بسم الله الرحمن الرحیم
در مقابل هزینه سنگینی که جامعه برای معماری میپردازد، معماری چه مسئولیتی دارد و این مسئولیت را چگونه به عهده میگیرد؟ از آنجا که معماری، بر خلاف بسیاری از هنرها، صرفاً بیان سلیقه فردی نیست بلکه در خدمت عموم قرار دارد، مسئولیت آن فراتر از حوزه زیباییشناسی گسترده میشود.
پیروهای مانند از هر گستهای معماری طبیعی است. معماری به عنوان حرفهای که کارگاه گستردهتری دارد، عملکرد مؤثری را میطلبد و رقابت واقعی در حرفهای بودن و تعهد حرفهای را تشویق میکند. این معماری که کارگاه گستردهتری دارد، فراتر از مرزهای مبتنی و عملکرد و رقابت واقعی را داراست.
معماری حرفهای مسئولیت دوگانهای دارد: از یک سو باید به نیازهای عملکردی کاربرانش پاسخ دهد و از سوی دیگر باید ارزشهای فرهنگی و محیطی جامعه را حفظ کند. در کشور ما، گسترش فعالیتهای ساختوساز به محلههایی خارج از مراکز شهر، مسئولیت معماری را به شدت زیر ذرهبین قرار داده است.
نهادهای رسمی که باید بر کیفیت معماری نظارت کنند تا حد زیادی از این نقش کنارهگیری کردهاند. سازمانهای مهندسی که برای تضمین استانداردهای حرفهای تأسیس شده بودند، عمدتاً به نهادهای اداری تبدیل شدهاند. نتیجه آن است که معماری در عمل بیشتر توسط نیروهای بازار و منافع سازندگان هدایت میشود تا مسئولیت حرفهای یا منفعت عمومی.
مسئولیت واقعی معماری را نمیتوان با قانون ایجاد کرد. باید از فرهنگ عملی برآید که به کیفیت، بستر و خدمت عمومی ارزش میدهد. حرفه باید نقش خود را به عنوان نگهبان محیط ساختهشده بازپس گیرد، نه از طریق نوستالژی یا فرمالیسم، بلکه از طریق عمل متعهدانه و اندیشمندانهای که تأثیر عمیق معماری بر زندگی روزمره را درک میکند.
معماری سرانجام مسئول است زیرا فضاهایی را شکل میدهد که زندگی در آنها جریان مییابد. این مسئولیت انتزاعی نیست — ملموس، قابل اندازهگیری و عمیقاً تأثیرگذار است. ساختمانی که کاربرانش، محلهاش یا محیط زیستش را ناامید کند، شکست مسئولیت حرفهای است، صرفنظر از ویژگیهای فرمال آن.
