پنج تن از مدیران مهندسان مشاور معمار قدیمی که در پاریس گرد هم آمده بودند، در گفتوگویی کوتاه با یکی از دوستان از مشکلات حرفهای، فرهنگی و بومی دوران فعالیت خود سخن گفتند. دو عکس از این نشست همراه متن به یادگار آمده است.
فرهنگ معماری همیشه متکی به گذشته و گذشتگان دور و نزدیک است. بدون آگاهی و بررسی بنیادهای گذشته، کارهای امروز لرزان و بیثبات خواهند بود. یکی از دوستان ما خواست با استفاده از فرصت ملاقات پنج تن از مدیران مهندسان مشاور معمار قدیمی در پاریس، ضمن تهیهٔ دو عکس یادگاری برای خوانندگان، نتیجهٔ گفتوگوی کوتاهی را که با این جمع آنجا انجام شد، به نظر خوانندگان برساند.
معماران حاضر در این جمع، که شاید اغلب خوانندگان بالای چهل و پنج سال از آنان خاطرههایی دارند و چه بسا در دفاتر آنها فعالیت داشتهاند، عبارتاند از: عبدالعزیز فرمانفرمائیان و همکار ارشد او رضا مجد، محمدرضا مقتدر (مهندسین مشاور مدام)، علی سردار افخمی و کامران دیبا (مهندسین مشاور داض).
سؤال این بود: «در طول فعالیت خود در ایران چه مشکلات و موانع حرفهای، فرهنگی و کشوری داشتید؟ آیا به عنوان پیشگامان حرفهٔ مهندسی مشاور توصیهای برای صاحبکاران و نهادهای مدیریتی دارید؟»
آقایان ابتدا از این سؤال غیرمنتظره کمی جا خوردند و گفتند که پاسخ به این سؤال مهم نیازمند مطالعه، وقت و تأمل است. اما چون فرصت مشترک به دست آمده و حال و هوای ایجادشده برای گفتوگوی بین نسلها به آسانی قابل تکرار نبود، بالاخره سرِ صحبت باز شد و به اتفاق مطالبی را مطرح کردند که خلاصهٔ آن را در زیر میآوریم:
ما نمیخواستیم قبول کنیم که یک کشور جهانسومی و فاقد فرهنگ حرفهای و مدیریتی، بنیهٔ مالی و تکنولوژی جهان غرب هستیم. از طرف دیگر، به گذشتگان معماری خود و حتی آثار همکارانمان توجه نداشتیم؛ منحصراً در پی فرهنگ معماری جهانی بودیم که خود آن دارای نقاط ضعف بود و چهبسا اغلب، مدلهایی زودگذر بودند که بعدها با شکست روبهرو شدند. تصوری که ما از معمار غربی به عنوان هنرمند و ابرمرد داشتیم فقط در رابطه با نوادر تاریخ معماری جهان میتوانست صادق باشد. ولی متأسفانه تعلیمات دانشکده، دانشجوی معماری را به تقلید و نسخهبرداری از آثار و آفرینشهای خارجیها سوق میداد.
شیفتگی ما به مظاهر تکنولوژی غرب، که فاقد آشنایی کافی با الفبای آن بودیم، باعث شد که امکانات زیادی بیهوده به هدر رود. ما در جهت برقراری احکام و مقررات ایمنی، پیشبینی و پیشگیری از آتشسوزی و خرابی زلزله، که از ضروریات معماری امروز است، چندان سختگیر نبودیم. از اشتباهات بزرگ ما بیتوجهی به گذشتگان معماری مدرن کشور خودمان و عدم شناخت کار آنان بود که میتوانست برای ما آموزنده باشد.
در مورد صاحبکاران و کارفرمایان باید گفت که عدم توجه به کیفیت کار و فقر فرهنگ معماری در سطح جامعه همیشه یک عامل بازدارنده بوده است. مشکل بعدی برنامههای عجولانهای است که امکان بحث و تعمق و تحقیق در معماری را به شدت محدود میکند.








