معماری معاصر

نگاهی به معماری مسکونی پس از انقلاب

کامران افشار نادری·معمار ۱۹
◆ ◆ ◆

شرکت گروه کثیری از معماران نسل‌های مختلف در جایزه، بیش از هر چیز دیگر نشان‌دهندهٔ نهادینه شدن این رسم و به طور کلی رقابت‌های فرهنگی معماری در سطح کشور است. با توجه به اینکه کارهای خوب ارائه‌شده اغلب متعلق به ده سال اخیر هستند، می‌توان به وضوح دریافت معماری ایران در این سال‌ها به طور اساسی متحول شده است. بخش مهمی از کارهای خوب ارائه‌شده از نقاط مختلف کشور، مناطق ساحلی شمال، شیراز، اصفهان، مشهد، کرمان و دیگر شهرها هستند. در میان شرکت‌کنندگان در مسابقه تعداد زیادی معماران جوان به چشم می‌خورند و کیفیت آثار آن‌ها مؤید این واقعیت است که سرمایه‌گذاری اقتصادی و فرهنگی در معماری کشور باید عمدتاً متوجه جوانان کشور باشد.

مجموعهٔ کارها پیشرفت قابل ملاحظه‌ای را در صنعت ساخت نشان می‌دهند. کارها از لحاظ سبک‌شناسی متنوع‌اند و گرایش‌های فردی متعددی در میان آن‌ها وجود دارد. بحث تنوع به استفاده از مصالح نیز کشیده شده است — نسبت به سال‌های دههٔ ۶۰ تنوع مصالح بیشتر به نظر می‌رسد.

کارهای ارائه‌شده به طور کلی در سه گروه اصلی قرار می‌گیرند: خانه‌های ویلایی یک یا دو واحدی، خانه‌های آپارتمانی و مجموعه‌های بزرگ مسکونی. در طرح این ابنیه به بحث فضا توجه شده است. از این نظر می‌توان گفت که معماری وابسته به پلان و نمای دوران گذشته تا حدی به سوی معماری پیچیده‌تر که فضا بحث اصلی آن است متمایل شده است. مضامین معماری بومی در چند مورد به چشم می‌خورد و به دلیل نگرش‌های نو این آثار تکراری یا منسوخ نیستند. عده‌ای از طراحان حیاط مرکزی و پشت اتاق را در قالبی جدید تفسیر کرده‌اند. بعضی از کارهای شاخص از معماری به عنوان ابزار هنری نقد آثار رایج یا نوعی اعتراض استفاده کرده‌اند. کار آن‌ها در محدودهٔ هنر و هنر مفهومی قرار دارد. تجربه با مصالح ارزان‌قیمت از قبیل بلوک سیمانی و اندود سیمان و سعی در ارزشگذاری زیبایی‌شناسی آن‌ها در آثار چند معمار به چشم می‌خورد.

خانه‌های آپارتمانی شهری عموماً درگیر مشکلات دست‌وپاگیر مقررات و ضوابط شهری هستند. به رغم این مسئله، عده‌ای سعی کرده‌اند در قالب محدودیت‌ها به ابداعاتی دست بزنند. چند نمونهٔ شاخص این گروه توانسته‌اند الگوهای جدیدی از موضوع رایج خانهٔ آپارتمانی ارائه کنند. در برخی از کارها تلاشی در جهت ایجاد نوعی ساختمان شهری منطبق با روحیه و تاریخ شهر نیز دیده می‌شود. موضوعات اصلی عبارتند از: سازماندهی کاربردی-فضایی واحدها به گونه‌ای پیچیده و متنوع، ایجاد فضاهای مشاع جذاب و نمای ساختمان. در کارهای برجستهٔ این گروه پرهیز از روش سودجویانه و نزدیک‌بین اشغال حداکثر فضا به چشم می‌خورد. کار این معماران نشان‌دهندهٔ این واقعیت است که تخصیص بخشی از فضای قابل استفاده به ورودی، پلکان و دیگر فضاهای مشاع نه تنها از ارزش ساختمان نمی‌کاهد، قطعاً به افزایش ارزش اقتصادی ساختمان نیز می‌انجامد. چند نمونه از کارهای خوب ارائه‌شده این قابلیت را دارند که به الگویی کلی برای بخشی از ساخت‌وساز شهری تبدیل شوند.

