به نوشتة اعتمادالسلطنه قنات مهران مربوط به هزار سال قبل بوده كه نشان از پايدار بودن قنات ها در دوره هاى تاريخى و نگهدارى خوب آن ها دارد. در دورة قاجار اين قنات را به سمت ارك منحرف كردند »پس از ساخته شدن باغ و عمارت سپهسالر سه دانگ از آب اين قنات وقف باغ سپهسالر ( كه همچنان از زير آن 75 ، شمارة1345 شد« )قنات هاي تهران در سال مي گذرد و به حمام گلشن درمقابل بقعة سيداسماعيل مي رسد و سپس به سمت چهارراه سيروس و بازار امين السلطان مي رود. متأسفانه اين قنات امروز پر از فاضلب شهرى است. نگارنده در روند پروژة مرمت حمام گلشن، قناتى كه از زير حمام مى گذشت را ديده است. گاه جلوى قنات را با صفحه اى چوبى مى بستند تا استخر حمام پشت آن پر آب شود و شاهزاده هاى قاجار در ماه رمضان در آن آب تنى مى كردند. روستاي مهران در حد واسط روستاهاي مبارك آباد و ضرابخانه و در شمال قصر قاجار بوده كه ديگر اثري از آن ها باقي نيست، به جز نام محلت. بنابراين، از گذشته شمال تهران مورد توجه بوده، ولي پس از شكل گيري تهران به عنوان شهر، و به خصوص از دورة قاجار، آبادي هاي جديدي اطراف تهران ساخته شدند كه در آن ها براي تأمين نياز شهر كشاورزي، سبزيكاري و صيفي كاري مي شد و روستاهاي دامنة كوه كه از آب رودخانه هاى هفتگانة تهران آبياري مي شدند، پوشيده از باغ و درختان ميوه بودند. حجت بلغي در كتاب تهران، شمال، مضافات آورده است: »قصبة رستم آباد عليا و سفلي در چهاركيلومتري جنوب شرقي امامزاده صالح و سه كيلومتري شرق قلهك است، سكنة آن چهارصدتن است، قصبه در دامنه و سردسير، و آبش از دو رشته قنات و در بهار از رودخانة دارآباد، و محصولش غلت و ميوه هاست.« )رستم آباد يكي از آبادي هاي شكل گرفته در دورة قاجار است(. خوش آب و هوا بودن ارتفاعات شمالي تهران و وجود هفت روددره كه عامل اصلي هواي خوب و اختلف دماي اين منطقه با تهران محسوب مي شد، شاهان قاجار را بنا بر عادت ييلق و قشلق، علقمند كرد كه از گرماي طاقت فرساي تهران در فصل تابستان به دامن كوه پناه ببرند. همراه با توسعة تهران قصرهاي قاجاري نيز فاصلة بيشتري نسبت به شهر پيدا مي كردند، تعدادي از اين باغ قصرها در دورة فتحعلي شاه ساخته شدند مانند باغ لله زار و قصر قاجار كه بعد به زندان قصر تبديل شد و از بناهاي آن فقط يك كوشك هكتار باغ آن باقي مانده است.50 هشت وجهي در وسط باغ و چند درخت از محمدشاه نيز قصري به نام محمديه در شميران در محلة محموديه كه نام بعدي قصر بود، واقع در برِ غربي خيابان ولي عصر بنا كرد، از آن باغ، امروز اثري باقي نمانده. مظفرالدين شاه نيز قصري در دارآباد ساخت كه هم اينك بخشي از آن بيمارستان مسيح دانشوري است، اما ناصرالدين شاه به دليل طولني بودن دوران حكومتش و امنيت نسبي كشور و همچنين خصلت خوش گذراني كه داشت، در اطراف تهران قصرها و باغ هاي بسياري را بنيان گذاشت يا تصاحب كرد. از قصر عشرت آباد كه نزديك حصار بود تا سلطنت آباد در ضلع شرقي محلة اختيارية كنوني، دوشان تپه، قصرهاي فيروزه و ياقوت )سرخ حصار( در شرق و كاخ نياوران در شمال شرقي و ده ها باغ و عمارت ديگر از آثار اوست. اعتماد السلطنه در يادداشت هاي خود مي گويد: »چون ناصرالدين شاه زير چادر به دنيا آمده بود لذا نمي توانست در شهر زير سقف اتاق زندگي كند و هميشه سر به صحرا مي گذاشت.