کامران دیبا معمار برجسته ایران است. آثار او در ایران و تهران بیشمار است اما حضورش بارز و چشمگیر بوده و دارای تنوع هنرهای مختلف نیز هست. از نامبردنیترین آثارش میتوان به موزه هنرهای معاصر تهران، پارک شفق (ونوسپارک)، مرکز فرهنگی نیاوران، مجموعه دانشگاه جندیشاپور و شهر جدید شوشتر اشاره کرد. این پروژهها بسیار موفق بودهاند و جایگاه ویژهای در منظره معماری معاصر و کنونی ایران دارند.
دیبا دوره فعالیت حرفهای خود را در ایران (۱۳۴۵-۱۳۵۷) هرچند کوتاه، سرشار از انرژی و تنوع و جستجوی نوآوری میداند. به دلیل رویدادهای سیاسی، فعالیت حرفهای دیبا در ایران ناتمام ماند و او به سرزمینهای بیگانه تبعید شد.
علاقه دیبا فراتر از معماری بود؛ تلاش او آمیخته با تعهدات اجتماعی و فرهنگی بود. باید او را معماری ایدئولوژیمحور با حس رسالت در نظر گرفت. او با برگزاری رویدادها و نمایشگاهها جامعه هنری را به تکاپو واداشت و نقشی برجسته در تأسیس موزه هنرهای معاصر تهران ایفا کرد: نه تنها به عنوان معمار، بلکه به عنوان برنامهریز، مدیر و متصدی هنری، و مدیرعامل نهاد. فراموش نکنیم که این موزه در همان سالهایی تأسیس و ساخته شد که مرکز پمپیدو در پاریس. و افتتاح آن از رویدادهای مهم بینالمللی هنر بود.
مفاهیم و نظریه
کامران دیبا ایده مراکز فرهنگی در سطح محله را به ایران معرفی کرد. او ایدهاش را در پارک شفق، بینالنهرین (موزه هنرهای معاصر) و مراکز فرهنگی نیاوران نشان داد که هنوز فعال و پابرجا هستند. دیبا از نخستین معمارانی بود که وارد معماری منظر شد، رشتهای که در آن زمان قابل صرفنظر و عمدتاً نادیده از سوی حرفه تلقی میشد. او دغدغه یک بسته کامل اجتماعی-محیطزیستی داشت؛ یعنی برنامهریزی طراحی شهری مجاز، نظارت دقیق بر ساختوساز، سپس معماری منظر و طراحی داخلی از جمله انتخاب مبلمان، و سپس توجه به مدیریت و عملکرد اداری آن.
موزه هنرهای معاصر تهران
موزه هنرهای معاصر تهران
موزه هنرهای معاصر تهران، طراحیشده در اوایل دهه ۱۳۵۰ و تکمیلشده در سال ۱۳۵۶، شاهکار دیبا محسوب میشود. در حاشیه پارک لاله (پارک فرح سابق)، این موزه نه صرفاً به عنوان مخزنی برای هنر، بلکه به عنوان تجربهای فرهنگی کامل طراحی شد. سقف طاقضربی متمایز آن، الهامگرفته از بادگیرهای سنتی ایرانی، نیمرخی قدرتمند در برابر آسمان تهران ایجاد میکند و در عین حال نور طبیعی را به گالریهای زیرزمینی هدایت مینماید.
شهر جدید شوشتر
عشق و آرزوی بزرگ دیبا طراحی شهرها و محلهها بود. خوشبختانه در اواخر دوره فعالیتش در ایران، ساخت شهر جدید شوشتر را بر عهده گرفت. دیبا در طول حرفهاش روششناسی طراحی شهری را به کار میبست و طراح ماهری برای فضاهای عمومی باز بود. شوشتر نو فرصتی عالی برای تحقق ایده اجتماعیاش در بستری بومی بود، مبتنی بر محلات سنتی متواضع ایرانی. دیبا فراتر از این ایده اجتماعی پایه رفت و مسکن کمارتفاع با تراکم بالا طراحی کرد که با توالی هیجانانگیزی از فضاهای باز شهری رسمی و غیررسمی سرزنده شده بود.
