افشار نادری
شرکت گروه کثیری از معماران نسلهای مختلف در جایزه، بیش از هر چیز دیگر، نشاندهندة نهادینه شدن این رسم و به طور کلی رقابتهای فرهنگی معماری در سطح کشور است. با توجه به اینکه کارهای خوب ارائه شده اغلب متعلق به ده سال اخیر هستند میتوان به وضوح دریافت معماری ایران در این سالها به طور اساسی متحول شده است. بخش مهمی از کارهای خوب ارائه شده از نقاط مختلف کشور، مناطق ساحلی شمال، شیراز، اصفهان، مشهد، کرمان و دیگر شهرها هستند. در بین شرکتکنندگان در مسابقه عدة زیادی معماران جوان به چشم میخورند. کیفیت آثار آنها مؤید این واقعیت است که سرمایهگذاری اقتصادی و فرهنگی در معماری کشور باید عمدتاً متوجه جوانان کشور باشد.
مجموعة کارها پیشرفت قابل ملاحظهای را در صنعت ساخت نشان میدهند. توجه به کیفیت و جزئیات اجرایی از مشخصههای کلی و عمومی پروژههای ارائه شدهاند. کارها به لحاظ سبکشناسی متنوعاند و گرایشهای فردی متعددی در میان آنها وجود دارد. بحث تنوع به استفاده از مصالح نیز کشیده شده است. نسبت به سالهای دهة ۶۰ تنوع مصالح بیشتر به نظر میرسد.
کارهای ارائه شده به طور کلی در سه گروه اصلی قرار میگیرند: خانههای ویلایی یک یا دو واحدی، خانههای آپارتمانی و مجموعههای بزرگ مسکونی. بیشترین میزان خلاقیت، تنوع، شجاعت و نوآوری متعلق به خانههای ویلایی است. در طرح این ابنیه به بحث فضا توجه شده است. از این نظر میتوان گفت که معماری وابسته به پلان و نمای دوران گذشته تا حدی به سوی معماری پیچیدهتر که فضا بحث اصلی آن است متمایل شده است. مضامین معماری بومی در چند مورد به چشم میخورد و به دلیل نگرشهای نو این آثار تکراری یا منسوخ نیستند. عدهای از معماران در طرح خانههای یک یا دو واحدی موضوعاتی از یاد رفته مانند راهرو، ایوانها، حیاط مرکزی و پشتبام را در قالبی جدید احیا کردهاند. بعضی از کارهای شاخص، از معماری به عنوان ابزار هنری نقد آثار رایج یا نوعی اعتراض استفاده کردهاند. کار آنها در محدودة هنر و هنر مفهومی قرار دارد. تجربه با مصالح ارزانقیمت از قبیل بلوک سیمانی و اندود سیمان، سعی در ارزشگذاری آنها و طرح بحث زیباییشناسی با استفاده از این نوع مصالح در آثار چند معمار به چشم میخورد.
خانههای آپارتمانی شهری عموماً درگیر مشکلات دستوپاگیر مقررات و ضوابط شهری هستند. بهرغم این مسئله، عدهای سعی کردهاند در قالب محدودیتها به ابداعاتی دست بزنند. چند پروژة شاخص این گروه توانستهاند الگوهای جدیدی از موضوع رایج خانة آپارتمانی ارائه کنند. در برخی از کارها تلاشی در جهت ایجاد نوعی ساختمان شهری منطبق با روحیه و تاریخ شهر نیز دیده میشود. در این آثار موضوعات اصلی سازماندهی کاربردی ـ فضایی واحدها به گونهای پیچیده و متنوع، ایجاد فضاهای مشاع جذاب و نمای ساختمان است. در کارهای برجستة این گروه پرهیز از روش سودجویانه و نزدیکبین و اشغال حداکثر فضا به چشم میخورد. کار این معماران نشاندهندة این واقعیت است که تخصیص بخشی از فضای قابل استفاده به ورودی، حیاط و دیگر فضاهای مشاع، نه تنها از ارزش ساختمان نمیکاهد، بلکه به افزایش ارزش اقتصادی ساختمان نیز میانجامد. چند نمونه از کارهای خوب ارائه شده این قابلیت را دارند که به الگویی کلی برای بخشی از ساخت و ساز شهری تبدیل شوند.