« درباريان و شاهزادگان قاجار نيز با تأسي به او باغ هاي زيادي در تهران و اطراف آن خصوصاً به سمت شميران ساختند. اين باغ ها اغلب نزديك جاده هايي كه مسير قصرهاي شاهان قاجار بود ساخته مي شدند. باغ صبا يكي از اين باغ ها و متعلق به فتحعلي خان صباملك الشعراي عمارت قصر قاجار The only small building remained from the Negarestan Royal garden, today imprisoned between governmental buildings Qasre Qajar Palace, Tehran .عمارتي مربوط به باغ نگارستان كه در محوطة ساختمان هاي سازمان برنامه و بودجه )بهارستان( محبوس افتاده نقشة تهران، اوايل دورة قاجارTehran, beginning of Qajar period, early 18th century
\\n( فتحعليشاه بود كه بعد حاج كاظم ملك تجار ) پدر حاج حسين آقاى ملك آن را خريد و تا چندي پيش جزو املك ورثة او به شمار مي رفت. اين باغ در بر غربي جادة قديم شميران )خيابان شريعتي( بالتر از سه راه ملك كنوني قرار داشت كه در سال هاي اخير باقيماندة درختان اين باغ نيز قطع و ساخت و سازهاي گسترده اي در آن شد. ، سفير فرانسه در ايران عهد قاجار، مي نويسد: »اعيان و 4كنت دوگوبينو اشراف و تجار اراضي خارج شهر را به بهاي ارزان خريداري نموده و خيابان و باغ به وجود مي آورند و عمارات كوچك و بزرگ مي سازند، به طوري كه مي توان گفت اراضي تهران اصلً صاحب ندارد.« اين موضوع دومين عامل توسعة تهران به شمار مي آيد. يكي از ملكين بزرگ دورة ناصرالدين شاه، مستوفي الممالك، آبادي هاي زيادي در تهران و اطراف شهر به وجود آورد، از جمله بهجت آباد و يوسف آباد كه در شمال شرقي تهران ناصري صدها هكتار وسعت داشتند. بخش عمده اي از زمين هاي ده ونك نيز به او تعلق داشت. او جاده اي در ميان باغ ها و مزارع خود از بالدست اميرآباد تا يوسف آباد ساخت كه اطراف آن درخت و گل كاري شده بود )ن.ك. به نقشة خيابان امير آباد(. از باغ هاي ديگر، باغ جلليه متعلق به جلل الدوله فرزند ظل السلطان در كنار ضلع غربي املك مستوفي واقع شده بود كه در دورة پهلوي اول در بخش هايى از باغ از خيابان فاطمي تا انقلب به موزة فرش، هتل لله، پارك لله و دانشگاه تهران تبديل شد. خيابان اميرآباد )كارگر( از بدنة غربي اين باغ مي گذشت و در حد فاصل باغ شاه تا باغ اميرآباد كشيده شده بود. ، طبيب ناصرالدين شاه، در كتاب سه سال در دربار ايران 5دكتر فووريه خود آورده: »راه صاحبقرانيه در دروازه شميران است و عشرت آباد و قصر قاجار و ضرابخانه و باروتخانه و باغ بزرگ سلطنت آباد همه در طرف دست راست جاده اند.« ق راه 1278 حجت بلغي نيز در تاريخ تهران آورده است: »در سال سلطنت آباد تحت نظارت عليقلي ميرزا اعتمادالسلطنه و ميرزاسعيدخان انصاري وزيرخارجه به مباشرت مسيو كاسكرخان مهندس اطريشي شوسه شد و آن راه به نام خيابان شميران مشهور گشت.