در بخش انبوه‌سازی مشکلات به حداکثر می‌رسد. موانع فرهنگی و اقتصادی موجب شده‌اند که این گروه از جذابیت و خلاقیت پایینی برخوردار باشند. در هر حال چند تم اصلی و پی‌ای در این آثار مورد توجه قرار گرفته است که مهم‌ترین آن‌ها قابل تقدیر است. یکی از شرکت‌کنندگان مجموعهٔ مسکونی خود را به صورت یک بلوک شهری متشکل از خانه‌های ردیفی طراحی کرده است — موضوع فراموش‌شده‌ای. نمای شهری در این اثر با جرأتی کم ولی در هر حال به صورتی نسبتاً کمیاب مطرح شده است.

◆ ◆ ◆

نقد آثار برگزیده

هیئت داوران پس از بررسی دقیق کلیهٔ آثار دریافت‌شده و پس از حذف تعدادی کار که به لحاظ موضوعی خارج از مسابقه قرار می‌گرفتند، ۲۰۰ پروژه را به عنوان کارهای خوب انتخاب کرد. این کارها در سه گروه کلی مجموعه‌های مسکونی، ساختمان‌های آپارتمانی و ویلاها و ساختمان‌های یک یا دو خانواری دسته‌بندی می‌شوند. ساختن مسکن به گونه‌ای که به لحاظ ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، روان‌شناسی و زیبایی‌شناسی مطلوب باشد، کاری دشوار است زیرا بسیاری از این پیش‌فرض‌ها به نتایجی ضدیکدیگر ختم می‌شوند.

01

مجموعه‌های مسکونی

مجموعهٔ مسکونی منظریه کار داریوش شهنواز توانسته است با ترکیب حجمی نسبتاً پیچیده و مدولار و تراس‌های فراخ، کار را از تسلط سلیقه‌ای بر خود نجات دهد. مجموعهٔ مسکونی پارس، کار همین طراح، تم قدیمی نمای شهری را مطرح می‌کند. ساختمان‌های به‌هم‌پیوسته، با قرارگیری در زمین قناس پروژه، سایت را به گونهٔ نسبتاً شجاعانه‌ای سازماندهی می‌کنند. زیبایی‌شناسی نما همچنان ناموفق است — چنانچه این طراح نوعی زیبایی‌شناسی هم‌سطح ایده‌های فضایی‌اش عرضه می‌کرد بی‌تردید این کار موفق‌تر می‌شد.

مجتمع مسکونی کامرانیه کار فرامرز شریفی الگوی مدرن دوبلکس را با تم تاریخی و سنتی حیاط مرکزی درآمیخته است. نتیجه بنایی است که در حجم بیرونی کم و بیش مکعب‌مستطیل و ساده است، اما در درون شکسته و جذاب است. فضای درون اگرچه متقارن است، به دلیل مقیاس خرد عناصر و تنوع پر و خالی و ریتم پیچیده و بالکن‌ها، موفق‌تر از چهرهٔ رسمی نمای بیرونی است. سازماندهی فضایی بالنسبه پیچیده و گوناگون ساختمان، معادلی مناسب در رنگ‌آمیزی و به‌کارگیری مصالح نیافته است و از این نظر کار تاحدی سنگین و ناهماهنگ به نظر می‌رسد.

