفوی قزوین به شهر قاجاری مبدل شد. در دوره قاجار باغستان به حداکثر توسعه خود رسید و تمامی آب چهار رودخانه دیزج، ارنزک، دلی چای و زویار را مصرف میکرد. علاوه بر این مازاد آب برخی قناتها نیز برحسب وقفنامه در باغها استفاده میشد. زمان آبیاری باغها اواخر زمستان و اوایل بهار یعنی هنگام پرآبی و طغیان رودخانهها بود. در این دوره آب رودخانهها مصرفی در شهر نداشت و بلکه سیلابها تهدیدی برای شهر به شمار میرفت (پرهیزکاری، ۱۳۹۸، ص ۱۷۵).
ساخت باغستان در اطراف شهر با فناوری آبیاری خاص خود که در فصول پرآبی رودخانهها، به صورت غرقابی آبیاری میشد، سیلابها را به باغها هدایت میکرد و شهر را از سیل مصون میداشت. در این فناوری، ضمن بهرهبرداری از آب رودخانهها، باغها مخازن بزرگی برای پذیرش حجم بالای آب رودخانهها در فصل بهار بود (پرهیزکاری، ۱۳۹۸، ص ۱۷۵).
باغها در باغستانهای سنتی همگی به هم پیوستهاند، در و دیوار ندارند و مرز بین باغها به وسیله تپهای که ارتفاع آن به اندازه نیمتنه انسان یا کمی بلندتر است مشخص میشود که هم محل عبورومرور بین باغهاست و هم مانند حوضچهای بزرگ، سیلابهای زمستانه و بهاره را که همه ساله بین ۱ تا ۳ نوبت از کوهستانهای شمال شهر جاری میشود در خود جای میدهد و ذخیره میکند که علاوه بر جلوگیری از خسارت سیل، باغها را نیز به طور دیم آبیاری و به سفرههای زیرزمینی هم کمک میکند (ضرابی، ۱۳۹۹؛ آورث، ۱۳۸۵؛ گلریز، ۱۳۶۸) (تصویر ۶).
الگوی کشت در باغستان سنتی مختلط و نامنظم است و عمدتاً در یک باغ درختان پسته، بادام، زردآلو و سایر درختان بدون نظم خاصی قرار گرفتهاند. در کف باغستان نیز بوتههای انگور (مو) پرورش داده میشود.
چاهخانهها از دیگر عناصر باغستانها هستند که در واقع تنها ساختمان این باغستانها به حساب میآیند. چاهخانهها اتاقهایی به ابعاد ۴×۴ و ارتفاع حدود ۳ متر با دیوارهای کلفت و طاق ضربی هستند. این بناها در کنار چاههای آبی ایجاد میشدهاند که به منظور شرب و نظافت استفاده میشده و سابقاً در کنار این چاهها، یک یا چند اصله درخت توت یا نارون چتری هم برای استفاده عموم، کاشته میشده است. چاهخانهها استراحتگاه باغبانان و محل انبار وسایل آنها هستند. در زمان آبیاری و در فصل محصول، برای حفاظت از محصولات، باغبانان شبها نیز در چاهخانهها میخوابیدند. در آنها فضایی به نام «آله» برای دیدبانی باغبانان تعبیه میشده است (ضرابی، ۱۳۹۹؛ آورث، ۱۳۸۵؛ اخوی زادگان، ۱۳۸۰؛ اندرودی و صحراکاران، ۱۳۹۶).
نقش اکولوژیک باغستانهای سنتی قزوین
باغستان سنتی قزوین، با مساحتی حدود ۲۵۰۰ هکتار، یکی از بزرگترین باغستانهای دیم ایران محسوب میشود که عمدتاً شامل درختان میوه مانند انگور، پسته، انار و بادام است، بر اساس سیستم آبیاری سنتی شکل گرفته و به عنوان یک «ریه سبز» برای شهر قزوین عمل میکند.