« هم او مي گويد: »قريه جماران در دو كيلومتري شرقي امامزاده صالح در كنار راه شوسة تجريش به نياوران است.« از گفته هاي بلغي و فووريه مي توان نتيجه گرفت كه ناصرالدين شاه فاصلة بين دارالخلفه و قصر باغ هاي خود در شميران را با راه شوسه به هم رسانيده و بنابراين مقدمات توسعه و پيوند تهران با روستاهاي مسير به سمت شميران نيز از طريق اين راه ها هموارتر شده و همچنان باغ ها و آبادي هاي بيشتري در كناره و پيرامون اين راه ها شكل گرفته، بنابراين سومين عامل توسعة تهران به سمت شمال شهر را مي توان وجود اين راه ها دانست. قمري مقارن با اواسط سلطنت 1286 روي نقشه اي متعلق به سال ناصرالدين شاه، عوارض طبيعي، باغ ها، زمين هاي كشاورزي و ساخت و سازهاي عصر ناصري نشان داده شده. همچنين ارتباط بين تهران و شميران كه از طريق جاده هاي مالرو )خاكي( و با خط و نقطه مشخص شده، ديده مي شود. اين نقشه نشان مي دهد كه بخش هايي از خيابان شريعتي و ولي عصر از محدودة همين راه ها مي گذرد، در اين نقشه برخي باغ ها كه تا آن زمان ساخته شده بودند مشخص شده است. به مرور باغ هاي زيادي در بخش شمالي شهر شكل گرفتند و دامنة آن تا قريه تاريخي امامزاده قاسم نيز كشيده شد، باغ هاي مهم اين محدوده را 7 اعتمادالسلطنه در يادداشت هاي خود معرفي كرده. او در يادداشت روز جمعه ق مي نويسد: »امروز شاه، باغ ملك كه در امامزاده قاسم است، 1307 ذيحجه باغ فرمانيهFarmaniyeh garden
\\n: ق نيز مي گويد1292 رجب14 مهمان هستند.« در يادداشت روز دوشنبه »امروز شاه، باغ نصرت الدوله كه در امامزاده قاسم دارد، با حرم مهمان هستند... سه از دسته گذشته ]يعنى سه ساعت از ظهر گذشته[، شاه طرف امامزاده قاسم، از زير جماران تشريف بردند... عصر كه مراجعت شد باغ درويش را كه بين امامزاده قاسم و نياوران است، قبلة عالم به من بخشيدند كه آباد نمايم.« از ديگر باغ هاي مهم عصر ناصري باغ فرمانيه متعلق به عبدالحسين ميرزا هزار تومان 100 فرمانفرما بود كه توسط ورثة او به سفارت ايتاليا به مبلغ فروخته شد. اين باغ به عنوان اقامتگاه سفير ايتاليا هنوز در برِ جنوبي خيابان فرمانيه قرار دارد و عمارت قديم آن نيز به زيبايى مرمت شده و باقي است. جاى تأسف است كه تنها باغ هاى باقيمانده از تهران قديم باغ هاى سفارتخانه ها باشند، و ايرانيان خود اهميتى به حفظ و نگهدارى از اين باغ ها و عمارات نداده باشند، و همچنان نيز ندهند. باغ آجودانيه يكي ديگر از باغ هاي دورة ناصري است. حجت بلغي در كتاب تاريخ تهران مي گويد: »آجودانيه آباد كردة آقارضاخان اقبال السلطنه، وزير قورخانه است.