02

ساختمان‌های آپارتمانی

دو ساختمان آپارتمانی خوب که نزدیک هم در خیابان فرشته ساخته شده‌اند، کار بهروز بیات هستند. این دو ساختمان گرچه از لحاظ هنری مسئلهٔ تازه‌ای را مطرح نمی‌کنند، از کیفیت بسیار خوبی به لحاظ معماری برخوردارند و در طراحی آن‌ها مهارت، دقت و سلیقه به کار رفته است. در سازماندهی کلی فضا و طراحی جزئیات به معماری بومی تهران و شمیران اشاره شده است. در این دو ساختمان فضاهای عبور و مرور عمومی، ورودی‌ها، تراس‌ها و بالکن‌ها شاخص و جذاب هستند. نماها به لحاظ تمرکز عناصر متعدد و غیرهمجنس تاحدی شلوغ به نظر می‌رسند، ولی به علت درجه‌بندی سبکی و سنگینی عناصر در رابطه با اتصال به زمین و خط آسمان و همچنین به دلیل ترکیب حجمی عناصر نما، این ویژگی آزاردهنده نیست.

ساختمان طرح محمدرضا نیک‌بخت در زعفرانیه، به دلیل رنگ خوش آجر و چوب در ترکیب با دیگر مصالح جذاب است. اما تمرکز عناصر شکلی متنوع و غیرهمجنس — که کاملاً بیش از ظرفیت بناست — در قسمت ورودی تاحدی آن را ثقیل‌الهضم کرده است. پلان بنا که به لحاظ نحوهٔ کنارهم قرارگیری فضاهای مختلف — مربع، مستطیل، نیم‌دایره و شش‌ضلعی — رلوه‌های باستان‌شناسی را به یاد می‌آورد، بر محتوای التقاطی بنا تأکید می‌کند. بازیگوشی در تناسبات و به‌کارگیری تزئینات پراکنده تاحدی زیاده‌روی صورت گرفته است و در مجموع حالتی شاداب به ساختمان داده است.

فریار جواهریان در خانهٔ پیرایش نشان می‌دهد که دارای سبک مشخصی است. کارهای او، چنان‌که در جای دیگر نیز عنوان کردم، دلپذیر، خوب و مفید هستند ولی به لحاظ معماری و از جهت زیبایی‌شناسی بحث مهمی را مطرح نمی‌کنند. معماری او به طور کلی بسیار لذت‌جویانه است. کف‌سازی‌های خوش‌ترکیب و خوش‌رنگ، اشاره‌های متعدد به مفاهیم معماری ایرانی که همه دوست دارند، فضای گرم و دلچسب درون که در فواصل با آجر بندکشی‌شده تزئین شده‌اند و آب‌نمای کوچک مزین به کاشی‌های فیروزه‌ای رنگ ویژگی‌های کار او هستند. مهم‌ترین وجه متمایز کار فریار جواهریان پاسیو مرکزی خانه است که برخلاف عرف به نحو بسیار خوبی اجرا شده است.

ساختمان مسکونی سعادت‌آباد کار بهروز پاکدامن، زمین دشوار و قناس ساختمان را به خوبی سازماندهی کرده است. بازی با حجم‌ها، رنگ و مصالح مختلف جذاب است. خرپشته و پشت‌بام به موضوعاتی برای ابداع تبدیل شده‌اند. در هر حال به نظر می‌رسد ریتم و طرح پنجره‌ها چند گام عقب‌تر از ترکیب حجمی و سازماندهی فضایی پروژه هستند.

03

خانه‌های تک‌واحدی

دو ویلای کم و بیش شبیه به هم در مازندران، کار رضا علی‌آبادی به لحاظ تفسیر مصالح بومی و ترکیب مصالح و حجم در خور توجه هستند. در پلان تم کهن مربع نه‌قسمتی را به کار می‌گیرد ولی حجم بیرونی — برخلاف الگوی ایستای پلان — از تنوع و ترکیب پر و خالی جذابی برخوردار است. جزئیات معماری با دقت و سلیقه طرح شده‌اند. ویلای ۱۳۶ معماری بومی مناطق ساحلی دریای خزر را در ویرایش نو، با کمی چاشنی پست‌مدرنیسم — که تنها نقطهٔ ضعف بارز پروژه به شمار می‌رود — مطرح کرده است. به‌کارگیری اندود و گچ سیمانی در نما و ارزشگذاری زیبایی‌شناسی این مصالح کم‌ارزش در خور توجه است.