محل زندگی شهروندان قزوین، توسط مزارع و باغها محصور شده، به طوری که باغستان حاشیه امنی برای شهروندان، از بلایای طبیعی به وجود آورده است. سیلاب بعد از بارندگیهای مستمر در شیب طبیعی دشت قزوین، ابتدا به مزارع میرسد و به طور معمول در صورت حجم زیاد، سیلاب از مزارع میگذرد و به باغها میرسد، و باغستان دارای راهکاری مناسب برای ساکن کردن سیل است. راهکار باغستان در نوع استفاده از زمین و کرتبندی قطعات آن است. خاکریزی لب کرتها در باغهای باغستان در حدود یا بیشتر از نیمتنه انسان معمولی است و قطعات با توجه به شیب طبیعی زمین در ارتفاعهای متنوعی قرار گرفته است. سیلاب با رسیدن به هر یک از قطعات، آنها را پر میکند و به قطعه دیگر سرازیر میشود (دیزانی، ۱۳۹۵، ص ۴۳).
سطح باغستان قبل از دوره معاصر تقریباً بیش از پنج برابر سطح شهر بوده و با شکل حلقویاش، شهر را در دل خود داشته است. از این رو سیلابها از هر جهت شهر، توسط باغستان مهار شده و در طی تاریخ دو هزار ساله شهر قزوین، انگشتشمار بودهاند سیلابهایی که بتوانند از حصار طبیعی شهر بگذرند (دیزانی، ۱۳۹۵، ص ۴۳).
علاوه بر آن، باتوجه به اینکه دشت قزوین رودخانه دائمی ندارد و مقدار بارش سالیانه آن نیز کم است، باغستان و مزارع اطراف آن با سطحی وسیع، عهدهدار آبخیزداری و حفظ سفرههای زیرزمینی آب هستند. باغستان که مانع سیل است، همان سیلاب را، ذخیره روزهای کمآبی شهر میسازد. نظام پیشرفته آبرسانی توسط قناتها در شهر قزوین وابسته به همین عملکرد آبی باغستان بوده است (دیزانی، ۱۳۹۵، ص ۴۴).
باغستان با محاط کردن شهر قزوین، گرد و غبار، سرعت و خشکی باد راز (باد گرم کویری) را مهار و آن را به نسیم ملایم و لطیف برای شهر تبدیل میکند. همچنین در فصل وزش باد مه (باد سرد) نیز باعث کاهش سرعت و سوز در نتیجه ملایمت وزش آن به شهر میشود (دیزانی، ۱۳۹۵، ص ۴۴).
نقش اجتماعی و فرهنگی باغستان های سنتی قزوین
باغستان مبنای بسیاری از تعاملات فرهنگی و اجتماعی در طی زمان بوده است. از مدیریت مردمی نحوه تقسیم آب گرفته، تا ادبیات مخصوص باغداران و جشنهایی که همه ساله مردم شهر را به باغستان میکشاند. مراسم «پنجاه بدر» که ریشه در باستان دارد، در بیستمین روز اردیبهشت ماه و یا پنجاهمین روز بهار، برای طلب باران در محل «مصلای باغستان» توسط مردم شهر برپا میشود. سپس مردم در کنار خانواده، بعدازظهر بهاری را سپری میکنند (تصویر ۷). این مراسم نمونهای بارز از ویژگیهای اجتماعی باغستان سنتی است که خوشبختانه تا امروز باقی مانده است (دیزانی، ۱۳۹۵، ص ۴۵).
باغستان سنتی قزوین توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور، در سال ۱۳۹۲، در فهرست میراث ملی ثبت شده است. گزارشهای پرونده ثبت ملی باغستان، بر رابطه عاطفی مردم با این باغها تأکید دارند.
مستندی تحت عنوان «سایههای خشک شده» در آرشیو شبکه استانی قزوین موجود است که مجموعهای از مصاحبهها با باغداران قدیمی قزوین در سال ۱۴۰۱ را ارائه میکند. در این مستند حس نوستالژی و ارتباط اجتماعی و عاطفی مردم قزوین نسبت به باغهای ازدسترفته و زندگی جاری در آنها، به خوبی مشهود است.
مفاهیم پایه منظر فرهنگی، یعنی ارتباط خردمندانه انسان با محیط و شکلگیری مظاهر فرهنگی و سنتهای بومی به خوبی در باغستان سنتی قزوین قابلبررسی است. باغستان سنتی قزوین، نشانهای است از تعامل مردم با محیط طبیعی خود در طول تاریخ و تبدیل موانع زیستی (از جمله اقلیم سرد البرز یا اقلیم گرم کویر مرکزی، رودخانههای فصلی و سیلابها) به منابعی برای شکلگیری حلقه باغهای کشاورزی دور شهر و کشت و کار به روش بومی. (بهشتی، ۱۳۹۰؛ اندرودی، ۱۳۹۶، ۳۷).