در بخش انبوهسازی، مشکلات به حداکثر میرسد. موانع فرهنگی و اقتصادی موجب شدهاند آثار این گروه از جذابیت و خلاقیت پایینی برخوردار باشند. در هر حال چند تم اصلی و پایهای در این آثار مورد توجه قرار گرفته است که مهمترین آنها پیشسازی است. تلاش در جهت بهبود کیفیت مسکن از طریق صنعت پیشساخته قابل تقدیر است. یکی از شرکتکنندگان مجموعة مسکونی خود را به صورت یک بلوک شهری متشکل از خانههای ردیفی طراحی کرده است. موضوع فراموش شدة نمای شهری، در این اثر، با جرأتی کم، ولی در هر حال به صورتی نسبتاً کمیاب مطرح شده است.
نقد آثار برگزیده
هیئت داوران پس از بررسی دقیق کلیة آثار دریافت شده و پس از حذف تعدادی کار که به اعتبار موضوعی خارج از مسابقه قرار میگرفتند، ۲۰۰ پروژه را به عنوان کارهای مهم انتخاب کرد. این کارها به طور کلی به سه گروه عمدة مجموعههای مسکونی، ساختمانهای آپارتمانی و ویلاها و ساختمانهای یک یا دو خانواری دستهبندی میشوند.
۱ ـ مجموعههای مسکونی
ساختن مسکن به گونهای که به لحاظ ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، روانشناسی و زیباییشناسی مطلوب باشد کاری دشوار است، زیرا عموماً این پیشفرضها به نتایجی ضد یکدیگر ختم میشوند. مجموعة مسکونی منظریه کار داریوش شهنواز توانسته است با ترکیب حجمی نسبتاً پیچیده و مشاعها و تراسهای فراخ فضایی را به وجود آورد که تا حد زیادی سنگینی طرح، نما و مصالح نه چندان خوشسلیقة آن را تحتالشعاع قرار دهد. مجموعة مسکونی پارس، کار همین طراح، تم قدیمی نمای شهری را مطرح میکند. ساختمانهای به هم پیوسته، با قرارگیری در لبة زمین قِناس پروژه، سایت را به گونة نسبتاً شجاعانهای سازماندهی میکنند. زیباییشناسی نما همچنان ناموفق است، چنانچه این طراح نوعی زیباییشناسی هم پایه ایدههای فضاییاش عرضه میکرد بیتردید این کار موفقتر میشد.
۲ ـ ساختمانهای آپارتمانی
دو ساختمان آپارتمانی خوب که نزدیک هم در خیابان فرشته ساخته شدهاند، کار بهروز بیات هستند. این دو ساختمان گرچه از لحاظ هنری مسئلة تازهای را مطرح نمیکنند، از کیفیت بسیار خوبی به لحاظ معماری برخوردارند و در طراحی آنها مهارت، دقت و سلیقه به کار رفته است. در سازماندهی کلی فضا و طراحی نما به معماری بومی تهران و شمیران اشاره شده است. در این دو ساختمان فضاهای عبور و مرور عمومی، ورودیها، تراسها و بالکنها شاخص و جذاب هستند. نماها به دلیل تمرکز عناصر متعدد و غیرهمجنس تا حدی شلوغ به نظر میرسند، ولی به علت توجه به درجهبندی سبکی و سنگینی نما در رابطه با اتصال به زمین و خط آسمان و همچنین به دلیل ترکیب دقیق عناصر نما این ویژگی آزاردهنده نیست.
ساختمان مسکونی طرح محمدرضا نیکبخت در زعفرانیه، به دلیل رنگ خوش ساختمان آن، آجر و چوب در ترکیب با دیگر مصالح جذاب است. اما تمرکز عناصر شکلی متنوع و غیرهمجنس، که حداقل بیش از ظرفیت بناست، در قسمت ورودی تا حدی آن را ثقیلالهضم کرده است. پلان بنا که به لحاظ نحوة کنار هم قرارگیری کج فضاهای مختلف مربع، مستطیل، نیمدایره و ششضلعی جلوههای باستانشناسی را به یاد میآورد، اگرچه به دلیل به کارگیری عناصر پراکنده گاه از زیادهروی صورت گرفته است، در مجموع حالتی شاداب به ساختمان داده است.
خانة شمارة ۲، کار فریار جواهریان در باغ پیرایش نشان میدهد که دارای سبک مشخصی است. کارهای او چنان که در جای دیگر نیز عنوان کردم، دلپذیر، خوب و مفید هستند، اگرچه به لحاظ معماری و از جهت زیباییشناسی بحث مهمی را مطرح نمیکنند. معماری او به طور کلی بسیار تذللجویانه است. کفسازیهای خوشترکیب و خوشرنگ، اشارههای متعدد به عناصر معماری ایرانی که همه دوست دارند، فضای گرم و دلچسب درون که در فواصل با آجر بندکشی شده تزئین شدهاند و آبنمای کوچک مزین به کاشیهای فیروزهای رنگ ویژگیهای کار او هستند. مهمترین وجه تمایز کار فریار جواهریان پاسیو مرکزی خانه است که برخلاف عرف به طرز شاخصی تزئین شده است.
