در این پروژه، معماری به دنبال ایجاد فضایی است در میانه مبدأ و مقصد، که در حد فاصلی کوتاه وضعیت خود را بیان میکند. فاصلهای که به هیچ کدام تعلق ندارد. بازسازی فضای معبرگونه و ارتباط نشانهای آن با مفهوم پل، معماری را به سوی بازتولید کالبدی میراند که سوژه (مخاطب) را در وضعیت تعلیق، همانند نقطه صفر مرزی قرار میدهد. جایی که تردید و شور و شعف در فاصله عبور، مبدأ و مقصد را واجد وضعیتی ثانوی میکند و از اینجا رابطه بین سوژه (مخاطب) و ابژه (معماری) برقرار میشود.
در طبقه همکفِ این پروژه یک فضای نشیمن عمومی در قسمت غرب و یک فضای نشیمن نیمه خصوصی در قسمت شرق ساختمان هست که توسط یک فضای باز به طور کامل از هم جدا شدهاند و با یک پل که خود دربرگیرنده تمام فضاهای خصوصی ساختمان است، در طبقه اول به هم متصل میشوند. یک فضای گذر که از ورودی سایت آغاز میشود و از بین ساختمان و از زیر پل اصلی عبور میکند، در این ناحیه ورودیهای اصلی همکف را در دو طرف تأمین میکند و در انتهای مسیر با فضای آلاچیق خاتمه مییابد.
در قسمت غربی طبقه همکف؛ راه پله، فضای رختکن، سرویس عمومی، آشپزخانه و نهارخوری، فضای نشیمن عمومی را به مساحت ۲۰۵ مترمربع شکل دادهاند و در قسمت شرقی آن؛ فضای تفریحی، آبدارخانه، جکوزی، سرویس بهداشتی و راهروی ارتباطی از محوطه به داخل، فضای نشیمن نیمه خصوصی را به مساحت ۱۴۵ مترمربع ساختهاند.
در طبقه اول به مساحت ۳۰۷ مترمربع، چهار اتاق خواب، فضای تلویزیون و یک راه پله در انتهای شرق ساختمان قرار دارد. آلاچیق، تأسیسات و مجموعه ورودی که خود شامل فضای ورودی پیاده، سرایداری و فضای پارکینگ است، در فضاهای جانبی سایت به مساحت ۳۸۰ مترمربع جانمایی شدهاند.
سازه در ابتدا بتونی با سقفهای دال طراحی شد، ولی پس از بررسیهای اولیه و وجود دهنههای بزرگ که باعث ایجاد ضخامتهای نامناسب و در نتیجه حجیم شدن ساختمان میشد، تصمیم بر این شد که از سیستم سقفهای پیش تنیده برای کم کردن ضخامتها استفاده شود.
به منظور تأمین هوای مطبوع از فن کویلهای توکار زمینی در تمامی فضاهای ساختمان استفاده شده است. سرمایش توسط چیلر و گرمایش با دیگ و مشعل تأمین میشود. با توجه به ساختار پروژه و وجود سقفهای بتونی اکسپوز (فاقد سقف کاذب) تمام لولههای تأسیسات برقی و مکانیکی از روی سقف سازهای عبور داده شدهاند.