زندگی امروز در باغستانهای سنتی قزوین
باغستانهای سنتی بهجایمانده در پیرامون شهر قزوین، هر چند امروزه به تدریج از مساحتشان کاسته شده و به کمربندی و جاده و توسعه شهری اختصاص مییابند، اما هنوز هم منبع تولید محصولات کشاورزی و باغداری مثل پسته، انگور و بادام هستند که نه تنها دارای مصارف داخل شهری و محل امرار معاش برخی شهروندان هستند، بلکه در قالب صادرات نیز، به اقتصاد منطقه کمک میکنند.
تأثیرات محیطزیستی آنها، همچون تولید اکسیژن، کاهش اثرات گرمایش شهری، جلوگیری از گرد و غبار، سیلاب و حفظ منابع آب و خاک همچنان پابرجاست. به عنوان مقصد گردشگری و تفریح، هنوز مورد استفاده هستند و بخشی از هویت تاریخی و اجتماعی شهر محسوب میشوند.
اما همچنان گسترش شهر، راهها و زیرساختهای لازم برای توسعه، ساختوسازهای غیر اصولی، بخشهای بزرگی از این باغستانها را تهدید میکند.
گسترش بیرویه شهر قزوین در دهههای اخیر، به هویت و قلمرو باغستان سنتی قزوین صدمات فراوانی زده است. عواملی مانند توسعه شهر، افزایش جمعیت، افزایش قیمت زمین، دگرگونیهای اجتماعی و اقتصادی، ساخت سایت دفن زباله و البته رویکرد اشتباه مدیریت شهری، باعث این تخریبها شده است. نداشتن عملکرد و کاربندی هماهنگ و معاصر با زندگی مردم و نبودن برنامهای جامع در تعریف عملکرد متنوع برای این قطعات شهری موجب نابودی، خشک شدن، تغییر کاربری و از هم پاشیدن این زیرساخت سبز و حیاتی شهر قزوین شده است (ضرابی، ۱۳۹۹).
اگرچه در فصول مختلف به ویژه نوروز، این باغستان مورد توجه شهروندان است، اما در دهه اخیر مورد بیتوجهی قرار گرفته و بخش عمدهای از مساحت آن به ویژه در بخش شمال شهر از بین رفته است. در سالهای اخیر بازگرداندن زندگی و بهرهبرداری از این باغستان به عنوان پتانسیلهایی برای شهر مورد توجه شهرداری قزوین قرار گرفته است.
نمونهای از این تلاشها بوستان ملاخلیلا است، اولین بوستانی که در باغستان ساخته شده است و به عنوان بزرگترین بوستان جنوب شهر قزوین با مساحت ۶ هکتار، با هدف حفظ و نگهداری باغستان سنتی و توسعه فضاهای سبز شهری در آبان ۱۳۹۴ به بهرهبرداری رسید (ضرابی، ۱۳۹۹). (تصاویر ۸ و ۹).
محققان و تحلیلگران بر این باورند که طرح این بوستان، در برخی موارد به منظر باغستان سنتی و اصول اولیه آن پایبند نبوده است. اما با این حال استقبال شهروندان و خانوادهها، از این بوستان برای پیکنیک و تفریح، نشان از موفقیت جایگاه اجتماعی آن دارد.
اما برخی اصول باغستان سنتی، از جمله سیستم آبیاری غرقابی، مرزبندی ویژه باغستان، نحوه کاشت مختلط و بدون نظم درختان، وجود نهرها، آلهها و چاهخانهها، در آن مورد توجه قرار نگرفته و صرفاً به حفظ درختان موجود، در قالبی کاملاً جدید بسنده شده است.