« از اين باغ نيز فقط نام آن باقي مانده. اعتماد السلطنه در المآثر و الثار آورده است: »و كامرانيه، بلوك شميران واقعه در شمال شهر طهران از پيرامن كوه مشهور به البرز، كه عمارت ييلقي حضرت مستطاب وال كامران ميرزا امير كبير وزير جنگ است... در اين اثر بزرگ باغچه بندي ها و گل كاري ها به طرز فرنگستان موجب حيرت نظارگيان است« يكي ديگر از قصرهاي سلطنتي باغ اقدسيه بود. حجت بلغي در تاريخ تهران مي گويد: »باغ اقدسيه در مشرق صاحبقرانيه است و آن از بناهاي ناصرالدين شاه قاجار است. نام آن قبلً حصار ملّ بود و شاه مزبور آنجا را به نام اقدس الدوله يكي از زنان خود اقدسيه ناميد.« اين نمونه ها بخشي اندك از باغ هاي دورة قاجار است كه جز تعدادي انگشت شمار از آن باقي نمانده. همزمان با شكل گيري خيابان ولي عصر در دورة رضاشاه، توسعة تهران به سمت شميران شدت گرفت ولي در كناره هاي خيابان ولي عصر به جز باغ فردوس و باغ محموديه كه در دورة قاجار شكل گرفتند، به دليلي باغ هاي مرسوم دورة قاجار ساخته نشد: اول اينكه بخش بزرگي از املك مستوفي الممالك در ميانة خيابان اميرآباد تا ده ونك قرار داشت )در شرق و بالدست خيابان ولي عصر( و كسى نمى توانست در آن بسازد. دوم وضعيت خيابان ولي عصر بود كه امكان كشاورزي و باغداري را با وجود پستي و بلندي هاي زياد فراهم نمى كرد. همچنين سيل گير بودن بعضي نقاط آن مزيد بر علت، و موجب شده بود كه در دورة قاجار به اين مسير چندان توجهي براي ساخت و ساز نشود. براي روشن شدن اين موضوع كافي است به وضعيت كنوني خيابان ولي عصر از سه راه عباس آباد تا حدود ميدان ونك نگاه كنيم. بدنة غربي خيابان ولي عصر اختلف سطح زيادي با بدنة شرقي آن دارد، به شكلي كه ارتباط با بدنة غربي در طول اين مسير به ناچار با پلكان هاى زيادي برقرار مى شود، به ويژه در محدودة پارك ساعي كه نسبت به خيابان ولي عصر در گودي قرار گرفته و در گذشته از نقاط سيل گير بود. اين وضعيت و همچنين اختصاصي بودن خيابان ولي عصر در ابتدا به منظور ارتباط سريع و راحت تر بين كاخ مرمر و سعدآباد، موجب شد پيرامون خيابان ولي عصر كمتر ساخت و ساز شود. هنگامي كه توسعة شهر شتاب بيشتري گرفت و بدنه هاي خيابان ولي عصر نيز به تبعيت از شيوه هاي جديد زندگي و روش هاي مدرن معمارى شكل گرفتند، به مرور ساختما ن هاي ويليي حياط دار جاي كوشك باغ هاي بزرگ عصر قاجار را گرفت. تحولت اجتماعي آن دوره در شيوة شهرسازي و معماري نيز تأثير گذاشت و دوران گذر از سنت به مدرنيسم در اين دوره به اوج خود رسيد، از جمله بناهاي مسكوني از حالت بسته و درون گرا، كه بيشتر به دليل مسائل امنيتي و اعتقادي به وجود آمده بود )خانه هاي اندروني و بيروني كه كمترين ارتباط را با فضاي بيرون داشته اند( به حالت برون گرا و ارتباط با فضاي پيراموني تغيير يافت كه از تأثيرات اين تحول عظيم در تاريخ معماري و شهرسازي ايران بوده. حياط به عنوان بخشي از طبيعت و در قالب باغچه هاي پيرامونِ يك حوض و آبنما در معماري مسكوني نقشي ديرپا داشته و بدين ترتيب بناهاي يك و دو طبقة ويليي با طرح ها و سبك هاي متنوع و مصالح جديد بازتعريفي از معماري تحول يافته و مدرن ايراني شدند. بنابراين عامل چهارم توسعه و از مهم ترين عوامل، افزايش جمعيت تهران به خصوص از دورة پهلوي دوم بود كه موجب رشد سريع تهران به ويژه به سمت ارتفاعات شمالي شد. ادوارد پولك مي گويد:»هيچ خانه اي در تهران پيدا نمي شود كه حياط نداشته باشد و هيچ حياطي بدون باغچه و درخت نيست.