معماری معاصر

رم کولهاوس

کامران افشار نادری·معمار ۱۰
رم کولهاوس
ساختمان کنگرکسپو در لیل، رم کولهاوس، مجله معمار شماره ۱۰

ساختمان کنگرکسپو در لیل، فرانسه، ۱۹۹۰-۱۹۹۴

در پس ظاهر پاره‌شده و نوشته‌های واقع‌گرایانه کولهاوس، اندیشه‌ای نو افلاطونی و آرمانگرایانه نهفته است، اندیشه‌ای که با نظریه‌پردازی واقعیت، بنیان آرمانشهر را می‌نهد و عناصر آن بازتاب حقیقت هستند. واقعیت این‌بار آنچنان ناب شده که در قالب فهرستی از ایده‌های بنیادین و ساختاری ظاهر شده است. توجه به این ساختار، از نظر کولهاوس، به وضوح از شیوه تنظیم کتابش پیداست.

امروزه معماری و شهرسازی واقعیاتی است که به معماری واقع‌گرا اشکالی می‌بخشد. کتاب از فصل‌هایی تشکیل شده است که فقط براساس کمیت، یعنی حجم کار، تنظیم شده‌اند و این مسئله خود اشاره‌ای به اهمیت کیفی کمیت‌ها در کلان‌شهرهای امروزی است. مطالب بدون پیوستگی سنتی و مقاله‌ای، در بین تصاویر این کتاب گنجانده شده‌اند. هدف کولهاوس این است که کتاب فقط از طریق توصیف معانی صورت‌پذیرد — ساختار کتاب و شکل سازماندهی آن ایده‌های کولهاوس در مورد واقعیت معماری امروز را متبلور می‌سازد.

ویلا دال‌آوا

ساختمان ویلا دال‌آوا (سن‌کلود، پاریس، فرانسه، ۱۹۸۵/۱۹۹۱) عناصر ترکیبی این بنا بدون یک نظام واحد یکپارچه‌ساز در کنار هم قرار گرفته‌اند و حتی پنجره‌های نمای اصلی ظاهراً بی‌ارتباط با یکدیگر هستند. ورودی تبلور آرامش، میانجی‌گری و از پیش تعیین‌شدگی است و کولهاوس در جستجوی ادراک ناتمام، حرکتی، جزئی و غیرعقلانی و زیبایی‌شناسی ملی‌گرایانه است.

عامل حرکت مشخصه اصلی کار کولهاوس است و او بخشی از ایده‌های اصلی پروژه‌هایش را به خود اختصاص می‌دهد. در پروژه لیل فضایی مانند میدان برای آرامش مدنی وجود ندارد. در کونست‌هال روتردام، دو کتابخانه دانشگاه ژوسیو در فرانسه و مرکز هنر و فنون، رمپ‌ها که طبقات را به سطوح پیوسته تبدیل می‌کنند، از عناصر اصلی فضایی ساختمان هستند.

کونست‌هال، روتردام

در هر پروژه‌ای کولهاوس سعی می‌کند با یک مسئله اصلی و ساختاری طراحی روبرو شود و به همین جهت آثارش بیشتر کشفیات علمی هستند تا نوآوری. مسئله ترکیب پدیده‌های مستقل به شرطی که کار ترکیبی از موضوع پیشنهادی نباشد، بلکه فقط مجموعه‌ای از برنامه‌های مستقل و متفاوت. در پروژه گراند پاله مشخص نیست که تالار کنسرت، تالارهای همایش و فضای نمایشگاهی، مانند سه بخش کاملاً مستقل، کنار هم قرار گرفته‌اند.

کنگرکسپو، لیل

پروژه کنگرکسپو در لیل (۱۹۹۰-۱۹۹۴) نماینده ایده‌های کولهاوس درباره زیرساخت شهری در مقیاس بزرگ در بلندپروازانه‌ترین شکلشان است. پروژه از چهار لایه مختلف تشکیل شده: لایه اول شامل نوارهای پیاده‌رو که سطح کامل پارک را می‌پوشانند. لایه دوم مجموعه‌ای از عناصر نقطه‌ای روی شبکه‌ای منظم. لایه سوم به گردش اختصاص دارد، بلواری خطی در جهت شمال-جنوب. لایه چهارم آرایش ساختمان‌های موجود و نوساز را مشخص می‌کند.

مرکز هنر و فناوری رسانه‌ای (ZKM)، کارلسروهه

به رغم اینکه زبان شکلی کولهاوس کاملاً انتزاعی و تجریدی است، محتوای آثار نظری‌اش در جستجوی نوعی برنامه‌ریزی قابل قبول برای جهان امروز است. او نقش یک واسطه کمک فرهنگی را بازی می‌کند. تمام معیارهای قدیمی «طراحی خوب» را کنار می‌گذارد. استدلالش تنها بر یافتن راه‌حل و نقد تکیه ندارد؛ اصولی مانند ترکیب‌بندی را نیز به کار می‌گیرد. تیزبینی‌اش بسیار فراتر از سطح ایده کلی و استدلال‌های نظری رفته و به مشکلات عملی و اجرایی ساختمان می‌رسد.

اقتصاد ساختمان یکی از استدلال‌های مهم کولهاوس است. برای او اقتصاد صرفه‌جویی نیست، بلکه تحقق حداکثر برنامه‌ها با حداقل سرمایه است. ساختمان آموزشگاه (اِدوکاتوریوم) در دانشگاه اوترخت با مساحت ۲۵۰۰۰ مترمربع با بودجه‌ای حدود ۱۲ میلیون دلار ساخته شد — قیمتی که حتی برای کشورهای جهان سوم نیز کاملاً امکان‌پذیر است.

این مسئله که کوشیدم با ارائه مثال‌های مختلف نشان دهم، برای جهان امروز و خصوصاً کشورهایی مثل ایران بسیار حائز اهمیت است. تجربه کولهاوس نشان می‌دهد که کیفیت معماری لزوماً منحصراً وابسته به آثار منتخب و گران‌قیمت نیست و با هزینه‌ای قابل تحمل، ساختمانی مهم با قدرت کامل قابل تحقق است.

در جستجوی مدرنیسم جدید

رم کولهاوس در گفتگو با بارت لوتسا (domus 800، ژانویه ۱۹۹۸). ترجمه لیلا غدیرنژاد.

مقاله شامل ترجمه گفتگویی میان رم کولهاوس و بارت لوتسا است که اصل آن در مجله دوموس در ژانویه ۱۹۹۸ منتشر شده بود. در این گفتگو، کولهاوس رویکردش به معماری را در بستر جهانی‌شدن، نقش معمار در جامعه معاصر و چشم‌اندازش برای پروژه‌های آینده دفتر OMA بررسی می‌کند.

به ویژه برخی از مشکلاتی مانند تجمعات شهری بزرگ که کولهاوس درباره‌شان بحث می‌کند، مصداق‌های مشخصی در تاریخ ما دارند. اصول مورد استفاده او مانند فقدان ارتباط بین درون و بیرون، برتری فضای درونی، اهمیت مسیر، ترکیب‌پذیری بخش‌های جداگانه و قرارگیری بر روی هم در شبکه‌ای با عناصر کمابیش تکراری و شبکه‌ای با عناصر خاص و منحصربه‌فرد، ظاهراً هماهنگی کاملی با بازار سنتی ایرانی دارد.

◆ ◆ ◆

منتشرشده در مجله معمار، شماره ۱۰، پاییز ۱۳۷۸. گفتگو ترجمه‌شده از مجله دوموس ۸۰۰، ژانویه ۱۹۹۸.