گسترش سبک زندگی باغ-ویلا-محور در قزوین
مردم قزوین به دلیل پیشینه طولانی در باغداری سنتی (با محوریت باغستانهای تاریخی)، ارتباط عمیق عاطفی و اقتصادی با مفهوم باغ دارند. این رابطه تنها یک فعالیت کشاورزی نبوده، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و سبک زندگی آنان محسوب میشده است. امروز تمایل به ساخت باغ-ویلا در زمینهای بایر را میتوان در چند زمینه تحلیل کرد:
-بازتولید خاطره جمعی و نوستالژی: بسیاری از ساکنان قزوین که در کودکی در باغهای پدری خود رشد کردهاند، به دنبال احیای آن فضای آزاد و طبیعی در قالب باغهای شخصی هستند. امروزه مردم زمینهای کشاورزی یا بایر را با کاشت درخت، آباد میکنند تا در قالبی جدید، پیوند خود با گذشته را حفظ کنند.
-تغییر الگوی معیشت از کشاورزی به سرمایهگذاری: در گذشته باغها منبع درآمد بودند، اما امروز به دلیل کاهش سوددهی کشاورزی، برخی ترجیح میدهند باغها را به باغ-ویلا تبدیل کنند تا هم از فضای سبز بهره ببرند و هم در آینده ارزش افزوده زمین را کسب کنند. این روند نشاندهنده گذار از اقتصاد تولیدی به اقتصاد رانتمحور (سوداگری زمین) است.
- تقلید از الگوی زندگی اشرافی تاریخی: در فرهنگ ایرانی، باغ همواره نماد مقام و رفاه بوده است. مانند باغهای سلطنتی قزوین در دوران صفویه و یا باغستانهای سنتی بزرگ خاندانهای قدرتمند و ثروتمند شهر. امروز مالکیت باغ-ویلا به عنوان نمادی از جایگاه اجتماعی و قدرت، بازتعریف شده است.
-فرار از شهرنشینی صنعتی: زندگی شهری امروز با آلودگی، ترافیک و تراکم جمعیت همراه است. بنابراین، مردم قزوین مانند نیاکانشان که باغها را مکانی برای استراحت و کار میدانستند، به حاشیه شهر پناه میبرند.
این موارد، از جمله دلایلی است که باعث رونق خرید زمینهای ارزانقیمت و اغلب بایر، و تبدیل آنها ابتدا به باغ با کاشت درختان و آبیاری بسیار سخت (به علت کمبود منابع آبی)، و سپس ساخت ساختمانهایی در آنهاست که با عنوان ویلا-باغ یا مورد استفاده قرار میگیرند و یا به فروش میرسند.
امروزه حتی زوجهای جوان قزوینی که در آپارتمانهای اغلب کوچک و استیجاری در شهر زندگی میکنند، با اولین پسانداز خود اقدام به خرید زمینهای کشاورزی ارزانقیمت در اطراف شهر میکنند، در آن درختان مثمر میکارند، سایهبان و حتی گاهی استخر میسازند و کمکم آن را آباد میکنند. رشد این پدیده، دلایل زیادی به غیر از مسائل اقتصادی دارد. یکی از این دلایل داشتن محیطی آزاد و طبیعی در هوای خوب، برای گذران اوقات فراغت و تفریحاتی است که در آپارتمانهای کوچک امکان آن وجود ندارد.
خبرگزاری ایرنا در آبان سال ۱۴۰۱ گزارشی با عنوان «تانکرآبادها، چالش جدید استان قزوین» منتشر کرد و در آن به پدیده رو به رشد یعنی تبدیل کردن زمینهای بایر، به باغ و سپس باغ-ویلا اشاره کرد که به دلیل کمبود منابع آبی، حتی چاههای غیرمجاز حفرشده در این زمینها، امکان تأمین آب کافی برای آبیاری درختان کاشتهشده را ندارند و به همین دلیل مالکان زمینها، اقدام به خرید و نصب تانکر، برای نگهداری آب میکنند و سپس زیر تانکرها اتاقکی میسازند و ساختوساز را به تدریج گسترش میدهند. این تانکر آبادها، منظره زشتی در ورودی شهر ایجاد کردهاند و از دیگر سوی آثار زیستمحیطی زیانباری پدید آوردهاند (تصاویر ۱۰ و ۱۱).