ویلای لواسان، کار بهرام شکوهیان، در زمین متوازی‌الاضلاع کشیده‌ای قرار گرفته است که در دامن کوه قرار دارد. پروژه به خوبی زمین را سازماندهی کرده و رابطهٔ متداول شیء درون متن به رابطه‌ای منسجم تبدیل شده است که پر و خالی، بسته و باز در نظام ارزشی فضایی به درجهٔ یک و دو تقسیم نمی‌شوند. روابط فضایی، دسترسی‌ها و سیرکولاسیون سه‌بعدی بوده و در سطوح مختلف طراحی شده‌اند. این بنا به طور کلی از نظر ترکیب حجمی، زیبایی‌شناسی نما و جزئیات معماری در خور تحسین است. نمای جنوبی — که تنها نقطهٔ ضعف مشخص این کار است — به نحوی توجیه‌نشده و تحمیلی متقارن است و همچنین به دلیل تاریخ‌دار بودن از جذابیت پروژه می‌کاهد.

ویلای فشندک، کار حسین ناصری، با پلان صلیب‌شکل و معماری‌ای که کم و بیش خانه‌های روستایی جنوب اروپا را به خاطر می‌آورد و خاطرهٔ پنج‌دری — با نمای ساده و پنجره‌های گل و بوته‌ای که فضای درونی خانه‌های دههٔ پنجاه (هجری) را تداعی می‌کند — اگرچه از اکثر ساختمان‌های رایج در کشور بهتر است، نوآوری قابل ملاحظه‌ای در گفتمان معماری ارائه نمی‌دهد.

ویلای ملکار، کار رشید خمارلو، مجموعه‌ای متشکل از خانه‌های ویلایی دو طبقه است. طرح کلی مجموعه گرچه فاقد نوآوری است، از نظر ترکیب حجم‌ها و خصوصاً شکل پنجره‌ها در کل و در جزئیات جذاب است. در طرح شیروانی و پنجره‌ها ظاهراً به مسایل اقلیمی — وزش باد و بار برف — توجهی دقیق شده است.

ویلای صلاح‌الدین کلا، کار شهریار قدیمی، به دلیل سادگی و اساسی بودن در خور تحسین است. تیپولوژی ساختمان و شیوهٔ قرار دادن آن روی زمین ملهم از معماری بومی ساحل شمال است. جزئیات بنا بسیار ساده و در عین حال زیبا و دقیق هستند. معماری واضح، بی‌پیرایه و فارغ از دغدغه‌های روشنفکرانه است. طراح با این اثر نشان داده است کارهای بسیار ساده و کوچک هم می‌توانند بدون شگردهای پیچیدهٔ زیبایی‌شناسی معماری خوبی را ارائه کنند.

بزرگ‌ترین امتیاز خانهٔ کردان اثر فیروز فیروز متمایز بودن آن از ویلاهای اطراف است. ترکیب حجمی ساختمان اگرچه با ابعاد کوچک آن تناسب چندانی ندارد، بسیار جذاب و شاعرانه است. تیرهای نازک افقی پشت بنا، در تقابل با حجم پر و برجستهٔ گنبد، دودکش‌های بیرون‌زده از ساختمان و کنگره‌های نمای اصلی، زیبایی‌شناسی‌ای را مطرح می‌کنند که از مدرنیسم و کلاسیسم فاصله می‌گیرد. این طراح با دیوارهای داخلی نیز مانند مجسمه رفتار کرده است و جزئیات با وسواس هنرمندانه‌ای طراحی شده‌اند.