مجتمع مسکونی کامرانیه کار فرامرز شریفی الگوی مدرن دوبلکس را با تم تاریخی و سنتی حیاط مرکزی در آمیخته است. نتیجه بنایی است که در حجم بیرونی کم و بیش مکعب مستطیل و ساده است، اما در درون شکسته و جذاب است. فضای درون اگرچه متقارن است، به دلیل مقیاس خرد عناصر و تنوع پر و خالی، ریتم پیچیده و بالکنها موفقتر از چهرة رسمی نمای بیرونی است. سازماندهی فضایی بالنسبه پیچیده و گوناگون ساختمان، معادلی مناسب در رنگآمیزی و بهکارگیری مصالح نیافته است و از این نظر بنا تا حدی سنگین و ناهماهنگ به نظر میرسد.
۳ ـ ساختمانهای یک یا دو خانواری
دو ویلای کم و بیش شبیه به هم در مازندران، کار رضا علیآبادی به لحاظ کاربرد مصالح پیش پا افتاده، ترکیب رنگ و حجم در خور توجه است. ویلای شمارة ۱۰، در پلان تم کهن مربع نه قسمتی را به کار میگیرد ولی حجم بیرونی، برخلاف الگوی ایستای پلان از تنوع و ترکیب پر و خالی جذابی برخوردار است. جزئیات معماری با دقت و سلیقه طرح شدهاند. ویلای ۱۳۶ معماری بومی مناطق ساحلی را، که به عنوان وجه بارز پروژه به شمار میرود، مطرح کرده است. بهکارگیری اندود و بلوک سیمانی در نما و ارزشگذاری زیباییشناسی این مصالح کمارزش در خور توجه است.
ویلای لواسان، کار بهرام شکوهیان در زمین متوازیالاضلاع کشیدهای قرار گرفته است که در دامن کوه قرار دارد. پروژه به خوبی زمین را سازماندهی کرده و رابطة متداول شیء درون متن به منظومة منسجمی تبدیل شده است که پر و خالی، بسته و باز در نظام ارزشی فضایی به درجة یک و دو تقسیم نمیشوند. روابط فضایی، دسترسیها و سیرکولاسیون کاملاً سهبعدی بوده و در سطوح مختلف طراحی شدهاند. این بنا به طور کلی متناسب و خوشترکیب است. خوابگاه آن دودکش بیش از حد بزرگی است که به نحوی توجیه نشده و تحمیلی متقارن است و همچنین به دلیل تاریخدار بودن از جذابیت پروژه میکاهد.
ویلای فشندک، کار حسین ناصری با پلان صلیبشکل و معماریای که کم و بیش خانههای روستایی جنوب اروپا را به خاطر میآورد، و خاطرة پنجدری کار محمد عقیلی با نمای ساده و پنجرههای گل و بتهای که فضای درونی، خانههای ده هستند، به لحاظ معماری بحث خاصی را مطرح نمیکنند.
ویلای ملکار، کار رشید خمارلو مجموعهای متشکل از خانههای ویلایی دو طبقه است. طرح کلی مجموعه گرچه فاقد نوآوری است، از نظر ترکیب حجمها و خصوصاً شکل پنجرهها در کل و در جزئیات جذاب است. در طرح شیروانی و پنجرهها ظاهراً به مسائل اقلیمی، وزش باد و نفوذ باران توجهی دقیق نشده است.
ساختمان مسکونی سعادتآباد کار بهروز پاکدامن در زمین دشوار و قِناس جذاب است. خرپشته و پشتبام به موضوعاتی شاخص و ابداع تبدیل شدهاند. در هر حال به نظر میرسد ریتم و طرح پنجرهها چند گام عقبتر از ترکیب حجمی و سازماندهی فضایی پروژه هستند.
ویلای صلاحالدین کلا، کار شهریار قدیمی به دلیل سادگی و اساسی بودن در خور تحسین است. تیپولوژی ساختمان و شیوة قرار دادن آن روی زمین ملهم از معماری بومی هستند. معماری واضح، بیپیرایه و فارغ از دغدغههای روشنفکرانه است. طراح با این اثر نشان داده است کارهای بسیار ساده و کوچک هم میتوانند بدون شگردهای پیچیدة زیباییشناسی معماری خوبی را ارائه کنند.