این شهر جدید یکی از نمونههای نادر شهرسازی در جهان غیرغربی است که با وجود مدرنیتهاش، هویت بومی محلی را منتشر میکند. شوشتر نو برنده جایزه آقاخان برای معماری است و در نمایشگاه مهم «در پایان قرن» — نمایشگاه سیاری که توسط موزه هنر معاصر لسآنجلس ترتیب داده شده و به معماری قرن بیستم اختصاص داشت — و همچنین در بینال ونیز به نمایش درآمد.
مجموعه دانشگاه جندیشاپور
مجموعه دانشگاه جندیشاپور در اهواز نمایانگر وجه دیگری از تطبیقپذیری دیبا است. طراحیشده در اواخر دهه ۱۳۴۰، این مجموعه شامل ساختمانهای آموزشی، مسجد، ورزشگاه، کتابخانه، تالار اجتماعات و مسکن اعضای هیئت علمی است. مجموعه نشاندهنده توانایی دیبا در خلق زبان معماری منسجمی است که به اقلیم سخت خوزستان پاسخ میدهد و در عین حال واژگان معاصر را حفظ میکند.
فعالیتهای دیبا در سالهای پس از انقلاب
دیبا در سالهای پس از انقلاب در مقام اجباری خارج از ایران — اینجا معماری را کنار نگذاشت. خود او میگوید در پاسخی که از نوشتهاش درباره طی این کار گلشن، در سالهای اقامت اجباری در خارج، ایران نیز اینجا معماری را کار گذاشت. او هنوز در پاسخی از نوشتهاش درباره این کار کوتاه نمیآمد و به معماری میپرداخت.
او اکنون در جنوب آندلس اسپانیا زندگی و کار میکند.
یادگارهای آشنای کامران دیبا
در سالهای نخستین دهه ۱۳۴۰، زمانی که تعدادی از معماران جوان ایرانی از تحصیل در خارج بازگشتند، کامران دیبا از جمله کسانی بود که آثارشان نسلی را تعریف کرد. ساختمانهای او صرفاً سازههای کاربردی نبودند؛ بیانیههایی بودند درباره آنچه معماری ایران میتواند بشود وقتی هم از سنت محلی و هم از مدرنیسم بینالمللی بهره ببرد.
رویکرد دیبا با چشمانداز جامعش متمایز بود. او صرفاً ساختمان طراحی نمیکرد؛ محیطهای کاملی تصور میکرد. در پارک شفق، مجموعه فرهنگی در مقیاس محلهای ساخت. در موزه هنرهای معاصر تهران، نهادی بنا کرد که یکی از مجموعههای بزرگ هنر مدرن جهان را در خود جای داد. در شوشتر نو، جامعهای کامل طراحی کرد.
میراث این آثار فراتر از حضور فیزیکیشان گسترش مییابد. آنها الگویی استوار کردند برای آنچه معماری ایران میتواند به دست آورد: مدرن در فناوری و مفهوم فضایی، و در عین حال ریشهدار در درک فرهنگ و اقلیم ایران.
کامران دیبا را چطور به یاد میآورم؟
وقتی نام کامران دیبا را میشنوید، طبیعتاً به دستاوردهای بزرگ این معمار فکر میکنید. او از معدود معماران معاصر ایران است که آثارش در معماری، طراحی شهری و مدیریت فرهنگی حقیقتاً ممتاز بودند. پروژههایش در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ او را در شمار صداهای پیشتاز معماری نه تنها در ایران بلکه در جهان در حال توسعه قرار دادند.
من دیبا را به عنوان کسی به یاد میآورم که حساسیت هنری را با استعداد سازمانی ترکیب میکرد. او میتوانست موزهای تصور کند، مجموعهاش را گردآوری کند و عملیاتش را مدیریت کند. میتوانست شهری جدید طراحی و بر ساختش نظارت کند. این وسعت مشارکت — از مفهوم تا جزئیات تا مدیریت — در آن زمان نادر بود و امروز هم نادر باقی مانده است.
آنچه بیش از همه در بازدید مجدد از آثار دیبا امروز توجه را جلب میکند، ارتباط ماندگار آنهاست. پرسشهایی که او در دهه ۱۳۵۰ مطرح میکرد — چگونه معماری مدرنی بسازیم که به سنت محلی احترام بگذارد؟ چگونه فضاهای عمومیای طراحی کنیم که اجتماع را پرورش دهد؟ چگونه شهرهایی انسانی بسازیم؟ — دقیقاً همان پرسشهایی است که معماری ایران امروز همچنان با آنها دست و پنجه نرم میکند.
