پیش از انقلاب مشروطه مدارس و مکتبخانهها از مکانهای شناختهشده در شهرها و روستاهای ایران بودند. اما از انقلاب مشروطه به بعد روند واقعه کاملاً متفاوت شد. تحولات اجتماعی-فرهنگی بر موقعیت مکانی، شکل کالبدی و شبکه توزیع مدارس اثر عمیقی به جای گذاشت. از هر حرکتی در مرحله جنینی تا شکوفایی کامل سه تا چهل سال زمان برد. بالغترین تأثیرگذاریها در دگرگونی الگوی کالبد سنتی شهری به این صورت بود:
پیشگامان اولیه با جسارت به ایجاد مدارس جدید بر مبنای مدلهای قفقازی، عثمانی و فرنگی پرداختند. اقلیتهای مذهبی، بهخصوص ارامنه و جامعه یهودی، از این توسعه استقبال کردند و بهزودی مدارس خود را بر همین اساس تأسیس نمودند.
تقریباً همه شهرهای ایران چهارراهها و میدانهای مرکزی خود را در فاصله دو جنگ جهانی ساختند. بهترین مدارس از نظر زیبایی، استحکام و منطق معماری در آن دوره ساخته شد.
در نیمه دوم دهه ۱۳۴۰، طرحهای جامع شهری برای شهرهای بزرگتر ایران و طرحهای هادی برای شهرها و روستاهای کوچکتر، اندازه و محل مدارس هر جامعه را با توجه به تراکم و هرم جمعیتی تعیین کردند. با این حال، همه زمینهای اختصاصیافته به فضاهای آموزشی لزوماً برای این منظور استفاده نشدهاند.
مدرسه به مثابه یک عنصر شهری
هرچند جمعیت مدارس نسبت به جمعیت شهری ناچیز است، اما شمار مطلق دانشآموزان و گستردگی فضایی فعالیتهایشان آن را به موضوعی حیاتی در برنامهریزی شهری تبدیل میکند.
در بافتهای قدیمی شهرهای ایرانی، مدرسه در دل محله جای گرفته بود: همان مسیر بازار که به مسجد و حمام منتهی میشد، به مکتبخانه نیز راه داشت. این تلفیق به مدرسه حضوری مدنی میبخشید. اما با نوسازی، مدارس بیش از پیش به صورت بناهای منفرد ساخته شدند و اغلب به قطعات حاشیهای رانده شدند.
آیا تجربه دیگران برای ما کاربرد دارد؟
امروزه حملونقل — که در گذشته شامل اسب، خودرو شخصی، سرویسهای مدرسه و مینیبوس بود — به یکی از مهمترین عوامل برنامهریزی تبدیل شده است. مدارسی که زمانی محلهمحور بودند اکنون باید دسترسی منطقهای، پارکینگ و مسیرهای اتوبوس را در نظر بگیرند.
در همین حال، گذار از آموزش حفظمحور به آموزش مشارکتی و پژوهشمحور پاسخهای معماری جدیدی را میطلبد. کلاسها از ردیفهای ثابت میز فراتر رفتهاند: فعالیتهای گروهی، کار آزمایشگاهی و تولید خلاقانه همگی پیکربندیهای فضایی انعطافپذیری را میطلبند.
به سوی یک دیدگاه یکپارچه
آنچه مورد نیاز است طرح جامعی است که معماری مدرسه را با طراحی شهری پیوند دهد. عناصر کلیدی شامل: ۱) بازنگری فضاهای باز و رابطه حیاط مدرسه با محله پیرامون؛ ۲) برنامهریزی ترافیک و حملونقل؛ و ۳) طراحی پوسته ساختمان بهگونهای که مجموعه آموزشی را از طریق تسهیلات مشترک به جامعه متصل سازد.
در جهان نوین آموزش، طراحی تسهیلات مدرسه برای حرکت، استفاده از مدولار بودن، گرمایش، تهویه، نور طبیعی، کنترل صوتی و اتصال دیجیتال توجه بسیاری به خود جلب کرده است. سالنهای چندمنظوره، فضاهای بازی سرپوشیده، استخر و آمفیتئاتر — امکاناتی که زمانی تنها در دانشگاهها یافت میشد — اکنون در طراحی مدارس ابتدایی و متوسطه گنجانده میشوند.