بزرگترین امتیاز خانة کردان اثر فیروز فیروز متمایز بودن آن از کلیة آثار ارائه شده است. ترکیب حجمی ساختمان، اگرچه با ابعاد کوچک آن تناسب چندانی ندارد، بسیار جذاب و شاعرانه است. تیرهای نازک افقی پشت بام، در تضاد با حجم پر و برجستة گنبد، دودکشهای بیرون زده از ساختمان و رنگهای گرم نمای اصلی، زیباییشناسیای را مطرح میکنند که از مدرنیسم و کلاسیسم فاصله میگیرد. این اثر اگرچه به نوعی یادآور کارهای حسن فتحی است، در کلیت خود بدیع است. طراح با دیوارهای داخلی نیز مانند مجسمه رفتار کرده است و جزئیات با وسواس هنرمندانهای طراحی شدهاند.
خانة مرشدزاده، کار امیرحسین طاهری به لحاظ حجم چندان جذاب نیست، ولی فضاهای داخلی غنی و متنوعی دارد. به نظر میرسد بنا از داخل طراحی شده است. توجه طراح به مسائل اقلیمی (جریان هوا در ساختمان) و ابداع در قالبهای نسبتاً متفاوت ساخته شده و بنابراین از نظر سازماندهی فضایی پیچیده و جذاب است.
خانة صدری کار محمدرضا قانعی و علی شیخالاسلام پروژة بسیار جالبی است که اگر به خاطر پنجرههای ناموزون بخش شرقی بنا و جزئیات بعضاً سبکسازیاش نبود، در شمار کارهای موفق قرار میگرفت. ویژگی منحصر به فرد آن مفهوم فضایی منحصر به فرد آن است. زمین پروژه که به شکل مستطیل کشیدهای است، به لحاظ هندسی به عناصر طولی توسط راهروها و عناصر عرضی توسط سه راهرو و راه پله مورد استفاده قرار گرفته است. راهرو و راه پله، عناصر فراموش شدة معماری مسکونی، در اینجا ارزشگذاری شده و به عناصری شاخص تبدیل شدهاند. چندلایه بودن فضاها و حجمها تو در تو به گونهای طراحی شدهاند که از درون قابل تجربه هستند. دیوارها پر از منفذ و طاقچه و دیگر وقایع معماریاند و فضاهای داخلی متنوع و پیچیده و پر از زوایایی برای کشف و تصرفاند.
بلوک نواب صفوی متعلق به همان طراحان مجدداً تم راهرو را مطرح میکند. موضوع اصلی این پروژه بازسازی و مرمت است و از این نظر با دیگر آثار متفاوت است. جزئیات پنجره و نردهها به گونة اغراقآمیزی تزئینی هستند. حصیرهای به کار رفته در بازشوها، سرامیکهای شکستة نامنظم و چندضلعی کف، عناصر مواج دیوار شیشهای نمای اصلی، طرح شبهآرنوو نردهها و ستونهای باریک و بلند سالن اصلی اگرچه در چند جا، نظیر طرح کفسازی راهرو، مجدداً تکرار میشوند، تناسب و ارتباط خوبی را با هم به وجود نمیآورند.
خانة شمارة ۳، کار مهرداد ایروانیان، به نظر نویسنده، در محدودة هنر مفهومی قرار میگیرد و از هر گونه ارزیابی زیباییشناسی میگریزد. خانه به اثر هنری میماند که هر جزء آن در رابطه با معنا و روایتی مستقل از مسائل و ماهیت خود پروژه شکل گرفته است. ناهماهنگی و نقض زیباییشناسی موضوع پروژه است. کار کاملاً تجربی است و در درون خود تناقضاتی دارد که آزاردهندهترین آنها پلان معمولی است که ساختمان بر آن قرار گرفته است. فضا به صورت کلیتی یکپارچه درک نمیشود. پروژه از اپیزودها و عناصر مختلف فضایی و هنری تشکیل شده است که به گونهای غریب در کنار هم قرار گرفتهاند. اثر از مرز شلختگی تا وسواس صنعتگرانه در نوسان است و همین تناقض که در ترکیب عناصر نامربوط پرداختشده و خام نیز منعکس است، ویژگی اصلی ساختمان را تشکیل میدهد.








