اگر آوانگارد آغاز قرن بیستم بر ضد آکادمی و به نفع انسانها و نیازهای جامعه بهپاخاسته بود، پرچمداران آوانگارد امروزی، گریزان از بحثهای انسانی و اجتماعی، به دلمرد آکادمی پناه بردهاند و مشروعیت خود را از کتب و مجلات تخصصی کسب میکنند. آثار این معماران هر چند دارای ارزشهای چشمگیری در سطح نظری و تخصصی، نظیر ساماندهی فضا و خلق فرمهای جدید است، لیکن مستقیماً به مصرفکننده مربوط نشده و حتی مصرفکننده و مخاطب اصلی پیام در آنها به عنوان یک پارامتر در نظر گرفته نمیشود.
پیانو یکی از استثناهایی است که توانسته با پیروی نکردن از هیچ سبکی، سبکی بیافریند. آنچه آثارش را به هم پیوند میدهد فرایند تولید فرم نیست؛ اینها متغیرهای فوق ساختاری معماری هستند. ثابتهای آثار پیانو اصول پایدار معماریاند مانند: طبیعت به عنوان محیط، نیروها و عناصر، اندازه و ملازمان آن، نور، مصالح، موسیقی که پروژه از آنها استخراج میشود.
کارگاه
پیانو معتقد است امروز که هر گوشهای از جهان کشف شده، معماری عرصه منحصر به فردی برای ماجراجویی و کاوش در فضاهای ناشناخته فراهم میکند. دفتر پیانو یک «کارگاه معماری» واقعی است که در آن با ساختن صدها ماکت در مقیاسهای مختلف، گاه حتی جزئیات اجرایی، و آزمایش با نور، صدا و تونلهای باد، ویژگیهای پروژه را کاوش میکند.
سنت و فرهنگهای محلی
بسیاری از آثارش چنان دقت و ظرافتی در فرم و جزئیات دارند که به نظر میرسد حاصل یک تکامل طولانی و تدریجی از سنت ساختمانی هستند. در پروژه مرکز فرهنگی تجیبائو در نومئا که به عنوان نماد استقلال مردم کاناک ساخته شد و بازگشت به سنتهای محلی پیششرط اصلی آن بود، مشکل پیچیدهتر شد. معماری سنتی این مردم عمدتاً از خانهها و کلبههای حصیری تشکیل شده بود. پاسخ پیانو نوعی معماری است که در آن ساختمان واحدی وجود ندارد. این مجموعه از ده کلبه با اندازههای مختلف تشکیل شده که مانند مجسمههای اسرارآمیز جزیره ایستر به نظر میرسد.
تکنیک و صنعتگری
بزرگترین اشتباه طبقهبندی پیانو در معماران هایتک است. برای او تکنیک فقط وسیله است نه هدف. مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدو (۱۹۷۱-۱۹۷۷) اولین اثر مشهور او با ریچارد راجرز است. این اثر ترکیبی از ایدهآلهای آرشیگرام یعنی «ماشین بزرگ شهری» و نئوبروتالیسم است. اصول مرکز پمپیدو یعنی «حقیقت» ارائه شده توسط استفاده صادقانه و آشکار از مصالح و سازه، «عینیت» با در نظر گرفتن قابلیتها و نیات اصلی، و «مسئولیت» نسبت به جامعه و شهر، در بهترین شکل خود محقق شدهاند.
پیانو شخصیت سهگانه مخترع، هنرمند و صنعتگر را دارد. به عنوان صنعتگر توجه فراوانی به جزئیات و کیفیت مصالح دارد و با استفاده از فناوری پیشرفتهتر، قادر به ساخت قطعات منحصر به فرد در سیستم تولید انبوه و سپس پیوند دادن آنها به نحوی است که مرز سنتی میان صنعت و صنعتگری را درنوردیده است.