امروزه تغییر اراضی زراعی و تبدیل آنها به باغ - ویلاها و باغچههای گردشگری و تفریحی با استفاده از روش آبیاری تانکری در شهرهای بزرگ استان از جمله شمال قزوین مرسوم شده که ممکن است آسیبهای جدی اجتماعی و امنیتی را به دنبال داشته باشد. از یکسو با توجه به خشکسالیهای اخیر، تأمین آب مورد نیاز این باغ-ویلاها از حق آبههای موجود یا منابع زیرزمینی امکانپذیر نیست و از سوی دیگر قلعوقمع آنها موجب ایجاد نارضایتی گسترده در میان جامعه خواهد شد (ایرنا، ۱۴۰۱).
اما در این میان نیز، شهرکهایی پیرامون شهر قزوین وجود دارند که دارای مجوز ساخت به صورت ویلا-باغ هستند. از جمله شهرک هفت سنگان، پردیسان و باغ نشاط. و یا قطعات زمین روستایی که به صورت خانه روستایی با حیاطهایی بزرگ موجود بودند و اکنون با بازسازی خانه روستایی، تبدیل به ویلاهای فاخر میشوند.
شهرک هفت سنگان دارای قطعه زمینهای حدود ۲۰۰۰ متری است که به صورت باغ-ویلا مجوز ساخت دریافت کردهاند. زمینهای این شهرک جزو زمینهای بسیار مرغوب (به لحاظ اقتصادی) و ارزشمند شهر قزوین هستند و معمولاً گروه متمول ساکن در شهر، در یکی از این قطعات، ویلایی میسازند و به صورت موردی (خانه دوم) و یا گاهی دائمی از آن استفاده میکنند و ارزش افزوده بسیار قابلتوجهی دارند.
معماری باغ-ویلاهای قزوین
در شهرکهای ویلایی اطراف قزوین که مجوز ساخت به صورت باغ-ویلا در قطعه زمینهای حدود ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ مترمربع صادر میشود، معماران اغلب با رعایت ضوابط و مجوزها برای طراحی و ساخت بنا، اقدام به طراحی کردهاند. یکی از این شهرکها، هفت سنگان است که به عنوان مثال یکی از ویلاهای آن را دفتر معماری سهراب رفعت برای اوقات فراغت و تفریح ساکنان طراحی کرده است. این ویلا در یک قطعه زمین ۲۰۰۰ متری، به مساحت ۷۲۰ مترمربع ساخته شده و فضای باز آن (باغ) شامل فضاهای سبز، استخر و آلاچیق است (تصاویر ۱۲ و ۱۳).
برخی از این زمینها خالی و بدون کاشت قبلی هستند، اما برخی نیز دارای درختان و گیاهانی هستند که از قبل موجود بودهاند. معماران اغلب با توجه به درختان محدوده سایت و با در نظر گرفتن موقعیت آنها، طراحی میکنند.
پروژه در دست ساخت خانه-باغ، کار مهدی کریمی نیز در این شهرک واقع شده است. این پروژه در یک زمین ۱۰۰۰ مترمربعی که هنوز کاشتی در آن انجام نشده بود، طراحی شده و یک خانه ۴۵۰ مترمربعی برای سکونت یک خانواده را، در قالب چند نیمطبقه برنامهریزی کرده است (تصاویر ۱۴ و ۱۵). در چنین زمینهایی، دست طراح برای ایجاد فضای سبز متناسب با موقعیت ساختمان، باز است و به نسبت موقعیت فضاها و ارتباطی که با فضای باز و سبز نیاز دارند، اقدام به برنامهریزی باغ میشود.
خانه پرسهگرد نیز در شهرک هفت سنگان قزوین در زمینی به مساحت ۱۹۰۰ مترمربع، با در نظر گرفتن موقعیت درختان کهنسال سایت، توسط شرکت نشا (نگین شهر آینده) طراحی شده است (تصاویر ۱۶ و ۱۷).
به غیر از شهرکهای ویلایی، اخیراً بازسازی خانه-باغهای روستایی، با مجوز مراجع ذیربط، امکانپذیر شده و در این میان نیز عدهای از مردم شهر، به زندگی در روستاهای پدری خود در اطراف شهر، تمایل پیدا کردهاند. یکی از این نمونهها، بازسازی خانه-باغی در روستای حسنآباد با طراحی مهدی کریمی است. دغدغه طراحی در این پروژه، حفظ درختان مثمر و غیر مثمر باغ و در حین حال، احیا، بازسازی و گسترش خانهای بود که باید برای زندگی امروزی بازتعریف میشد (تصاویر ۱۸ و ۱۹).
