معماری معاصر

جبران خسارت

سیدرضا هاشمی·معمار ۱۰

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

اکنون با تحولات معماری جهان و پیشرفت دانش و فناوری اطلاعات در آستانه قرن جدید، در کشور ایران نیز دیدگاه‌های مختلف و گوناگونی فراروی ما قرار گرفته است. هر مکتب فکری در معماری پیروان خاص خود را دارد. چهار دهه آموزش معماری در ایران نسل‌های متفاوت و گاه متناقضی از معماران را پرورانده که با دیدگاه‌های کاملاً متفاوتی به حرفه می‌نگرند.

فاصله میان نسل‌های قدیم‌تر و جدیدتر معماران ایران قابل توجه است. برخی با تحسین به گذشته می‌نگرند و از میراث معماری بیش از چهار هزار ساله، منابع الهام و درس‌های ارزشمندی برای امروز می‌یابند. اما دیگرانی نیز هستند که بر آینده تمرکز دارند و باور دارند که تنها با پذیرش فناوری‌های نوین، مصالح جدید و تبادل جهانی ایده‌ها می‌توان جایگاه شایسته معماری ایران را در جهان معاصر یافت.

دانشکده‌های معماری کشور که اکنون بیش از چهل عدد هستند، هر یک رویکرد متفاوتی به این رشته دارند. برخی بر تاریخ و حفاظت تأکید می‌کنند؛ برخی دیگر بر فناوری و مدرنیسم تمرکز دارند. نتیجه، منظره‌ای پراکنده از حرفه است که در آن فارغ‌التحصیلان با دیدگاه‌های به شدت متفاوت و گاه ناسازگار درباره آنچه معماری باید باشد و انجام دهد وارد میدان می‌شوند.

میراث معماری ایران در قرن گذشته آسیب‌های فراوانی دیده است. تحولات نوسازی، جنگ‌ها، فشارهای شهرنشینی و گاه غفلت محض، بناهای بی‌شماری با اهمیت تاریخی و فرهنگی را تخریب یا آسیب رسانده‌اند. وظیفه جبران خسارت — یعنی تلافی این خسارات — مستلزم تلاش جمعی همه بخش‌های حرفه است.

این جبران خسارت صرفاً درباره مرمت فیزیکی بناهای قدیمی نیست، هرچند که آن هم بسیار مهم باقی می‌ماند. بلکه درباره ترمیم پیوند گسسته‌شده میان گذشته غنی معماری ایران و عمل معاصر آن است. درباره اذعان به این است که معماری سنتی کشور حکمت عمیق محیط‌زیستی، فرهنگی و اجتماعی را در خود دارد که نادیده گرفتنش از سوی معماران امروزی به زیان خودشان خواهد بود.

انقلاب اسلامی تغییرات بنیادینی را در هر عرصه‌ای از زندگی ایرانی، از جمله معماری، به همراه آورد. سیاسی شدن فرهنگ، قطع بسیاری از ارتباطات بین‌المللی و سختی‌های اقتصادی جنگ ایران و عراق همگی نشان‌های عمیقی بر حرفه گذاشتند. با این حال، معماران به کار خود ادامه دادند، ساختند و درباره معنای حرفه خود در جامعه‌ای در حال تغییر اندیشیدند.

امروز، در آستانه پایان قرن بیستم، معماری ایران بر سر دوراهی ایستاده است. گشایش تبادلات فرهنگی، رشد نشریات و نمایشگاه‌های معماری و ظهور نسلی جدید که هم در سنت‌های ایرانی و هم بین‌المللی آموزش دیده‌اند، فرصت‌های بی‌سابقه‌ای فراهم می‌آورد. اما این فرصت‌ها تنها در صورتی قابل بهره‌برداری هستند که صادقانه با آنچه از دست رفته روبرو شویم و به جبران آن متعهد گردیم.

معماری صرفاً یک رشته فنی نیست؛ بلکه عملی فرهنگی است که جامعه‌ای را که در آن فعالیت می‌کند بازتاب می‌دهد و شکل می‌بخشد. بنابراین جبران خسارات وارده بر معماری ایران فراتر از مهارت فنی است — حساسیت فرهنگی، آگاهی تاریخی و تعهدی واقعی به خیر عمومی را می‌طلبد. تنها از طریق چنین مشارکت جامعی می‌توان امیدوار بود که معماری‌ای شایسته میراث فوق‌العاده ایران و آینده امیدبخش آن بیافرینیم.

◆ ◆ ◆

منتشرشده در مجله معمار، شماره ۱۰، پاییز ۱۳۷۸.