« شكل گيري گستردة بناهاي مسكوني به اين شيوه موجب شد هر خانوادة تهراني حياطي كوچك با باغچه هاي پرگل و درخت داشته باشد و ارتباط با طبيعت و هواي پاك از اين طريق براي ساكنان فراهم شود. تهران به اين شكل رشد و توسعه يافت و هنوز هم در گوشه و كنار ابر شهر كنوني نشانه هايي از اين خانه ها ديده مي شود. به عنوان نمونه در سراسر خيابان نياوران، بخش هايي از خيابان ولي عصر و خيابان شريعتي به ويژه در قسمت هاي شمالي و ديگر نقاط شهر، اين خانه ها در طرفين خيابان ها با حياط هاي پردرختي كه پاره اي از آن باقيماندة باغ هاي قبلي تهران اند، ضمن زيبايي بخشيدن به منظر شهر، نقش مهمي در تلطيف هوا دارند. تهران بيش از هر زماني به پاكي و سرزندگي نياز دارد و بايد قبل از آنكه خيلي دير شود براي حفظ اين شكل زندگي چاره اي انديشيد، پيش از آنكه شيوة رايج آپارتمان و برج سازي اين باقيماندة اندك را نيز از ميان ببرد كه در آن صورت تهران بيش از پيش صرفاً به كانال هايي براي عبور خودرو تبديل خواهد شد، آنچه از باغ هاي تاريخي تهران باقي مانده باارزش است و مديران شهري مي بايست با بازشناسي، احيا و حفاظت آن براي هويت بخشي و ارتقاي كيفي فضاهاي شهري بيش از پيش بكوشند. منابع: .1363 ، اعتماد السلطنه، محمد حسن خان. المآثر و الثار، به كوشش ايرج افشار، اساطير- .1356 ، اعتماد السلطنه، محمدحسن خان. روزنامة خاطرات، به كوشش ايرج افشار، اميركبير- .1368 ، پولك، ياكوب ادوارد. سفرنامه، ترجمة كيكاوس جهانداري، خوارزمي- خوانساري، مهدي؛ مقتدر، محمدرضا؛ ياوري، مينوش. باغ ايراني بازتابي از بهشت، ترجمة- .1383 ،مهندسان مشاور آران، سازمان ميراث فرهنگي .1348 ، دل واله، پيترو. سفرنامه، ترجمة شجاع الدين شفا، بنگاه ترجمه و نشر كتاب- .1363 ، فووريه. سه سال در دربار ايران، به كوشش عباس اقبال آشتياني، علمي- .1356 ، كريمان، حسين. قصران، انجمن آثار ملي- .1371 ، كريمان، حسين. تهران در گذشته و حال، دانشگاه شهيد بهشتي، چاپ دوم- .1337 ، كلويخو. سفرنامه، ترجمة مسعود رجب نيا، بنگاه ترجمه و نشر كتاب- ، گوبينو، كنت دو. سه سال در ايران، ترجمة ذبيح اله منصوري، از انتشارات روزنامة كوشش- .بي تا .81 معتمدي، محسن. جغرافياي تاريخي تهران، مركز نشر دانشگاهي، تهران، چاپ اول، سال- .1363 ، نجفي، ناصر. طهران عهد ناصري، عطار- .1363 ، هدايت، مهديقلي خان. خاطرات و خطرات، زوار- :پانوشت ها 1- Jakob Eduard Polak 2- Ruy Gonzalez de Clavijo 3- Pietro Della Valle 4- Joseph Arthur de Gobineau 5- Feuvrier * مهدي معمارزاده كارشناس ارشد بناها و بافت هاي تاريخي و كارشناس ميراث فرهنگي استان تهران است. ناظر پروژه هاي مرمتي ميراث فرهنگي بوده و مقالت و پ ژوهش هاي فرهنگي او در دائره المعارف بزرگ اسلمي و مجلت ميراثي چاپ شده اند.
\n