خانهٔ مرشدزاده، کار امیرحسین طاهری، به لحاظ حجم چندان جذاب نیست ولی فضاهای داخلی زیبا و متنوعی دارد. به نظر می‌رسد بنا از داخل طراحی شده است. توجه طراح به مسائل اقلیمی (جریان هوا در ساختمان) و ابداع در قالب‌های دست‌وپاگیر مقررات ساختمانی ارزشمند هستند. پروژه در پنج سطح مختلف ساخته شده و بنابراین از نظر سازماندهی فضایی پیچیده و جذاب است.

خانهٔ صدری کار محمدرضا قانعی و علی شیخ‌الاسلام پروژهٔ بسیار جالبی است که اگر به خاطر پنجره‌های ناموزون بخش شرقی بنا و جزئیات بعضاً سبک و خام نبود، می‌توانست موفق‌تر باشد. مهم‌ترین ویژگی این کار مفهوم فضایی منحصر به فرد آن است. زمین پروژه که به شکل مستطیل کشیده‌ای است به خوبی سازماندهی شده و طویل بودن آن، به جای خنثی شدن توسط عناصر عرضی، توسط سه راهرو و پلکان مورد تأکید قرار گرفته است. راهرو و پلکان — عناصر فراموش‌شدهٔ معماری مسکونی — در اینجا ارزشگذاری شده و به عناصری شاخص تبدیل شده‌اند. لایه‌لایه بودن فضاها و حجم‌ها تو در تو به گونه‌ای طراحی شده‌اند که از درون قابل تجربه هستند. دیوارها پر از منفذ و طاقچه و دیگر وقایع معمارانه و فضاهای داخلی متنوع و پیچیده و پر از زوایایی برای نشستن و تصرف‌اند.

خانهٔ نواب صفوی متعلق به همان طراحان مجدداً تم راهرو را مطرح می‌کند. پروژهٔ بازسازی و مرمت است و از این نظر با دیگر آثار متفاوت است. جزئیات پنجره و نرده‌ها به گونهٔ اغراق‌آمیزی تزئینی هستند. حصیرهای به‌کاررفته در بازشوها، سرامیک‌های شکستهٔ نامنظم و چندضلعی کف، سطح مواج دیوار شیشه‌ای نمای اصلی، طرح شبه‌آرنوو نرده‌ها و ستون‌های باریک و بلند سالن اصلی — اگرچه در چند جا نظیر طرح کف‌سازی راهرو مجدداً تکرار می‌شوند — تناسب و ارتباط خوبی را باهم به وجود نمی‌آورند.

ساختمان شمارهٔ ۳، کار مهرداد ایروانیان، به نظر نویسنده، در مقولهٔ هنر مفهومی قرار می‌گیرد و از هرگونه ارزیابی زیبایی‌شناسی می‌گریزد. خانه به اثر هنری کار می‌ماند که هر جزء آن در رابطه با معنا و روایتی مستقل از مسائل و ماهیت خود پروژه شکل گرفته است. ناهماهنگی و نقض زیبایی‌شناسی موضوع پروژه است. کار کاملاً تجربی است و در درون خود تناقضاتی دارد که آزاردهنده‌ترین آن‌ها پلان سنتی مستطیل‌شکلی است که ساختمان بر اساس آن ساخته شده است — تصمیمی که پیامد فضایی‌اش کلیتی قابل درک نمی‌شود. پروژه از اپیزودها و عناصر مختلف فضایی و هنری تشکیل شده است که به گونه‌ای غریب در کنار هم قرار گرفته‌اند. اثر از مرز شلختگی تا وسواس صنعتگرانه در نوسان است و همین تناقض — که در ترکیب عناصر نامربوط پرداخت‌شده و خام نیز منعکس است — ویژگی اصلی ساختمان و جذابیت‌بخش آن است.

مجله معمار
شماره ۱۹ · زمستان ۱۳۸۱