در پایان باید گفت که مردم قزوین ناخودآگاه در جستجوی بازسازی بهشت از دست رفته باغهای پدری خود هستند، و این تمایل ناخودآگاه، منجر به گسترش ساختوسازهای گاهی بیضابطه و بیمجوز در اطراف شهر در قالب باغ-ویلا شده است و در غیاب قوانین هوشمندانه، این تمایل، به جای بازسازی باغستانها و تداوم سنت، به عاملی برای نابودی آن تبدیل شده است.
برداشت بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی، به وسیله چاههایی که برای تأمین آب کافی برای آبیاری باغها حفر میشود، تنها یکی از مصائب زیستمحیطی ناشی از ناآگاهی مردم، در آباد کردن زمینهای بایر و تبدیل آنها به باغ است.
هرچند معماران، همواره زمانی به یک پروژه وارد میشوند که مراحل گرفتن مجوزهای ساخت، سپری شده و تأثیر چندانی در انتخاب زمینهای مناسب برای ساخت ندارند، اما تأثیرگذاری بیشتری از آنها در آگاهسازی جامعه، انتظار میرود. مدیران و کارشناسان در تصمیمگیریهای کلان شهری، میبایست برای این تمایل و نیاز رو به رشد مردم، پاسخ مناسب و برنامهریزیشدهای پیدا کنند.
معماران، با طراحی همساز با طبیعت سایت، خلق فضاهای ناب و افزایش کیفیت زندگی در واحدهای سکونتی که به صورت ویلا طراحی میکنند توانستهاند سلیقه عمومی جامعه و توقع آنها از یک محیط زندگی با کیفیت را ارتقا دهند. این گام مهمی است اما برای حفظ زیرساختهای طبیعی، اجتماعی و اقتصادی شهرها، کافی نیست.
باغستان سنتی قزوین تنها یک میراث تاریخی نیست، بلکه یک ضرورت اکولوژیک و اقتصادی برای منطقه محسوب میشود. در مقابل، توسعه شهری و تمایل به زندگی در طبیعت نیز واقعیتی انکارناپذیر است. چالش اصلی، یافتن راهی برای تعادل میان این دو نیاز است. اگر سیاستگذاران، جامعه محلی و شهروندان به دنبال حفظ این گنجینه طبیعی باشند، میتوان با برنامهریزی دقیق، هم از باغستان حفاظت کرد و هم توسعه مسکن را به سمت پایداری سوق داد. در غیر این صورت، ادامه روند فعلی به نابودی تدریجی این میراث گرانبها خواهد انجامید.
منابع:
- پرهیزکاری، مهرزاد، ۱۳۹۸، پیشینه مهندسی در قزوین حکایتی از آبادانی، تهران: نشر راهآورد مهر.
- اندرودی، الهام، بتول صحراکاران، ۱۳۹۶، «منظر فرهنگی باغستان سنتی قزوین: بررسی مفاهیم پایه و تحلیل عناصر و خصیصهها در حوزه کالبدی»، مجله باغ نظر، شماره ۵۰: ۴۴-۳۵.
- دیزانی، احسان، ۱۳۹۲، «بازآفرینی شهر شاهی صفوی قزوین از متون و اسناد تاریخی»، مجله هویت شهر، شماره ۱۴: ۷۰-۶۱.
- دیزانی، احسان، ۱۳۹۵، «باغستان سنتی قزوین، لبه شهری با طبیعتی کارآمد»، مجله منظر، شماره ۳۷: ۴۷-۴۰.
- مجابی، سید مهدی، ۱۳۸۸، در جستجوی هویت شهری قزوین، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری.
- ورجاوند، پرویز، ۱۳۷۷، سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، دفتر دوم، تهران: نشر نی.
- ورجاوند، پرویز، ۱۳۴۹، سرزمین قزوین، انتشارات انجمن مفاخر فرهنگی.
- ضرابی، محمد مهدی، طاهره صالحی، آیدا آل هاشمی، ۱۳۹۹، «به دنبال زندگی امروز در باغستان سنتی قزوین، تحلیل طرح پارک ملاخلیلا»، مجله منظر، شماره ۵۰: ۶۹-۶۲.






