ایجاد تشکیلات مهندسی مشاور در دهه سی ناشی از نیاز کشور در آن مقطع به این تشکیلات بود. مهندسی در رشتههای معماری، راه و ساختمان، مکانیک و برق از دانشگاههای خارج و داخل فارغالتحصیل شده و هر کدام به تنهایی قادر به حل مسائل مهندسی در رشته خود بودند، اما طراحی ساختمانهای روز با تأسیسات و تجهیزات نیاز به کار دستهجمعی داشت. مهندس معمار ساز که وقتی هنر و فن را از هم جدا کرد، هر کدام به جزئی از یک تیم چندرشتهای بدل شد.
در مسیر کار گستردهتر شد. ساختمانها پیچیدهتر و سیستمهایشان مدرنتر شدند و نیاز به تخصصهای جدید در حوزه مشاور آشکار شد. کمکم تخصصهای مهندسی مختلف از آکوستیک و نورپردازی تا محوطهسازی و الکترونیک به تیم اضافه شدند. همزمان گسترش پروژههای شهرسازی و زیرساختی تقاضا برای سازمانهای بزرگتر و تیمهای متنوعتر ایجاد کرد.
کار وزارت مسکن در انتخاب مشاوران شهرهای مشهور شده برای طراحی حدود بیست نمایندگی در خارج از کشور جریان داشت. از فعالیت معماری را به دست آورده، اجرای پروژهها در کشورهای خارجی، مستلزم همکاری با مشاوران خارجی و آمادگی اسناد و مدارک بود. حضور گزارشهایی از نتایج این همکاریها، تشکیلات ایرانی و خارجی در زمینه انتقال وظایف جدید تولید پروژه منتشر شده است.
اما ساختار تشکیلات مشاور با سرعت تحولات همگام نبود. در حالی که شرکتهای خارجی ساختار مدیریتی خود را توسعه دادند، از فناوریهای نوین برای تولید پروژه بهره بردند و در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری کردند، بسیاری از شرکتهای ایرانی در الگوهای سازمانی سنتی باقی ماندند. رابطه میان کیفیت طراحی و ساختار سازمانی روزبهروز آشکارتر شد: تولید معماری نوآورانه نه فقط به افراد بااستعداد، بلکه به سازمانهای منظم و کارآمد نیز نیاز دارد.
بعد از انقلاب تا سالها پروژه بر اجرا نرفت. وقتی پروژهها از سر گرفته شد، ساختمانهای بزرگ عمومی، مساجد، مراکز فرهنگی و حتی بعضاً دفاتر مرکزی بزرگ شرکتها از جمله آنها بود. حجم و تعداد پروژههای ساختمانی عمومی و دولتی به مقداری رسید که ظرفیتها به حد اشباع رسید و نیاز به سازماندهی بهتر احساس شد.
امروز وقتی به منظره مشاوران مهندسی ایرانی نگاه میکنیم، سازمانهایی در سطوح مختلف میبینیم — از دفاتر کوچک چند معمار تا شرکتهای بزرگ چندرشتهای. هر کدام نقاط قوت خود را دارند، اما چالشهای صنعت ساختوساز مدرن رویکرد تازهای میطلبد. حجم و پیچیدگی پروژهها، سرعت تغییرات فناوری و انتظارات کارفرمایان همه به ضرورت تحول سازمانی اشاره دارند.
این تحول لزوماً از یک الگو پیروی نمیکند. شرکتهای کوچک میتوانند در طراحی تخصصی جایگاه خود را بیابند و آن نزدیکی و دقت در جزئیات را ارائه دهند که سازمانهای بزرگ گاه فاقد آن هستند. شرکتهای متوسط میتوانند بر تخصص تثبیتشده خود بسازند و بهتدریج قابلیتهای خود را گسترش دهند. شرکتهای بزرگ باید ساختار مدیریتی خود را نوسازی کنند، در فناوریهای نوین سرمایهگذاری کنند و رویکردهای نظاممند برای کنترل کیفیت توسعه دهند.
ادغام توانمندیها، تجمیع استعدادها و نوسازی شیوههای مدیریتی تجمل نیست — ضرورت است. صنعت ساختمان ایران در نقطه عطفی حساس قرار دارد. تقاضا برای ساختمان در همه انواع — مسکونی، تجاری، فرهنگی، آموزشی — همچنان رو به رشد است. پاسخگویی به این تقاضا با معماری باکیفیت نیازمند سازمانهای مشاورهای است که خود بهخوبی طراحی شده باشند: کارآمد، نوآور و توانا در ارائه پیوسته برتری. موسم تحول — برای آنکه نسلی نو بنیانهای سازمانی حرفه را دگرگون سازد — فرا رسیده است. ساختن زیرساخت فرهنگی کشور، کاری که در چند دهه تحقق مییابد، چیزی کمتر از این نمیپذیرد.